آموزش و پرورش معلم میخواهد استخدام کند یا مانکن؟

[ad_1]

آموزش و پرورش معلم میخواهد استخدام کند یا مانکن

چند روز قبل خبری منتشر شد در مورد توصیه نامه ای که شورای عالی آموزش وپرورش در قالب یک مصوبه ابلاغ کرده بود, چراکه تأکید دارد جذب معلمان جدید در آموزش وپرورش باید مطابق فاکتورهای فیزیکی و ظاهری و هیچ گونه نقص ظاهری و عملکردی انجام پذیرد, به طوری که قد و وزنشان طبیعی باشد و چهره و صورت خوبی داشته باشند هرچند متن خبر حتی روی کیفیت گفتار و کلام هم تأکید کرده و گفته معلم نباید لکنت زبان داشته باشد همگان آگاه هستند که تصور انتشار چنین مصوبه ای می تواند چقدر برای فعالان سلامت به خصوص سلامت روان جامعه نگران کننده باشد همه ما خاطراتی از معلمانی که جانباز بودند یا در ناحیه یا از بدن خود کم توان بودند, داشته ایم چرا باید چنین افراد ارزشمندی از آموزش به فرزندان این مملکت محروم شوند


چند روز قبل خبری منتشر شد در مورد توصیه نامه ای که شورای عالی آموزش وپرورش در قالب یک مصوبه ابلاغ کرده بود، چراکه تأکید دارد جذب معلمان جدید در آموزش وپرورش باید مطابق فاکتورهای فیزیکی و ظاهری و هیچ گونه نقص ظاهری و عملکردی انجام پذیرد، به طوری که قد و وزنشان طبیعی باشد و چهره و صورت خوبی داشته باشند . هرچند متن خبر حتی روی کیفیت گفتار و کلام هم تأکید کرده و گفته معلم نباید لکنت زبان داشته باشد! همگان آگاه هستند که تصور انتشار چنین مصوبه ای می تواند چقدر برای فعالان سلامت به خصوص سلامت روان جامعه نگران کننده باشد. همه ما خاطراتی از معلمانی که جانباز بودند یا در ناحیه یا از بدن خود کم توان بودند، داشته ایم. چرا باید چنین افراد ارزشمندی از آموزش به فرزندان این مملکت محروم شوند؟


جامعه تلویزیونی


ارائه و ترویج تعریف کمال انسانی در خصوصیات صرفا ظاهری و فیزیکی از ابتدای قرن بیستم شیوع پیدا کرد و صنعت مد و تبلیغات و سینما در غرب هم در پیشبرد این ساختار ارزشی سهم عمده ای داشتند. به تدریج این نگرش به انسان سبب ایجاد مشکلاتی شد که شبیه نوعی وسواس و اجبار زیبایی در میان جوانان و مخصوصا زنان غربی بود. توقف و تثبیت توجه روی ظاهر انسان سبب می شود فردیت آدم ها اسیر مسابقه زیبایی و جذابیت بدنی شود و این رقابت بی پایان در خارج از حوزه مهم و حیاتی توانایی و ظرفیت های درونی، معنوی و روحانی انسان ادامه یابد. مسابقه بالا هیچ پایانی ندارد و وقتی زیبایی اغراق شده و تصنعی تبدیل به کالای بازار فرهنگ عموم شد، هیچ موقفی برای عطش و حرص ناشی از آن نیست و این بازی پیش می رود و وقت و انرژی و هزینه مادی و انسانی می تراشد. جامعه شناسی مثل پی یر بوردیو چنین جامعه ای را «تلویزیونی» می نامد که همه منابعش در خدمت نمایش ظاهر و پوسته بیرونی اش روی صحنه فرهنگ عمومی است. آدم ها در این جامعه بردگان بی جیره ومواجب صنعت پنهان زیبایی و ظاهرپنداری هستند و هیچ عمق و معنایی ندارند. گذشته از خطرات عمومی نظام ارزشی زیبایی محور، می شود گرفتاری های فردی در حوزه سلامت روان افراد جامعه این چنینی را هم مشاهده کرد. رواج بی قاعده جراحی های زیبایی، مصرف بی رویه مواد آرایشی و بیماری های خاص در زمینه تصویر بدن یا همان «اختلال بدریخت پنداری» را می توان از عوارض فردی این گفتمان دانست.


زنگ خطر


چندسالی می شود که اولیای جامعه و فرهنگ غربی متوجه آشفته بازار زیبایی شده اند. آنها به درستی دریافته اند که شهروند غربی جنبه ها و شئون مهم دیگری هم در حیاتش دارد که توجه بیش از حد و اغراق شده به ظواهر بدن سبب غفلت از آنها می شود و جلوی شکوفایی کامل او را می گیرد. آنها به دامان واقعیت طبیعت بشری بازگشته اند و دریافته اند انسان طبیعی و نرمال لزوما چنین عروسکی و مصنوعی نیست و نباید باشد. حتی مدل های معلول و چاق را به شوهای لباس آورده اند تا بیننده دریابد که واقعیت زندگی منحصر به تناسب اندام های خارجی آدمیزاد نیست. در صنعت اسباب بازی هم تغییراتی ایجاد شده که کودکان آرام آرام عروسک ها و شخصیت هایی را ببینند که شبیه خودشان و والدین شان در دنیای واقعی هستند نه موجوداتی باربی گونه و کمرباریک با زیبایی اغراق شده. در این میان آموزش وپرورش به عنوان پایه ای ترین مکان شکل گیری نظام و نگرش ارزشی انسان جایگاه ویژه ای دارد.


مشکلات و گرفتاری های ما


می دانیم در کشور ما سالانه مبالغ هنگفتی از تولید سرانه پای خرید اجبارگونه لوازم و مواد آرایشی صرف می شود. همچنین اطلاع داریم که ایران از نظر شیوع جراحی های زیبایی و پروسیجر های کاسماتیک در صدر فهرست جهانی قرار دارد. عطش لاغری و تناسب اندام و خوشگلی و خوش تراشی هم در فرهنگ عمومی ما بالاست و کسی نیست که تحت تأثیر آن نباشد. در این فضا ناگهان می شنویم که در نظام آموزش وپرورش ما هم قرار است صرفا معلمان بی عیب و نقص را پذیرش و استخدام کنند!! این رویه اگر آغاز شود و پیش برود، چه پیامی برای کودکان این جامعه و چه پیامدهایی برای فرهنگ عمومی ما خواهد داشت؟ درحالی که تمام دنیا و حتی شروع کنندگان ماراتن فرساینده زیبایی در غرب اکنون دریافته اند که ابعاد دیگر وجودی انسان با این نگرش نادیده گرفته می شود، چگونه است که ما به صورت پایه ای قصد داریم فرزندانمان را وارد بازی بی برنده و بی سرانجام زیبایی و تناسب اندام تصنعی و دست ساز کنیم؟ امیدوارم این مصوبه واقعیت نداشته باشد یا در ادامه تصحیح شود چراکه اثراتی جبران ناپذیر در کوتاه مدت و درازمدت روی سلامت روان و جسم آحاد این جامعه خواهد داشت.




مجتبی ارحام صدر

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *