امروز شما هم بی اعتنا در خیابان از کنار کودکان کار عبور کردید؟

[ad_1]

امروز شما هم بی اعتنا در خیابان از کنار کودکان کار عبور کردید

کودکان کار آن هایی که سر چهارراه ایستاده اند و فال می فروشند و شیشه ها را به زور پاک می کنند, نیستند کار کودکان گسترده است و در همه مشاغل هم حضور دارند و نان سفره با عرق جبین و زحمت آنها تهیه می شود


اما در این میان هستند کسانی که کودکان شان را در ایام تعطیل سرکار می فرستند تا مرد شوند و روی پای خودشان بایستند. آنها هم کودکان شان را مورد ظلم قرار می دهند و کودکی شان را از آنها می گیرند. حسین احمدی نیاز، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری کار کودکان را مورد بررسی قرار داده و راه قانونی «کار نکردن کودکان» را بیان می دارد. او می گوید: «این نکات را بدانید که 1) کودکان کار یک واقعیت تلخ در جامعه ایران به شمار می روند، لذا نمی توان این واقعیت را انکار کرد. 2) با این واقعیت تلخ که خودش آسیب است و می تواند منشاء آسیب های دیگر باشد، چه کنیم؟ آیا برخورد سلبی و حذفی یا درمان کنیم؟ متاسفانه نوع نگاهی که دستگاه های اجرایی به این مسئله دارند، بیشتر بحث سلبی است تا بحث درمانی مشکل. زیرا کودکان کار محصول نابرابری و بی عدالتی هستند وگرنه هیچ کس دوست ندارد بچه اش سر چهارراه ها کار کنند.»






اصلا کودکان کار چه کسانی هستند؟ احمدی نیاز به این سوال پاسخ می دهد: «کودکانی که مجبور به امرار معاش و زیر 18 سال هستند. قانون کار یک تعریف از کودکان کار دارد و کنوانسیون حمایت از کودک یک تعریف دیگر از این کودکان دارد. در مجموع اما رویه و روح حاکم بر قوانین و حقوق موضوعه در این راستا اعلام می کند کودکان زیر 18 یا حداقل زیر 15 سال امرار معاش کنند یا نان آور خانه باشند کار کودک است. کار کودک یا مشمول کار در کارگاه ها، مغازه ها، کارخانه ها و تولیدی ها، ساختمان سازی یا تکدی گری سرچهارراه است. این مشاغل همه در یک راستا و یک رسته قرار می گیرند.


این وکیل پایه یک دادگستری، با اشاره به این که این کودکان محصول یک نوع بی عدالتی هستند، می گوید: «به عنوان مثال وقتی سرپرست خانواده فوت می کند یا معلول می شود، به دلیل این که حمایت قانونی از این کودکان وجود ندارد و به دلیل وجود بروکراسی اداری، نبود بودجه، نبود نظارت، افزایش مددجویان، کثرت کودکان کار باعث شده که نتوانند به طور کامل تحت پوشش قوانین حمایتی لازم و مکفی قرار گیرند. بنابراین یک کودک وقتی می بیند تنها و بی سرپرست مانده مجبور است کار کند.»


احمدی نیاز با اشاره به این که وقتی یک کودک کار می کند با چند معضل و مشکل مواجه می شود، می گوید: «کودکان کار فقط کودکان سرتقاطع چهارراه ها نیستند که شیشه پاک می کنند یا دستمال کاغذی می فروشند، بلکه کودکان کار، کودکانی هستند که در کارگاه ها و اماکن زیرزمینی کار می کنند. آنها از یک منظر مورد چند ستم قرار می گیرند. بزرگترین ستم این است که آنها کارگر قلمداد نمی شوند بنابراین نمی توانند از قوانین حمایتی کار برخوردار باشند و قانون کار قرار نمی گیرند فاقد سندیکا و نهادهای حمایتی هستند. بنابراین آنها تحت پوشش بیمه هم قرار نمی گیرند و از قوانین بیمه ای و حمایتی برخوردار نیستند و در صورتی که مورد ظلم و ستم قرار بگیرند (به دلیل آن که کارشان قاچاق و غیرقانونی تلقی می شود) امکان اظهار و شکایت را از خودشان سلب می کنند و نبود چتر حمایتی قانونی باعث ظلم مضاعف بر آنها می شود. از یک سو کارفرما آنها را استثمار می کند و کار بیشتری می کشد. از دیگر سو حق و حقوق متناسب با کارشان را پرداخت نمی کند.»






**مرثیه کودکان کار






به گفته این حقوقدان؛ «کودکان کار مورد بهره وری قرار می گیرند. طبق آماری که معلوم نیست چقدر مقرون به صحت باشد بسیاری از کودکان کار در طول ایام کار مورد بهره وری و یا آزار و اذیت قرار می گیرند و این تجربه را حداقل برخی هایشان برای یک بار پیدا می کنند که خود موجبات پدیداری ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی می شود. این مسئله باعث به وجود آمدن بسیاری از بدبختی ها و مصیبت ها می شود. زیرا این کودکان از روان و روح مناسبی برخوردار نخواهند بود و جامعه دچار معضلات بیشتری از جانب آنها خواهد شد.»


احمدی نیاز، با اشاره به این که باید واقعیت در باب کودکان کار را باید در نظر بگیریم، تاکید می کند: «لذا اساسا نگاه قوانین ما به کودکان کار بیشتر نگاه سلبی است تا نگاه حمایتی. به عنوان مثال قانون اعلام می کند شهرداری موظف و مکلف به جمع آوری کودکان کار است. آنها کودکان را جمع آوری می کنند که چه شود؟ فقط آنها را در یک جا جمع می کنند؟ نمی تواند زیرا این کودک معیشت یک خانواده را به عهده دارد و باید کار کند. شهرداری توانایی و بودجه این را ندارد که برایشان کاری انجام دهد. ما نمی خواهیم گداپروری شود بنابراین نمی گویم فقط حمایت مالی از این کودکان کنند بلکه کودکان باید تحت آموزش قرار گیرند بنابراین متولیان امر باید مدرسه، مسکن، لباس و حمایت های اینچنینی را به این کودکان ارائه کنند.»






وی با اشاره به اصل 43 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، می گوید: «این اصل تصریحا اعلام می دارد؛ «دولت ملزم و مکلف به تامین مسکن و مایحتاج عمومی شهروندان است. قانونگذار در اینجا یک نوع شکل سوسیالیستی کامل را برای دولت ترسیم و بیان کرده که ملزم است که شرایط خاصی را مهیا کند، درست مانند کشورهای اسکاندیناوی. در این کشورها کودکان کار وجود ندارد. مگر دولت آنجا چه می کند؟ بند یک اصل 43 قانون اساسی می گوید؛ «برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای نیازهای انسان در جریان رشد ، با حفظ آزادگی او ، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار می شود: 1 – تامین نیازهای اساسی مانند: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه. بند 2 هم این را بیان می کند. یعنی اصل 43 قانون اساسی ایران در بخش اقتصادی قانون است و یک نوع اقتصاد زیبایی را بیان می کند مانند کشورهای اسکاندیناوی که به شهروندان شان ارائه می کنند. در عین حال که اقتصاد آزاد دارند دولت تمام این امکانات را برای شهروندان فراهم می کند. ما در کشورمان از نفت، امکانات طبیعی و توان مالی خیلی خوبی برخورداریم و این الزام و تکلیف برای دولت وجود دارد که رفع تبعیض کند. بند 9 و 14 از اصل سوم قانون اساسی این تکلیف را گذاشته که رفع تبعیض شود و از مصادیق بارز تبعیض وجود کودکان کار است. برای این که یک کودک در استخر شنا می کند و بهترین امکانات را دارد و یک کودک در چهارراه ها مشغول تکدی گری است یا در کارگاه مورد استثمار قرار می گیرد. این کودکان بزرگ می شوند در جامعه تولید آسیب می شود. زیرا آنها تجربه های خیلی تلخی را پشت سر گذاشته اند و جامعه را دشمن خود تلقی می کنند. آثار این حادثه رو به فزونی خواهد بود. بنابراین نوع نگاه ما به کودکان کار سلبی و حذفی است. می گوییم کار کودک ممنوع است. یعنی باید این کودکان را حذف کنیم؟ قابل حذف نیست. باید به دنبال راه حل باشیم و دستگاه های متولی امر (بهزیستی، دولت و شهرداری ها) باید با وجود بودجه ای که در نظر می گیرند، این کودکان را به توانمندی برسانند و امکان تحصیل و مسکن آنها فراهم شود. این درمان واقعی معضل کودکان کار است.»






**آموزش هایی که در کتب نیست






احمدی نیاز به اشاره به این که کودکانی که سر چهارراه ها هستند و ما به عنوان کودکان خیابانی می شناسیم، تحت سیطره باندهای مافیایی قرار می گیرند، می افزاید: «باندهای مافیایی در همین پایتخت کودکان را به استثمار در می آورند و آنها مکلفند برای صاحبان خود کار کنند. یعنی بهره وری بسیار خطرناکی از کودکان کار در تهران صورت می گیرد و یکی از مصادیق معضلات اجتماعی ما استثمار کودکان کار توسط باندهای مافیایی است. کودکان خیابانی چه در توزیع موادمخدر یا تکدی گری مورد استثمار و بهره وری خلاف قانون و وجدان قرار می گیرند.»


این وکیل پایه یک دادگستری در پاسخ به این سوال که چه باید کرد که معضل کودکان کار حل شود؟ می گوید: «اولین قدم اصلاح قوانین و تنظیم نهادها و تبیین آنها براساس واقعیت هاست. نکته بعدی توانمندی این کودکان است تا بتوانیم راه عاقلانه و منطقی و علمی پیدا کنیم.»


وی با بیان این که بعضی از کشورها که توفیق موفقیت در راهکار کودکان کار را داشتند، تاکید می کند: «این موفقیت ناشی از این بوده که اردوگاه های شکیل و زیبایی برای آنها ساخته اند و نگاه مهربانانه (نه ترحم آمیز) به آنها دارند و آنها را مورد آموزش قرار می دهند. این کودکان تحت پوشش حمایت های حمایتی قرار می گیرند نه این که گداپروری کنند بلکه این کودکان را به مرحله توانمندی می رسانند. باید این کودکان به آیند گان خوب تبدیل شوند نه به ضایع شدگان. شما در نظر بگیرید در اکثر کتب درسی ما (دبستان و دبیرستان و حتی دانشگاهی) هیچ اثری از کودکی کردن کودکان و آشنایی با کنوانسیون حمایت از حقوق کودک وجود ندارد. حتی آموزه هایی که در کتاب ها هست به درد کودکان نمی خورد و همین باعث شده که ماحصل جامعه ما به آسیب دیدگان تبدیل شود.»

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *