زندگی های موازی

[ad_1]

زندگی های موازی

با توجه به اینکه عصر حاضر, عصر تکنولوژی های برتر و ارتباطات است نحوه ی معرفی و تبلیغات برای هر شرکت, سازمان و یا موسسه ای با گذشته تفاوت دارد


با توجه به اینکه عصر حاضر، عصر تکنولوژی های برتر و ارتباطات است؛ نحوه ی معرفی و تبلیغات برای هر شرکت، سازمان و یا موسسه ای با گذشته تفاوت دارد. مردم در عصر سرعت و تکنولوژی برای انجام کلیه ی امور زندگی، حتی مسائل روزانه و روزمره شان، راحت ترین و سریع ترین راه را انتخاب می کنند و ترجیح می دهند کمتر هم هزینه کنند.


از طرفی، در جامعه ای مثل جامعه ی ایران که مردم درگیر دغدغه های ذهنی بسیاری هستند و در طول روز هزاران مورد مختلف در فکرشان برای حل و فصل کردن وجود دارد، جای تبلیغات و معرفی خدمات، کمی تنگ و سخت خواهد شد.


پس چه باید کرد که هم دیده شد و هم به اصطلاح « خیلی توی چشم » نبود ؟؟


دنیای مجازی و به طور اهم و اخص، اینستاگرام و تلگرام، این روزها بخش عمده ای از وقت مردم را در طول روز به خود اختصاص داده است و البته که پر است از تبلیغ های رنگارنگ و پر زرق و برقی که با لایک های چندهزارتایی سعی در جذب مخاطب دارند. اما هر شرکت، موسسه و سازمانی نمیتواند این عام ترین نحوه ی معرفی و تبلیغات را برای ارائه ی خدماتش به کار گیرد. چرا که شان ارائه ی خدمات حقوقی و اجتماعی با خدمات مثلا زیبایی و مواردی از این دست تفاوت اساسی دارد.


زندگی در عصر مدرن، انسان ها را بیشتر وابسته کرده و کمتر حس استقلال و خود یاری در آنها وجود دارد؛ این وابستگی در گذشته بیشتر در بستر خانه و خانواده وجود داشت و برطرف میشد؛ اما انسانِ جوامع صنعتی و پیچیده ی امروز، میان تمام هرج و مرج های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که روانش را آزرده و درگیر می کند، در پی حمایت است. نه فقط حمایت مادی که اتفاقا در اکثر مواقع حمایت معنوی موثر تر است. نیاز به اینکه متعلق به جایی باشد، برند و لوگویی داشته باشد؛ به طور مثال؛ اینکه در جامعه ای افراد حتی برای باخت تیم ملی فوتبال در خیابان شادی می کنند، لباس های مزین به نماد و برند خاص می پوشند، گروه های هنری، اجتماعی و سیاسی خاص را دنبال می کنند و درگیر رنگ و نماد می شوند؛ نشان از کمبود حس تعلق و برآورده نشدن نیاز های روحی و معنوی به وابستگی است.


هدف از طرح این موضوع، این است که به این نتیجه برسیم که اگر قرار است تبلیغات و معرفی برای سازمان یا شرکتمان انجام شود، بهتر است جنبه ی حمایتی داشته باشد و حس حامی بودن را در مخاطب ایجاد کند. مردم نیاز دارند احساس وابستگی به سازمان، موسسه و یا شرکتی داشته




باشند. اگر ما در تبلیغات و معرفی خدمات، توانستیم به این نیاز معنوی مخاطبان پاسخ دهیم، تا حدود زیادی موفق بوده ایم. اما کار ما هنوز تمام نشده است ! حفظ مخاطب از جذب


آن مهمتر است ! می توان گفت به اصطلاح، «خدمات پس از فروشی» که شرکت ما به مخاطبانش ارائه می دهد، همان راهکار حفظ مخاطب است و اگر برگردیم به موضوع قبلی، با این کار، حامی مخاطبمان خواهیم بود و یکی از مهمترین نیاز هایش را پاسخ داده ایم. کافیست بداند ما همیشه در کنار او هستیم، قرار است کمکش کنیم تا بهتر زندگی کند و خیالش راحت باشد که هدف ما فقط پر کردن جیبمان نبوده است. اگر به این نقطه رسیدیم، حالا می شود گفت ما بُردیم !!!


زهرا سیف درخشنده

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *