به مناسبت روز جهانی مبارزه با بیابان زایی و خشکسالی /آیا حال زمین خوب نیست؟بیابان ها چقدر رشد کرده اند؟

[ad_1]

به مناسبت روز جهانی مبارزه با بیابان زایی و خشکسالی آیا حال زمین خوب نیست بیابان ها چقدر رشد کرده اند

نامگذاری روزی جهانی به نام مبارزه با بیابان زایی و خشکسالی, نشان از وخامت وضع زمین در مقابله با گسترش بیابان هاست
بیابان زایی چالشی است که با اکوسیستم مناطق خشک سر و کار دارد اکوسیستمی که قریب به یک سوم از سطح زمین های جهان را در بر گرفته است بیابان زایی فرآیند تخریب زمین ها در مناطق خشک, نیمه خشک و نیمه مرطوب تحت تاثیر عوامل انسانی و اقلیمی است این تخریب سبب از بین رفتن پوشش گیاهی و گسترش قلمروی بیابان ها می شود در این شرایط, خاک منطقه گونه های گیاهی و جانوری بومی خود را از دست می دهد فقر, بی ثباتی سیاسی, قطع درختان, چرای بیش از حد دام ها, آبیاری نامناسب زمین و بسیاری از موارد مشابه می توانند حاصلخیزی زمین را از میان ببرند


امروزه تکنیک هایی برای کاهش بیابان زایی و کاستن از مساحت بیابان ها مطرح می شود. با این حال مشکلات مهمی مثل کمبود بودجه و نبود وجود اراده ای قوی در سطح سیاستگذاری های کلان و دستگاه های اجرایی برای به کارگیری این فنون دیده می شود، اما با وجود این موانع، نواحی بیابانی را می توان با مدیریت صحیح و برنامه ریزی طرح های حفاظت آب و خاک تا حدودی بازسازی کرد.




اهمیت توسعه پایدار زمین




اکنون بیش از 250 میلیون نفر در سراسر جهان، به طور مستقیم و حدود یک میلیارد نفر در صد کشور جهان به طور غیرمستقیم تحت تاثیر بیابان زایی قرار دارند. وسعت مناطق بیابانی 21 میلیون کیلومترمربع و حدود 20 درصد خشکی های جهان است که گرم ترین آنها صحرای آفریقا و سردترین مورد، صحرای گوبی مغولستان است. گرمایش جهانی و بالا رفتن بیش از حد دمای کره زمین، اثراتی مثل سیل، توفان های شدید و خشکسالی های بلندمدت روی زمین باقی می گذارد. یکی از دلایل لزوم توجه به کاهش دمای کره زمین تا سال 2100 میلادی، پیشگیری از همین موارد و کاهش بیابان زایی است.




از طرف دیگر، فعالیت های انسانی که باعث خشک شدن دریاچه ها، رودها، روخانه ها، تالاب ها و بی حاصل شدن دشت ها می شود، بیابان زایی و خشکسالی های پیاپی ایجاد می کند. خالی شدن روستاهای حاشیه دریاچه ها، گسترش کویر و بیابان های بی حاصل و خشک از فاجعه های محیط زیستی گسترش بیابان زایی است. همچنین حفظ تالاب ها به عنوان یک اکوسیستم مهم و حساس، به حفظ بقای بسیاری از گونه های زیستی و سلامت اکوسیستم منطقه کمک می کند. بنابراین فعالیت های تخریبی انسان به مراتب اثرات بیشتری روی پدیده خشکسالی و بیابان زایی می گذارد. روز جهانی مبارزه با بیابان زایی و خشکسالی، فرصت مناسبی برای آگاهی ما از اهمیت مبارزه با بیابان زایی است. این روز یادآور نقش مهم زمین در رسیدن به اهداف توسعه پایدار و تهیه غذاست. رویکرد روز جهانی مبارزه با بیابان زایی امسال، انعطاف پذیری در برابر چالش های توسعه و مدیریت توسعه پایدار زمین است.




راه حل های عملیاتی




کشور ما با وجود سابقه سه هزار ساله تاریخی در حفاظت از منابع طبیعی کشور مثل آب، خاک، هوا و حیات وحش، از جمله ده کشور مهم آلوده کننده محیط زیست جهان است؛ در حالی که ایران جزو ده کشور صنعتی یا اقتصادی جهان نیست. دکتر علی یخکشی، استاد محیط زیست دانشگاه تهران، مقصر اصلی این وضعیت را فعالیت های انسانی عنوان می کند و می گوید: برخی مسبب چنین وضعیتی را تغییرات آب و هوایی می دانند. من تغییرات آب و هوایی را بی تاثیر نمی دانم، اما مقصر اصلی خود ما و مسئولان در ادوار تاریخی هستیم که بی توجه به مسائل محیط زیستی بوده ایم. طبق تحقیقاتی که افرادی همچون پروفسور گابریل روی فسیل گیاهان در فلات مرکزی ایران انجام داده اند، حدود دو هزار سال قبل، حدود 90 میلیون هکتار جنگل در فلات مرکزی ایران وجود داشته که متاسفانه امروز به شکل بیابان در آمده است.




وی می افزاید: اکنون حدود 33 میلیون هکتار منطقه بیابانی و نیمه بیابانی در کشور داریم که می شود با کارهای کارشناسی، جلوی پیشروی بیابان ها گرفته شود. البته امروزه اقداماتی برای مبارزه با بیابان زایی انجام گرفته است، اما انتظار می رود روند انجام آن سریع تر و با برنامه ریزی و کمک گرفتن از کارشناسان مجرب انجام شود.




دکتر یخکشی درباره راهکارهای مناسب حفظ خاک ادامه می دهد: از طرفی ما مجبور نیستیم حتما درختان مثمر یا صنعتی بکاریم، می توانیم درختانی بکاریم که پوشش گیاهی مناسب برای حفاظت از خاک و جلوگیری از بیابان زایی باشند. می توان جایی که امکان کاشت درخت نیست، درختچه کاشت. جایی که میزان بارش کم است و نزولات آسمانی اجازه نمی دهد، بته کاشت و جایی که بته نمی توان کاشت، با کمک هواپیما بذر گیاهان غیرچوبی را بپاشیم تا اکوسیستمی به وجود بیاید که خاک را حفظ کند. لازم نیست این برنامه ها از ابتدا در سطح وسیعی آغاز شود. ما می توانیم به صورت موضعی عمل کنیم و با ایجاد اکوسیستم به مرور اوضاع را بهبود ببخشیم. فضای سبز محدود به کاشت درخت نیست و درختچه ها و انواع دیگر گیاهان نیز نقش مهمی در این زمینه ایفا می کنند.




این استاد برجسته حوزه محیط زیست تأکید می کند: نهال هایی که برای کاشت انتخاب می شوند، باید نگهداری شوند. باید بررسی شود زنده مانی آنها چند درصد بوده است، بعد از کاشت چگونه از آنها نگهداری شده است و برنامه مدون برای این موارد وجود داشته باشد. ما باید با فرهنگسازی به همه افراد جامعه آموزش دهیم در مراسم مهم زندگی و به مناسبت های ارزشمند نهال بکارند. روز ازدواج، روز تولد و روز فوت عزیزان خودشان نهال بکارند و سپس از آن پرستاری کنند. این فرهنگسازی باید از مهدهای کودک آغاز شود و آموزش حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست درسی برای همه مقاطع سنی باشد.




لزوم توجه به مساله آب




مدیریت آب در کنار مدیریت خاک می تواند تاثیر بیشتری در مبارزه با بیابان زایی داشته باشد. در واقع بیابان جایی است که بی آب باشد. بنابراین اهمیت حفظ منابع آب زمین برای جلوگیری از گسترش خشکسالی در هر منطقه ضروری است. دکتر کاوه مدنی، استاد مدیریت آب و محیط زیست مرکز سیاست محیط زیست امپریال کالج لندن، درباره نقش و اهمیت آب در جلوگیری از بیابان زایی به جام جم می گوید: جایی که بی آب می شود، رفته رفته به بیابان تبدیل می شود. بنابراین هرچه بیشتر منابع آب را نابود کنیم، زمین های بیشتری را هم به همراه آن نابود خواهیم کرد و مساحت بیابان ها را گسترش خواهیم داد. البته بیابان صرفا بر اثر مدیریت نامناسب آب به وجود نمی آید و مدیریت نامناسب زمین هم یکی از عوامل بیابان زایی است. مدیریت نامناسب آب و زمین در کنار هم باعث می شود مساحت بیابان ها در ایران و خارج از ایران به مرور بیشتر شود.




دکتر مدنی در ادامه درباره نقش آب های زیرزمینی در مدیریت آب می افزاید: آب زیرزمینی در مناطق بسیار خشک و کویری هم می تواند وجود داشته باشد، اما میزان آن لزوما تعیین کننده بیابانی بودن یک منطقه نیست. معمولا در مناطق بیابانی آب زیرزمینی بسیار عمیق است، به این علت که آب سطحی که آب زیرزمینی را تغذیه می کند، وجود ندارد. معمولا آب سطحی به آرامی در زمین نفوذ و آب زیرزمینی را تغذیه می کند. بنابراین اگر یک منطقه بیابانی آب زیرزمینی داشته باشد، آن آب قدیمی است. وقتی می گوییم جایی تبدیل به بیابان شده است، منظورمان معمولا از دسترس خارج شدن آب سطحی است، رفته رفته با استفاده بیش از حد آب زیرزمینی، این منبع هم شور می شود یا عمق آن به قدری پایین می رود که بهره برداری از آن به صرفه نیست و کم کم شرایطی ایجاد می شود که در آن منطقه دسترسی به آب برای مصرف کشاورزی و حتی شرب نداریم.




استاد مدیریت آب و محیط زیست مرکز سیاست محیط زیست امپریال کالج لندن تصریح می کند: بحث مدیریت آب های زیرزمینی به عنوان یک اولویت مطرح شده است، اما تاکنون در این زمینه در کشور موفقیت چشمگیری نداشته ایم. یکی از دلایل این موضوع می تواند کمبود بودجه و نبود شناخت کافی از نظام خرد بهره برداری آب در کشور باشد. لزوما با کنترل سختگیرانه کشاورزان و زمین های کشاورزی نمی توان مصرف آب را کاهش داد. بسیاری از مسائل اقتصادی، اجتماعی و فنی را باید برای حل این معضل در نظر گرفته شود. انسان هنوز بخوبی درک نکرده که طبیعت با مشکل کمبود آب مواجه است و همچنان به دنبال راه هایی است که حجم آب بیشتری را استخراج و مصرف کند.




روش صحیح مدیریت آب




دکتر مدنی در ادامه درباره اولویت های هر منطقه برای مدیریت صحیح آب شرب یا کشاورزی می گوید: اولویت تعیین کردن در این مساله راهکار درستی برای حل معضل نیست، زیرا در هر منطقه آب به یک شکل مصرف می شود. برای مثال در شهر تهران، مساله تهیه آب شرب است. تهران در سال های خشک مساله تامین آب شرب دارد. بنابراین برای یک شهروند تهرانی کاهش مصرف آب شرب باید اولویت باشد. کاهش مصرف آب کشاورزی نیز در جایی که کشاورزی انجام می شود، اولویت است. همه ما در بیابان شدن پهنه ایران مسئول هستیم و همه باید جلوی روند مصرف بیش از حد آب شرب، کشاورزی و آب مصرفی در صنعت را بگیریم.




وی می افزاید: اگر فقط به دنبال استفاده از فناوری در تامین نیازها باشیم، به جایی می رسیم که دچار مشکلات جدی می شویم. وضعیتی که امروز در ایران می بینیم نشان دهنده این است که آن روش ها منجر به شکست بوده است. در واقع نگاه ما بیشتر به رویکرد افزایش عرضه آب معطوف است. هنوز هم بعد از دیدن مشکلات ایجاد شده از حرکت های نادرست گذشته مان به دنبال شیرین کردن آب، ایجاد باران مصنوعی و استخراج آب از چاه های ژرف هستیم.




دکتر مدنی در پایان اهمیت روز جهانی مبارزه با بیابان زایی را در توجه به این مبحث عنوان می کند و می گوید: این روز برای ما فرصتی است که به بحث بیابان، از بین رفتن زمین ها، آب و آینده زمین فکر کنیم. بسیاری از افراد اتفاقاتی مثل بیابان زایی را فقط به بحث تغییرات اقلیمی ارتباط می دهند، در حالی که بیشتر اتفاقاتی که در ایران رخ می دهد، محصول تصمیمات و رفتارهای انسانی است. در ایران نیز به همین ترتیب بهتر است به جای سرزنش افغانستان در شرق و ترکیه در غرب، در تصمیمات و رفتارهای خودمان بازنگری کنیم. اگر منطقه ای به بیابان تبدیل یا دریاچه و تالابی خشک شود، برگرداندن آن به شرایط قبل تقریبا غیرممکن است و در صورت ممکن بودن سال ها زمان می برد. بنابراین بهتر است مسئول باشیم و تغییر در نگرش و رفتارمان آغاز کنیم.




ایران در مبارزه با بیابان زایی




کشور ما در منطقه ای نیمه خشک قرار گرفته و میانگین بارش سالانه در ایران کمتر از یک سوم کل بارندگی ها در سطح جهان است. محیط زیست ایران اکنون درگیر دوره خشکسالی و بحران کم آبی است و به نظر می رسد بازگشت به سطوح بارشی گذشته نیز ممکن نیست. زیرا در نیم قرن گذشته حدود 70 درصد ذخایر آب زیرزمینی مصرف شده است. نقش عمده پوشش گیاهی حفاظت از روستاها و شهرها، جلوگیری از گسترش شن های روان و کاهش آلودگی هواست.




به همین منظور فعالیت های بیابان زایی در ایران از سال 1344 با کاشت حدود دو میلیون هکتار جنگل چهار استان کشور آغاز شده است.




مهندس قاسم حقانی، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران، درباره توسعه فضای سبز ایران در سال های گذشته به جام جم می گوید: در 50 سال گذشته حدود دو میلیون هکتار فضای بیابانی درختکاری شده است. بسیاری از کشورهای منطقه اهمیتی به گسترش شن های روان نمی دهند، اما در کشور ما کوچک ترین جایی که به منابع زیستی و اقتصادی خسارت وارد می کند، اهمیت دارد و سعی در مقابله با آن داریم. شاید به لحاظ آماری در منطقه، کشور اول نباشیم، اما جزو کشورهای پیشرو در مهار بیابان زایی هستیم. دستگاه هایی مثل ستاد اجرایی فرمان امام(ره)، وزارت راه و وزارت نفت فعالیت هایی در زمینه جنگل کاری داشته اند یا سرمایه کار را تامین کرده اند. به عنوان مثال در دو سال گذشته در حوزه استان تهران، ستاد اجرایی فرمان امام در




760 هکتار عملیات بیابان زدایی اجرا و اعتبار آن را نیز تامین کرده است. همچنین برنامه های دیگری مثل نهال کاری و مالچ پاشی ازجمله فعالیت های سازمان منابع طبیعی است که در راستای بیابان زدایی و مقابله با گرد و خاک انجام می شود. هدف این پروژه ها در مجموع حفظ منابع طبیعی، حفظ آب و خاک، تلطیف آب و هوا، تولید چوب به میزان مشخص، کاهش آلودگی ها و حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری است.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *