چطور بدون رضایت شوهرم، طلاق بگیرم؟

[ad_1]

چطور بدون رضایت شوهرم, طلاق بگیرم

بطور کلی زن نمی تواند درخواست طلاق نماید مگر در صورت عیوب مرد که در این صورت با اثبات این عیوب مانند جنون مرد و … که قانون مدنی در ماده ۱۱۲۱ به آن اشاره کرده است, می تواند از دادگاه در خواست فسخ نکاح نماید , نه درخواست طلاق


باید توجه داشت همانطور که مهریه حق زن است طلاق نیز حق مرد است و اگر زنی بخواهد بدون دلیل مشروع و به واسطه کراهتی که از ادامه زندگی با شوهر دارد طلاق بگیرد بایستی رضایت شوهر در صرف نظر از حق طلاق را جلب کند.




اگر زنی به دلیل عسر و حرج ناشی از عدم رعایت حقوق زناشویی مانند عدم پرداخت نفقه، درخواست طلاق کند حاکم می‏تواند مرد را به رعایت حقوق زناشویی الزام، تعزیر و نهایتا طلاق زن را بدون رضایت شوهر اجرا کند، از این رو زن می‏تواند کلیه مهریه خود را مطالبه کند و از شوهر ناسازگار خویش جدا می‎شود. لیکن اگر زن بخواهد بدون دلیل مشروع و بدون اینکه شوهر از وظایف شرعی و قانونی خود کوتاهی کرده باشد و صرفا به دلیل کراهت از شوهر از او جدا شود بایستی رضایت شوهر را در طلاق دادن جلب کند که این امر در قالب طلاق خلع و مبارات محقق می ‏شود.




طلاق




حکمت آن نیز روشن و منطقی است، شوهر برای ازدواج متحمّل هزینه‏ هایی گوناگون مادی و معنوی شده است و اراده کرده براساس قوانین وضوابط شرعی با همسر خود زندگی کند. اما زن به دلایل مورد نظر خودش درخواست طلاق دهد، لذا باید به نوعی جبران کند. ثانیا، درخواست طلاق حق مرد است، لذا زن با بذل مال یا مهر خود به نوعی رضایت او را جلب می کند و از لجاجت مرد می کاهد.




ثالثاً، زن برای رهایی خود این کار را انجام می دهد و بدیهی است که کسی که می‎خواهد به خواسته‏ای دست یابد باید از خواسته دیگری چشم‏ پوشی کند و این معنا ندارد که زن هم خواهان طلاق باشد و هم خواهان مهریه. زیرا زن به دنبال رهایی از مردی است که از وی کراهت دارد و در این صورت طلب مهریه به عنوان هدیه و شیرینی زندگی از او توقع بی جایی است.




در دفترچه ازدواج چه می گذرد؟




دفترچه های ازدواج که در دفاتر ازدواج ثبت می شوند دارای بند هایی هستند که در صورت امضاء از سوی شوهر، زن این اختیار را خواهد داشت که پس از حصول این شرایط راسا در دادگاه های خانواده حاضر شده و درخواست طلاق نماید.




در بند «الف» این عقد نامه ها آمده است: ضمن عقد نکاح خارج لازم زوج شرط کرد هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه درخواست طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نبود، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده است طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل کند.




ازدواج




در بند «ب» آن نیز ضمن عقد نکاح خارج لازم زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر می دهد که زن در صورت تحقق شرایطی، از ناحیه مرد وکیل است خودش شخصاً یا با انتخاب فرد دیگری به عنوان وکیل به دادگاه مراجعه کند و پس از اثبات ادعا، درخواست طلاق کند.




شروط ضمن عقد نکاح شامل ۱۲ شرط است که به آن شروط دوازده گانه عقد نکاح می گویند. این شروط عبارتند از :




زن می تواند از دادگاه تقاضای صدور طلاق کند، در صورت خودداری شوهر از دادن خرجی زن و انجام سایر حقوق واجب زن به مدت ۶ ماه.


دومین شرط ذکر شده در عقدنامه که به زن اجازه طلاق می دهد، بدرفتاری زوج است به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل کند.


سومین شرطی که با وجود آن زن اختیار طلاق دارد، بیماری خطرناک غیر قابل درمان مرد است در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد.


شرط چهارم دیوانه بودن مرد است در زمانی که امکان فسخ وجود ندارد.


پنجمین شرط مندرج در عقدنامه، اشتغال مرد به کاری است که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه بزند در این صورت زن می تواند درخواست طلاق کند.


شاید دوست داشته باشید


خرید با شکم خالی راه به جایی نمی برد


مصائب خطرناک دوستی قبل از ازدواج


محکومیت شوهر به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر، یا به جزای نقدی که بر اثر ناتوانی از پرداخت، منجر به ۵ سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به ۵ سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد نیز یکی دیگر از شروط ضمن عقد نکاح است که به زن امکان مطلقه شدن را می دهد.


ابتلاء زوج به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار کند مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد، فروش اثاثیه منزل و وارد نمودن ضرر به سلامت جسمی و روحی زن و فرزند شود.


هشتمین شرطی است که به استناد آن زن حق طلاق می یابد. چنانچه زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند یا اینکه ۶ ماه متوالی بدون عذر موجه غیبت کند، زن می تواند با مراجعه به دادگاه و بدون حضور شوهر طلاق خود را ثبت کند.


از جمله مواردی که دادگاه تقاضای زن را برای طلاق می پذیرد و در عقدنامه نیز ذکر شده، محکومیت قطعی زوج بر اثر ارتکاب به جرم و اجرای هر گونه مجازات اعم از حد و تعزیر است که مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی زن باشد تشخیص این امر نیز با توجه به وضع و موقیعت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.


دهمین شرط از شروط دوازده گانه عقد نکاح، بچه دار نشدن مرد پس از گذشت ۵ سال از زندگی مشترک به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر است که در این صورت زن می تواند درخواست طلاق کند.


همچنین چنانچه زوج مفقودالاثر شود و ظرف ۶ ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود نیز دادگاه حکم طلاق را صادر می کند.


آخرین شرطی که زوج در عقدنامه آن را امضا می کند و اختیار طلاق را به همسرش می دهد، ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر است که در صورت وقوع این مورد، زن حق طلاق را از مرد می گیرد.


زن علاوه بر شرایط مندرج در قباله ازدواج می تواند حق سکونت که اختیار تعیین محل سکونت را به زن واگذار می کند، حق تحصیل و حق اشتغال یا هر شرطی که مخالف اقتضای عقد نکاح نباشد را در سند ازدواج خود با توافق شوهر درج کند.




با تحقق یکی از شرایط دوازده گانه و اثبات آن در دادگاه، زن می تواند با استفاده از وکالت ضمن عقد با مراجعه به دادگاه خانواده و طی تشریفات قانونی نسبت به اجرای طلاق اقدام کند.




در مواردی هم اتفاق می افتد که مرد و زن بر سر داشتن حق طلاق زن بدون هیچ پیش شرطی رضایت دارند یا زنانی در پی دریافت این حق هستند که این مورد خارج ار این دوازده شرط در صورتی محقق می شود که مرد در دفاتر اسناد رسمی «وکالت در طلاق» را به زن بدهد که در این صورت زن هر زمانی و فارغ از هر پیش شرطی می تواند از دادگاه درخواست طلاق کند.




نبض ما

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *