مهمترین بلای حکومت ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است/ شاخصه حکومت امام علی(ع) پیوند سیاست و اخلاق است

[ad_1]

مهمترین بلای حکومت ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است شاخصه حکومت امام علی ع پیوند سیاست و اخلاق است

حکومت امام علی ع زیباترین نمونه عملی اخلاق است که شاید جوامع بشری با وجود ادعای پیروی از پیامبر و امام علی ع هنوز نتوانسته اند آنچنان که حضرت در نهج البلاغه خواسته عمل کنند

حجت الاسلام و المسلمین محمد مقدم, معاون بین الملل موسسه تنظیم و نشر آثار امام در این خصوص می گوید امروز من بر این باور هستم بزرگترین بلای حکومت ها و سیاست ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است به میزانی که از هم فاصله می گیرند مشکلات را بیشتر می بینیم بنابراین پیوند سیاست و اخلاق در حکومت حضرت به عنوان شاخص ترین معیارهای حکومت او تلقی می شود


طبیعتا هر نظام و حکومتی ویژگی هایی دارد که آن را از دیگر حکومت ها متفاوت می کند؛ حکومت امام علی(ع) نمونه ای موفق از یک حکومت اسلامی است. در شخصیت امام علی(ع) چه ویژگی هایی وجود دارد که او را از دیگر سیاستمدران متفاوت می کند؟




مقدم: آنچه که وجه شاخص سیاست مداری مولا علی(ع) با دیگر حاکمان و حکومت ها بوده است، پیوند حکومت و اخلاق در نظام سیاسی امیرالمومنین است. یعنی در تمام عرصه های سیاسی و حکومتی امام علی(ع) آنچه که اصل و اساس حکومت بوده مساله اخلاق است. صداقت، امانتداری کرامت انسان، احترام گذاشتن به حقوق انسان و عدالت اجتماعی همه این آموزه های اخلاقی که در حکومت امام علی(ع) موج می زند و در عمل خود را نشان می دهد توانسته است از نظام سیاسی علوی یک نظام ممتاز نسبت به دیگر حکومت ها و سیاست های مرسوم در زندگی انسان بسازد. بنابراین پیوند سیاست و اخلاق در حکومت حضرت به عنوان شاخص ترین معیارهای حکومت او تلقی می شود.




– امام علی(ع) به عنوان یک سیاستمدار چگونه با مردم و کارگزاران خود رفتار می کرد آیا در نحوه گفتار و رفتار ایشان، هنگامی که مخاطب مردم بودند یا کارگزاران تفاوتی دیده می شد؟




مقدم: این مساله هم از همان پیوندی که گفتم نشات می گیرد. آنچه در سیره امام و کلمات او در نهج البلاغه می بینیم این است که خودش را نیز همانند یک شهروند عادی به حساب می آورد و هیچ امتیازی برای خودش قایل نبود و خود این موجب می شد که نسبت به قوانین و حقوقی که در جامعه و عرصه سیاسی اجتماعی است همانند دیگر آحاد جامعه خود را ملزم به رعایت آنها بداند. امام علی(ع) بسیار در عرصه قدرت بود اما هیچگاه در برابر نقد نقادان کمترین اخمی بر چهره اش وارد نمی شد بلکه همواره می گفت این نقادی و پرداختن به عملکرد حاکمان از جمله خود من می تواند وسیله رشد و شکوفایی و بالندگی آنها را موجب شود بنابراین وقتی در تمام عرصه های زندگی سیاسی امام نگاه می کنید می بینید برای خودش هیچگونه امتیاز اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و… قایل نبود. حتی زمانی که به عثمان بن حنیف نامه می نویسد به او اعتراض می کند که چرا در مهمانی شرکت کردی که برای اشراف آن جامعه بود، من به عنوان زمامدار شما تلقی می شوم و شما باید من را به عنوان الگوی خود قرار دهید، در جمله دیگر می فرماید «زندگی یک زمامدار باید همسطح پایین ترین افراد جامعه باشد». من می خواهم بگویم حضرت نه تنها هیچ امتیازی برای خودش در عرصه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قایل نبود بلکه خودش را الگو می دانست و امام مسلمین تلقی می کرد لذا می فرمود «بر امام مسلمین فرض است که خودش را با ضعیف ترین فرد در جامعه تطبیق دهد». این چیزی است که ما در سیره علوی می بینیم.




*امام علی(ع) به عنوان الگویی در حاکمیت، تفاوتی در گفتار و رفتار نداشت. درحالی که در ایران که اکثریت، شیعه امیرالمومنین هستند، اغلب مشاهده می کنیم حتی در رقابت های سیاسی گاهی افراد صرفا برای جلب توجه جامعه وعده های غیرعملیاتی می دهند. چرا شاهد این مساله هستیم؟




مقدم: خب این نیاز به یک بررسی دقیق و عمیق دارد. در واقع ویژگی امام علی(ع) پیوند سیاست و اخلاق است، بنابراین حضرت هیچ شأنی از شئون سیاسی را در تقابل و در تناقض با اخلاق قرار نمی دهد بلکه همیشه اخلاق به عنوان حاکم و اصلی ترین بن مایه زندگی او قرار می گیرد و شاید به خاطر همین مساله است که وقتی به قدرت می رسد اولین صحبتش این است “من نسبت به آنچه که می گویم مرهون هستم تا آنچه را که در مقام سخن گفته ام و می گویم در عمل نشان دهم”. حضرت بارها در نهج البلاغه می فرماید « الاَ لِکُلِّ مَأمُومٍ إِمَاماً یَقْتَدِی بِهِ وَیَسْتَضِیءُ بِنُورِ عِلْمِهِ» چون وقتی خودش را به عنوان یک الگو می بیند طبیعتا الگو و امام باید به گونه ای باشد که برای دیگران سرمشق و الگو قرار بگیرد. این سرمشق بودن به این است که هیچگونه تناقضی میان سخن و عملش نباشد. بنابراین آنچه که علی(ع) را در عرصه تاریخ و زمان به عنوان یک ستاره درخشان در آسمان بشریت قرار داده است به نظر من همین است که توانسته به گونه ای سیاست ورزی کند که هیچکونه تناقضی میان سخن و عملش دیده نشود. آنچه را که می گفته بر اساس باور او بود و در جهت عملکرد آن از همه توانش بهره می گرفت.




– آیا پایبندی امام علی(ع) به آنچه می گفتند و پیوند عملی و نظری ایشان محدودیت هایی را هم از لحاظ سیاسی برای ایشان به دنبال داشت؟




مقدم: بله این امر طبیعی است. به هر حال گروه یا افرادی سیاست علوی را نقد کردند یعنی علی(ع) مصلحت گرا نبوده و در برابر خیلی از مسایل به گونه ای دیگر رفتار کرده است. درحالی که اصل و اساس در سیره علوی این بود که آن باورها و ارزش ها بهم نریزد. برای امام عدالت، کرامت انسان، توحید و خداپرستی فرض بوده و هیچ چیزی نمی توانسته ضربه ای به این اصول بزند. بنابراین طبیعتا این اصول تنگناهایی برای حضرت ایجاد می کرد. مثلا وقتی طلحه و زبیر نزد حضرت می آیند و از او سهم خواهی می کنند و امام علی(ع) پاسخ آنها را به گونه ای دیگر می دهد یا وقتی که برادرش عقیل سهم بیشتری می خواهد و امام علی(ع) پاسخ خود را به گونه ای دیگر می دهد. وقتی در مقابل معاویه قرار می گیرد با وضعیت دیگری مواجه می شود چراکه یک سری معضلاتی را ایجاد کرده است. بالاخره عدالت امام علی(ع) برای او به گونه ای شکل گرفته که خیلی از افراد تحمل پذیرش او را نداشتند و افرادی مثل طلحه و زبیر توان پذیرش عدالت علوی را نداشتند بنابراین چینن وضعیتی برای امام علی(ع) مشکلاتی را ایجاد کرد اما نگاه امام به حکومت فقط قدرت نبود. حضرت در این زمینه می فرماید «اگر مسوولیت الهی بر عالمان و آگاهان نبود، اگر رسالت الهی نبود و در برابر پرخوری ظالم و گرسنگی ظالم نبود من حکومت را قبول نمی کردم». یعنی حکومت برای علی(ع) وسیله ای برای احقاق حق و تحقق بخشیدن به عدالت در عرصه اجتماع و حاکم کردن اخلاق بوده است. گفتن این اصل به عنوان شعار کار آسانی است ولی پیاده کردن و محقق کردن این ارزش مهم است. می بینید که درگذر زمان و تاریخ، امام علی(ع) همیشه تابنده و درخشنده است و در هر زمان و زمینی انسان حس می کند نیاز به چنین زمامداری دارد. برای امام علی تعهد به ارزش های اخلاقی و ارزش های دینی و انسانی طبیعتا محذوراتی را هم ایجاد می کرد ولی مهم نبود. مهم این بود که امام می گوید «من در جهت حاکم کردن ارزش ها می کوشم ولو خودم و بخشی از قدرتم هزینه شود».




*جامعه ما جامعه ای مذهبی و مدعی پیروی از پیامبر(ص) و آموزه های امام علی(ع) است و در حالی که امام علی(ع) نماد و سمبل عدالت است اما ما در عمل شاهد اجرایی شدن این مبانی و آموزه ها نیستیم. شما این مساله را چطور ارزیابی می کنید؟




مقدم: اول اینکه نگاه به حکومت باید تبیین شود، ما حکومت را برای چه می خواهیم؟ آیا حکومت یک هدف است یا از او به عنوان ابزاری در جهت اهداف دیگری می خواهیم استفاده کنیم و دوم اینکه حاکمان در عرصه حکومتداری پایبند به اخلاق باشند یعنی حکومت و اخلاق دو مقوله جدای از هم نباشد. این کار سخت است ولی ما سیاستمداران بسیاری داشتیم که به اخلاق پایبند بودند. مثلا امام خمینی نسبت به خیلی از مبانی اخلاقی پایبند بوده است شخصیت هایی مثل گاندی و نلسون ماندلا، افرادی بودند که واقعا نشان دادند که به یک سری از ارزش های اخلاقی پایبند هستند. در یک حکومت اگر اخلاق از مدار قدرت، سیاست و حکومت جدا شود هر چیزی امکان پذیر است و طبیعی است اگر آن حکومت، دینی باشد چون دین یک شمشیر دو لبه است یه همان میزان که حکومت دینی مبتنی بر اخلاق می تواند رهگشا و نجات بخش باشد اگر مبتنی بر اخلاق نباشد لطمه بسیار زیادی می تواند برجای بگذارد. داعش و افکار داعشی در همین آبشخور تغذیه کرده است و همانطور که دین می تواند جامعه را به رستگاری برساند اگر توأم با آگاهی، نگاه انسانی و اخلاق باشد خوب است اما به همان میزان اگر از این ارزش ها جدا شد و در هاله ای از تعصب و جهالت همراه شود بدتر خواهد بود. امروز من بر این باور هستم بزرگترین بلای حکومت ها و سیاست ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است به میزانی که از هم فاصله می گیرند مشکلات را بیشتر می بینیم. وقتی که برای رسیدن به قدرت، دروغ، غیبت، اتهام زنی و تهدید دیگری مجاز می شود تعدی به حقوق و حرمت دیگری مجاز می شود طبیعتا مشکلات را ایجاد می کند. پس نگاه سیاسی علوی نگاهی است که می گوید باید حق و باطل را به خاطر خود حق و باطل بهاء داد نه به خاطر شخصیت ها. از نگاه علی(ع) حکومت دینی و غیر دینی در نزدیکی آن حکومت به ارزش های اخلاقی است ولو اینکه یک حکومت هزارها شعار دهد و حاکم خودش را دینی و خدایی تلقی کند ولی در مقابل اخلاقی نباشد این حکومت دینی نیست و حال آنکه یک حکومت ممکن است شعار هم ندهد اما با اخلاق و کرامت اخلاقی عجین باشد و به همان میزانی که به اخلاق آغشته تر و مانوس تر است خدایی تر، الهی تر و توحیدی تر است.




*متولیان دینی، روشنفکران و حکومت ها چه باید کنند تا نمونه های این حکومت ها که برشمردید بیشتر شود؟




مقدم: به نظر من اصلی ترین مساله آگاهی است. وقتی می گوییم علی(ع) به عنوان یک الگو و نماد است پس باید او را به جامعه بشناسانیم که چه ویژگی هایی داشته است. من معتقدم امروز فرهنگ دینی و مذهبی ما بیش از هر زمان دیگری نیاز به شناخت و آگاهی دارد که ما باید در سایه شناخت و آگاهی بن مایه های اصلی دین را بشناسیم چون خیلی از مواقع اصل را رها می کنیم و به فرع می چسبیم، متن را رها و به حاشیه می چسبیم. آنقدر که به ظاهر و لباس افراد توجه می کنیم کاری با باطنشان نداریم. به وسیله این آگاهی و شناخت است که می توانیم در حریم های درست بعدی گام برداریم و ببینیم آیا این مسیری که طی می کنیم در سایه شناخت دقیقی است که پیدا کردیم یا نه و چقدر با تعالیم اصلی و اساسی دینی ما سازگار است؟




– جوانان از جمله اقشار مهم در جامعه هستند که شاید کمترین آشنایی را با آموزه های امام علی(ع) دارند. چه توصیه ای به جوانان دارید تا شناخت و درک بیشتر و بهتری از آموزه های نهج البلاغه داشته باشند؟




مقدم: من همیشه این را گفتم که دین و شخصیت های دینی باید به گونه ای مطرح شود که پاسخگوی نیازهای علمی و روزمره هر نسل و جامعه ای باشد یعنی شما وقتی که دین را به عنوان یک مجموعه تاریخی در گذشته مطرح می کنید اما نمی تواند در زمان حال پاسخگوی نیازهای انسانی و بشری باشد طبیعتا آن انگیزه و جاذبه را پیدا نمی کند. پس باید دین و شخصیت های دینی مثل امام علی(ع) یا بزرگان دینی را به گونه ای مطرح کنیم که نیازهای امروز را پاسخ دهد. یعنی واقعا حضرت علی(ع) را شخصیتی مطرح کنیم که در جهت آزادی انسان گام برمی دارد، در جهت عدالت اجتماعی و اخلاقی کردن انسان گام بر می دارد. آنچیزی که باعث می شود یک جوان احساس کند به تنگ آمده را در سایه شناخت عمیق و دقیق از دین و آموزه های دینی می تواند جواب دهد. اما اگر ما دینی را مطرح کردیم که آزادی را از جوان بگیرد، آگاهی و زندگی را از او بگیرد درست نیست و به جایی نمی رسیم. آن امام علی(ع) می تواند جاذبه داشته باشد که پیام زندگی و نشاط باشد، پیام عدالت و پیام حقوق انسان و کرامت انسان باشد. امروز اگر نسل جوان ما از دین و دینداری و شخصیت های بزرگ دینی فاصله گرفته و این ارتباط برقرار نشده است مقصر ما هستیم زیرا ما نتواسته ایم دینی را به او ارایه دهیم که بتواند نیازهای درونی خود را در سایه آن حل کند چون معنویت و اخلاق گمشده بشری است. اگر ما بتوانیم اینگونه به جوان پاسخ دینی و شخصیت دینی را دهیم مطمئن باشید که این جاذبه را پیدا خواهد کرد.












شفقنا

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *