انگیزه متجاوز از تجاوز چیست؟ آیا تجاوز عملی مجرمانه است؟

[ad_1]

انگیزه متجاوز از تجاوز چیست آیا تجاوز عملی مجرمانه است

متجاوز در هر صورت مجرم قطعی است و به هیچ بهانه ای نمی توان حکم به تجاوز به کسی را داد بیمار روانی حادی که کنترلی بر جسم و روان خویش ندارد, موردی استثناست که از این بررسی خارج بوده و به این بهانه نباید این گزاره را مخدوش کرد


در ابتدا برخی گزاره های درست را درباره تجاوز بیان می کنم:


١. بیشتر قربانیان تجاوز زنان هستند؛ اما در میان کودکان هم پسران و هم دختران تقریبا به یک اندازه قربانیان تجاوز هستند.


٢. کسی که مورد تجاوز قرار گرفته، در هر صورت بی گناه است؛ یعنی حتی اگر قتل عمد صورت داده باشد، مستوجب تجاوز نیست.


٣. متجاوز در هر صورت مجرم قطعی است و به هیچ بهانه ای نمی توان حکم به تجاوز به کسی را داد (بیمار روانی حادی که کنترلی بر جسم و روان خویش ندارد، موردی استثناست که از این بررسی خارج بوده و به این بهانه نباید این گزاره را مخدوش کرد).


٤. احساس شرم قربانی تجاوز بیجاست؛ یعنی فشار و نگاه اجتماعی و برچسب زدن به او باعث این امر می شود. در واقع جایی نباید برای احساس شرم وجود داشته باشد.


٥. رفتار دیگران با قربانی تجاوز باید به صورت حمایتی باشد و به این صورت نباشد که او را لکه ننگ و دامان عفت او را آلوده شده بپندارند. قربانی می تواند شخصی نجیب و پاک دامن باشد.


٦. هنگامی که احساس شرم و گناه را از قربانی بزداییم؛ سپس او را ترغیب به بیان شکایت و اظهار آن می کنیم تا در برابر متجاوزان سکوت اختیار نکرده و به ظالمان راه ندهیم.


از دیدگاه مرتون هنگامی که وسایل مشروع برای رسیدن به هدف در اختیار فرد نباشد، یکی از مکانیسم هایی که برمی گزیند نوآوری است؛ یعنی راه رسیدن به هدفش را تغییر می دهد. نوآوری مفهومی با بار معنایی مثبت نیست؛ بلکه خنثی است. از دیدگاه همین جامعه شناس ممکن است شخص عصیان کند؛ یعنی حتی اهداف را نیز قبول نداشته باشد. از دیدگاه بوردیو، جامعه شناس فرانسوی، عادت واره افراد است که متشکل از گرایش ها و تمایلاتشان است و آنها را به سوی افکار و کنش های خاصی سوق می دهد. عادت واره محصول تاریخ و تجارب زیسته فرد است و به صورت تجمعی در زندگی فرد و حتی قبل از زندگی فرد (چون ما میراث دار وقایع و رفتار های گذشتگان مان نیز هستیم) تکوین می یابد؛ یعنی به صورت اجتماعی شده و محصول شرایط اجتماعی و تاریخی (خانواده، آموزش و …) وجود دارد و ساختمان ذهنی افراد این گونه شکل می گیرد و تحت ویژگی ها و محدودیت های ساختاری عمل می کند.


درباره متجاوزان نیز عادت واره آنها به شکلی تکوین یافته است که با توجه به ویژگی های میدان و شرایط عینی قبل از وقوع تجاوز، آنها را مرتکب این عمل کرده است (این امر به هیچ عنوان به معنای بی اختیار دانستن متجاوز و سلب مسئولیت از او نیست). وقتی که میدان زندگی اجتماعی ویژگی های محدود کننده و حتی مسدود کننده برقراری راه های ارتباط دو جنس را تشویق می کند و سرمایه های مورد نیاز برای کامیابی در عرصه جذب جنس مخالف (خصوصا جذب زنان) در دسترس نیست (خصوصا سرمایه مادی و اقتصادی) و مخاطب نیز داوطلب این گونه سرمایه خود را نشان می دهد، جا برای راهبردها و استفاده از سرمایه های جایگزین به صورت غیرمشروع باز می شود. به طور خلاصه نیز می توان موارد زیر را در راستای این موضوع برشمرد: بیش تحریکی (شرایط میدانی) عصبیت و خوی برتری جویی (عادت واره ناشی از ساختمان ذهنی و تجارب گذشته). محدودیت های مصنوعی و محرومیت های غیرطبیعی و نبود مجاری و کانال ها. مکانیسم تلافی جویانه (یعنی برای جبران کمبود در دیگر بخش های زندگی خود)، نوآوری یا عصیان، تنوع طلبی و آرزوهای دور و دراز (می تواند ناشی از تصویر پروپاگاندای رسانه ای و مقایسه وضعیت دیگران با وضعیت خویش باشد).




امیر محمدیان خراسانی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *