اسماعیل دقایقی و مسایل منطقه

[ad_1]

اسماعیل دقایقی و مسایل منطقه

مسایل منطقه همواره برای کشور ما اهمیت داشته است, چه اهمیت جغرافیای سیاسی ژئوپولتیک چه اهمیت جغرافیای اقتصادی ژئواکونومیک و آنچه درباره مسایل منطقه اهمیت داشته است یکی شناخت است و یکی دیگر نقش آفرینی یعنی اول باید بدانیم مسایل منطقه چیست و دوم باید بدانیم چگونه در مسایل منطقه نقش داشته باشیم


مقدمه


مسایل منطقه همواره برای کشور ما اهمیت داشته است، چه اهمیت جغرافیای سیاسی ( ژئوپولتیک) چه اهمیت جغرافیای اقتصادی ( ژئواکونومیک) و آنچه درباره مسایل منطقه اهمیت داشته است یکی شناخت است و یکی دیگر نقش آفرینی یعنی اول باید بدانیم مسایل منطقه چیست و دوم باید بدانیم چگونه در مسایل منطقه نقش داشته باشیم.


هستند کسانی که بیگانگی با مسایل منطقه پیشه کرده اند؛ نمی دانند در کل دنیا و در این بخش از دنیا چه می گذرد و چه باید کرد و نیز هستند کسانی که دوگانگی با مسایل منطقه پیشه کرده اند؛ می دانند در فرانسه چه می گذرد و شمع برمی افروزند ولی اگرهم بدانند در لبنان و نیجریه چه می گذرد، حاضر به برافروختن شمعی نخواهند شد.




شناخت مسایل منطقه


سوال اول اینست که چرا شناخت مسایل منطقه ضروری است؟ اگر می گوییم منطقه، به دلیل دو سویه هم جواری و هم کیشی است اما در چشم اندازی کلان تر، مسایل منطقه بریده از مسایل دنیا نبوده و نمی تواند بود.


اولاً پیچیدگی جوامع و ارتباطات امروز، برجستگی مفهوم « قدرت» که موضوع علم سیاست امروز شده است، نیاز به شناخت مسایل روز دارد. فراهم آوری استراتژی مناسب و پیاده سازی در فرصت مناسب، می طلبد که مسایل منطقه را چنانچه هست ، بشناسیم. بخشی از این شناخت در « فعالیت اطلاعاتی» می گنجد و بخشی دیگر در « قدرت تحلیل».


ثانیاً این فرموده صادق آل محمد (ع) است که { العالم بزمانه لا یهجم علیه اللوابس} (۱) آنکه آگاه به زمان خویش است، گرفتار اشتباه نخواهد شد. همچنین به همین مضمون هست که امیرالمومنین (ع) در وصیت به امام مجتبی (ع) فرموده اند: عاقل، ضروری است که در شان خویش بنگرد تا زبانش را نگاه دارد و اهل زمانش را بشناسد (۲)


چنانچه گفته اند « لوابس» جمع « لبسه» است و معنی « شبهه» می دهد (۳) همچنین گفته اند منظور از « عالم به زمان »، « عالم به اهل زمان» است و تشخیص اهالی حق و اهالی باطل (۴) با تمام گستره و گستردگی آن ( ۵) و با تمام تنوعات و عادات آنها (۶)


تشخیص صحت و سقم و راست و دروغ در قضایا، مستلزم احاطه علمی داشتن به مسایل منطقه است والا انسان را دچار اندیشه اشتباه خواهد کرد سپس گرفتار عمل اشتباه.




نقش آفرینی در مسایل منطقه


سوال دوم اینست که چرا نقش آفرینی در مسایل منطقه ضروری است؟


اولاً در حدیث نبوی آمده است : { من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس منهم } (۷) آنکه صبح می کند ولی اهتمام به امور مسلمین ندارد، جزو مسلمین نیست. اهتمام غیر از شناخت است بلکه بالاتر از شناخت است. آنکه همتی داشته باشد جز همتی در راه مسایل مسلمین، در ادعای اسلام داری، صادق نیست و آنچه می گوید صرف ادعاست. نقش آفرینی در مسایل منطقه، مصداق اهتمام به امور مسلمین است.


ثانیاً به فرموده امام صادق (ع) مسلمان هفت حق گردن برادر مسلمان خویش دارد که از آن نمونه است: « آنچه برای خود می پسندد برای او بپسندد و آنچه برای او نمی پسندد برای او نپسندد» و نیز « او را یاری برساند با جان و مال و زبان و دست و پایش» (۸) مفهوم « برادری دینی» یک مفهوم عام است و نه در قوم می گنجد نه نژاد، نه رنگ، نه جنس، نه زمان و نه مکان. نظام اسلامی که الگوی رحمت اسلامی است مهمان خانه مسلمانان دنیاست. مسلمانان منطقه همه و همگان در شمار برادران دینی اند و نقش آفرینی در مسایل منطقه، مصداق مفهوم « برادری دینی » است.


ثالثاً صدور انقلاب اسلامی اقلاً در یک لازمه اش به معنی نقش آفرینی در مسایل منطقه است. این نقش آفرینی شاید گاهی مستقیم صورت بگیرد نظیر نقش آفرینی در سوریه و شاید گاهی غیر مستقیم صورت بگیرد نظیر نقش آفرینی در نیجریه. چون انقلاب اسلامی یک پدیده چند ضلعی است، صدور انقلاب اسلامی نیز یک پدیده چندضلعی است که با ضلع فرهنگی، ضلع سیاسی نظیر گفتگوی دیپلماتیک، ضلع اجتماعی نظیر گسترش نهادهای دینی تا درون کشورهای منطقه و ضلع نظامی – جهادگرانه به تحقق خواهد رسید. روی آوری به هر کدام از این ضلع ها، مصداق نقش آفرینی در مسایل منطقه است.


رابعاً عصر ارتباطات و جهانی شدن، تاثیر و تاثر متقابل مسایل منطقه را فزونی بخشیده است. جهانی شدن در یک معنای آن که لازمه «انقلاب اطلاعات» است، هم به تاثیرات متقابل مسایل منطقه شتاب بخشیده است هم عمق و هم کثرت. بعید است یک کشور خاص در یک منطقه خاص بتواند از تاثیرات مثبت و منفی منطقه، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به دور باشد؛ ماهیت بعضی مسایل، منطقه ای است و ماهیت بعضی دیگر، بین المللی و نخواهند توانست به تنهایی، از پس حل آن برآیند. نقش آفرینی ما در منطقه خود، هم به سبب تاثیرپذیری از مسایل مبتلا به منطقه است هم به سبب تاثیرگذاری، به سسبب نقش آفرینی فعالانه در آنچه هست و باید باشد.


خامساً مفهوم « انتظار» و نقشه قیام جهانی امام عصر (عج) می طلبد که در آماده سازی مسلمانان منطقه نقش داشته باشیم. منتظر فرج، همواره درصدد آماده سازی خویش است و آماده سازی دیگران. تربیت نیرو و آمادگی نظامی دست کم دو جنبه از چند جنبه مفهوم « انتظار» است. دشمنان دینی به اندازه ای در این منطقه برنامه ریخته اند که اگر دوستان دینی به همان اندازه برنامه نریزند، فرج جهانی به تاخیر خواهد افتاد. نقش آفرینی در مسایل منطقه مصداق انتظار فرج امام عصر (عج) است.




اسماعیل دقایقی و مسایل منطقه


سردار شهید اسماعیل دقایقی همواره نسبت به آنچه در منطقه می گذرد، تیزبین و باریک نگر بوده است. غفلت از مسایل منطقه در نگرش اسماعیل دقایقی، عین شکست در دفاع مقدس و عین ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی خواهد بود. تکیه او بر نقش راهبردی اطلاعات تا آنجاست که خودش روی به عملیات شناسایی می آورد و تا آنجاست که افتخار آفرینی او در فرماندهی عملیات قدس -۴ ، عاشورای – ۴ ، کربلای ۲ و کربلای -۴ را باید معلول قدرت شناخت مسایل منطقه عملیات بدانیم.


نکته اول آنست که این ویژگی شناخت مسایل منطقه، در همه فرماندهان شهید وجود دارد اما می بینی که نام یک فرمانده شهید با نام یک کشور خاص پیوند خورده است: نام شهید احمد متوسلیان با لبنان، نام شهید حسین همدانی با سوریه و نام شهید اسماعیل دقایقی با عراق. شهید اسماعیل دقایقی را باید نسبت به مسایل عراق بسنجیم به دلیل موقعیت او در سازماندهی مجاهدین و توابین عراقی که لشکر ۹ بدر نام گرفته اند و نیز موقعیت او در تربیت نیروی انسانی که الان در کشور عراق منشاء خدمات شده اند.


نکته دوم آنست که اسماعیل دقایقی نسبت به آنچه در منطقه عراق می گذرد هم شناخت داشته است هم نقش آفرینی. مجاهدت های او درباره لشکر ۹ بدر نشان می دهد که شناخت مسایل منطقه را کافی ندانسته است؛ باید دست به کار شد. اسماعیل دقایقی نمونه استراتژیست عمل گراست که می کوشد به هم آمیزی دانش و روش، علم و عمل دست بیازد.




اسماعیل دقایقی و شناخت مسایل منطقه


هم در سخنان خانواده، هم در سخنان دوستان فراوان آمده که اسماعیل دقایقی اهل کتاب بوده است اهل مطالعه. دانسته هایش از مسایل منطقه عموماً یا از منبع کتاب است یا منبع تجربه خویش یا منبع گفتگوی میدانی. نخستین دوره تربیت فرماندهان جنگ که به دست اسماعیل دقایقی داده شد، یا از تجربیات خویش بهره برد یا بیشتر ، از مطالعات خویش.


شناخت اسماعیل دقایقی از کشور عراق، شواهدی دارد که از آن جمله اند:


یک. شناخت نقشه منطقه های عملیاتی جنوب که بعضاً در کشور عراق بوده اند. عملیات شناسایی و مشورت با نیروهای عراقی باعث شده شناخت کاملی نسبت به دریاچه ها، کانال ها، هورها، زمین های کشاورزی و بیابان ها در اختیار اسماعیل دقایقی قرار بگیرد و در چند عملیات به موفقیت هایی برسد.


دو. شناخت نیروهای عراقی که دو دسته بوده اند: مجاهدین که عموماً عشایر مناطق جنوب عراق اند و به ایران مهاجرت کرده اند و توابین یا احرار که اسرایند و مایلند در کنار نیروهای ایرانی علیه حزب بعث بجنگند. اسماعیل دقایقی مجاهدین را « دلسوختگان ملت عراق» و « بهترین شهروندان عراق» می دانست که برای ادای وظیفه، رنج و هجرت و هجران را به جان خریده اند. ( ۹) مجاهدین، نیاز و کمبود داشته اند چنانچه فرهنگ و سنت داشته اند و اسماعیل دقایقی به هر دو جانب، اشراف داشته تا توانسته از واگرایی های آنان یک هم گرایی منظم پدید بیاورد. آشنایی با زبان عربی بی تردید در شناخت او تاثیر داشته است.


سه. شناخت اختلاف میان مجاهدین عراقی با حزب بعث که عامل هجرت و هجران آنها شده است. مجاهدین سر سازگاری با حزب بعث و شخص صدام نداشته اند، یا تبعید شده اند یا هجرت کرده اند که در این میانه، ایت الله شهید محمد باقرحکیم وجهه ای دیگر یافته است. میان نیروهای پراکنده عراقی نیز اختلاف بوده است؛ یا تفاوت فرهنگ ها یا تفاوت احزاب سیاسی باعث شده نتوانند جبهه ای واحد را پدید بیاورند. اسماعیل دقایقی چه کرده است؟ با شناخت نقاط مشترک مجاهدین و بهره گیری از ضدیت آنها با حزب بعث می کوشد جبهه ای واحد پدید بیاورد.


چهار. شناخت نیازها و نقص های مجاهدین عراقی که نیاز اقتصادی و نیاز فرهنگی مهم ترند. اسماعیل دقایقی کمر همت می بندد تا نیازهای اقتصادی مجاهدین عراقی را در تمام نقاط کشور ایران بشناسد و رفع بگرداند و نیز کمر همت می بندد تا خلاء اعتقادی که میان مجاهدین عراقی هست با برگزاری دوره آموزش، بزداید. اینان از کشوری دیگر بوده اند ولی لازم است مبانی دین، مبانی مکتب، مبانی مبارزه را بیاموزند و هنوز که هنوز است از این آموزه ها بهره می گیرند.


پنج. شناخت توانمندی ها و قوت های مجاهدین عراقی. هر کسی را بهر کاری ساختند. اسماعیل دقایقی تلاش می کند لشکر ۹ بدر را با همت و ابتکار خود نیروهای عراقی بگرداند و بعد هر یک از شوون لشکر ۹ بدر را به هر یک از نیروهای عراقی که شایسته آنست بسپارد. نقل کرده اند ابواحد، سرهنگ عراقی سنی مذهب را، اسماعیل دقایقی به کار گرفته، اسلحه و نارنجک داده و البته خوش درخشید و بعداً به سوریه رفت و علیه تکفیری ها جنگید. (۱۰)


اسماعیل دقایقی اکنون را می شناخته است، آینده را نیز. برنامه هایی که او پی ریخت امروزه توسط همان نیروهای عراقی به کار گرفته می شود. تقی دقایقی برادر شهید اسماعیل دقایقی گفته است: « من یک‌بار به شهید گفتم به نظرت روزی می‌رسد که صدام از بین برود. او گفت روزی خواهد رسید که نقشه منطقه تغییر خواهد کرد و پرچمی که این سید (حضرت امام) برافراشته به سایر کشورهای مسلمان مثل عراق گسترش خواهد یافت و ان‌شاءالله به صاحب اصلی آن امام‌زمان(عج) خواهد رسید. یادم است فرمانده وقت سپاه آقای رضایی هم در مراسم شهید می‌گفتند روزی فرا خواهد رسید که تابلوهای عکس شهید دقایقی در دستان مجاهدان عراقی قرار خواهد گرفت و ایشان پرچمدار حرکت‌های اصیل انقلابی در عراق خواهند بود» (۱۱)


آگاهی او به اینکه نقشه منطقه تغییر خواهد کرد و صدور انقلاب اسلامی عملی خواهد شد، حیرت انگیز است.




اسماعیل دقایقی و نقش آفرینی در مسایل منطقه


این نقش آفرینی را می توانیم دو گونه بدانیم؛ نقش آفرینی اسماعیل دقایقی نسبت به مسایل عراق:


یک. سازماندهی نیروهای عراقی در مقطع جنگ


اختلافات نیروهای عراقی، آنانکه نیروهای مردمی بودند مثل مجاهدین و آنانکه نیروهای نظامی بودند مثل اسرا، مانع ایجاد یک جماعت واحد شده بود. تلاش هایی شده بود اما بی فایده؛ اسماعیل دقایقی با ارتباطات گسترده اش و دریافتن نقاط مشترک براین اختلافات پل می زند. سازمان دهی نیروهای عراقی امر کمی نیست؛ این اختلافات یک سو و متحد کردن آنها برای مبارزه با نیروهای کشور خودشان یک سوی دیگر. مهارت و جاذبه اسماعیل دقایقی باعث شده است نیروهای عراقی هم سازمان دهی نظامی بشوند در قالب یک تیپ با داشتن وسایل نظامی و آموزش نظامی ببینند، هم سازمان دهی اخلاقی بشوند با وحدت رویه، هدف مشترک که اسقاط دیکتاتوری صدام است و روحیه شهادت طلبی و هم سازمان دهی اجتماعی – سیاسی بشوند و همه فرهنگ ها و احزاب در یک جماعت واحد گرد بیایند که هنوز پابرجاست. مهم ترین عامل در سازمان دهی نیروهای عراقی شخصیت اسماعیل دقایقی است. شش عنصر اخلاقی در شخصیت اسماعیل دقایقی دست به دست هم می دهند تا این سازمان دهی شکل بگیرد: اخلاص، صمیمیت، احترام و اعتماد، جاذبه، سعه صدر و تواضع. مجاهدین عراقی او را « شهید صدر دوم» نامیده اند. رهبری او نه رهبری نظامی که رهبری الهی بوده است. این سازمان دهی برای کشور ایران موثر افتاد چون در جنگ و بعد جنگ نقش ایفا کرده است؛ این سازمان دهی برای کشور عراق نیز موثر افتاد چون بعد جنگ نقش ایفا کرده است.


دو. تربیت نیروهای عراقی برای مقطع حاضر


آن سازمان دهی نیروهای عراقی که اسماعیل دقایقی پی ریخت، به تربیت آنها برای مقطع حاضر انجامیده است. اگر سازمان دهی گسترده او نبود، سرنوشت فعلی عراق غیر از این بود که هست. اسماعیل دقایقی نیروهای بدر را افرادی بار آورده است که مهارت نظامی دارند به علاوه شخصیت اخلاقی. آموزش هایی که او به سربازان خویش داده است الان در مبارزه با داعش به کارشان آمده است. آنان خود را وامدار اسماعیل دقایقی می دانند و می گویند بسیار از او آموخته اند. بعضی از تربیت شدگان مکتب اسماعیل دقایقی در مجلس، در دولت عراق مسوولیت دارند؛ بعضی از تربیت شدگان مکتب اسماعیل دقایقی هم اکنون علیه داعش در سوریه، در عراق می جنگند.


تربیت نیروهای عراقی برای عصر حاضر، در تغییر رویکرد ما ایرانیان نسبت به عراقی ها تاثیر داشته است. حسن اعتماد اسماعیل دقایقی به نیروهای عراقی و به کارگیری آنها، نگاه خرد و کلان در کشور را از منفی به مثبت تغییر داده است. همه مردم عراق را نباید با حزب بعث یکی بدانیم. از آن سو تربیت نیروهای عراقی در تغییر رویکرد عراقی ها نسبت به ما ایرانیان تاثیر داشته است. ایران را کشور دوست، کشور اسلام یافته اند. رزمندگان ایرانی را نه با عینک خشونت گرای صدام که با عینک انسانیت دقایقی ، دیده اند و هنوز به نیکی یاد می کنند.


میثم امانی




منابع


۱/ الکافی، ج ۱، ص ۲۷ و تحف العقول، ص۳۵۶


۲/ میرداماد، تعلیقه علی اصول کافی، نشر الخیام، ۱۴۰۳، قم، ص ۵۴ و صدرالدین شیرازی، شرح اصول کافی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۸۳، تهران، ج ۱، ص۵۸۰


۳/ بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۰۷


۴/ مجلسی، محمدباقر، مرآه العقول فی شرح اخبار آل رسول، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴، تهران، ج ۱، ص ۸۷


۵/ مجذوب تبریزی، محمد، الهدایا لشیعه ایمه الهدی، دار الحدیث، ۱۴۲۹، قم، ج ۱، ص۲۹۵


۶/ فیض کاشانی، الوافی، کتابخانه امام امیر المومنین (ع)، ۱۴۰۶، اصفهان، ج ۱، ص۱۱۹


۷/ الکافی، ج ۲، ص۱۶۴


۸/ الکافی، ج ۲، ص۱۶۹


۹/ سپاه بدر ، میراث جاودان شهید اسماعیل دقایقی، مجله شاهد یاران، دی ماه ۱۳۹۱، شماره ۸۷، صص ۷۸ و ۷۹


۱۰/ گفتگوی روزنامه جوان با برادر شهید دقایقی، روزنامه جوان، ۲۹ دی ۱۳۹۳


۱۱/ گفتگوی روزنامه جوان با برادر شهید دقایقی، روزنامه جوان، ۲۹ دی ۱۳۹۳

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *