در دولت دوازدهم رییس سازمان حفاظت محیط زیست چه کسی میشود؟آیا ابتکار انتظارات را برآورده کرده است؟

[ad_1]

در دولت دوازدهم رییس سازمان حفاظت محیط زیست چه کسی میشود آیا ابتکار انتظارات را برآورده کرده است

وقتی دولت یازدهم شروع به کار کرد, انتخاب رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از چالش های جدی ای بود که تأخیر طولانی مدت در تعیین آن خبر از پیچیدگی ماجرا می داد در نهایت انتخاب اولین عضو خانم کابینه در دولت اصلاحات دوباره تکرار شد در آن زمان من مطلبی منتشر کردم که انتخاب مجدد خانم ابتکار را به صلاح محیط زیست کشور نمی دانم بااین حال بعد از انتخاب, وظیفه خود دانستم به جای مقابله, انتظارات خود را به عرض ایشان برسانم اگرچه تشکر خانم ابتکار و قول عمل به ٢٠ انتظار من امیدوارانه بود, ولی بعد از چهار سال می توانم بگویم آن انتظارات برآورده نشده است


شاید بتوانم بازهم سیاهه بلندی در مخالفت خود با ادامه ریاست خانم ابتکار بنویسم. اما فکر نمی کنم شخصی کردن یک مسئله مهم ملی کمکی به حل مسئله کند. اگر از من بپرسند پیشنهاد شما برای جایگزینی خانم ابتکار کیست، به طور قطع پاسخ محکمی برای این سؤال ندارم. دلیل آن هم آسان است؛ ساختار سازمان حفاظت محیط زیست ایران به شدت کهنه و ناتوان است. سازمانی که قدرت و شاید آگاهی نداشت که از خاک خود در دره فرحزاد به عنوان لکه باقی مانده تنوع زیستی گذشته تهران در مقابل شهرداری نگهداری کند، یا هنوز نتوانسته شهرداری را مجاب کند یک خط اتوبوس برای کارکنان سازمان و بازدیدکنندگان پارک پردیسان بگذارند، حالا انتظار دارید توان این را داشته باشد محاسبه علمی درستی در رها سازی پلنگ هیرکان داشته باشد یا از مشمشه گرفتن ببر وارداتی روسیه جلوگیری کند. فرقی ندارد خانم ابتکار رئیس سازمان باشد یا خانم جوادی یا خانم و آقای دیگری. مسئله آن است کسانی که حتی یک روز به عنوان کارشناس، کارمند یا مدیرکل در آن سازمان کار نکرده اند، چگونه می توانند هدایت سازمانی را برعهده بگیرند که نیم قرن از تأسیس آن می گذرد و اساس تأسیس آن هم بیشتر حول حفظ گونه های جانوری قابل شکار یا صید کشور بوده است. به همین دلیل ما فعالان و متخصصان محیط زیست باید از جناب آقای روحانی درخواست کنیم رئیسی را جایگزین خانم ابتکار کند که اولا بداند محیط زیست امروز ایران با چه چالش هایی روبه روست و ثانیا اراده و انگیزه و برنامه جدی برای حل ریشه ای مشکلات داشته باشد. محیط زیست ایران به سختی درگیر بدترین بحران های محیط زیستی تاریخ خود است: بحران آب، خشکی تالاب ها و دریاچه ها، فرونشست زمین، انقراض فزاینده گیاهان و جانوران، افزایش گازهای گلخانه ای، آلودگی هوا، چرای بی رویه در حساس ترین اکوسیستم ها، تخریب و تجاوز به جنگل ها و مراتع، فرسایش لجام گسیخته خاک و گسترش گردوخاک با منشأ داخلی و خارجی و تولید بیش از حد زباله از بارزترین آنهاست. از طرفی نفوذ جدی وسایل ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی تأثیرات مثبت و منفی بر زندگی اجتماعی ما گذاشته و دسترسی آسان همه مردم به دورترین نقاط این سرزمین به واسطه افزایش افراطی خودروهای شخصی و جاده سازی، تخریب و آتش سوزی و انتقال زباله را به دورترین نقاط امری جاری و عادی کرده است. حفظ محیط زیست در ایران مؤلفه بسیار پیچیده و چندوجهی است که اقتصاد، فرهنگ، آموزش و ارتباطات و بحران های ملی و بین المللی بر آن تأثیر جدی دارد و از همه مهم تر آنکه ساختارهای سنتی کاملا دگرگون شده و لزوم نگاه نو به مقوله محیط زیست در قرن ٢١ از مدت ها بر جهانیان آشکار شده است. ولی ساختار ناتوان سازمان حفاظت محیط زیست نتوانسته خود را با شرایط جدید هماهنگ کند و هیچ کدام از افرادی که تا به حال بعد از انقلاب به ریاست سازمان رسیده اند بیشتر در حفظ نقش فانتزی در کابینه ایفای نقش داشته اند و به جز موارد اندکی در پاسداری از کیان زیستی و منابع طبیعی سرزمین ایران ناموفق بوده اند. این سازمان به دلایل متعدد به عمد ضعیف نگه داشته شده است تا نتواند در مقابل وزارتخانه های قدرتمندی همچون نیرو، نفت، صنایع و کشاورزی ایستادگی کند. اینکه هنوز از بدو تأسیس آن هیچ دولتی نتوانسته کسی از داخل آن بیابد که به ریاست سازمان بگمارد، حجتی است بر ضعیف بودن و ضعیف نگه داشتن آن. حتی بسیاری از معاونان و مدیران کل این سازمان امانتی هستند. این سازمان رئیسی می خواهد که به این نقیصه ایمان داشته و درصدد احیا و برگرداندن اقتدار سازمان باشد. باید شرط کند که می آید تا ساختار سازمان را با توجه به شرایط امروز اصلاح کند، نیروهای توانمند را سر جایشان بگذارد و مدیریت آن را به همان متخصصان بسپارد. برنامه اش این باشد که ابتدا ستادی با عنوان «ستاد بازنگری در ساختار حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی کشور» ایجاد کند تا کشور را از آشفتگی در مدیریت سرزمین نجات دهد. این رئیس باید تیمی از بهترین متخصصان داخلی و حتی مشاوران بین المللی آشنا با ساختارهای موفق و ناموفق حفظ محیط زیست دنیا را گرد هم آورد و از آنها بخواهد با بررسی همه جنبه های تخصصی و حقوقی پیشنهاد دهند اگر بناست سازمان محیط زیست در معاونت رئیس جمهور باقی بماند چه اصلاحاتی برای تقویت کارایی آن لازم است. اگر بناست با سازمان جنگل ها و مراتع ادغام و به شکل وزارتخانه واحد اداره شود، بهترین فرمول آن چیست؟ چگونه باید کادر تخصصی سازمان احیا شود تا لازم نباشد بعد از عوض شدن هر دولتی قطاری از مدیرانی که قبلا در سازمان های دیگر و گاه مخرب محیط زیست بودند برای تطهیر و آراستن رزومه مدتی هم در سازمان محیط زیست مدیر باشند. رئیس سازمان الزاما نباید بهترین متخصص محیط زیست باشد، ولی باید نگاه نرم افزاری و جامعه شناسانه به درد محیط زیست ایران داشته باشد. رئیس سازمان باید با روابط مدیریتی حاکم بر ایران آشنا باشد و به ویژه فساد دستگاه های اجرائی را بشناسد و به سازوکارهای جهانی آشنایی داشته باشد و هیچ گونه اشتراک منافع سازمانی، اقتصادی یا سیاسی نداشته باشد. باید بیاید سازمان یا وزارتخانه ای بسازد که تغییر رئیس جمهور نتواند بر قدرت و توان آن تأثیر بگذارد. باید کارشناسانی را در سازمان مستقر کند که بتوانند ارتباطی قوی با هزاران متخصص بی کار حوزه محیط زیست و منابع طبیعی و متخصصان برجسته داخلی و خارجی داشته باشند و از آنها برای نجات محیط زیست کشور و به ویژه خاورمیانه کمک بگیرد. باید بتواند مشارکت مردم در محیط زیست را فقط در حد دکور تقلیل ندهد و به راستی به توانایی مردم در حفظ محیط زیست اعتقاد داشته باشد. بیایید همان طوری که با شرکت در صندوق رأی در حساس ترین زمان دست روحانی را برای نجات ایران گرفتیم، برای حفظ سرزمین ایران هم او را همراهی کنیم و بخواهیم سکان محیط زیست را به دست ناخدایی توانمند و جسور بسپارد تا سرزمین ایران را در توفان بحران های محیط زیستی و سیاسی دنیای امروز و خاورمیانه از ساحل دور نکند.




حسین آخانی . استاد دانشکده زیست شناسی دانشگاه تهران

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *