دوزبانگی/ استفاده از زبان مادری در آموزش چه اهمیتی دارد؟

[ad_1]

دوزبانگی استفاده از زبان مادری در آموزش چه اهمیتی دارد

زبان مادری اولین زبان آموخته شده از سوی فرد است زبانی که فرد بدان تکلم می کند, با آن رشد می یابد و عناصر فرهنگی و اجتماعی محیط خود را به وسیله آن دریافته, لمس کرده و با آن هویت می یابد اما در بسیاری از کشورها و ازجمله کشور ما, زمانی که کودک به سنی می رسد که باید تحت آموزش رسمی قرار گیرد, با زبانی غیر از زبان مادری خود و با زبانی که در سراسر کشور به عنوان زبان رسمی شناخته شده و از لحاظ نظام آوایی واژگانی و دستوری متفاوت از زبان مادری اوست, آموزش می بیند و از این مرحله است که پدیده دوزبانگی مطرح می شود


دوزبانگی پدیده ای است جهانی که در اکثر کشورهای جهان وجود دارد و عبارت از حالتی است که فرد به زبان دیگری غیر از زبان مادری خود آموزش می بیند.


زبان مادری اولین زبان آموخته شده از سوی فرد است؛ زبانی که فرد بدان تکلم می کند، با آن رشد می یابد و عناصر فرهنگی و اجتماعی محیط خود را به وسیله آن دریافته، لمس کرده و با آن هویت می یابد. اما در بسیاری از کشورها و ازجمله کشور ما، زمانی که کودک به سنی می رسد که باید تحت آموزش رسمی قرار گیرد، با زبانی غیر از زبان مادری خود و با زبانی که در سراسر کشور به عنوان زبان رسمی شناخته شده و از لحاظ نظام آوایی- واژگانی و دستوری متفاوت از زبان مادری اوست، آموزش می بیند و از این مرحله است که پدیده دوزبانگی مطرح می شود. بنابراین فرد دوزبانه به فردی اطلاق می شود که از زمان آغاز آموزش رسمی، با زبان دیگری که در کشور عمومیت یافته و در حکم زبان دوم است، آشنا شده و آموزش می بیند


از نظر روان شناسی، آموزش به زبان مادری سبب درک بهتر مطالب می شود و پیشرفت شناختی دانش آموزان را تأمین می کند. از نظر اجتماعی سبب جذب راحت تر کودک در محیط اجتماعی خود می شود و به عنوان یک عنصر اصلی فرهنگی، او را در ارتباط با گذشته فرهنگی خود قرار می دهد. از نظر عاطفی، استفاده از زبان مادری در آموزش دانش آموزان سبب تداوم در استفاده از نمادهای زبان شناختی می شود و به این ترتیب او را از گسستگی عاطفی ناشی از عدم استفاده از زبان مادری باز داشته، سبب بالارفتن کمیت و کیفیت ارتباطات درون مدرسه ای و درون کلاسی می شود و دانش آموزان را از ابزار اصلی تفکر یعنی ارتباط، برخوردار می کند.


دانش آموزان غیرفارسی زبان در بدو ورود به مدرسه، زبان مادری خود را که در یک فرایند پیچیده و در ارتباط مستقیم با محیط پیرامون خود فرا گرفته اند، در برنامه فارسی پیدا نمی کنند.


چون سازماندهی محتوا و انتقال برنامه درسی به دانش آموزان بر پایه زبان فارسی است که با مفاهیمی که براساس تجارب قبلی دانش آموز به زبان مادری حاصل شده است و برای او بار عاطفی نیز دارد، پیوند ندارد.


درحالی که ارتباط غیررسمی درون مدرسه ای می تواند خارج از کانال ارتباط رسمی به زبان مادری برقرار شود. این چنین گسستگی میان زبان مدرسه و زبان مادری دانش آموزان، ارتباط بر پایه انگیزه فردی را با دشواری مواجه می کند. تعارض بین مدار ارتباطی محیط اجتماعی خانوادگی دانش آموز و مدار ارتباطی رسمی مدرسه هم کیفی است و هم کمی.


کیفی است زیرا دانش آموز غیرفارسی زبان در برابر زبانی قرار می گیرد که حاصل مجموعه، ویژگی های فرهنگ زیستی و خاص او نیست.


کمی است زیرا از جنبه دستوری، واژگان و آواشناسی برای او ناآشناست. به عبارت دیگر بین زبان مدرسه و زبان دانش آموز شکاف پدید می آید.




مهتاب یزدانی. مدیر مؤسسه آموزشی شعف

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *