خشونت و نسل کشی در میانمار از کجا ریشه میگیرد؟دعوای مسلمانان و بودایی ها در میانمار بر سر چیست؟

[ad_1]

خشونت و نسل کشی در میانمار از کجا ریشه میگیرد دعوای مسلمانان و بودایی ها در میانمار بر سر چیست

از سال 2012 تا سال 2014, میانمار از خشونت های نشأت گرفته از جوامع مختلف, اغلب از تعرض های بودایی ها به مسلمانان, رنج می برد دامنه این خشونت ها از درگیری های محلی و گروهی آغاز شد و به مقیاس های بزرگ تر و سازماندهی شده رسید خشونت هایی که گروه های مشخصی را هدف گرفت و مدت ها  ادامه  یافت
جدی ترین و طولانی ترین درگیری که صدها و چه بسا هزاران کشته بر جای گذاشت و صدها نفر را بی خانمان کرد, در ایالت راخین روی داد جایی که روهینگیایی ها و مسلمانان بنگالی هدف قرار می گرفتند خشونت های ضد مسلمانان در مقیاس بزرگ به خشونت های کوچک تر و پراکنده تر در منطقه مندالی و ایالت شان ادامه پیدا کرد


در انتخابات سال 2015 میانمار، مردم قاطعانه به یک حزب رأی دادند زیرا به رهبر آن حزب ایمان داشتند و به قول هایی که برای ایجاد تغییر داده بود باور داشتند.هرچند باید اذعان داشت، ایجاد تغییر در مسائل متعددی توسط دولت، غیر قابل انکار است و خود دولت نیز اعتراف می کند که این تغییرات راضی کننده نیست و نتایج آن پایین تر از حد انتظاراست، اما مردم می دانند که میانمار طی 50 سال گذشته با مشکل های فراوان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبه رو بوده است و ایجاد تغییر و دگرگونی و کسب نتیجه حداکثری در یک سال، برای دولت تازه، کار راحتی نیست. کاملاً بدیهی است که دولت منتخب، تغییرات دموکراتیک زیادی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدید آورده و نتایج خوب آن به سطح قابل قبولی رسیده است، اما فشارها و انتقادها همچنان ادامه دارد. بویژه گزارش هایی که مربوط به پاکسازی قومی اقلیت مسلمانان است. البته آنها در راخین اقلیت نیستند. آنها زمانی در این منطقه در اقلیت بودند اما زاد و ولد در میان آنها بسیار زیاد است و اکنون در بسیاری از مناطق راخین، 90 درصد جمعیت آن مکان ها را مسلمانان تشکیل می دهند. با این حال مسلمانان در سراسر میانمار یک اقلیت دینی محسوب می شوند. به هرصورت میانماری که امروز تلاش می کند تا قوانین دموکراسی و حقوق بشر بین المللی و جهانی را اعمال کند، نباید وضعیت سیاسی و اجتماعی و محلی خود را انکار کند. کاملاً آشکار است که قدرت های جهانی مانند ایالات متحده، روسیه، چین، هند، ژاپن و… به دنبال ارتقای منافع خود در میانمار هستند، به همین دلیل نیاز به کنترل و تنظیم فعالیت های سیاسی داخلی به اندازه فعالیت های سیاسی منطقه ای بیشتر از همیشه اهمیت دارد. بنابراین سیاست پیچیده و چند وجهی میانمار باید تلاش کند تا در کشورش صلح و ثبات ایجاد کند و حمایت های بین المللی به دست بیاورد تا بتواند برای مردمش، توسعه و پیشرفت و بهبودی به ارمغان بیاورد.


منبع: Myanmar Times




خشونت های جمعی یکی از ویژگی زمانه های متغیر است. در میانمار نیز چنین است و این روند به تغییرات شدید سیاسی و اقتصادی بستگی دارد. همان طور که در کشورهای ناهمگن از لحاظ زبانی، فرهنگی، مذهبی و… که در آن حاکمیت سیاسی ظالمانه ای حکمرانی می کند، مردم خود را مقید به ایجاد نهادهای دموکراتیک می دانند تا از طریق آن هم حضور خود را بیان کنند و هم اختلاف ها مدیریت شود. اما در عوض رویدادهای ظاهراً سیاسی به خشونت های کوتاه مدت اما شدید و افسار گسیخته تبدیل شده اند و مردم وارد گروه هایی شده اند که هر کدام علیه دیگری فعالیت می کنند.


اما سؤال این است که چه چیزی در دوره دو ساله میان 2012 و 2014 وجود دارد که این خشونت «عمومی» را رواج داده است. خشونت عمومی، آشکارا، اپیزودیک، مکرر و پراکنده صورت می گیرد که به طور مستقیم در دشمنی های میان جوامع این چنینی قابل تعمیم و تعریف است. درواقع گروه ها یکدیگر را تهدیدی برای خود می دانند و این باورها در میان مردم روز به روز عمیق تر می شود. این خشونت جمعی از تمامی درگیری هایی که تاکنون در این کشور وجود داشته، متفاوت است.


خشونت در میانمار 2012 تا 2014، مانند هند، عمدتاً یک طرفه است. بودایی ها تلاش می کنند، هر لحظه خشونت بیشتری را مرتکب شوند و در همه حال هدفشان مسلمانانی هستند که رسماً حدود 3-4درصد جمعیت ملی را تشکیل می دهند. ویژگی مشترک خشونت جمعی میانمار با خشونت جمعی هند، کمبود ظرفیت جامعه هدف برای پاسخگویی و داشتن اطمینان بالا از این مسأله است که اعضای جامعه از مجازات اعمالشان چندان هم ناراحت نخواهند بود.


خشونت جمعی چگونه شکل گرفته، توجیه و نهادینه می شود؟ این به نحوه تعامل و ارتباط افراد و چگونگی اظهار برخی از نظرات و تفاسیر حوادث برای دیگران و به اشتراک گذاشتن اعتقادات خود در مورد اتفاقات و رویدادها بستگی دارد. در مورد خاص میانمار رسانه های «تاکتیکی» نقش مهمی در ایجاد خشونت جمعی در میانمار از سال 2012 تا 2014 داشتند. برای نمونه نشریه هفتگی «Ma Ba Tha’s Aungzeyadu» یکی از بسترهای مشخصی است که ایجاد شده تا از موضع کمونیستی (اشتراک گرایی) ضد مسلمانان دفاع کند و تفسیرهای خودخواسته ارائه دهد. این نشریه خبری هفتگی که نامش را از پادشاه آخرین امپراتوری برمه وام گرفته، به بازتولید خطبه های راهبان ضدمسلمان می پردازد و مقاله هایی منتشر می کند که از تغییرات سیاست ها به نفع بودایی ها دفاع می کند و گزارش های تروریسم اسلامی و اعتراض ها و راهپیمایی های ضدمسلمانان را تمام و کمال پوشش می دهد و نویسندگان آن به تفصیل به شرح عقایدشان علیه اسلام و مسلمانان می پردازند.


علاوه بر این پس از درگیری های سال 2012، اخبار و تحلیل ها در نشریه های دوره ای مانند Weekly Eleven، The Voice و 7-Day News مکرراً احساس همدردی با جمعیت بودایی های بی خانمان شده راخین را به مخاطبین شان القا می کردند. عکس های زنان، کودکان و سالمندان بودایی که در پی یافتن پناهی آواره شده اند. در مقابل عکس های تنی چند از مسلمانان را هم نشان می داد که به چوب مسلح بودند و در مقابل پلیس ضد شورش ایستاده بودند. زمانی که خشونت در جای جای میانمار، در سال 2013، رو به گسترش رفت، رسانه ها تفسیر خود را تغییر دادند و از زاویه دید پیشین شان دست کشیدند و با تردید بیان کردند که خشونت زاییده خشونت است و به دنبال مقصران دیگری گشتند.


اکنون بیش از یک سال است، رهبران گروه های اجتماعی و مدنی پس از دهه ها مبارزه سیاسی علیه حاکمیت دیکتاتوری دوباره پا به عرصه ظهور گذاشته اند و خود را متخصص می نامند. تعداد معدودی از آنها هستند که با تفکر هویت جمعی به عنوان یکی از پایه های روابط سیاسی مخالفت کرده اند. برخی از آنها می خواهند که کنترل های گسترده تر مرزها برای جلوگیری از خروج غیرقانونی شهروندان از لحاظ درجه اهمیت همردیف حقوق بشر قرار بگیرد. اما رهبران جامعه مدنی به هیچ وجه تنها افرادی نیستند که تفاسیر متخصصانه خود را ارائه می دهند. رئیس سابق اطلاعات نظامی اوخین نایتون کتابی درباره وقایع اخیر و جزئیات نقش او در عملیات ضد مسلمانان در دهه 1970 منتشر کرده است. فردی که پیش از این جاسوس حرفه ای بوده نیز به اندازه کافی اطمینان دارد که دیدگاه هایش درباره این موضوع ها با برخی افرادی که در سال های گذشته به دلیل اختلاف های سیاسی به زندان انداخته، همراستا است. اعترافی که می تواند نشانه روشنی از توافق ضد مسلمانان در میان غیر مسلمانان میانمار باشد. با وجود مخالفت روزنامه نگاران، فعالان حقوق مدنی، افسران ارتش سابق و… دیدگاه های مختلف درباره خشونت جمعی، معتقدند که این خشونت ها به همگرایی تمایل دارند. در عین حال، در نهادهای بین المللی ای که درباره میانمار کار می کنند، کسانی که دیدگاهی متفاوت دارند، از دایره این گروه ها خارج شده اند. البته نه از آن گروه هایی که برای اقدام های علیه جرایم انسانی و نسل کشی پرونده سازی می کنند. متخصصان تفسیر که با مخاطبان در میانمار در ارتباط هستند و با آنها تعامل دارند، این اتهام ها را شدیداً محکوم می کنند و از جامعه بین الملل برای برداشت اشتباه -تعمدی یا غیرتعمدی- از رویدادها، شدیداً انتقاد می کنند. در حالی که هویت افرادی که در کشتن و سوزاندن و تخریب نقش داشتند پنهان مانده است و بندرت پیش آمده که افراد خاصی برای مدیریت حمله به یک مسجد یا قتل حاضرین در آنها مورد ستایش یا محکومیت قرار گیرند.


این عدم روشنگری حماقت بار و فقدان شناسایی متجاوزان، انواع فعالیت های پشت صحنه و سایه وار و تحریک آمیز پلیس های بی هویت و ناشناخته را تشدید می کند و تعداد جرم و جنایت ها علیه مسلمانان را بیشتر می سازد. درواقع کمبود روشنگری درباره عاملان و انگیزه هایشان، یکی از دلایلی است که حل این پرونده را با وجود پیشرفت های زیاد در طراحی تحقیق های علمی اجتماعی در سال های اخیر برای توسعه نظریه های اقناعی درباره خشونت جمعی، مشکل کرده است.


با وجود این، سؤال مهم این است که آیا محققان روش های تحقیقاتی را به سمت علل یا تشکیل خشونت هدایت می کنند یا خیر، همه ما مجبوریم به یک یا چندین راه برای حل سؤال های مربوط به واقعیت یا حقیقت حادثه گزارش شده متوسل شویم. درباره حقیقت یا دروغ گزارش ها حساس شویم، تا بتوانیم از روایت هایی که برای مطلع کردن مخاطب منتشر می شوند انتقاد کنیم و یک بار دیگر از خود بپرسیم که «واقعاً» چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی نیافتاده است.


منبع: Frontier Myanmar


مسلمانان میانمار چگونه گرفتار آتش خشونت شدند؟


نیک چسمن


مترجم: فرحناز دهقی




دیپلماسی پیچیده میانمار


تین مایونگ آی / مترجم: پونه مجلسی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *