چرا مذهب شیعه به مذهب جعفری شهرت یافته است؟جایگاه امام صادق در تحکیم تفکر شیعه کجاست؟

[ad_1]

چرا مذهب شیعه به مذهب جعفری شهرت یافته است جایگاه امام صادق در تحکیم تفکر شیعه کجاست

هیچ تاکنون به این نکته اندیشیده اید که چرا ما شیعیان راپیروان مذهب جعفری می خوانند در میان دوازده امام شیعه چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است با توجه به این که امام جعفر صادق ع ششمین امام شیعه هستند مگر پیش از ایشان وضعیت شیعه چگونه بوده و به عبارت دیگر چرا مذهب شیعه علوی یاحسنی یا حسینی یا سجادی و یا باقری نامیده نشده است آنچه درپی می آید توضیحی است بر راز این نام گذاری


عرصه تئوری ها و دیدگاههای علمی و فرهنگی در میان دانشمندان وفرهیختگان همواره عرصه ابقای بهترین اندیشه ها بوده است. هرنظریه ای آن هنگام توانسته جایگزین نظریه پیشین شود که محتوایی بهتر از آن را به بشریت هدیه کرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت.




مکتب های فکری بزرگ نیز همواره باید دارای چنین ویژگی باشند تا بتوانند در دل بشر جایی باز کنند. نگاهی به دستاورد مکتب اسلام در مقایسه با آنچه جامعه جاهلی عرب بدان دلبسته بود و مبنای رفتار فردی و اجتماعی خود قرار داده بودمی تواند راز موفقیت اسلام را در برابر اندیشه های جاهلانه نشان دهد. پیامبر(ص) در دعوت خود ضمن پذیرش سنت های پسندیده انسانی در میان اعراب آنگاه که به نفی ضد ارزشها می پرداخت طرح های جایگزین نیز ارائه می کرد تا مخاطبان او احساس خلاء نکنند.




شاید راز بسیاری از شکست های فردی و اجتماعی مصلحان در طول تاریخ همین بوده که طرح جایگزین نداشته اند به همین نمونه تاریخ معاصر ایران توجه کنید. حضور روحانیت در مشروطیت و انقلاب اسلامی و این که چرا روحانیت در مشروطیت نتوانست تا پایان حضور داشته باشد اما انقلاب اسلامی به رهبری امام موفق به براندازی یک نظام شد؟




شاید مهمترین نکته در همین طرح جایگزین بوده است. امام خمینی(ره) طرح جایگزین سلطنت را داشت اما روحانیت در مشروطیت به ابعاد این موضوع آن چنان که بایسته است نیاندیشیده بود واین سرانجام هرحرکت سیاسی و فکری است که فقط طرح براندازی داشته باشد و نه طرح جایگزین!




امام جعفرصادق(ع) در مسیرتکاملی حرکت شیعه گام دوم را برداشته بودند. یعنی پس از آنکه مردم بر اثر مجاهدت های امامان پیشین به ناصحیح بودن مذهب رسمی و دیگر اندیشه های منبعث از آن و نیزحرکت های سیاسی مبتنی برآن در سالهای گذشته پی بردند آماده بودند تا طرح جایگزین مکتب اهل بیت را دریافت کنند و امام صادق(ع) همان بزرگواری است که با توجه به یک موقعیت استثنایی تاریخی طرح جایگزین شیعه را به هنگام ارائه کرد و امامان دیگربه شرح و بسط بعضی از ابعاد آن پرداختند.




دوره امامت حضرت که از سال 114 هجری آغاز شده تا سال 148 هجری ادامه یافت. (1) یکی از شرایط بحرانی تاریخی در اسلام بود زیراکه بنیان حکومتی یکصدساله فرو ریخته بود و بنیان حکومت پانصدساله ای پی ریزی می شد و همت اصلی سران حکومت تازه، کوبیدن مخالفان بود. مثلا توجه کنید که از سال 132 که رسما حکومت عباسیان آغاز شد تا سال 137 هجری سردمداران آن از هیبت و عظمت یکی از بزرگترین سرداران خود یعنی ابومسلم خراسانی هراس داشتندو تا او را با حیله و فریب نکشتند (2) احساس آرامش نکردند وامام صادق(ع) با توجه به این فضا، پایه های فکری نظام تشیع یاطرح جایگزین را بنانهاد.




پیدایش شیعه از زمان پیامبر اسلام (ص) بوده و انتخاب لقب رئیس مذهب برای امام صادق (ع) به این دلیل بوده که این امام بزرگوار به جهت آزادی عملی که بر اثر درگیری امویان و عباسیان به وجود آمد، توانست در حد وسیعی به توسعه فکری مذهب تشیع بپردازد و این معنا، نفی تلاش دیگر امامان نیست.




اصطلاح رئیس مذهب شیعه که اکثراً بر امام صادق (ع) اطلاق می شود، ناظر به فقه شیعی در برابر مذاهب اهل سنت است، و گرنه اساس تشیع و مکتب امامت از لحاظ معارف بنیادی، در عرض مذاهب فقهی نبوده و معارف اصلی اسلامی را شامل می شود که جز در مکتب اهل بیت (ع) (عموما) قابل وصول نیست.




بی گمان مقصود از تشیع، همان حقیقت راستین اسلام است که مؤسس آن پیامبر اسلام (ص) بوده، و امت را به متابعت از علی (ع) و اهل بیت(ع) رهنمون کرده، تا بتوانند از این در، بر شهر علم محمدی راه یابند .




در زمان امام صادق (ع) شرایطی فراهم شد که امکان بیشتری برای ترویج علوم فراهم بود، و معارف دینی فرصت بیشتری برای اظهار داشت. از طرفی می بینیم که هفتاد درصد از روایات فقهی شیعه به نقل از آن حضرت بوده، همچنان که مذاهب فقهی اهل سنت نیز در همین دوره پایه گذاری شده است. پس این دوره، دوره شکل گیری مذاهب فقهی اسلام نیز بوده است. اصطلاح رئیس مذهب شیعه که اکثراً بر امام صادق (ع) اطلاق می شود، بیشتر ناظر به فقه شیعی در برابر مذاهب اهل سنت است، و گرنه اساس تشیع و مکتب امامت از لحاظ معارف بنیادی، در عرض مذاهب فقهی نبوده و معارف اصلی اسلامی را شامل می شود که جز در مکتب اهل بیت (ع) قابل وصول نیست .




بنابراین، این گونه اصطلاحات، ناظر به شرایط تاریخی بوده و صرفاً جنبه توصیفی دارد و تشیع به عنوان مکتب اهل بیت(ع) حقیقت راستین اسلام است و صرفاً مذهبی فقهی در عرض سایر مذاهب نیست. با این حال فقه متعالی شیعه به عنوان یکی از افتخارات تشیع در زمان امامت امام صادق (ع) در برابر سایر مذاهب فقهی اظهار شد و از این روی تبیین علم شریعت نیز بیشتر به آن حضرت اختصاص داشته است.




همان گونه که بیان شد به جهت وضعیت خاصی که در زمان امام صادق (ع) پیش آمد، پیروان حضرتشان نیز به جهت آزادی نسبی که برایشان پدید آمده بود، به شیعه جعفری (ع) شهرت یافتند، و در گفتار امام صادق (ع) شیعیان به این لقب نامیده شده اند.




اما در بیشتر موارد، دیگر امامان معصوم شیعیان را منتسب به نام خود نکردند (بدین معنا که گفته نشده شیعه باقر، شیعه کاظم و…) و نیز خود شیعیان نیز از انتساب خویش به آن امامان بزرگوار در خوف و هراس بوده اند.




گفتنی است که در صدر اسلام، پیروان امام علی (ع) در روایات پیامبر (ص) و خود ایشان به لقب شیعه منتسب شده اند.

[ad_2]

لینک منبع

کدام گناه است که با وساطت پیامبر (ص) هم بخشیده نمی شود؟

[ad_1]

کدام گناه است که با وساطت پیامبر ص هم بخشیده نمی شود

خداوند در قرآن می فرماید همه گناهان را می بخشم, اما یک گناهی داریم که اگر پیغمبر هم هفتاد مرتبه بگوید که ببخش, من گوش به حرف پیغمبر هم نمی دهم


حجت الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم بیش از 30 سال است به تدریس معارف قرآن و اهل بیت(ع) می پردازد و سال ها است که پنج شنبه ها در برنامه درس هایی از قرآن میهمان خانه های ایرانیان است.




در ادامه بخشی از تفسیر قرآن حجت الاسلام قرائتی در برنامه درس هایی از قرآن با موضوع «مهر و قهر الهی» که در 3 شهریورماه سال 1373 ایراد شده است، تقدیم می شود.




– خداوند می فرماید که: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء/80 هر کس مطیع رسول باشد. مطیع خداست. فرمان پیغمبر، همان فرمان خداست.




– بسیاری از چیزها را ما باید اطاعت کنیم گرچه در قرآن نباشد. نماز در قرآن هست. امّا نماز صبح دو رکعت است، دو رکعتیش در قرآن نیست. «أَقیمُوا الصَّلاهَٔ» بقره/43 است. «وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتیقِ» حج/29 طواف هست، که حاجی در مکّه دور کعبه طواف کند، امّا هفت بار، هفت بارش در قرآن نیست. صدها قانون ما داریم که در قرآن نیست، امّا پیغمبر فرموده است. و لذا می فرماید: سخن پیغمبر هم، سخن خداست.




– وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ یُرْضُوهُ» توبه/62 یعنی رضایت خدا، رضایت همه است. خداو پیغمبر، اگر شما می خواهید مردم را راضی کنید، نمی خواهد مردم را راضی کنید. خدا و پیغمبر را راضی کنید. در جای دیگه داریم که، «أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ» توبه/74 باز در اینجا رسول در کنار خداوند است.




– «وَ سَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ» توبه/94 شما که گناه می کنید، خدا شما را می بیند، عمل شما را خداوند می بیند، رسول خدا هم عمل شما را می بیند.




– «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» نساء/59 معنای توحید این نیست که کسی را کنار خدا نگذاریم. معنای توحید، این است که، سرچشمه همه چیز را خدا بدانیم. یعنی اگر هم می گوییم فاطمه، حسن و حسین، قدرت آمنا و عزّت آنها، از خداوند است، سرچشمه خیرات خداوند است.




– قرآن راجع به سوز پیغمبر می گوید: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ» توبه/128 پیغمبر از شماست، از خودتان است. می سوزد برای شما، یعنی غصه خور شماست، غمخوار شماست. بی تفاوت نیست.




– امام صادق (علیه السلام) می فرماید: وقتی مردم ندارند، ما هم باید همرنگ آنها باشیم. «عَزیزٌ عَلَیْهِ» می سوزد برای شما، «حَریصٌ عَلَیْکُمْ» نسبت به شما حرص دارد، که شما را هدایت کند «بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ» رئوف و رحیم از القاب خداست. ولی خدا به پیغمبر می گوید: خداوند رئوف، رحیم است. بعد می گوید: پیغمبر رئوف و رحیم است.




– خداوند در قرآن می گوید: همه گناهان را می بخشم، امّا یک گناهی داریم که اگر پیغمبر هم هفتاد مرتبه بگوید؛ ببخش، من گوش به حرف پیغمبر هم نمی دهم. «إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّهًٔ» توبه/80 هفتاد بار هم توی رسول الله، دعا کنی، من نمی بخشم اینها را. می گوید کی است؟ می گوید: اینها کسانی هستند که نیش می زنند. مسخره می کنند. مسخره گناهش، از خیلی گناه ها بیشتر است. تنها گناهی را که خدا در قرآن به پیغمبرش می گوید: خودت را معطل نکن. هفتاد بار هم عذرخواهی کنی، نمی بخشم، تمسخر مؤمنان است.




– امام صادق علیه السلام در شب جمعه ای به دنیا آمد، سال 82 هجری، که 17 ربیع بود. سیزده سال پدربزرگ را درک کرد، امام زین العابدین. باقی آن هم مربیش، امام باقر علیه السلام بود. و سی و چهار سال هم امام بود. امام صادق کسی بود که منصور دوانقی، که دشمن سرسخت ایشان بود. می گفت: امام صادق، مصداق این آیه هست «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» فاطر/32 قرآن می گوید: ما علوم خودمان را به افراد منتخب می دهیم. قرآن آیه اش اینست «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» یعنی کتاب را بعنوان ارث می گذاریم.




– بن ابل اَوجا، یکی از مخالفین می گوید: «ماهذا بالبشر» این امام صادق بشر نیست. فوق بشر است. حافظ ابو حاتم می گوید: امام صادق «لایئسل عن مثله» مثل امام صادق را شما، از آن سؤال نکن… هیچکس در تاریخ، عیبی از امام صادق، در هیچ تاریخی نقل نکرده است.




– امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی مؤمنی را خوار کند، مرا خوار کرده است. یکروز، یک کسی آمد پهلوش، گفت: شما خیلی من را تحقیر می کنی. گفت: آقا، خواهش می کنم. شما امام من هستی. فرمود: من امام تو هستم، امّا فرق نمی کند. تو یاران ما را که تحقیر می کنی، ما را تحقیر می کنی.

[ad_2]

لینک منبع

مقام مادر چیست؟ چرا باید قدر مادر را بدانیم؟

[ad_1]

مقام مادر چیست چرا باید قدر مادر را بدانیم

در سوره اسراء بلافاصله بعد از خداپرستی موضوع پدر و مادر و احترام به آنها مطرح شده است


حجت الاسلام سیدابراهیم چوبچیان در گفتگو با خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص لزوم احترام به پدر و مادر بیان کرد: خداوند در آیه 23 سوره اسرا خطاب به پیامبر(ص) می فرماید: «وَ قَضی‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» این یکی از آیات مهم قرآن کریم است که اشاره به موضوع احترام به والدین دارد.




وی ادامه داد: در این آیه اول دعوت به توحید و بلافاصله پس از آن به نیکوکاری به پدر و مادر سفارش شده است که این اهمیت موضوع احترام به پدر و مادر را می رساند که بلافاصله بعد از خداپرستی موضوع پدر و مادر مطرح شده است. از طرفی خود پدر و مادر نیز باید قدر این موضوع را دانسته و خودشان جایگاه خودشان را بدانند و با حفظ جایگاه خود، نقش پدری و هم نقش مادری را درست ایفا کنند.




حجت الاسلام چوبچیان در خصوص مقام مادر گفت: در قرآن کریم برخی انبیاء را منتسب به مادر دانسته اند. مثلا وجود حضرت عیسی(ع) در آیه 87 سوره مبارکه بقره به مادر منتسب شده است: «وَآتَیْنَا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» یا در زیارت عاشورا و در سلام هایی که به ائمه می دهیم مقام حضرت زهرا (س) را یادآور می شویم: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَهَٔ سَیِّدَهِٔ نِساَّءِ الْعالَمینَ» که همه اینها دلیل بر عظت و تکریم مقام مادر است. برخی اوقات اگر خدای نکرده فطرت مادر پست باشد برای فرزند توهین، تحقیر و سرزنش محسوب می شود.




وی تصریح کرد: امیر المومنین(ع) به عمروعاص خطاب کردند: «یابن الصهاک الحبشیه». یا حضرت زینب (س) خطاب به عبیدالله در جشن پیروزی امام حسین او را «یابن مرجانه» خطاب کردند. پس مادر جایگاه ویژه ای دارد. اگر نصب بلندی داشته باشد برای فرزندانش شرافت و عزت روزافزون می آورد و اگر خدای نکرده پست باشد، مایه سرشکستگی فرزندانش است. همانطور که شاعر می گوید: آبروی اهل دل از خاک پای مادر است هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است.




این کارشناس مذهبی به مقام مادر نزد افراد شناخته شده در دنیا اشاره کرد و گفت: ادیسون وقتی که وارد مدرسه شد در دوران کودکی استعدادی نداشت و از نظر ذهنی فوق العاده پایین بوده و برخی به او لقب کودن می دادند. یک روز هنگامی که از مدرسه بازگشت، جریان را برای مادر تعریف کرد. مادر دست فرزند را گرفت و به سمت مدرسه رفت و به معلم گفت حتی نمی دانی که عقل پسرم از عقل تو بیشتر است و تعلیم و تربیتش را خودش برعهده گرفت. این مادر خردمندی است که به فرزندش علاوه بر دروس مدرسه، تاریخ، جغرافیا و اخلاق هم آموخت. ادیسون بیش از سه ماه به مدرسه نرفت و مادر به او درس داد. یا نیمه شبی یکی از روسای جمهور یک کشور اروپایی تلفنش زنگ می خورد و به او گفتند مادرت پشت خط است. مادر گفت: پسرم تولدت مبارک. پسر گفت می توانستی فردا صبح به من بگویی. مادر گفت: می خواستم یادآوری کنم که نیمه شبی دردی من را گرفت و بعد از رفتن به بیمارستان به من گفتند فرزندت به دنیا می آید و آن نیمه شب تو به دنیا آمدی و صبر نکردی تا صبح شود.




حجت الاسلام چوبچیان تصریح کرد: شخصی به محضر پیامبر اکرم(ص) رسید و عرض کرد من گرفتارم. پیامبر(ص) فرمود به مادرت بگو برایت دعا کند. او عرض کرد که مادرم از دنیا رفته است. حضرت فرمودند برو کنار قبر مادرت و دعا کن و از مادرت بخواه برایت دعا کند. ما از شجره طیبه آموختیم که فرمودند مادر ما فاطمه حجت برماست و ما حجت بر مردم هستیم. هر جا نام مادر اهل بیت بیاید قطعا اهل بیت نظر ویژه بر آن محفل خواهند داشت. بنابراین باید در هر پستی که هستیم مقام مادر را قدر بدانیم.

[ad_2]

لینک منبع

مصادیق کودک آزاری چیست؟کشورها چه قوانینی برای مجازات افراد کودک آزار تصویب کرده اند؟ در جمهوری اسلامی وضعیت این قانونها چگونه است؟

[ad_1]

مصادیق کودک آزاری چیست کشورها چه قوانینی برای مجازات افراد کودک آزار تصویب کرده اند در جمهوری اسلامی وضعیت این قانونها چگونه است

در کشور آلمان از سال 1969 میلادی کودک آزارانی که بیش از 25 سال سن داشته باشند و درصورت نظر موافق کمیسیون پزشکی با استفاده از دارو عقیم می شوند در سوئد نیز قانون مشابهی از سال 1993 اجرا می شود
دولت اسپانیا اخیرا چنین قانونی را تصویب کرده است ضمن آنکه براساس قانون جدید این کشور, نه تنها مجازات کسانی که متهم به کودک آزاری و سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان هستند به طور قابل ملاحظه ای افزایش خواهد یافت بلکه این افراد پس از طی دوران محکومیت در زندان و آزادی به مدت 20 سال تحت نظر قرارخواهند گرفت تا درآینده و پس از آزادی نتوانند به استخدام هیچ نهادی درآیند که با کودکان و نوجوانان سروکار دارد درآیند
و این درحالی است که در ایران اقدام سخت گیرانه ای درباره حمایت از کودکان وجود ندارد و در قانون دچار خلاء های زیادی هستیم


کودکانی که سرنوشت برای آنان بد، خواسته است و از محبت پدر و مادر دور مانده اند؛ کودکانی که بچگی نمی کنند بلکه یک شبه رویاهای کودکی خود را با کار کردن و التماس برای فرار از تنبیه سرکرده خود با هزار حسرت و آرزو با دنیای بزرگسالی معاوضه می کنند.






با گردشی کوتاه درشهر، هرروزه شاهد حضور صدها کودک کار در سطح خیابان هستیم کودکانی که بدون توقع از زندگی کار می کنند و با التماس از تو می خواهند که در حد خریدن یک فال به آنها کمکی ناچیز کنی. این کودکان مرتبا در معرض سوء استفاده هستند.




با مشاهده این صحنه ها دلت به درد می آید و بغض در گلویت خفه می شود اما دریغ که کاری نمی توانی بکنی.




متاسفانه خشونت علیه کودکان و آزار آنان به تفریحی جذاب برای عده ای افراد سودجو بدل شده است و متاسفانه اقدام جدی از سوی دستگاه های مسئول دراین باره صورت نمی گیرد.




آزارهایی از جنس خیابانی که از تحقیر و تمسخر شروع می شود و با بهره برداری از کودکان بی پناه به خشونت های بزرگ تری همچون آزار جنسی ختم می شود.




برخی شهروندان به ویژه آنان که با خودرو خود، ثانیه هایی پشت چراغ قرمز توقفی کوتاه دارند ، اغلب روزها نظاره گر صحنه هایی از آزار کودکی خردسال توسط صاحبان خودروهای لوکس لاکچری درچهارراه های شمال شهر هستند؛ آنجا که می گویند بالا شهر؛ آنجا که محل قشرمرفه نشین است وفرهنگ شان بالاست.




مثل دخترکی شیرین و معصوم با پیراهنی ژولیده و کثیف که به دلیل جذابیت جسمی اش مورد تمسخر و آزار جوانک های سرنشین خودروهای لوکس چندصد میلیاردی قرار می گیرد؛ بی دردانی که قهقهه زنان، دخترک را دست می اندازند و تا چراغ ، سبز شود او را بازیچه هوس های خود می کنند.




و این تنها نمونه ای بسیار بسیار ناچیز از هزاران نمونه آزار هایی است که کودکان معصوم کار می بینند.




خشونت علیه کودکان به شیوه های مختلفی از قبیل وادار کردن آنان به انجام کارهای سخت و طاقت فرسا، تنبیه وآزار بدنی، سوءاستفاده و آزارجنسی انجام می شود والبته که آزار جنسی بیشترین آسیب را به کودک، اطرافیانش و در یک نگاه کلی تر به جامعه وارد می سازد.




آزار جنسی کودکان دارای مصادیق زیادی از قبیل توریسم جنسی یا گردشگری جنسی ، هرزه نگاری (پورنوگرافی ) نسبت به کودکان ، قاچاق کودکان و جرایم و اعمال منافی عفت علیه کودکان است.




حمید بابایی لاکه یی، روانشناس خانواده می گوید: معضل اجتماعی کودکان کار تنها منحصر به کشور ما نیست بلکه سال هاست که درجوامع مختلف بشری با این معضل اجتماعی روبرو هستیم؛ این کودکان در بسیاری از کشورها زاییده روابط نامشروع و یا مادران معتاد هستند ومتاسفانه مورد استثمار جنسی قرار می گیرند.




وی می افزاید: آزار جنسی در کودکان کار فقط منحصر به دختران نمی شود بلکه شامل پسران هم می شوند و آنان نیز آسیب می بییند و متاسفانه کسی نیست که از آنها در برابر مخاطرات اجتماعی مراقبت کند.




وی خاطرنشان می کند: کودکان کار اغلب از 12 تا 13 سالگی مورد سؤء استفاده جنسی قرار می گیرند. از آنجا که این بچه ها و به خصوص دخترها از قدرت فکری و جسمی لازم برخوردار نیستند مجبورند تا تن به خواسته های شیطانی کسانی همچون مراقبان خود بدهند.






این روانشناس بالینی اظهار می کند: کودکان کار توسط افرادی در جوامع ساماندهی می شوند که از آنها بهره می برند این افراد کودکان را در محل هایی نگه داری می کنند و در قبال آن از آنان بهره می برند.




بابایی لاکه یی، خاطرنشان می کند: کودکان کار در بسیاری از کشورها همچون برزیل، تایلند، هندوستان ، بنگلادش و حتی در کشورهای آفریقایی؛ ابزار کار خلاف برای برخی گروه های خاص می شوند و در رده سنی ویژه ای به کشورهای دیگر صادر می شوند. مسلم است که وقتی این بچه ها آسیب بینند و بیمار روحی روانی شوند این بیماری را به دیگران و جامعه منتقل خواهند کرد.




بابایی لاکه یی، می گوید: کار خیر کردن این نیست که پولی کف دست بچه های کار بگذاریم بلکه باید بتوانیم از آنان حمایت و مراقبت کنیم.




وی می افزاید: باید سازمان های مردم نهاد و خیریه هایی توسط مردم و افراد فرهیخته برای کمک به کودکان کار و بد سرپرست ایجاد شود و از آنان در برابرهرگونه استثمار مراقبت اشود.




وی در ادامه از دستگاه های اجرایی دولتی می خواهد، دغدغه میز نداشته باشند بلکه بیایند و سازوکاری را فراهم کنند تا خیرخواهان برای کمک و مراقبت از کودکان کار پا به میدان بگذراند؛ چرا که معضل کودکان کار همچون بسیاری از مشکلات و بیماری ها همچون بیماری سل و وبا قابل حل است.




وی می افزاید: در حال حاضر بهزیستی و معاونت اجتماعی نیروی انتظامی برای مقابله با استثمار کودکان کار و مراقبت از آنان در چارچوب وظایف اداری خود اقداماتی را به انجام می رسانند اما این اقدامات کافی نیست و کاربرد لازم را ندارد.




مهریار داشاب، استادیار دانشکده حقوق علامه طباطبایی هم با ارزیابی قوانین حقوقی در زمینه حمایت از کودکان در برابر خشونت و آزار جنسی اظهار می دارد: قانون جامعی که بتواند در کشور بطور مشخص و دقیق از حقوق کودکان و یا کودکان کار در برابر آزارهای جنسی و سوءاستفاده جنسی و تجاری کودکان دفاع کند، وجود ندارد.




وی می افزاید: در زمان حاضر قانونی تحت عنوان حمایت از کودکان و نوجوانان درکشور وجود دارد که درسال 83 به تصویب رسیده و 8 تا 9 بند تنظیم شده است اما این قانون هم دارای نقایص زیادی است و نتوانسته است کمک زیادی به حمایت از کودکان در برابرآزارهای جسمی و جنسی آنان بکند.




این استادیار دانشگاه در ادامه می گوید: سندی به عنوان سند مقابله نامه 182 سازمان بین المللی کار در مبارزه بدترین اشکال کار کودکان در دنیا وجود دارد که در این قانون مشخصا به سوء استفاده جنسی کودکان اشاره شده است ؛ ایران هم عضو این مقابله نامه است و تعهداتش را پذیرفته است.




وی می گوید: قوه قضاییه مسئول اجرای کنوانسیون حقوق کودک است که البته اقداماتی را در این زمینه به انجام رسانده است.


داشاب با بیان اینکه کودک کار درهمه جای دنیا وجود دارند و صرفا مختص کشور ما نیستند، می افزاید: باید برنامه جامعه ای برای مبارزه با آزار این کودکان تدوین شود همچنین در حوزه آموزش قوه قضاییه واساتید دانشگاه ها در حوزه کودکان و حمایت از آنان بیشتر کار شود.




قوانین ایران در حمایت از کودکان آزاد دیده چه می گوید؟




طبق قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که درسال 81 به تصویب رسیده است؛ تمامی اشخاصی که به سن هجده سال تمام هجری شمسی نرسیده باشند مورد حمایت قرار می گیرند.




براساس این قانون هرنوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد؛ ممنوع است.




براساس این قانون؛ کودک آزاری ازجرائم عمومی محسوب می شود و نیاز به شاکی خصوصی ندارد٬ یعنی هرکس می تواند به محض دیدن مورد کودک آزاری آن را گزارش دهد و دادستان هم به عنوان مدعی العموم باید موضوع را پیگیری کند.




حداکثر مجازاتی که در این قانون پیش بینی شده است 6 ماه حبس و یک میلیون تومان جزای نقدی است.




و اما در قوانین کیفری ایران هیچ قانونی در حمایت از آزار جنسی کودکان پیش بینی نشده است.




البته در فصل 18 ماده 640 قانون مجازات اسلامی به جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی اشاره شده است اما هیچ اشاره ای نسبت به کودکان در جهت حمایت بیشتر از آنها، به عمل نیامده است.




و این درحالی است که «کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد» با تاکید بر لزوم قانونگذاری خاص در این خصوص ، از تمام دولت ها خواسته است که در قوانین کیفری خود، استثمار جنسی ، فحشاء و قاچاق کودکان را به عنوان جرایمی مهم و با حداکثر مجازات برای مرتکبان پیش بینی کنند و اطفال را بدین وسیله ، مورد حمایت کیفری بیشتر قرار دهند.




متاسفانه به نظر می رسد قوانین مربوط به حمایت از حقوق کودکان در ایران دچار نواقص زیادی است و قانونگذار کیفری باید با توجه به آسیب پذیری بیشتر اطفال ، طفل بودن را از علل مشدده جرم قرار دهد و به جرم انگاری خاص برای اطفال در این زمینه ها اقدام کند.


البته نحوه برخورد سیستم های قضایی در برخورد با کودک آزاری در کشورها متنوع است.




در کشور آلمان از سال 1969 میلادی کودک آزارانی که بیش از 25 سال سن داشته باشند و درصورت نظر موافق کمیسیون پزشکی با استفاده از دارو عقیم می شوند؛در سوئد نیز قانون مشابهی از سال 1993 اجرا می شود.




در فرانسه و اسپانیا هم تمهیداتی برای اجرای موارد مشابه انجام گرفته است.




دولت اسپانیا اخیرا چنین قانونی را تصویب کرده است؛ ضمن آنکه براساس قانون جدید این کشور، نه تنها مجازات کسانی که متهم به کودک آزاری و سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان هستند به طور قابل ملاحظه ای افزایش خواهد یافت بلکه این افراد پس از طی دوران محکومیت در زندان و آزادی به مدت 20 سال تحت نظر قرارخواهند گرفت تا درآینده و پس از آزادی نتوانند به استخدام هیچ نهادی درآیند که با کودکان و نوجوانان سروکار دارد درآیند.




و این درحالی است که در ایران اقدام سخت گیرانه ای درباره حمایت از کودکان وجود ندارد و در قانون دچار خلاء های زیادی هستیم.




آمارها چه می گویند؟




درحال حاضر آمار دقیقی که نشان ازآزارجنسی کودکان بویژه کودکان کار در کشورمان باشد؛ وجود ندارد.




طبق اعلام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مطالعات انجام شده در حوزه روان پزشکی نشان می دهد در جوامع بشری سوء رفتار جنسی با کودکان، شایع تر از آن چیزی است که تصورمی شود؛ به گونه ای که بر اساس نتایج پژوهش های میدانی، در کشورهای غربی تا 27 درصد دختران در کودکی مورد بدرفتاری و یا آزار جنسی قرار گرفته اند.




در همین رابطه «حسین اسد بیگی» رئیس اورژانس اجتماعی کشور با ارائه آماری درباره سوء استفاده جنسی از کودکان می گوید: سال گذشته 10 هزار و 101 مورد کودک آزاری به واحدهای سیار اورژانس اجتماعی، دو هزار و 765 مورد کودک آزاری به مراکز مداخله در بحران (مراکز حضوری) اورژانس اجتماعی و13 هزار و 726 کودک آزاری به خط تلفنی 123 اورژانس اجتماعی اطلاع داده شده است.




وی بیان می کند که از دو هزارو 765 مورد گزارش شده کودک آزاری به مراکز حضوری اورژانس اجتماعی ، 80 کودک مورد سوء استفاده جنسی و24 کودک هم مورد سوء استفاده جنسی و هم مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.




وی همچنین تعداد پسر و دخترهایی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند را برابر اعلام کرده است.




اسدبیگی می افزاید: 2.3 درصد موارد گزارش شده کودک آزاری به خط تلفن 123مربوط به کودک آزاری های جنسی بوده است.


در همین رابطه «حسن قاضی زاده هاشمی» وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هم می گوید: میزان تعرض جنسی به کودکان فراتر از تصور است و در کشور باید قوه قضاییه بطور قاطع با متجاوزان برخورد کند.




وزیر بهداشت می افزاید : درکنار برخوردهای قاطع قضایی همچنین نیازمند اقتضائات فرهنگی، توجه به سلامت روان درجامعه و ترویج آموزش های لازم در مقاطع سنی و تحصیلی از طریق والدین، نظام آموزشی و رسانه ها، به ویژه صدا و سیما هستیم.

[ad_2]

لینک منبع

چرا دولت باید مواد مخدر رقیق را بین معتادان توزیع کند؟

[ad_1]

چرا دولت باید مواد مخدر رقیق را بین معتادان توزیع کند

دولت تریاک معتادان را خودش تامین می کرد امروز هم ما می توانیم به این سمت حرکت کنیم عضو کمیسیون قضایی و حقوقی تاکید می کند من معتقدم که همان شربت متادون به معتادان می دهند, این تا اندازه ای در ترک اعتیاد موثر بوده است اما معتقدم اگر هدف نهایی ما ترک اعتیاد باشد, باید اردوگاه هایی را در نظر بگیریم, معتادان را به آنجا دعوت کنیم و با یک برنامه علمی و پزشکی معتادان را به سمت ترک اعتیاد سوق دهیم این که معتادان رها شده در جامعه را تامین کنیم کار درستی نیست مدیریت این اردوگاه ها باید زیر نظر شهرداری, بهزیستی یا وزارت بهداشت فعالیت کند که به تدریج برنامه ترک را به آنها بدهند ما این کار را می کنیم که دست معتادان را از دست قاچاقچیان بیرون می آوریم و باعث می شود که با بحث قاچاق و واردات موادمخدر بهتر مبارزه کنیم زیرا بازار مصرف را از قاچاقچیان می گیریم


«در آخرین جلسه کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس مقرر شد کسانی که جرمشان حمل، توزیع یا نگهداری تریاک تا زیر ۱۰۰کیلوگرم بود، یا همین جرائم را در مورد تولید و توزیع مواد مخدر صنعتی تا مقدار کمتر از ۲ کیلوگرم یا حمل و نگهداری آن تا زیر ۵ کیلوگرم باشد و سوءپیشینه موثر نداشته باشند، اعدامشان به حبس درجه یک (حبس ابد) تبدیل می شود.


همچنین کسانی که از این به بعد مرتکب چنین جرائمی شوند، برای تولید و توزیع مواد صنعتی ۲ کیلوگرم مواد مخدر صنعتی یا حمل و نگهداری ۳ کیلوگرم از همین نوع مواد مخدر با حکم اعدام مواجه می شوند.» این خبر را محمد کاظمی، عضو این کمیسیون به آفتاب یزد می دهد.


اما این تنها موضوعی نبود که کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در مورد آن بحث کردند بلکه پیشنهاد توزیع موادمخدر دولتی نیز مطرح شد و تمامی مراجع تصمیم گیرنده موافقت خود را با این پیشنهاد اعلام کردند.حجت الاسلام نوروزی، سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در گفت وگو با ایلنا، درباره تصویب پیشنهاد دیگری در جلسه اخیر این کمیسیون درخصوص توزیع دولتی مواد مخدر اعلام کرد: «باتوجه به تاکید ویژه ای که در سیاست های کلی نظام بر لزوم انقطاع رابطه معتادان و قاچاقچیان صورت گرفته است، مقرر کردیم دولت مواد مخدر رقیق در اختیار معتادان قرار دهد تا این عزیزان بتوانند به تدریج ترک کرده و به جای آن که جلب قاچاقچیان موادمخدر شوند، به سمت نظام آمده و از طریق مجاری رسمی نیاز خود را برطرف کنند.»






نماینده اصولگرای رباط کریم و بهارستان در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر نهایی شدن روند تصویب این پیشنهاد در کمیسیون قضایی و حقوقی در پاسخ به سوالی درباره این که دولت قرار است چه نوع مواد مخدری در اختیار معتادان قرار دهد، گفت: «در واقع این مواد مخدر شامل همان متادون و موادی رقیق تر از مواد مخدر پیشین می شود و اختیار تصمیم گیری درباره آن نیز برعهده آیین نامه ای که قرار است توسط وزارت دادگستری و سازمان مبارزه با مواد مخدر به صورت مشترک تهیه شود و پس از تصویب هیئت وزیران امکان اجرایی شدن خواهد یافت.»


او در پاسخ به سوال دیگری درباره تفاوت این مصوبه با آنچه پیش از انقلاب به صورت توزیع کوپنی مواد مخدر انجام می شد، افزود: «آن طرح اشکالی نداشت و طرح جدید نیز تقریباً همان چیزی است که پیش از انقلاب انجام می شد.»سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در پاسخ به سوال دیگری که آیا جایگزینی برای مواد مخدر صنعتی در این پیشنهاد در نظر گرفته شده است، گفت: «تصمیم گیری در این مورد نیز در همان آیین نامه اجرایی انجام خواهد شد و هدف ما این است که رابطه معتادان و قاچاقچیان را منقطع کنیم.»نوروزی در پاسخ به سوالی درباره میزان توفیق این طرح پیشنهادی و همچنین اینکه آیا مراجع تصمیم گیر خارج مجلس با آن موافقت دارند، تاکید کرد: «قطعاً شاهد موفقیت آن خواهیم بود و این درحالی است که نمایندگان همه مراجع و قوای دخیل در این مسئله در جلسه کمیسیون قضایی مجلس حضور داشتند و همگی نظر مثبت داشتند.»




نگاه واقع بینانه و اصلاح واقعیت






اردشیرگراوند، جامعه شناس با اشاره به اینکه قبل از انقلاب برخی معتادان در داروخانه ها سهمیه داشتند، به آفتاب یزد می گوید: «کسانی که مورفین نیاز داشتند هم کوپن داشتند و از داروخانه تریاک می گرفتند و این در جامعه نهادینه شده بود. بعید می دانم که سیستم دارویی کشور به بعضی از اعتیادهایی که تبدیل به موادمخدر صنعتی شده اند، ورود پیدا کند زیرا این مواد کاملا مضر است و سیستم بهداشتی و درمانی کشور قبول نمی کند که چنین موادی را هم تحت پوشش قرار دهد.»


وی با بیان اینکه آیا بعضی از موادمخدر صنعتی با شربت متادون قابل ترک هستند یا خیر؟ می افزاید: «به هر حال برای مدیریت وضعیت اعتیاد در کشور قاعدتا باید مجاری رسمی خود وارد جریان موادمخدر شوند. من معتقدم نظام سلامت باید هر کسی که به دارو یا موادمخدر اعتیاد دارد، را به عنوان یک واقعیت قبول کند، در این زمان است که باید برای اصلاح این واقعیت تلاش کند.»گراوند تاکید می کند: «اگر اعتیاد را به متادون تقلیل دهیم اما زنجیره اعتیاد را کامل نکنیم، موفق نخواهیم شد. متاسفانه ما در کشور در مورد یک زنجیره تصمیم نگرفته ایم. تا زمانی که زنجیره ای وارد مبحث اعتیاد نشویم قاعدتا به نتیجه نمی رسیم. سیستم عمومی کشور باید برای اعتیاد و ترک آن یک زنجیره تعریف کند. این زنجیره شامل دارو، حمایت های اجتماعی (خانواده و جامعه و…)، حمایت های نهادهای مختلف (همه ارگان ها و نهادهای درگیر اعتیاد و موادمخدر) و حتی حمایت های قانونی است.»


این جامعه شناس با اشاره به اینکه ضرورت دارد که حداقل سیستم دارویی اعتیاد در کشور جا بیفتد، می افزاید: «ولی با یک سیستم دارویی به تنهایی نمی توان کاری کرد بلکه باید کل مجموعه مدیریت اعتیاد و موادمخدر وارد این سیاستگذاری و تصمیم گیری وارد شوند تا به نتیجه برسیم.»




معتادان رها شده را تامین نمی کنیم




محمدکاظمی، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی، هم مورد پیشنهادی که در کمیسیون حقوقی و قضایی مطرح شده است، می گوید: «این پیشنهاد یکی از نمایندگان بود آن هم در روزی که ما به احکام موادمخدر رسیدگی می کردیم و یک پیشنهاد خامی است که اگر در صحن به تصویب برسد به یک برنامه ریزی وسیعی نیاز دارد. اگر دولت برنامه ریزی دقیق و خوبی انجام دهد، با توزیع دولتی معتادان به سمت و سوی ترک اعتیاد سوق پیدا می کنند. این پیشنهاد با هدف گرایش و تشویق معتادان به سمت ترک اعتیاد مطرح شد و ما هم آن را تصویب کردیم.»


وی با اشاره به این که در گذشته و قبل از انقلاب هم چنین مسئله ای بوده است، می افزاید: «دولت تریاک معتادان را خودش تامین می کرد. امروز هم ما می توانیم به این سمت حرکت کنیم.»عضو کمیسیون قضایی و حقوقی تاکید می کند: «من معتقدم که همان شربت متادون به معتادان می دهند، این تا اندازه ای در ترک اعتیاد موثر بوده است. اما معتقدم اگر هدف نهایی ما ترک اعتیاد باشد، باید اردوگاه هایی را در نظر بگیریم، معتادان را به آنجا دعوت کنیم و با یک برنامه علمی و پزشکی معتادان را به سمت ترک اعتیاد سوق دهیم. این که معتادان رها شده در جامعه را تامین کنیم کار درستی نیست. مدیریت این اردوگاه ها باید زیر نظر شهرداری، بهزیستی یا وزارت بهداشت فعالیت کند که به تدریج برنامه ترک را به آنها بدهند. ما این کار را می کنیم که دست معتادان را از دست قاچاقچیان بیرون می آوریم و باعث می شود که با بحث قاچاق و واردات موادمخدر بهتر مبارزه کنیم. زیرا بازار مصرف را از قاچاقچیان می گیریم.»






کاظمی با اشاره به ناخالصی موادمخدر و فوت معتادان زیادی به دلیل این ناخالصی می افزاید: «یکی از انگیزه های پیشنهاد دهندگان این طرح پیشگیری از فوت چند معتاد در روز به دلیل مصرف موادمخدر شیمیایی ناخالص بود. به هر حال این معتادان هموطن ما هستند که براثر مشکلاتی به اعتیاد مبتلا شده اند و باید به آنها کمک کنیم.»این نماینده مجلس دهم با بیان این که متاسفانه کشور ما در مسیر ترانزیت موادمخدر به اروپا و آسیا قرار گرفته است، می گوید: «این ترانزیت مشکل اساسی در مبارزه با موادمخدر در کشور است. یک دیدگاه این است که ترانزیت را رها کنیم تا موادمخدر از کشور عبور کند. اما ما به هر حال در مقابل بشریت مسئول هستیم و فرقی نمی کند که معتاد آسیایی باشد یا اروپایی یا ایرانی و باید جوانان را از این مواد خانمانسوز دور کنیم. بنابراین مبارزه باید تشدید شود و انسداد مرزها را تشدید کنیم. درست است که ترانزیت و اعتیاد دو موضوع جدایی هستند اما یکی از مشکلات عدیده ما در بحث مبارزه با اعتیاد ترانزیت است.»

[ad_2]

لینک منبع

آیا با سیاست گذاری های فعلی مشکل بیکاری حل میشود؟

[ad_1]

آیا با سیاست گذاری های فعلی مشکل بیکاری حل میشود

بی کاری یکی از بزرگ ترین چالش های اقتصادی, اجتماعی و حتی سیاسی در اکثر کشورهای جهان, ازجمله ایران است به همین جهت اندیشمندان بسیاری درباره علل و پیامدهای آن مطالعه کرده اند و راهکارهای فراوانی نیز برای حل این مشکل ارائه شده است مروری بر تاریخ اعمال سیاست های اشتغال در ایران نشان می دهد که از دهه ١٣٤٠, با افزایش جمعیت شهرنشین و گسترش بی کاری و فقر در مناطق شهری, مقابله با بی کاری و ایجاد فرصت های شغلی جدید از دغدغه های جدی سیاست گذاران بوده است به طور مشخص از برنامه عمرانی چهارم ٥١ ١٣٤٦ به بعد, بررسی تحولات بازار کار در برنامه های پنج ساله جایگاه مهمی داشته است


پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به تأکید نظام بر عدالت اجتماعی، اصل ٢٨ قانون اساسی یکی از وظایف مهم دولت را فراهم کردن امکان اشتغال برای همه تعیین کرده و حل مسئله بی کاری و ایجاد فرصت های شغلی برای جویندگان کار از اهمیت فزاینده ای برخوردار شده است. در ٣٨ سال گذشته سیاست های متفاوتی از سوی دولت با هدف تسریع آهنگ رشد اشتغال اعمال شده ولی مهم ترین سیاست ها به مشوق های مالی و کاهش هزینه نیروی کار برای کارفرمایان اختصاص داشته است. ازجمله اعطای وام های ارزان و آسان به کارفرمایانی که نیروی کار جدید استخدام کنند؛ خروج کارگاه های با کمتر از ١٠ نفر کارکن از شمول برخی از مفاد قانون کار، بخشودگی حق بیمه کارفرمایان و اخیرا طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی.


مشکل اصلی این دسته از سیاست ها در شرایط اقتصادی ایران، عدم امکان افزایش فرصت های شغلی بر اثر کاهش هزینه نیروی کار برای کارفرماست. درحال حاضر بسیاری از کارفرمایان چند ماه حقوق کارگران را به تعویق می اندازند ولی باز هم موفق به ادامه کار نمی شوند. مشکلات این واحدها عمدتا در سمت تقاضاست. قیمت تمام شده یا کیفیت محصولات، به دلیل روش های تولیدی نامناسب بالاست و نمی توانند با کالاهای رقیب وارداتی، که به صورت قانونی یا قاچاق وارد کشور می شود، رقابت کنند؛ یا خانوارها به دلیل کاهش درآمدهای واقعی مصرف خود را محدود کرده اند و مصرف داخلی نسبت به ظرفیت تولید پایین است. در عین حال صاحبان سرمایه های نقدی هنگفت، با توجه به فضای پرخطر کسب وکار، ترجیح می دهند که منابع مالی را در معاملات کوتاه مدت بگیرند، یا اینکه فعلا در بانک نگه دارند و از بهره های بالا بهره مند شوند. در چنین شرایطی تلاش دولت برای تشویق کارفرمایان به استخدام کارگر جدید با کاهش هزینه نیروی کار راه به جایی نمی برد.


سال هاست که بنگاه های کوچک و متوسط و حتی واحدهای بزرگ حداقل مزد قانونی را به بخش درخورتوجهی از کارکنان نمی پردازند؛ نیروی کار را بیمه نمی کنند، از پرداخت مزد اضافه کاری سر باز می زنند و انواع تخلف از قانون کار از سوی دستگاه های ناظر، از جمله ادارات وابسته به وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی با سرسختی پیگیری و تنبیه نمی شود. استدلال هم این است که کارگر و کارفرما تفاهم کرده اند و شغلی ایجاد شده، بهتر است مداخله نشود؛ مگر اینکه کارگری شکایت کند. در وضعیت خراب بازار کار، مسلما اغلب کارگران، به دلیل وحشت از دست دادن کار، به شکایت از نقض قانون گرایشی ندارند. بنابراین بسیاری از کارفرمایان در عمل قانون حداقل مزد را رعایت نمی کنند، اما تصویب قوانینی که پرداخت مزدهای کمتر از حداقل رسمی را مشروعیت می بخشد، در واحدهای بزرگ خطر جابه جایی نیروهای کاری که مزدی معادل یا بالاتر از حداقل قانونی را دریافت می کنند و کارفرما موظف است حق بیمه آنان را بپردازد، با فارغ التحصیلانی که حاضرند با مزدهای پایین کار کنند، افزایش خواهد یافت.


با توجه به ضعف تشکل های کارگری، بر نحوه اجرای قوانینی که امتیازاتی برای استخدام نیروی کار جدید به کارفرمایان می دهد، نظارت قوی وجود ندارد و قوانینی که ظاهرا به صورت موقت برای شرایط خاص طراحی می شوند، ممکن است آثار بلندمدت منفی بر شرایط کار باقی بگذارد.


شاید یکی از مهم ترین نقاط ضعف سیاست های اشتغال در چهار دهه گذشته، فقدان ارزیابی علمی از پیامدهای این سیاست ها بوده است. به طور مثال گزارش علمی و مدونی از نتایج چند دهه حمایت از تعاونی ها منتشر نشده است. در ارتباط با خروج بنگاه های با کمتر از ١٠ نفر کارکن، طرح ضربتی اشتغال و سیاست اعطای وام به بنگاه های زودبازده نیز تحلیل دقیقی ارائه نشده است. اگر سیاست های قبلی توفیق چندانی نداشته اند، علت چیست؟ چه تضمینی وجود دارد که اعمال سیاست های مشابه مؤثر واقع شود؟


از مشکلات اساسی دیگر در اجرای سیاست های اشتغال، نبود نظارت صحیح است؛ بر نحوه استفاده از وام هایی که به بهانه ایجاد شغل دریافت می شود و در عرصه های سودآوری به کار گرفته می شود که احتمالا فرصت های شغلی را از بین می برد، نظارتی وجود ندارد. درباره نحوه اجرای قانون کارورزی نیز نگرانی های بسیاری بین کارگران و مسئولان وجود دارد. آیا کارورزان ارزان جایگزین نیروی کار معمولی خواهند شد؟ آیا کارورزان با دریافت مزد مرتبا در محیط کار حضور خواهند یافت؟ آیا کارفرمایان از این قانون برای پرداخت یارانه به خویشاوندان بی کار سود خواهند جست بدون اینکه واقعا فرصتی برای اشتغال ایجاد شده باشد؟


شرط لازم برای ایجاد شغل، سرمایه گذاری است. بدون سرمایه گذاری جدید، امکان استخدام برای کارفرمایان وجود ندارد. در شرایط کنونی اقتصاد ایران یارای ایجاد شغلی بیش از این را ندارد. راه حل ساده است؛ جذب سرمایه های خارجی. سرمایه هایی که به سهولت به کشور وارد نمی شوند. جاذبه فراوان است. اما در کنار آن، دافعه هم کم نیست. در این شرایط، وقتی امنیت و افق مثبت ایجاد شود، مجموعه صاحبان سرمایه در فضایی که فرصت های سودآوری هست، ورود می کنند، اما نگرانی از آینده، سرمایه گذاران را از فعالیت اقتصادی مولد دور می کند و همین امر عاملی خواهد بود برای عدم توان کافی کارفرمایان برای جذب نیروی کار جدید. برای آغاز سرمایه گذاری با هدف حل معضل بی کاری موجود در کشور، می توان از سرمایه ایرانیان مقیم خارج بهره برد. برخی از ایرانی های مهاجر جزء ثروتمندترین افراد دنیا هستند. جالب است اگر ثروت مهاجران را با تولید ناخالص داخلی در ایران مقایسه کنید که ٤٥٠ میلیارد دلار است، می بینید ثروت آنها بین حدود چهار تا ١٠ برابر تولید ناخالص داخلی ایران است.




زهرا کریمی. عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران

[ad_2]

لینک منبع

سیره علمی و سیاسی امام صادق(ع)

[ad_1]

سیره علمی و سیاسی امام صادق ع

از آنجا که عمده فعالیت امام صادق علیه السلام علمی و در عرصه فرهنگ و دانش و تربیت شاگردان در علوم مختلف بوده است بهمین خاطر فقه شیعه به فقه امام جعفر صادق و مذهب شیعه به مذهب جعفری شهرت یافته است شاید این شبهه در اذهان خطور کند که امام صادق علیه السلام با سیاست میانه خوبی نداشتند و از دخالت در امور حکومتی دوری می کردند و لذا با وجود زمینه های آن و درخواست سیاستمداران بزرگ از ایشان نه خود اقدام به تشکیل حکومت کردند و نه از قیامهای در حال شکل گیری در آن برهه حساس از تاریخ حمایت علنی کردند


از آنجا که عمده فعالیت امام صادق علیه السلام علمی و در عرصه فرهنگ و دانش و تربیت شاگردان در علوم مختلف بوده است بهمین خاطر فقه شیعه به فقه امام جعفر صادق و مذهب شیعه به مذهب جعفری شهرت یافته است؛ شاید این شبهه در اذهان خطور کند که امام صادق علیه السلام با سیاست میانه خوبی نداشتند و از دخالت در امور حکومتی دوری می کردند.و لذا با وجود زمینه های آن و درخواست سیاستمداران بزرگ از ایشان نه خود اقدام به تشکیل حکومت کردند و نه از قیامهای در حال شکل گیری در آن برهه حساس از تاریخ حمایت علنی کردند.


هر چند این دیدگاه موافق نظر سطحی به زندگانی حضرت صادق است و همان چیزی است که در اذهان عموم مردم می باشد اما این تمام واقعیت نیست. «برخلاف تصور عمومی حرکت امام صادق علیه السلام تنها در زمینه های علمی (با تمام وسعت و گستردگی آن) خلاصه نمی شد، بلکه امام فعالیت سیاسی نیز داشت، ولی این بُعد حرکت امام بر بسیاری از گویندگان و نویسندگان پوشیده مانده است.»(۱)


رفتار حضرت از طرفی منفعلانه است بدین معنی که ایشان در برابر حاکمان جور زمان خویش کوتاه آمده و متعرض آنها نمی شدند.از طرفی دیگر در برخی گزارشات امام علیه السلام برخورد جدی تند و جسورانه و کاملا تهاجمی با خلفای جور همچون منصور داشتند .


فعالیت های امام صادق علیه السلام در عرصه سیاست


یکی از بزرگترین دلایل فعالیت سیاسی امام صادق علیه السلام تهدیدهای مکرر دستگاه حکومتی است. «شهادت امام جعفر بن محمد علیهماالسلام پس از گذشت دوازده سال از حکومت سیاه منصور عباسی رخ داد و طی این مدت با اینکه امام دور از عراق مرکز حکومت در مدینه می زیست؛ مع ذلک از دست او امان و راحتی نداشت… ابوالقاسم علی بن طاووس طاب ثراه در کناب شریف مهج الدعوات چنین می نویسد: منصور در دوران حکومتش هفت بار امام صادق علیه السلام را نزد خود احضار کرده است گاهی در مدینه و در ربذه به هنگام عزیمت حج و دیگر بار در کوفه و بغداد و در همه این جریانات تصمیم بر قتل امام علیه السلام داشته است.(۲)


الف. اعزام نماینده به منظور تبلیغ امامت: امام نمایندگانی به مناطق مختلف می فرستاد. ازآن جمله شخصی از اهل کوفه به نمایندگی از طرف امام به خراسان رفت و مردم را به ولایت او دعوت کرد. جمعی پاسخ مثبت دادند و اطاعت کردند و گروهی سرباز زدند و منکر شدند و دسته ای به عنوان احتیاط و پرهیز از فتنه دست نگه داشتند… در این قضیه، فرستاده ی امام، اهل کوفه و منطقه ی مأموریت خراسان بوده، در حالی که امام در مدینه اقامت داشته است و این وسعت حوزه فعالیت سیاسی امام را نشان می دهد.[۳]


ب. منع همکاری یاران و شیعیان با حکومت جور


ج. برخورد لفظی با منصور عباسی


نمونه های این برخوردهای امام در مقابل منصور عباسی درجواب پرسش بعدی آمده است.


سئوالی دیگر مطرح است و آن اینکه سیره امام صادق در مسائل سیاسی روز انفعالی بوده است یا تهاجمی؟ برای جواب این پرسش که در ابتدا مشکل به نظر می رسد باید به رفتار امام در برخورد با حاکمان زمان نگاهی همه جانبه داشت.


برخورد بظاهر منفعلانه سیاسی امام


رفتار حضرت از طرفی منفعلانه است بدین معنی که ایشان در یرابر حاکمان جور زمان خویش کوتاه آمده و متعرض آنها نمی شدند. برفرض هم تأییدشان نمی کردند با آنها مخالفت هم نمی نمودند و لااقل سکوت اختیار می کردند. در برخی گزارشات تاریخی نمونه هایی از این نوع برخورد منفعلانه از حضرت به چشم می خورد . در جایی که منصور عباسی امام را بازخواست کرده و متهم به اقدام برعلیه حکومتش می کند که امام این مطلب را رد می کنند. استاد شهید مطهری در این زمینه می گوید:« به طور کلی این مطلب روشن است که امام صادق از نظر تصدی امر حکومت و خلافت خیلی حالت کناره گیری به خود گرفت و هیچ گونه اقدامی که نشانه ای از تمایل امام باشد به این که زعامت را در دست گیرد وجود نداشت. این به چه علت بوده و چه جهتی در کار بوده است؟ البته در این جهت شک نیست که اگر فرض کنیم که زمینه، زمینه مساعدی برای امام بود که اگر اقدام می کرد حکومت را در دست می گرفت اما می بایست اقدام می کرد». (۴)


هر چند همین فعالیت های علمی فکری امام بزرگترین مبارزه ریشه ای با مخالفان ولایت اهل بیت و شیعیان بود. « در عین حال (که) امام صادق متعرض امر حکومت و خلافت نشد ولی همه می دانند که امام صادق با خلفا کنار هم نیامد مبارزه مخفی می کرد نوعی جنگ سرد در میان بود


برخورد تهاجمی سیاسی امام صادق علیه السلام


از طرفی دیگر در برخی گزارشات امام علیه السلام برخورد جدی تند و جسورانه و کاملا تهاجمی با خلفای جور همچون منصور داشتند . «امام یاران خود را از نزدیکی و همکاری با دربار خلافت باز می داشت. روزی یکی از یاران امام رسید: برخی از ما شیعیان گاهی دچار تنگدستی و سختی معیشت می گردد و به او پیشنهاد می شود که یرای اینها (بنی عباس)خانه بسازد، نهر بکند؛ این کار از نظر شما چگونه است؟ امام فرمود: من دوست ندارم که یرای آنها گرهی بزنم یا در مشکی را ببندم، هرچند در برابر آن پول بسیاری بدهند؛ زیرا کسانی که به ستمگران کمک کنند در روز قیامت در سراپرده ای از آتش قرار داده می شوند تا خدا میان بندگان حکم کند.


امام شیعیان را از ارجاع مرافعه به قضات دستگاه بنی عباس نهی می کرد و احکام صادر شده از محکمه آنها را شرعا لازم الإجرا نمی شمرد. امام به فقیهان و محدثان هشدار می داد که به دستگاه حکومت وابسته نشوند و می فرمود: فقیهان امنای پیامبرانند، اگر دیدید به سلاطین روی آوردند به آنان بدگمان شوید و اطمینان نداشته باشید.»[۵]«امام از رفت و آمد به دربار منصور جز در مواردی سرباز می زد و به همین سبب هم از طرف منصور مورد اعتراض قرار می گرفت. چنانچه روزی به آن حضرت گفت: چرا مانند دیگران به دیدار او نمی رود؟ امام در جواب فرمود: لیس لنا ما نخاف من أجله و لا عندک من أمر الأخره…ما کاری نکردیم که به جهت آن از تو بترسیم و از امر آخرت پیش تو چیزی نیست که به آن امیدوار باشیم و این مقام تو در واقع نعمتی نیست که آن را به تو تبریک بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خود نمی دانی که تو را دلداری بدهیم پس پیش تو چکار داریم؟ بدینگونه بود که امام نارضایتی خود را نسبت به حکومت او ابراز می داشت چنانچه با توصیه های سیاسی به افراد مانند: ایّاک و مجالسهٔ الملوک. بر تو باد که از همنشینی پادشاهان دوری کنی . یاران خود را نیز ار همنشینی سلاطین برحذر می داشت. و نیز می فرمود: کفارهٔ عمل السلطان. الاحسان إلی الاخوان. کفاره همکاری با سلطان نیکی به برادران است. آن حضرت عالمانی را که به دربار شاهان رفت و آمد داشتند از این کار بیم داده و می فرمود: الفقاء أمناء الرسل… فقیهان امنای پیامبرانند اگر فقیهی را ببینید که پیش سلاطین رفت و آمد دارد او را متهم کنید. روزی منصور از آن حضرت پرسید:یا أباعبدالله! لم خلق الله تعالی الذباب؟ فقال: لیذل به الجبابره. ای اباعبدالله خدا پشه را یرای چه آفریده است؟ فرمود: برای این که دماغ زورگویان را به خاک بمالد.»(۶)


از اینها گذشته چنین نباید تصور شود که فعالیت سیاسی امام منحصر در مبارزه مستقیم و قیام مسلحانه بوده باشد تا گفته شود چون امام قیام نکرد و به مبارزه مستقیم با امویان و عباسیان برنخواست پس حضرت کار سیاسی را کنار گذاشته بودند و تنها به کار علمی فرهنگی صرف مشغول بودند هر چند همین فعالیت های علمی فکری امام بزرگترین مبارزه ریشه ای با مخالفان ولایت اهل بیت و شیعیان بود. «در عین حال(که) امام صادق متعرض امر حکومت و خلافت نشد ولی همه می دانند که امام صادق با خلفا کنار هم نیامد مبارزه مخفی می کرد نوعی جنگ سرد در میان بود معایب و مثالب و مظالم خلفا همه به وسیله امام صادق در دنیا پخش شد و لهذا منصور تعبیر عجیبی درباره ایشان دارد. می گوید: هذا الشجی معترض فی الحلق… جعفربن محمد مثل یک استخوان است در گلوی من نه می توانم بیرونش بیاورم و نه می توانم فرویش ببرم؛نه می توانم یک مدرکی از او به دست آوردم کلکش را بکنم و نه می توانم تحملش کنم چون واقعا اطلاع دارم که این مکتب بی طرفی که او انتخاب کرده علیه ما هستند.(۷)


اما در پایان جواب این پرسش که علل این برخوردهای سیاسی متناقض با حکومت جور از طرف امام معصوم چه بوده است؟ باید در مقاله ای مجزا بررسی شود.




۱.سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص۳۷۷، موسسه امام صادق علیه السلام قم،تابستان۸۰


۲.صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام، علامه مظفر، ترجمه سید ابراهیم سیدعلوی،انتشارات قلم، چاپ اول، ص۱۶۷


۳.سیره پیشوایان، ص ۳۷۸


۴.سیری در سیره ائمه اطهار علیهم السلام ،مرتضی مطهری،ص۱۲۴، انتشارات صدرا، چاپ بیست و چهارم


۵.سیره پیشوایان، ص ۳۹۹


۶.حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ص۳۶۹،انتشارات انصاریان قم چاپ دهم ۸۶


۷.سیری در سیره ائمه اطهار علیهم السلام ،مرتضی مطهری،صص۱۳۹ و ۱۴۰

[ad_2]

لینک منبع

آیا کودک آزاری در تهران به راحتی انجام میشود؟چندبار دیگر باید حادثه کیمیا تکرار شود؟چرا مجلس در حمایت از کودکان کوتاهی میکند؟

[ad_1]

آیا کودک آزاری در تهران به راحتی انجام میشود چندبار دیگر باید حادثه کیمیا تکرار شود چرا مجلس در حمایت از کودکان کوتاهی میکند

یک وکیل دادگستری می گوید در رابطه با کودک آزاری اگر جزو منافی عفت باشد, سازمان مردم نهاد نمی تواند بدوا شکایت کند و باید رضایت ولی کودک نیز موجود باشد و این امر پروسه را سخت می کند چون سازمان نمی تواند ورود کند و اگر پدر و مادر رضایت نداشته باشند یا خشونت جنسی توسط اعضای خانواده اتفاق افتاده باشد, کار بسیار سخت می شود بنابراین یکی از اشکالات کار در مرحله اثبات است


سمن ها و NGO ها نقش بسیار زیادی در کاهش آسیب های اجتماعی دارند. سمن ها در کف خیابان و در بطن جامعه اند از گروه های آسیب پذیر و محروم جامعه را نمایندگی می کنند و در صورت حمایت از آن ها؛ آنها می توانند در زمینه کاهش آسیب های اجتماعی گام های مهمی بردارند؛ چراکه این گروه های اجتماعی واقعیت های تلخ جامعه را به مردم و سیاستمداران نشان می دهند. از طرف دیگر قانون جامع حمایت از حقوق کودکان سال هاست در مجلس در حال خاک خوردن است؛ قانونی که در آن کودک آزاری جرم تلقی شده است. این در حالی ست که برخی از نمایندگان معتقدند این مساله مغایر حقوق پدری است.




سازمان بهداشت جهانی در تعریف کودک آزاری آورده است: آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد دیگر که نسبت به او مسئول هستند، کودک آزاری است. به عبارت دیگر هرگونه رفتار یا نارسایی از طرف والدین یا هر کسی که سرپرستی کودک را به عهده دارد که منجر به مرگ کودک، صدمات و آسیب های روحی، آزارهای جنسی یا استثمار کودک شود، کودک آزاری تلقی می شود. اگرچه کودک آزاری می تواند در محیط خانه یا خارج از آن اتفاق بیفتد اما اکثر مطالعات نشان می دهد حدود۷۰ درصد کودک آزاری ها در محیط خانواده صورت می گیرد.




برای سازمان های مردم نهاد محدودیت در قانون ایجاد شده


شفاخواه (وکیل دادگستری و وکیل یکی از سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه کودک و نوجوان)، در رابطه با فعالیت سمن ها و NGO ها بخصوص در بحث تجاوز به کودک می گوید: متاسفانه سازمان های مردم نهاد که سابقه طولانی نیز دارند در بحث پیگیری مسائل مربوط به کودکان و زنان با محدودیت های قانونی مواجه هستند. در بحث تجاوز به کودک موضوع اصلی در مرحله طرح شکایت است که به عنوان یک سازمان مردم نهاد این اختیار را داریم که شکایت کنیم یا خیر؟ در قانون آیین دادرسی کشوری این حق پیش بینی شده است که سازمان های مردم نهاد در حوزه فعالیت خود بتوانند شکایت کنند. اغلب پرونده های NGO ها مربوط به کودک آزاری، خشونت خانگی و مسائل مربوط به زنان است؛ اما در رابطه با کودک آزاری اگر جزو منافی عفت باشد مثل تجاوز و زنا سازمان مردم نهاد نمی تواند بدوا شکایت کند و باید رضایت ولی کودک نیز موجود باشد که این امر پروسه را سخت می کند چون سازمان نمی تواند ورود کند آنهم وقتی که پدر و مادر رضایت نداشته باشند یا زمانی که خشونت جنسی توسط اعضای خانواده اتفاق افتاده باشد، کار بسیار سخت می شود بنابراین یکی از اشکالات کار در مرحله اثبات است.




او تاکید می کند: البته برای سازمان های مردم نهاد محدودیت در قانون ایجاد شده است. مقرره ای که طی آن اختیار سازمان های مردم نهاد کمتر شده است. یعنی قانون آیین دادرسی سازمان ها را محدود می کند به این شکل که اگر سه بار این سازمان شکایت کند و منتهی به صدور قرار منع تعقیب شود تا یک سال حق شکایت جدید ندارند. این موردی عجیب است که در برنامه ششم تصویب شده و موجب شده اختیارات سازمان های مردم نهاد کم شود.




وضعیت کودکان در برخی نقاط بحرانی است


شفاجو در ادامه می گوید: موسسه امام علی (ع) هر روز یک گزارش راجع به کودک آزاری دارد. وضعیت کودکان در برخی نقاط مثل شهریار تهران بحرانی است. در پرونده ای گزارش شد؛ که یک مغازه دار کودکی را اغفال می کند و او را مورد آزار و اذیت قرار می دهد اما در مرحله اثبات با مشکل مواجه می شویم. وضعیت در مورد مهاجران بحرانی تر است کسانی که پاسپورت دارند؛ اما ویزای معتبر ندارند یا افرادی که غیرقانونی وارد کشور شده اند؛ چون آن ها از طرح شکایت بیم دارند به این خاطر که این می ترسند از کشور اخراج شوند. این در حالی است که طبق قانون هیچ تفاوتی بین کودک ایرانی یا مهاجر نیست! طبق قانون ایران؛ باید به شکایت یا جرم فرد فارغ از میلت بررسی شود اصلا مهم نیست که چه ملیتی داشته باشند و قانون اجازه ورود به این مساله را ندارد این در حالی است که بسیاری از مهاجر ها از ترس شکایت خود را مطرح نمی کنند پس در قانون محدودیتی در رابطه با پیگیری کودک آزاری مهاجر ان وجود ندارد. البته مساله اصلی این است که در حاشیه تهران کودک آزاری و خشونت جنسی فقط برای مهاجر ان اتفاق نمی افتد! این اتفاق برای کودک ایرانی هم رخ می دهد.




او با اشاره به چالش اصلی در مواجهه با این پرونده ها می گوید: چالش این است که خانواده ها را متقاعد کنیم که شکایت کنند اما بسیاری از خانواد ه ها رضایت به شکایت نمی دهند و آن را آبروریزی می دانند. زمانی که از کودک آزار شکایت نمی شود آن فرد آزادانه بین کودکان رفت و آمد می کند و ممکن است هر مشکلی را برای کودک به وجود بیاورد. در خصوص پرونده های منافی عفت باید دو نفر شاهد در آن لحظه حضور داشته باشند یا اینکه فرد مظنون اعتراف کند. در این بخش؛ این سوال به وجود می آید که دو شاهد چگونه درآن لحظه حضور داشته باشند و یا در مورد کیفیت کودک آزاری شهادت بدهند و جزئیات را هم بدانند. راه دیگر این است که کودک را به پزشکی قانونی منتقل کنند که اگر آسیب به کودک وارد شده باشد نهایتا تا یک هفته قابل تشخیص است حتی در صورتی که برای اندام جنسی مشکلی رخ دهد تنها تا ۱۰ روز قابل تشخیص است؛ بنابراین در بحث کودک آزاری مراحل سختی برای اثبات آن وجود دارد علاوه بر این بحث روحی و روانی کودک نیز مطرح می شود که اغلب به آن بی توجه هستند. یک قانون داریم مربوط به سال ۱۳۸۱ با ۹ ماده که در دولت خاتمی تصویب شد. طبق این قانون برای کودک آزار در ماده ۴ سه تا شش ماه زندان و یا جزای نقدی تعیین شده که در بسیاری از پرونده ها از این مجازات نیز دریغ می شود البته این مجازات برای کودک آزاری است یعنی موردی که منافی عفت نباشد. در منافی عفت در صورت اثبات مجازات اعدام تعیین شده است.




امروز باندهای مختلفی تحت کودک آزاری مشغول فعالیت هستند


او با اشاره به یکی از پرونده های خود می گوید: حادثه ای در پاکدشت ورامین اتفاق افتاد و مامور پارک مرتکب آزارجنسی ۷ کودک شد، با وجود اینکه دادستان همکاری های لازم را داشت اما این شکایت متوقف شد چراکه امکان احضار متهم وجود نداشت چون دلایل با قانون فعلی محکمه پسند نبود و برای آن فرد قرار منع تعقیب صادر شد. درنهایت این فرد آزاد شد و به کار خود ادامه داد و حتی بچه ها را نیز تهدید می کرد. امروز باندهای مختلفی تحت کودک آزاری مشغول فعالیت هستند اما کسی جلوی آن ها را نمی گیرد این زنگ خطر چه زمانی می خواهد به صدا دربیاید؟ شش سال است که لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوان در مجلس خاک می خورد. دولت سال ۹۰ این قانون را تصویب کرد و شش سال است لزوم فوریت قانون احساس نمی شود. به چند کودک باید تعرض شود و چه اتفاقاتی باید رخ دهد تا اقدامی صورت گیرد؟




او تاکید می کند: به طور کلی اعمال مجازات به تنهایی بازدارنده نیست در این مواقع تاکید بر این است که باید به کودک آموزش داده شود البته لایحه حمایت از کودک و نوجوان اگر به قانون تبدیل شود تا حدی بازدارنده است. طبق این لایحه نهادهایی در قوه قضائیه پیش بینی شده که به صورت تخصصی مسائل مربوط به آزار جنسی کودکان را پیگیری خواهند کرد حتی سازمان بهزیستی موظف به پیگیری می شود و دست سازمان های مردم نهاد باز تر است در این لایحه مصداق های کودک آزاری توضیح داده شده است و وضعیت مخاطره آمیز برای کودکان تشریح شده است. این مصداق ها کمک می کنند که ذهن قضات با مسائل مربوط به کودک آشنا شود در همه جای دنیا جرائم علیه کودکان طبق قانون خاصی پیگیری و توجه بیشتری به آن می شود اما کودک از نظر نظام حقوقی ایران انسانی است که کوچک شده است یعنی قانونی برای کودک وجود ندارد و توجهی به هویت کودک صورت نگرفته است بنابراین رسیدگی هرچه سریع تر به لایحه حمایت از کودک و نوجوان می تواند قدم مثبتی در حوزه حمایت از این قشر داشته باشد.




مساله خودمراقبتی باید به کودکان آموزش داده شود


او در ادامه تاکید می کند: مساله خودمراقبتی باید بین کودکان آموزش داده شود در محله های حاشیه نشین تهران فجایع بسیاری رخ می دهد و مشکل عمده این است که بچه ها نمی دانند آزارجنسی چیست و مصادیق کودک آزاری را تشخیص نمی دهند. کودکان پاکستانی، ایرانی و افغانی که در چهارراه ها تکدی گری می کنند و در شهرک های حاشیه شهری زندگی می کنند و به بازار شاه عبدالعظیم رفت و آمد دارند بدون اینکه اطلاع داشته باشند از رفتارهایی حرف می زنند که در این نقاط نسبت به آن ها صورت می گیرد. آن ها تشخیص نمی دهند که برایشان چه اتفاقی افتاده است. جمعیت امام علی (ع) در کل کشور ۳۰ مرکز دارد و هر روز گزارش هایی در رابطه با آزار کودکان دریافت می کند که قابل اثبات نیست چون قانون فقهی است؛ حساسیت ویژه ای نسبت به آن دارند.




برخی کودکان به دلیل اعتیاد پدر مجبور به تن فروشی می شوند


شفاجو در ادامه می گوید که آتنا یک نمونه کوچک از جرائم منافی عفت است. بچه هایی هستند که پدر و مادر ندارند و متحمل زجر بسیاری در این خصوص می شوند و با این زجر تا دوران بزرگسالی نیز زندگی می کنند کسانی هستند که پدر دارند اما به دلیل اعتیاد پدر مجبور به تن فروشی می شوند پدرهایی هستند که به دلیل استعمال شیشه بار ها به کودک خود تجاوز می کنند اما در بسیاری از موارد نمی توان جرم را اثبات کرد. بسیاری از اتفاقات در بستر خانواده رخ می دهد و چون از نظر قانونی دست آن ها خالی است نمی توانیم کار خاصی انجام دهیم این در حالی است که در کشور آلمان اگر شخص کودک آزار بالای ۲۵ سال سن داشته باشد با نظر کمیسیون پزشکی عقیم می شود در کشور اسپانیا فرد تا ۲۰ سال تحت نظر خواهد بود تا در نهادهایی که با کودک در ارتباط است؛ مشارکت نکند اما در ایران بیمار ها در جامعه رها هستند.




در کشور پلیس اطفال وجود ندارد


این وکیل دادگستری با اشاره به وضعیت کودکان در لب خط و دروازه غار می گوید: در این مناطق کودکان بسیاری با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند کودکان دستفروشی که در چهارراه ها دستفروشی می کنند هیچ قانون حمایتی ندارند در صورتی که تجاوز ها از چهارراه های شهرهای بزرگ آغاز می شود. در پرونده تجاوز مامور پارک موفق شدیم خانواده ها را مجاب کنیم که این جرائم گزارش شوند اما اثبات آن مستلزم گزارش سریع از حادثه است که همین مساله منجر به قرار منع تعقیب برای متهم شد چون فرصت اثبات از بین رفت.




او تاکید می کند: در شهریورماه سال گذشته نیز یکی از بچه ها در چهارراه چشمه علی دزدیده شد یک موتورسوار کودک را با زور سوار کرد. مغازه دار هم شاهد بودند اما عکس العملی نشان ندادند به دادسرای محل شکایت کردیم دستوراتی نیز صادر شد اما پیگیری نشد. در کشور پلیس اطفال وجود ندارد در صورتی که طرح آن در قانون آیین دادرسی بعد از چهار سال تصویب شد اما الان مشخص نیست که به کجا رسیده است؛ بنابراین پلیس اطلاع ندارد که باید در این جور مواقع در رابطه با کودک چه عکس العملی داشته باشد. بعد از دو روز در حالی که این پسربچه وضعیت بدی داشت، پیدا شد. این کودک در خیابان های اطراف خانه اش رها شده بود و علائم آزار جنسی داشت شکل بررسی تجاوز برای بچه ها چندان خوشایند نیست و بار روحی بسیاری را بر آن ها وارد می کند که موجب صدمه روحی بسیار زیادی به آن ها می شود در نهایت این پرونده نیز راه به جایی نبرد درحالیکه در آن دو روز به بچه قرص های خواب آوری داده شد که بتوانند علاوه بر سوءاستفاده های جنسی از او برای حمل مواد مخدر نیز استفاده کنند. در این مورد حتی متهم شناسایی نشد درحالیکه آدم ربایی در قانون کشور مجازات سنگینی دارد.




ایلنا

[ad_2]

لینک منبع

دادستان پارس آباد سخن میگوید:نظریه پزشکی قانونی در خصوص جزئیات مرگ آتنا چه بوده است؟

[ad_1]

دادستان پارس آباد سخن میگوید نظریه پزشکی قانونی در خصوص جزئیات مرگ آتنا چه بوده است

روزی که راز قتل آتنا کوچولو فاش شد و در همه محله های پارس آباد پیچید که مردی رنگرز درلباس یک دوست, مرتکب قتل تکاندهنده ا ی شده است مردم با خشم به طرف خانه و محل کار اسماعیل هجوم بردند و می رفت تا فاجعه ای رخ بدهد که دادستان طباطبایی با ابتکاری ناشی از آشنایی به روحیات مردم پارس آباد آنها را به مصلی کشاند و همه را به آرامش دعوت کرد


دادستان پارس آباد نیزهمزمان با افشای رازقتل فجیع «آتنا» کوچولو، روزهای سختی را پشت سر می گذارد. چراکه او صرفنظر از اینکه دادستان است، پدر هم هست و آتنا را نیزمانند دخترش می داند. از سویی همزمان با وقوع چنین حادثه تلخی باید بحران را نیز مدیریت کند.


روزی که راز قتل آتنا کوچولو فاش شد و در همه محله های پارس آباد پیچید که مردی رنگرز درلباس یک دوست، مرتکب قتل تکاندهنده ا ی شده است مردم با خشم به طرف خانه و محل کار اسماعیل هجوم بردند و می رفت تا فاجعه ای رخ بدهد که دادستان طباطبایی با ابتکاری ناشی از آشنایی به روحیات مردم پارس آباد آنها را به مصلی کشاند و همه را به آرامش دعوت کرد. اودرگفت و گوی اختصاصی با خبرنگار«ایران» به سؤالات مطرح شده پاسخ داد.


جناب دادستان چرا مصلی را انتخاب کردید؟


در اینکه مردمان پارس آباد انسان هایی معتقد، مؤمن و با ایمان هستند هیچ شکی نیست و مصلی یک شهر که فضایی معنوی دارد می تواند تأثیر بسزایی در بازگرداندن آرامش به مؤمنان داشته باشد. از این رو در شرایط بحرانی آن روز تنها راه حلی که به نظر کارشناسانه و متناسب با فرهنگ، سنت و دین مردم پارس آباد می رسید، تغییر محل تجمع مردم خشمگین و ناراحت از برابر خانه و محل کار متهم به یک مصلی بود.


تدبیرشما نتیجه داد؟


بله نتیجه اش این بود که مردم به مصلی آمدند و با شنیدن حرف های ما که تأکید بر برخورد قاطع قانونی با متهم به قتل بود آرامش پیدا کردند و شهر هم آرام شد. شاید اگر با چنین روش دوستانه ای با جمعیت خشمگین برخورد نمی شد اتفاق های ناخوشایندی رخ می داد.


شایعه های بسیاری از همان روز نخست در خصوص این پرونده بود و بعد از کشف جرم هم اینگونه شایعه ها ادامه دارد آیا این شایعه ها در روند پرونده تأثیری داشته است؟


بهتر است شایعه ای درست نشود و مردم و برخی از رسانه های مکتوب و مجازی یک کلاغ، چهل کلاغ نکنند. چرا که به روح و روان جامعه خدشه وارد کرده و فضا را آشفته می کنند. اما اینکه در روند تحقیقات بازپرس و پلیس خللی به وجود بیاورد خیر امکان ندارد چرا که مقام قضایی با پرونده ومستنداتش پیش می رود. اعتنایی هم به شایعه ها ندارد.


اما همین شایعه ها باعث فشار افکار عمومی شده و شاید روند تحقیقات را تحت تأثیر قرار دهد؟


امکان ندارد حتی اگر فشاری از سوی افکار عمومی باشد قاضی حتماً گام به گام و با اسناد و مدارک پیش می رود و غیر از این باشد مسیر به کج راهه می رسد.


جامعه پارس آباد را در وقوع جرایم بویژه چنین حادثه ای چگونه ارزیابی می کنید؟


جامعه پارس آباد یک جامعه متدین با مردمانی زحمتکش که اینجا را به قطب کشاورزی تبدیل کرده اند، هستند این مردمان شریف عقایدی مستحکم و مذهبی دارند در مناسبت های خاص مانند 22 بهمن، 29 بهمن که روز قیام تبریز است و روز قدس حماسه ساز هستند و در انتخابات نیز مشارکتی بالای 82 درصدی داشتند و این خود یک رکورد به حساب می آید پس پارس آباد جامعه ای آگاه دارد و در خصوص این حادثه خاص باید گفت که در چنین شهری مستثناست و اگر نیم نگاهی به جرایم مشابهی در کل کشور داشته باشیم، می بینیم فجیع تر و تلخ تر از این حادثه در تهران و شهرهای دیگر، بارها و بارها رخ داده است.


چه باید کرد تا شاهد تکرار این حوادث نشویم؟ ستایش در ورامین، کیانا در مشهد، ستایش دیگری در یزد و حوادث مشابهی که شاید هیچگاه فاش نشده است!


باید به کانون درد توجه داشت اما خیلی ها به جای یافتن کانون درد به ظاهر درد توجه می کنند. از جمله رسانه ها. خود شما ببینید از تهران به اینجا آمده اید تا جزئیات حادثه را بگیرید بنویسید قاتل چطور قتل را انجام داده، در این جنایت اذیت و آزاری شده یا…. در حالی که شما باید نزد متخصص و کارشناس این امور می رفتید در همان تهران بسیار هستند جامعه شناسان و روانشناسانی که باید از علم و دانش خود در چاره جویی و ارائه راه حل ها اقدام کنند و رسانه ها نیز می توانند علمی تر و اجتماعی تر تجزیه و تحلیل کنند. اما الان به جای کانون درد به ظاهر درد توجه می شود. الان بیشتر به ماجراجویی های چنین حوادثی تمرکز شده و نه تحلیل آن و ارائه راهکارهای پیشگیرانه.انتشار ابعاد مختلف یک حادثه می تواند آموزنده باشد و البته ما هم از تهران تا اینجا آمده ایم که با کارشناس و شخصی که در مقام دادستان، اشراف کاملی به جزئیات تیره و تاریک پرونده دارد مصاحبه کنیم و راهکار را از زبان دادستان بشنویم.خب مسیر را اشتباه آمده اید من در مقام دادستان نظر حقوقی دارم که طبق قانون تحقیقات در پرونده تا زمان صدور کیفرخواست محرمانه است و نمی توان آنها را به رسانه ها ارائه داد.


قبول دارید رسانه ها پل ارتباطی مناسبی بین مردم و دستگاه قضایی هستند؟ یا اینکه حادثه نگاری را سیاه نمایی می دانید؟


بستگی دارد. مثبت و منفی های آن مطلق نیستند مثلاً در حادثه پلاسکو انتشار اخبار مثبت بود مگر اینکه خبرنگاران با تردد های بی موقع در صحنه حادثه باعث تأخیر در عملیات امدادرسانی می شدند. در مورد پرونده آتنا نیز شاید برخی نوشتارها به نفع جامعه نباشد گاهی اشتباهات این چنینی در اطلاع رسانی به یک آفت تبدیل می شود.


اگر منظورتان شایعه هایی است که در رسانه ها انتشار می یابد. خب یکی از علل آنها پاسخگو نبودن مسئولان است مثل الان که باوجود ملی شدن ماجرای قتل آتنا اصلانی، درهای اطلاع رسانی ازسوی مسئولان مربوطه بسته شده است.


خب مقام مسئول در اطلاع رسانی قوه قضائیه مشخص است و ایشان نیز در نشست خبری پاسخگوی سؤالات خبرنگاران بوده اند.


اگر منظورتان سخنگوی قوه قضائیه است که باید بگویم ایشان پاسخ های کلی می دهند در حالیکه مردم پیگیر جزئیات هستند و شاید تصور کنند کوتاهی هایی صورت گرفته است!


باید سعی کنیم بلوغ فرهنگی جامعه را در چنین زمینه هایی بالا ببریم.


راهکار چیست؟


ببینید آتنا مانند دختر خودم بود پس مشخص است که کلی غصه خوردم و حتی درخلوت خود اشک ریختم. اما باید بگویم که آتنا و خیلی از حادثه دیدگان و برخی از متهمان قربانی کم کاری های خیلی دستگاه ها، مسئولان و کارشناس های مربوطه شده و می شوند.


منظور از خیلی ها؟


خیلی خلاصه بگویم علم در کشور ما جامد شده است در حالی که باید مایع و روان باشد تا به پویایی برسد. دانشمندان ما بجز تعداد معدودی دیگر به دنبال بیشتر آموزی و تأثیرگذاری در جامعه نیستند و همین باعث کوتاهی ها شده و آثارش در چنین پرونده هایی رونمایی می شود در حالی که با برنامه ریزی صحیح می توان به جایی رسید که شاهد کاهش آمار چنین حوادثی در کل کشور باشیم.


به پرونده آتنا برگردیم با توجه به فشار افکار عمومی، گفته شده در مدت کمی و به صورت فوق العاده به پرونده رسیدگی می شود و مجازات سریع متهم در راه است. یعنی برخی از روند قانونی در پرونده های قضایی و بویژه قتل نادیده گرفته خواهد شد؟


امکان ندارد که یک اصل در روند رسیدگی به پرونده حذف شود. سرعت دادن به تحقیقات معنای حذف ندارد بلکه استفاده از ابزار سرعت دهی است.


یعنی متهم به قتل تحت اقدامات روانکاوانه در پزشکی قانونی زیر نظر متخصصان قرار خواهد گرفت؟


به طورحتم شخصیت شناسی متهم طبق قانون انجام می شود اما شاید به جای انتقال متهم، از کارشناسان بخواهیم به پارس آباد بیایند و همزمان دیگر اقدامات قضایی توسط بازپرس و پلیس صورت گیرد. در حالی که در پرونده های دیگر این رویه فرق دارد یا اگر پرونده با پست به دیوانعالی ارسال می شود یا متهم در دادگاه کیفری استان اردبیل مستقر در اردبیل محاکمه می شود شاید با ابلاغ رئیس قوه قضائیه در پارس آباد صورت گیرد و پرونده را به طریق دیگری به دیوان بفرستیم که سرعت بیشتری داشته باشد. اما هیچگاه اجازه نداریم روند را تغییر داده یا بخشی را حذف کنیم. مثلاً فرصت 20 روزه اعتراض متهم را از او بگیریم و بخواهیم خیلی زود اعتراض کند؛ تعجیل در کار به معنای حذف روند قانونی نیست.


آخرین سؤال اینکه انگیزه متهم به قتل در این تراژدی چه بوده؟ قتل های دیگر این متهم تا چه حدی رازگشایی شده و نظریه پزشکی قانونی در خصوص جزئیات مرگ آتنا چه بوده است؟


همانطورکه گفتم تحقیقات در مرحله بازپرسی محرمانه است.

[ad_2]

لینک منبع

کتابخوانی و کتابخانه چگونه در روستاهای محروم پا میگیرند؟ شما هم دوست دارید کتابهایتان را با بقیه شریک شوید؟

[ad_1]

کتابخوانی و کتابخانه چگونه در روستاهای محروم پا میگیرند شما هم دوست دارید کتابهایتان را با بقیه شریک شوید

عنوان دوستدار کتاب وسوسه برانگیز است به نظر می رسد حتی جامعه کتاب نخوان هم برای دوستدار کتاب جایگاه ویژه ای قائل هستند در فضای شهری کسب این عنوان چندان دشوار نیست عادت رفتن به کتاب فروشی یا کتابخانه و کتاب خواندن کفایت می کند, اما به دست آوردن این جایگاه برای روستانشین ها بسیار سخت است داشتن یک کتاب فروشی یا کتابخانه دولتی با کتاب های متنوع تقریبا ناممکن است


کتابخانه های روستایی معمولا با اراده های فردی در روستا و کمک خیرین فرهنگی راه اندازی می شوند. در طرح راه اندازی باشگاه های کتاب خوانی کودک و نوجوان، توانمند سازی نیروهای مروج کتاب خوانی در روستا و تفویض اختیار به آنها برای تشکیل گروه های کتاب خوانی یکی از اهداف مهم است. من یکی از نیروهای داوطلبی بودم که مشتاق سفر به روستا برای آموزش شدم. راهی روستای دهگهان شدیم. شاید باید گفت کتابخانه فاطمه ها. دهگهان یکی از روستاهای دوستدار کتاب ایران است. وقتی شش سال پیش فرزاد میرشکاری، معلم ساکن روستا، کتابخانه کوچک فاطمه ها را در یک اتاق کوچک راه اندازی کرد، می دانست بیشتر کارها را باید خود اعضای کتابخانه انجام دهند و اکنون با کمک ها و تبلیغی که در شبکه های اجتماعی شده، کتابخانه، یک ساختمان است. روستای دهگهان با پراکندگی بسیار، هفت هزار نفر جمعیت دارد. خشک سالی باعث جداشدن مردها از خانواده شده و تغییر ساختار در روستا باعث شده زن ها فرصت بیشتری نسبت به سال های قبل داشته باشند. زندگی در روستا و گرما و بی آبی ملال آور است. برخلاف آنچه که در برخی اشعار پاستورال می خوانیم، نغمه های خوش در همه روستاها قابل شنیدن نیستند. آهنگ زندگی کند و کشدار است. اینجا نسخه های شهری برای مواجهه با ملال کاربردش را از دست می دهد. ملال نه بخشی از زندگی که کل زندگی است. قرار نیست گاهی با آن مواجه شد. کارگاه باشگاه کتاب خوانی کودک و نوجوان در کتابخانه فاطمه ها برگزار شد. سه فاطمه مثل هم لباس پوشیده بودند و نوجوانی را تجربه می کردند. به سودای نامشان افراد زیادی راهی روستا شده بودند.


سالن کوچک کتابخانه فقط گنجایش ١٥ نفر را داشت. ٢٠ نفر حضور داشتند. بعد از ساعتی زمزمه تشکیل کارگاه به گوش زنان دیگر رسید. جمعیت زیاد شد. کارگاه را به باغ بردیم. وقتی هرکسی اولین بار عکس این اتفاق را می دید، حسرت حضور در آنجا را می خورد، اما از پشت صحنه آن خبر نداشت؛ اینکه ساعت ٩ رسیدیم فرودگاه کرمان و به سمت روستای دهگهان حرکت کردیم. ساعت سه نصفه شب رسیدیم روستا و ساکن شدیم. حمام نداشتیم و در آن گرما شدیدا عرق کرده بودیم.


هـوا حــدود ٥٠ درجه و به شدت شرجی بود. آن قدر شجاع بودم که با چندتا دستمال کاغذی مدام حشره می گرفتم. حشرات غریبی من را نیش زدند که حتی نامشان را هم نمی دانم. اتاق محل تشکیل کلاس ها آن قدر گرم بود که لباس هایمان خیس شده بود. همه چیز مشارکتی بود، مخصوصا لیوان برای آب خوردن، اما وقتی در همان باغ و زیر درختان از فواید خواندن فردی و گروهی گفتیم، مخاطبان را با معیارهای کتاب خوب آشنا کردیم و بعد از آنها خواستیم برای کتاب های کودک و نوجوان فعالیت بنویسند. نتیجه شگفت انگیز بود. زیر درختان انار دیدم که چطور زنان روستایی براساس داستان های کودک نمایش خلاق و بازی اجرا کردند. کتاب ها را به زبان محلی برگرداندند. نقاشی کشیدند و گفت وگو کردند، ولی هوش مردم این روستا، ارزیابی کتاب و شوق و ذوقشان حیرت انگیز بود؛ گفت وگوی گروهی درباره کتاب بدون اینکه کسی مسئول پاسخ گویی باشد. سؤال طرح می شد و حلقه جست وجو گر به امکان های تازه فکر می کرد؛ به کاویدن هستی به بهانه یک داستان.


چهره آن زن را فراموش نمی کنم که بعد از خواندن داستان «المر فیل رنگارنگ» گفت: فکر می کنم نباید درباره کسی که با ما فرق می کند قضاوت کنیم. به ذهنم رسید کتابخانه فاطمه ها باعث شده بود فاصله طبقاتی بین خان ها و طبقه پایین و… از بین برود. ملال زندگی در روستایی خشک و کم آب با وجود یک کتابخانه به امید تبدیل شده بود…؛ اتفاقی که می تواند هر گوشه روستایی در ایران بزرگ ممکن شود. بعضی از زن ها با بچه های کوچکشان به کارگاه آمده بودند. سهیلا یکی از زن های دهگهان بود. می گفت سه بچه دارم. خیاطی، آرایشگری و فرش بافی بلدم، اما هیچ درآمدی ندارم. زنان روستایی به دلیل درآمد کم به آرایشگاه نمی روند و کسی تابلوفرش هایم را نمی خرد. موقع حرف زدن لبخند می زد. لبخندش می گفت که می دانم زندگی زیباست، اگرچه سهم من از این زیبایی خیلی کم است. قرار شد از باشگاه های کتاب خوانی کودک و نوجوانشان گزارش بنویسند. کارگاه دوروزه تمام شد. می شد به جای ماندن در روستا به هتل برویم، اما همان ماندن در بین آنان رابطه بهتری را شکل داد. ظرف شستیم. اتاق مرتب کردیم و توانستیم فرهنگ بخشی از این سرزمین را بشناسیم… . با خودم می گویم ای کاش اهدا کنندگان کتاب، دولتی ها یا خود مردم با دقت بیشتری برای کتابخانه های روستایی کتاب بفرستند. کتاب های جذاب و باکیفیت و غیرشعاری باعث تشویق به کتاب خواندن می شود. حالا که از روستای دهگهان برگشته ام، بسیار دلتنگم. از غروب احساس می کنم تکه ای از دلم کنده شده است. با تمام وجود دلم می خواهد به دهگهان برگردم. شاید جادو شده ام. پیش تر سفر روستایی یا سفر ترویج کتاب خوانی داشــتـــه ام، اما دهگهان برای من روشن ترین نقطه جهان بود




مینا حدادیان

[ad_2]

لینک منبع