زیباترین هتل های ساحلی

[ad_1]

زیباترین هتل های ساحلی

کوکو پرایو واقع در مجمع الجزایر مالدیو, اقیانوس هند, این استراحتگاه زیبا تقریباً در ۳۰ کیلومتری فرودگاه بین المللی ماله واقع شده است و بوسیله قایق موتوری می توان حدوداً در مدت زمان ۴۰ دقیقه به این استراحتگاه رسید


کوکو پرایو واقع در مجمع الجزایر مالدیو، اقیانوس هند


این استراحتگاه زیبا تقریباً در ۳۰ کیلومتری فرودگاه بین المللی ماله واقع شده است و بوسیله قایق موتوری می توان حدوداً در مدت زمان ۴۰ دقیقه به این استراحتگاه رسید. استراحتگاه کوکو پرایو سراسر محیط یک جزیره بسیار کوچک را به خود اختصاص داده و حریمی خصوصی را در اختیار مهمانان خود قرار می دهد تا آن ها از محیط بکر و دست نخورده جزیره لذت برده و تعطیلات آرامش بخشی را پشت سر بگذارند.


کوکو پرایو، یک استراحتگاه بسیار کوچک است که خدماتی بسیار اختصاصی ارائه می دهد و گنجایش پذیرش حداکثر ۱۲ مسافر را داراست. همواره بهتر است که از قبل به رزرو اتاق در این استراحتگاه اقدام کنید چرا که اغلب تمام اتاق ها توسط یک خانواده بزرگ و یا یک گروه از افرادی که قصد دارند جزیره تماماً در اختیار آن ها باشد، رزرو می شود. این هتل به شش ویلای لوکس رو به دریا مجهز بوده و امکان استفاده از جکوزی، یک استخر بی انتها، و یک کافه مخصوص صرف نوشیدنی کوکتل برای مهمانان آن فراهم شده است.


افرادی که در جهان خارج به دنبال یک محیط آرام و منزوی هستند، از اقامت در این جزیره خصوصی ۱۴ هکتاری لذت خواهند برد، اما از سوی دیگر باید آمادگی پرداخت تعرفه های بالای این استراحتگاه را نیز داشته باشند چرا که اقامت در این هتل بسیار پرهزینه خواهد بود، البته اقامت در این استراحتگاه به تجربه ای فراموش ناشدنی برای افراد تبدیل خواهد شد.


کوکو ایسلند بای کوموواقع در مالدیو، اقیانوس هند


هتل کوکو ایسلند بای کومو در یک جزیره خصوصی زیبا در مجمع الجزایر مالدیو واقع شده است. این هتل فضای آرامش بخشی را در اختیار مهمانان خود قرار می دهد و خدمات ارائه شده در آن موجب می شود تا مهمانان احساس کنند که به خوبی از آن ها مراقبت می شود. کریستینا اونگ، مالک هتل، طراحی آن را شخصا بر عهده داشته است. نام کریستینا در صنعت میهمان نوازی و مد به خوبی شناخته شده است. در تمام جوانب طراحی هتل، کریستینا توجه ویژه ای به نورپردازی، ترکیب آب و آسمان روا داشته است. کومو به بیش از ۳۳ سوئیت آبی مجهز است که تجربه ای فراموش ناشدنی را برای مهمانان خود فراهم می آورد.


در این هتل چشم انداز فوق العاده زیبایی از اقیانوس هند پیش روی مهمانان قرار دارد. علاوه بر این، یک ایوان خصوصی ویژه حمام آفتاب نیز برای آن ها در نظر گرفته شده است تا افراد در حین حضور در این ایوان به خواندن کتاب مشغول شوند و یا صرفاً در مقابل آفتاب استراحت کرده و احساس خوشی از حضور در جزیره را تجربه نمایند. میهمانانی نیز که تمایل دارند احساس آرامش بیشتری را تجربه کنند می توانند در آبگرم شامبالا ویژه هتل کومو از امکانات مختلفی همچون برخی روش های درمان های آسیایی برای تقویت و کاهش اضطراب بدن خود بهره ببرند.


هزینه اقامت در سوئیت های این هتل به ازای هر شب مبلغ ۱۱۰۰ تا ۱۵۰۰ یورو و هزینه اقامت در ویلاهای آن تا سقف ۱۷۰۰ یورو خواهد بود. البته به این مبلغ باید هزینه ۱۲ درصد مالیات، ۶ دلار هزینه محیط زیست، ۱۱.۲ درصد هزینه خدمات دهی و ۳۰۸ دلار هزینه نقل و انتقالات را نیز افزود.


دی هتل ماریس واقع در ترکیه، دریای مدیترانه


رویای میلیون ها نفر از گردشگران، گذراندن تعطیلات در دریای مدیترانه است چرا که افراد بسیاری علاقمندند تا از آب وهوای بسیار خوب، سواحل بکر و دست نخورده بهره مند شده و تجربه ای از آشنایی با یک فرهنگ متفاوت کسب کنند. هتل دی – ماریس ترکیه یکی از بهترین مکان هایی است که با اقامت در آن افراد می توانند این رویای خود را به تحقق برسانند. این هتل برای مدتی از رونق چندانی برخوردار نبوده است، اما در سال ۲۰۱۳ مالکان آن تصمیم گرفتند تا سرمایه گذاری عظیمی بر روی این هتل انجام داده و تغییرات اساسی در آن ایجاد کنند. در اواخر سال ۲۰۱۵، این تغییرات اساسی به پایان رسید و در آوریل سال ۲۰۱۶ هتل آماده پذیرش مهمانان گردید. در طول فرایند تغییرات هتل، طراحان جدید آن به شدت از همکاری با این مجموعه احساس رضایت داشتند چرا که فرصتی در اختیار آن ها قرار گرفته بود تا طرح بسیار خاصی را ایجاد کنند زیرا پنج ساحل مختلف در اطراف این هتل قرار داشت.


استراحتگاه اِکیز آل سنسز واقع در یونان؛ دریای اژه


الکساندرا افستاتیادوصاحب این اِکیز آل سنسز، بخش اعظمی از تعطیلات دوران کودکی خود را در منطقه هالکیدیکی در یونان گذرانده است. هنگامی که این فرصت در اختیار او قرار گرفت تا در خلیج وارورو در سیتونیا استراحتگاه مخصوصی برای خود داشته باشد، با اشتیاق از فرصت استفاده نمود و این هتل را احداث کرد


این استراحتگاه به عنوان یک استراحتگاه خانوادگی مورد استفاده قرار می گیرد و الکساندرا به کمک تعدادی از طراحان و معماران محلی این استراحتگاه را طراحی و ایجاد کردند. طراحی این استراحتگاه به گونه ای است که مهمانان آن از امکانات و تجهیزات قرن بیست و یکم استفاده خواهند کرد، اما در عین حال احساسی از فضای یونان باستان را نیز تجربه می کنند.


این هتل در میان جنگلی از درختان کاج و یک ساحل زیبا قرار دارد و این خود موجب شده تا به یک مکان فوق العاده برای لذت بردن کودکان و آرامش بزرگسالان تبدیل شود. همچنین هتل اکیز به یک مرکز درمانی بزرگ آبگرم نیز مجهز شده است که انواع جامعی از درمان ها را در اختیار میهمانان هتل قرار می دهد تا بار دیگر طراوت و جوانی را احساس کنند. بسیاری از گیاهان دارویی مورد نیاز این آبگرم از باغ های گیاهی موجود در همین مجموعه تأمین می شود.


هزینه اجاره دو اتاق در حد استاندارد به ازای هر یک شب تقریباً ۲۰۰ یورو و هزینه اجاره سوئیت های بزرگتر در حدود ۴۰۰ یورو به ازای هر شب می باشد.

[ad_2]

لینک منبع

ایران جزو 20 کشور برتر گردشگری جهان

[ad_1]

ایران جزو 20 کشور برتر گردشگری جهان

درحالی که رسانه اقتصادی اینسایدر, ایران را در رتبه یازدهمین کشور برتر گردشگری جهان آورده اسپوتنیک نیوز در گزارشی از قدیمی ترین تور اپراتورهای جهان اعلام کرد درسال 2017 سیل گردشگران به ایران, روسیه و اردن سرازیر خواهد شد


این توراپراتور با توجه به تغییرات سیاسی در جهان و رویدادهای مهم و تاریخ های یادبود به این نتیجه رسیده است. به گفته این شرکت، تا قبل از برقراری تحریم ها بر ضد ایران، تورهای مسافرتی به ایران، یکی از محبوب ترین مسیرهای گردشگری بود.


تارنمای روزنامه فرانسوی فیگارو نیز ایران را مقصدی جذاب برای گردشگران خارجی در سال 2017 معرفی کرده است و در گزارش خود آورده که ایران یک سال پس از لغو تحریم ها بیش از پیش میزبان گردشگران فرانسوی بوده است؛ گردشگرانی کنجکاو و روشنفکر که قدم بر کشور تضادها می گذارند و آژانس های گردشگری بر غنای فرهنگی این کشور تاکید دارند.


در یک سال گذشته و پس از لغو تحریم ها علیه ایران، شاهد افزایش 144 درصدی سفرها یعنی افزایش چهار هزار نفری مشتریان سفر به این کشور بودیم.


این گزارش آمار یاد شده را هرچند کم، اما در حال تبدیل شدن به یک گرایش ارزیابی و ایران را مقصد گردشگری برای کسانی معرفی می کند که دوستدار فرهنگ، هنر و ادب هستند و قصد اسکی کردن و آفتاب گرفتن در سواحل خلیج فارس و دریای خزر دارند


پایگاه اینترنتی بلومبرگ هم در گزارشی نوشت که ایران جزو 20 کشوری است که توصیه می شود در سال 2017 حتما از آن بازدید شود.


برای مسافران بی باک این سؤال پیش می آید که آیا باید به ایران سفر کنند یا خیر و سپس توضیح داد که فرایند درخواست روادید طولانی و پیچیده است، گردشگران آمریکایی، انگلیسی و کانادایی باید راهنما داشته باشند و ضمنا باید قوانین مربوط به پوشش را رعایت کرد، «اما حرف ما را بپذیرید، که تحمل این دشواری ها ارزشش را دارد.»


بلومبرگ با «افسانه ای» توصیف کردن غذای ایرانی و مهمان نوازی مردم ایران به گفته یک مدیر آژانس مسافرتی نوشته است: «یک هنجار فرهنگی در ایران وجود دارد مبنی بر اینکه مهمان حبیب خدا است. اغلب از افراد مختلف می شنوم که می گویند همه جای دنیا را دیده اند، اما هیچ کجا مثل آنجا [ایران] مورد استقبال قرار نگرفته اند.»


در گزارشی دیگر به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی میل 10 کشور جذاب برای سفر در سال 2017 را به گردشگران معرفی شده و ایران را هم در این لیست جای داده است.


درحال حاضر حدود 1100 هتل در سراسر ایران وجود دارد ولی تنها 29 هتل از بین آنها پنج ستاره و 75 هتل دیگر چهار ستاره هستند. لذا لازم است ظرفیت هتلداری در این کشور بالا رود و به حدود حداقل 150 هتل برسد تا بتوان افزایش تقاضا برای گردشگری را بر آورده کند.


فهرست بیزینس اینسایدر در کنار فهرست مجله هایی چون تراول نشنال جئوگرافیک و لونلی پلنت و همچنین پایگاه هایی مانند تریپ ادوایزر، تاثیر به سزایی در تعیین مقاصد گردشگران دارند. این فهرست با معرفی مقاصدی چون پاتاگونیای شیلی، سن پترزبورگ روسیه و نپال شروع می شود و در یازدهمین مورد، به ایران می رسد. نویسندگان این پرونده، کاهش خطر در سال های اخیر یا به عبارتی افزایش امنیت را عامل جذب بیشتر گردشگران به ایران دانسته است.


این رسانه اقتصادی به ثبات و امنیت ایران در منطقه خاورمیانه اشاره مستقیم دارد که همین موضوع، علاوه بر افزایش پروازهای عبوری از آسمان کشور، موجب شده است سیل گردشگران خارجی، هتل ها و مکان های اقامتی شهرهای بزرگ ایران را به حد اشباع برساند.


قرارگیری نام ایران بالاتر از نام کشورهایی چون پرتغال، پرو، فرانسه، ژاپن، جنوبگان و ایتالیا در حالی است که در منطقه فقط کشورهای عمان، هند و با فاصله و در انتهای لیست شهر ابوظبی امارات متحده عربی، تنها نقاط گردشگری است که امنیت و ارزش لازم برای گردشگری را دارد. در این فهرست نامی از ترکیه به میان نیامده است.

[ad_2]

لینک منبع

گردشگر خارجی در حسرت غذای ایرانی

[ad_1]

گردشگر خارجی در حسرت غذای ایرانی

حوزه غذا سال هاست که در ایران مغفول مانده در حالی که تمدن غذایی ما در کنار دو تمدن چینی و رومی 3 مکتب اصلی کهن غذای جهان را تشکیل می دهد


حوزه غذا سال هاست که در ایران مغفول مانده در حالی که تمدن غذایی ما در کنار دو تمدن چینی و رومی 3 مکتب اصلی کهن غذای جهان را تشکیل می دهد.


غذا از معیارهای مهم سفر و از اصلی ترین مولفه های گردشگری در همه کشورهای جهان به خصوص کشورهای گردشگر پذیر است و توجه به آن خواسته یا ناخواسته در طراحی هر برنامه سفر ضرورتی انکارناپذیر به شمار می رود. از این رو در سال های اخیر اهمیت ارتباط میان غذا و گردشگر به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است.


شکل گیری مفهومی جدید در گردشگری با عنوان «گردشگری غذا» نیز بیانگر ضرورت توجه به مقوله غذا در سفر و گردشگری است؛ سال ها است موضوع جذب گردشگران خارجی به یکی از دغدغه های اصلی مسوولان و فعالان گردشگری کشور در هر دو بخش دولتی و خصوصی تبدیل شده است و در این میان، نه تنها در صنعت غذای ملی به عنوان یکی از عوامل مهم جذب نتوانسته ایم از ظرفیت های لازم طرفی ببندیم بلکه در حوزه عرضه غذاهای بین المللی نیز تاکنون کارنامه موفقی نداشته ایم.


در یک دهه گذشته و حتی پیشتر از آن شاهد افزایش چشمگیر فعالیت رستوران های ملل همچون رستوران های چینی، ژاپنی، ترکیه ای، تایلندی، لبنانی، هندی و سایر کشورها در کشورمان بوده ایم. از سویی دیگر سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به عنوان متولی اصلی گردشگری در ایران، جشنواره ای را با نام«سفره ایرانی» برگزار کرده است. این طرح با هدف حفظ، معرفی و احیای غذاهای ایرانی در داخل و افزایش سهم ایران از حدود 300 میلیارد دلار هزینه سالانه جهانی گردشگران از غذا و نوشیدنی اجرا شده است.


ایران با داشتن 2500 نوع غذا جزو 3 مکتب اصلی غذای دنیا است


غذا صرفا یک مساله برای جذب ویتامین و تولید انرژی نیست بلکه یکی از عناصر منحصر بفرد گردشگری غذا و فرهنگ تولید آن است که از باورها و فرهنگ مردم در مناطق گوناگون نشات می گیرد.


در کشورهای مطرح گردشگری علت بازگشت 86 درصدگردشگران به مکانی که قبلا آن را دیده بودند، تجربه تناول غذای خوب و خاطره انگیزی این تجربه بوده است.


حوزه غذا سال هاست که در ایران مغفول مانده در حالی که تمدن غذایی ما در کنار دو تمدن چینی و رومی 3 مکتب اصلی کهن غذای جهان را تشکیل می دهد. در همین گستره مرزهای جغرافیایی ایران فعلی 2500 نوع غذا احصا شده است و شهر رشت نیز به عنوان شهر جهانی خلاق غذا ثبت شده است.


اولین جشنواره «سفره ایرانی» در 8 مرحله با حضور 31 استان


در شورای سیاستگذاری جشنواره سفره ایرانی، در ابتدا چهار شاخص مهم اقلیمی، فرهنگی، زیست محیطی و وقومی را ارزیابی و کشور به 8 منطقه غذایی تقسیم کردیم. وی ادامه داد: برنامه زمان بندی برگزاری جشنواره بدین صورت بود که در منطقه یک : استان های گیلان، مازندران، گلستان و قزوین شرکت کردند و مکان برگزاری جشنواره رامسر بود. جشنواره منطقه دو نیز با شرکت استان های زنجان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل از 15 تا سی ام مرداد در شهر تبریز برگزار شد.


جشنواره منطقه 3 نیز با حضور استان های همدان، کرمانشاه، کردستان و ایلام به میزبانی کرمانشاه و جشنواره منطقه 4 با حضور شرکت کنندگانی از استان های خراسان رضوی، خراسان شمالی و جنوبی و سمنان به میزبانی شهر اجرا شد.


جشنواره منطقه 5 با حضور استان های البرز، تهران، قم، مرکزی و اصفهان به میزبانی شهر اصفهان ، جشنواره منطقه 6 با محوریت استان های یزد، کرمان و سیستان و بلوچستان به میزبانی شهر یزد و جشنواره منطقه 7 با محوریت استان های فارس، چهار محال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد و لرستان به میزبانی شیراز برگزار شد.


جشنواره منطقه 8 نیز با حضور شرکت کنندگانی از استان های خوزستان، بوشهر، هرمزگان و جزایر خلیج فارس به میزبانی منطقه آزاد اروند و شهر آبادان برگزار شد و در همه دوره ها مجریان این برنامه ها طرح برگزاری جشنواره و انتشار فراخوان آن را بر عهده داشتند.


رستوران ها را «ستاره دار» می کنیم


هیات داوران این جشنواره ها در دو سطح ملی و منطقه ای شامل 6 داور ملی و دو داور بومی تعیین شدند و پس از این جشنواره سه نوع غذای اصلی سه نوع پیش غذا و نوشیدنی و برندهای بهتر از نظر مردم انتخاب شده و سعی می شود در رستوران های هر استان از منوی غذای محلی استفاده شود. هدف غایی تنوع بخشی به جاذبه های غذایی استان های مختلف کشور است تا داشته های غذایی هر منطقه به درستی احصا کنیم و با انتخاب غذاهای شاخص از بین آنها بتوانیم فهرست (منو) رستوران ها را برای گردشگران داخلی و خارجی متنوع کنیم.


.


اگر رستورانی در دنیا، تک ستاره می گیرد نشانگر این است که غذایش خوب است؛ دو ستاره کردن یعنی رفتن به آن مکان و دور کردن سفر فقط به خاطر خوردن و تناول غذای آن رستوران ارزش دارد و سه ستاره به این معنی است که شما می توانید اصلا به خاطر خوردن آن غذا سفر کنید و هدف اصلی سفر شما همین باشد.


غذای ما در چند کباب خلاصه نمی شود / ارایه غذای محلی در 4600 اقامتگاه بوم گردی


در کشوری مثل اسپانیا که هر سال 600 میلیون گردشگر به این کشور سفر می کنند ، بیش از 50 میلیون نفر هدف از سفر به اسپانیا را صرفا غذا دانسته اند. رویکرد ما برای برگزاری جشنواره، یک جریان سازی فرهنگی است زیرا غذا حامل فرهنگ مردم بوده و فرهنگ غذایی ما در چند کباب خلاصه نمی شود.


با برگزاری سالانه این رویداد رفته رفته تنوع غذا برای گردشگران داخلی و خارجی متنوع تر میشود.


در عرصه گردشگری نیز باید مثل دیگر بخش ها، حکمت های کهن در منظری جدید معرفی تا نتیجه دلخواه حاصل شود. برای نمونه در کشوری مثل اسپانیا وقتی تور گردشگری برگزار می شود همه چیز به گونه ای طراحی می شود که وقتی تور تمام شد شما ویژگی هنرمندان و متفکران نامی اسپانیا را در جلوه های آن تور مانند غذا، لباس و معماری با یک ترکیب منسجم (هارمونی) و حساب شده زیبا می بینید.


آنها فرهنگ کهن را به امروز پیوند می زنند و فرهنگ گذشته را با نشانه های فرهنگ و تفکر مشاهیر و نامداران بر روی کالاهای تجاری درآمدزا در پایان تور طراحی و به نتیجه می رسانند.


ولی ما در جشنواره ها و یا سفرهای گردشگران خارجی در ایران از ایده یا حضور هنرمندان یا نظریه پردازان کشور هیچ استفاده ای نمی کنیم و در هیچ برند و کالایی نیز نشانی از آنها نمی توان یافت تا به صدور فرهنگ و درآمدزایی رسید.


در ایران دو هزار و 500 تا دو هزار و 700 خوراک داریم ولی در رستوران های ما با وجود انواع مختلف سوپ فقط یک نوع آن یعنی سوپ جو ارایه می شود در حالی که ما انواع و اقسام آش ها را داریم که اتفاقا با طبع گردشگران خارجی هم سازگار است ولی در پیش غذای رستوران ها این آش ها جایی ندارد.


.


تعداد پیتزافروشی های تهران بیش از پیتزا فروشی های سراسر ایتالیا


تعداد پیتزافروشی های ما در تهران بیشتر از تعداد پیتزافروشی های کشور ایتالیا است و از این دو هزار و 700 غذای سراسر ایران فقط 4یا 5 نوع بیشتر در رستوران ها و هتل های کشور سرو نمی شود. از دیگر مشکلات غذایی در ایران این که در جشنواره های غذا نیز گاها افراد از تخصص کافی برخوردار نیستند ودیده می شود که برخی داوران آشپزی ما فقط با نگاه کردن به ظاهرغذاهای روی میز به آنها نمره می دهند؛ حتی آنها را نمی چشند (تیست نمی کنند) و فرق تست و تیست را نمی دانند.


.


به کارگیری آشپزان هتل ها و رستوران ها بر اساس روابط نه تخصص و کیفیت


برای اینکه به یک استاندارد در زمینه غذا برسیم و زیرساخت ها را درست کنیم ،باید برنامه ریزی داشته باشیم. بهترین هتل های کشور هنوز هم در سرویس دهی خود دچار مشکلات عدیده ای هستند و در آشپزخانه یک هتل، باید آشپز دوره دیده و متخصص درس خوانده کار کند.


اگر قرار باشد یک آشپز هنرمند شود به طور حتم باید اقدام به گردشگری کرده و برای یادگیری نوع طبخ و پخت و درست کردن انواع غذا و نوشیدنی به زادگاه آنها یعنی روستاها و مکان های هدف برود.


دیر بجنبیم غذاهای پخت سریع سلامت مردم را نابود می کند


آموزش و اطلاع رسانی مان در زمینه غذا به گردشگران خارجی کم رنگ است. وقتی گردشگر خارجی به اصفهان می رود ، غیر از بریان چه چیز دیگری به او معرفی می کنیم؟


وقتی جشنواره سفره ایرانی برگزار می شود توقع داریم رسانه ها هم حمایت کنند اما متاسفانه این اتفاق نمی افتد چون یکی از مشکلات ما برای پوشش رسانه ای جشنواره ها بحث فراهم کردن اسپانسر«حامی مالی» است. یک اتفاق عجیب در فرهنگ غذای ما رو آوردن به غذاهایی با پخت سریع (فست فود) است که با هدف درآمدزایی وارد کشور شده و متولیان قدرتمندی دارد و اگر دیر بجنبیم سلامت ایرانیان را نابود می کنند.


غذا با طعم نقالی و موسیقی سنتی


همچنین می توان در کنار گردشگری آیین هایمان را ارایه کرد به طور مثال آیا نمی توان نقالی یا موسیقی سنتی و محلی را در کنار غذا به گردشگران معرفی کنیم؟ به طور معمول گردشگران فرهنگی خارجی با میانگین سن 80 سال به ایران سفر می کنند و این نشان می دهد که کشورهای مختلف را دیده اند و نه تنها با غذاهای کشورهای مختلف آشنا شده اند؛ بلکه سرویس دهی ها را هم دیده اند.


این گردشگران با تجربه هر میزان هم غذا خوب باشد به متنوع بودن آن اهمیت می دهند و سرویس دهی آن را بسیار مهم می دانند اما متاسفانه حتی در هتل های مختلف پنج ستاره ایران هم فاقد این سرویس دهی هستیم.


سرویس دهی غذاها در ایران استاندارد نیست و معمولا گردشگران خارجی ساعت 6 یا 7 عصر شام خود را میل می کنند و این در حالی است که ما غذاهایمان 9 یا 10 شب شام سرو می شود. هر چقدر هم تلاش کنیم تا بهترین غذا را آماده و به گردشگران ارایه دهیم اما اگر 20 دقیقه دیر برسد و سرد باشد؛ تمام ارزشش را از دست داده است.


گردشگران می گویند که آثار باستانی و هنرهای شما در دنیا بی نظیر است ولی می خواهیم با آداب و رسوم شما و مابقی جنبه های زندگی ایرانیان در روستاها و شهرها آشنا شویم. آیا نمی توانیم در چادر جذاب عشایری برایشان برنامه ای بگذاریم و غذاهایشان را به گردشگران خارجی پیشنهاد بدهیم؟

[ad_2]

لینک منبع

«نصف جهان» چگونه توریست ها را به سمت ایران جذب می کند؟

[ad_1]

نصف جهان چگونه توریست ها را به سمت ایران جذب می کند

اصفهان بزرگترین و مهمترین شهر در غرب و مرکز آسیا به شمار می رود موقعیت این شهر در مسیرهای تجاری در زمان صفویه این شهر را پایتخت ایران کرده بود


از زمان روی کار آمدن حسن روحانی صنعت توریسم ایران با رشد بی سابقه ای بعد از انقلاب اسلامی مواجه شده است. برجام به تقویت این روند کمک شایان ذکری کرده.در واقع در سال های اخیر، ایران یکی از مقاصد توریستی جذاب در سراسر جهان بوده است.




پایگاه های خبری بیزینس اینسایدر و بلومبرگ هر دو ایران را در میان 50 و 20 مقصد جذاب جهان در سال 2017 برشمرده اند. آمارهای رسمی حاکی از آن است که در سال 2015 تعداد توریست هایی که از ایران بازدید کرده اند 5.2 میلیون نفر بوده که در مقایسه با سال 2012 که این تعداد 3.5 میلیون بوده است رشد قابل توجهی داشته و به همین واسطه میلیاردها دلار درآمد نصیب صنعت گردشگری ایران شده است.




ریحانه احسانی زاده راهنمای انگلیسی زبان یک تور در تهران گفته در سال گذشته افزایش چشم گیری در تعداد گردشگران خارجی ای که به ایران آمده اند شاهد بودیم. شهرهایی نظیر تهران و اصفهان و کاشان و یزد و کرمان و شیراز جزو مقاصد برتر برای توریست های خارجی است.




او گفته در میان این شهرها اصفهان بیشترین توجه ها را به دلیل مکان های قابل توجه از نظر معماری به خود جلب کرده است.




اصفهان بزرگترین و مهمترین شهر در غرب و مرکز آسیا به شمار می رود.موقعیت این شهر در مسیرهای تجاری در زمان صفویه این شهر را پایتخت ایران کرده بود. شاه عباس صفوی یک زمان اصفهان را مرفه ترین شهر ایران تبدیل کرده بود و بسیاری از بناهای تایخی و ساختمان هایی که امروز معروف هستند در زمان او ساخته شده است.




مسجد جامع اصفهان یکی از قدیمی ترین و بزرگترین مساجد در ایران است و بیشتر توریست ها به دیدن این مسجد می روند. اگرچه این مسجد در قرن 11 م ساخته شده است اما گفته می شود ساخت این مسجد به قرن هشت بر میگردد . از آن زمان به بعد مسجد بارها بازسازی و مرمت شده و به موزه زنده ای از هنر معماری اسلامی و ایرانی تبدیل شده است. این مسجد اولین سازه اسلامی است که چهار حیاط یا ایوان دارد که طرح کاخ ساسانی را در معماری مذهبی اسلامی تداعی می کند. این مسجد به الگویی برای بسیاریاز مساجد در سراسر آسیای مرکزی نیز تبدیل شدهاست.




مسجد جامع اصفهان یکی از 21 اماکن طبیعی و مذهبی ایران است که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. بازارهای تاریخی و جذاب در نزدیکی این مسجد این مکان را به میدان نقش جهان وصل کرده است که به یکی دیگر از اماکن میراث جهانی ثبت شده در سال 1979 است. میدان نقش جهان زمین چوگان بوده و یکی از بزرگترین میادین جهان به شمار می رود.




ویژگی تعداد زیادی از سازه های اسلامی نظیر مسجد شاه و شیخ لطف الله است است که همه آنها با کاشی هایی به رنگ آبی فیروزه ای تزیین شده اند. این یکی از ویژگی های سازه های زمان صفویه است.




میدان نیز شامل عالی قاپو و دروازه به بازار قیصریه است. مارتینا بیساز عکاس سوییسی ای که سال پیش در ایران بوده است به المانیتور گفته اصفهان یکی از جذاب ترین تجارب من بوده است. عالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله به شدت من راتحت تاثیر قرار داد.




همه اینها تنها مثال های کوچکی از نشانه های تاریخی شگفت انگیز اصفهان هستند. کاخ چهل ستون در زمان صفویه به عنوان مکانی برای برگزاری جشن و سرگرمی مردم ساخته شده بود. هرچند کاخ هشت بهشت از چهل ستون کمتر معروف است اما سقف این کاخ نیز کمتر از بقیه پر زرق و برق نیست. این کاخ سقف هایی سراسر آیینه کاری و نقاشی دارد. اما اصفهان تنها به مساجد و کاخ هایش محدود نمی شود. این شهر به پل های متعددی که از روی رودخانه زاینده روز میگذرد نیز معروف است. پل سی و سه پل یکی از بلند ترین و معروف ترینپل ها در میان 11 پل این شهر است. این پل به طول 300 متر یکی از مکان های دیدنی اصفهان است.




بیساز گفته من خیلی خوش شانس بودم که این پل معروف را که از رودخانه پر آبی می گذرد دیدم. مهربانی و میهمان نوازی مردم اصفهان فوق االعاده بود و این جا شبیه به هیچ جای دیگر جهان نیست.




علی رغم اینکه اصفهان یکی ازمهمترین مراکز جهان اسلام است اما به تسامح مذهبی نیز معروف است. در این شهر جمعیت بالایی از ارامنه و یهودیان نیز زندگی می کنند. کلیسای وانک در زمان سلطنت شاه عباس دوم ساخته شد و یکی ازمعروف ترین کلیساها در شهرستان اصفهان به شمار می رود.




احسان 38 ساله که راهنمای یک تور در اصفهان است به المانیتور گفته او هرگز تا این اندازه توریست خارجی در اصفهان و دیگر شهرها ندیده بود. او گفته امروزه مکان های زیادی است که توریست های خارجی در آن بیشتراز جمعیت محلی های آن جا هستند این برای اقتصاد ماخوب است.




فریدون الله یاری مدیر کل میراث فرهنگی اصفهان به المانیتور گفته که تعداد توریست های خارجی 400 درصد در چهار سال پیش افزایش یافته است. اصفهان بالاترین رتبه را در افزایش رتبه سالانه گردشگران خارجی داشته است. سال گذشته 25 هزار توریست خارجی از اصفهان دیدن کردند و انتظار می رود این عدد تا پایان سال به 35هزار نفر برسد.




از این گذشته با توجه به اینکه میانگین سن توریست های خارجی ای که از اصفهان دیدن میکنند از 50 سال به 20 تا 30 سال رسیده است الله یاری تاکید کرده برنامه ما جذب 1 میلیون توریست خارجی در سال 2021 است.




او گفته این شهر به نصف جهان معروف است و به همین جهان مهمترین مقصد گردشگری ایران در سال آینده نیزخواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

کارل یاسپرس، فیلسوف آلمانی

[ad_1]

کارل یاسپرس, فیلسوف آلمانی

کارل یاسپرس Karl Jaspers یکی از معماران اگزیستانسیالیسم معاصر و از نخستین کسانی است که از اصطلاح اگزیستانسیالیست یا وجودگرا استفاده کرد


کارل یاسپرس(Karl Jaspers)؛ یکی از معماران اگزیستانسیالیسم معاصر و از نخستین کسانی است که از اصطلاح اگزیستانسیالیست یا وجودگرا استفاده کرد.




زندگی




کارل یاسپرس در ۲۳ فوریه ۱۸۸۳ در شهر الدنبورگ آلمان به دنیا آمد. بی تردید یکی از عوامل شکل گیری شخصیت اجتماعی و علمی کارل محیط خانوادگی وی بود. انضباط و اخلاق خاصی که ناشی از پدری حقوقدان و مادری باتدبیر بود در زندگی یاسپرس مؤثر بود. بطوری که خود وی می گوید: «من در خانه پدر و مادرم به جهان آمدم، پدرم برای ما سرمشقی بود بی آنکه ما آگاه باشیم یا او خود بخواهد. بی آنکه فرمان کلیسا یا مرجعی عینی در میان باشد، دروغ و بی حقیقتی در خانه ما بدترین چیزها به شمار می رفت.»(۱)






علاقه یاسپرس به طبیعت بعدها درتفکرات فلسفی اش بیشتر نمایان می شود؛ آنگاه که به تمام مظاهر طبیعت به عنوان رمز یا نشانه های خداوند می نگرد، طبیعت را با بینشی عمیق و فلسفی درک می کند.




استقلال فکری به عنوان دیگر ویژگی این فیلسوف آلمانی، باعث اختلاف وی با رئیس دبیرستان و بعدها با اساتید دانشگاه شد. بعد از پایان دوره دبیرستان، سه نیمسال حقوق خواند و سپس به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت. در سال۱۹۰۹ دکترای خود را در پزشکی اخذ نمود و در سال۱۹۱۳ استادیار روانشناسی دانشگاه هایدلبرگ و در سال۱۹۲۱ استاد رسمی دانشگاه شد.




پس از اینکه به ترتیب دعوت دانشگاههای گرایفس والد، کیل و بن را رد کرد، در سال۱۹۴۸ استاد دانشگاه بازل شد و تا آخر در آنجا به تدریس اشتغال داشت، تا اینکه در ۲۶فوریه ۱۹۶۹ درهشتاد و شش سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت.




اندیشه




فلاسفه اگزیستانسیالیست عمدتاً از لحاظ اعتقادات دینی به سه گروه تقسیم می شوند:




1. فلاسفه مذهبی: این دسته از فلاسفه اگزیستانس به خدا و دین معتقدند.




2. فلاسفه الحادی: این گروه نه به خدا معتقدند و نه اعتقادی به دین دارند.




3. فلاسفه الهی و غیردینی: اینان به خدا معتقدند اما دین خاصی را قبول ندارند. کارل یاسپرس در این گروه جای می گیرد.




تعالی یا خدا در فلسفه یاسپرس




در فلسفه یاسپرس خداوند تحت عنوان «تعالی » یا متعالی و همینطور وجود فراگیر (فراگیرنده) مورد بحث قرار می گیرد. تعالی از اصطلاحات فلسفه های اگزیستانس (اعم از دینی و غیردینی) به شمار می رود. گذر و فرارفتن از مراتب نازل وجود و دست یافتن به وجود خاص انسانی یا جایگاه اگزیستانسیل یکی از معانی تعالی است. تعالی از جهتی به معنای وجود برتر از جهان یا خدا به کار رفته است. یاسپرس تعالی را در هر دو معنا به کار برده است.




در فلسفه یاسپرس وجود انسان دارای مراتبی است:(۲)




۱ـ وجود تجربی یاد از این: انسان در این مرتبه مانند شیئی درمیان اشیاء است و هنوز به مرتبه موجودی شناسا نرسیده است.






۲ـ مرتبه آگاهی کلی: دراین مرتبه انسان به شناخت جهان پیرامون خود می پردازد.




۳ـ مرتبه روح: این مرتبه، مرحله ایده سازی است و درآن به ایده خدا و جهان و ایده های دیگر دست می یابیم.




۴ـ مرتبه هستی: بالاترین مرتبه وجود انسان است و تنها در این مرتبه است که انسان از وجود خداوند سؤال می کند و هستی خود را شکل می دهد.




اگر بخواهیم معانی دوگانه تعالی را با این مراتب تطبیق دهیم باید بگوییم که انسان برطبق معنای اول تعالی از مرتبه اول به مرتبه چهارم تعالی یافته و در یک سیر صعودی بالا می رود. درمرتبه چهارم انسان درصدد شناخت خدا یا تعالی است.




درتفکر یاسپرس ، انسان با عقل نمی تواند به شناخت خداوند نائل شود بلکه تنها رمز یا نماد است که می تواند ما را درکسب معرفت به خدا یاری کند. براهین اثبات خدا تنها در انگیزش ما به حرکت به سوی خداوند ارزشمندند.




خداوند یا تعالی وجود فراگیرنده است، یعنی وجودی است که انسان و جهان را فراگرفته و انسان به علت وضعیتهای مرزی که او را احاطه کرده اند (وضعیتهای مرزی ، مانند گناه، رنج، نزاع و مرگ) نمی تواند با عقل محدود خود خدا را بشناسد. وجود فراگیر یاسپرس همان نومن کانتی است که از حیطه مقولات فاهمه و عقل خارج است.




خداوند برای یاسپرس موضوع ایمان است نه موضوع شناخت عقلانی بطوری که برای وی هرگونه الهیات عقلانی مردود است و برطبق الهیات سلبی که بدان معتقد است حتی صفت «واحد» از خداوند سلب می شود. «خدای واحد» دور است. آنکه کاملاً «دیگری» است در نهایت پوشیدگی می باشد.»(۳) اگر خداوند را دور در نظر بگیریم انسانها به نفی وی ترغیب می شوند و اگرخیلی نزدیک فرض شود به چیزی مانند ما بدل می شود.




یاسپرس معتقد است خداوند برای ارتباط ما با خودش واسطه قرار داده است و ما نمی توانیم مستقیماً به طرف وی حرکت کنیم. واسطه ما برای ارتباط با خداوند جهان پدیدارها یا جهان رمزها است. کوهها، دشتها و دریاها و کلیه مظاهر طبیعت و همچنین مکاتب و نظریه های فلسفی رمزهای متعالی یا (آیات الهی) هستند و ما را به سوی خداوند راهنمایی می کنند.




ادراک این رمزها امری شخصی است به همین دلیل انسانها در درجه ایمان یا در سطح ادراک تعالی (خداوند) با هم متفاوتند و حتی یک شخص ممکن است در لحظه ای معین رمزها را دریابد و در لحظه دیگر از آنها غافل شود و درمیان اشیای بی جان گرفتار شود، بدون اینکه جهان پیرامون او نقشی در راهنمایی اش به طرف خداوند داشته باشد زیرا اگر طبیعت به عنوان رمزهای خداوند ادراک نشوند ارزش و نقش واقعی خود را از دست می دهند.






در اندیشه یاسپرس رمزها زبان تعالی (خداوند) هستند و خداوند از طریق رمزها با انسان سخن می گوید. دراینجا اصطلاح Listening را به کار می برد و مراد از آن اصطلاح این است که انسان باید به رمزها یعنی به ندای خداوند گوش فرادهد تا صدای خداوند را شنیده و به طرف او حرکت کند. این گوش فرادادن به رمزها همان رابطه شخصی ای است که انسان از طریق رمزها یا نشانه های خداوند با او برقرار می کند.




ایمان به خداوند به نظر یاسپرس باعث می شود که انسان بر غرائز حیوانی اش مانند زورگویی، جاه طلبی و ثروت اندوزی و لذت جویی و غریزه جنسی غلبه کند. ایمانی که از آن سخن به میان می آید ایمان موردنظر ادیان نیست زیرا اگرچه یاسپرس به ایمان و هدایت انسان به سوی خداوند معتقد است اما به دین اعتقاد ندارد. ایمان در نظر وی ایمان منهای وحی است.




درادیان مبتنی بر وحی علاوه براینکه انسان به طرف خداوند حرکت می کند از جانب خداوند نیز کششی وجود دارد که بندگان را به طرف خود جذب می کند اما درایمان موردنظر یاسپرس اراده انسان نقش اصلی را دارد.




نقش فلسفه در ایمان به خداوند




به نظر کارل یاسپرس فلسفه انسان را بیدار می کند و راههایی را که درمقابلش وجود دارد، به او نشان می دهد و به علاوه شناخت انسان را از خودش، جهان و خدا افزایش می دهد. انسان تنها از طریق تفکر فلسفی بینشی عمیق از جهان می یابد، بینشی که براساس آن جهان را مخلوق خداوند و رمز خداوند می داند و از طریق این رمزها و نشانه های خداوند ندای او را می شنود.






آثار




از مهمترین تألیفات کارل یاسپرس می توان آثار زیر را نام برد:




– کتاب فلسفه درسه جلد (۱۹۳۵)،




– نیچه (۱۹۳۶)،




– منطق فلسفی (۱۹۴۷)،




– آغاز و انجام تاریخ (۱۹۵۰)،




– فلاسفه بزرگ (۱۹۵۷)




– فلسفه هستی (۱۹۶۴).


پی نوشت:




1. یاسپرس؛ کارل، سقراط، ترجمه محمدحسن لطفی، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۸ (ص۳)




2. نصری؛ عبدالله، خدا وانسان در فلسفه یاسپرس، انتشارات آذرخش، ۱۳۷۵ (ص۱۴۴ ـ ۱۴۵)




3. TRUTH and Symbol from von der wahrheit” Jeant, wild, william Kluback and william Kimmel, MCMLIX, U.S.A, 1959

[ad_2]

لینک منبع

تاکسی چگونه به ایران رسید؟

[ad_1]

تاکسی چگونه به ایران رسید

با گسترش شهرنشینی و به کارگیری اتومبیل در جابه جایی افراد, ضرورت وجود حمل ونقل درون شهری بیش از پیش احساس می شد کارهایی متفاوت برای حل این مشکل صورت گرفت شکل گیری تاکسی ها از جمله این کارها برای جابه جایی افراد به شمار می آمد


با گسترش شهرنشینی و به کارگیری اتومبیل در جابه جایی افراد، ضرورت وجود حمل ونقل درون شهری بیش از پیش احساس می شد. کارهایی متفاوت برای حل این مشکل صورت گرفت. شکل گیری تاکسی ها از جمله این کارها برای جابه جایی افراد به شمار می آمد. کالسکه ها تا پیش از تاکسی ها و اتوبوس ها برای جابه جایی مردم در شهرها به کار می آمدند. نخستین تاکسی ها فعالیت خود را از حدود سال ١٩٠٧ میلادی آغاز کردند. این تاکسی ها معمولا با رنگی متمایز مشخص می شدند و با سرعت ٣٠ کیلومتر در ساعت مسافران را در شهر جابه جا می کردند. تاکسی ها پس از پایان جنگ یکم جهانی آرام آرام نقشی موثر در جابه جایی مسافر در پایتخت های اروپایی به دست آوردند؛ کمپانی های اتومبیل سازی نیز محصولاتی متنوع در قالب تاکسی به خیابان ها روانه کردند. اتومبیل ها در تهران از اواخر دوره قاجار به گونه ای محدود برای جابه جایی به کار می آمدند.




این اتومبیل ها با نام «کرایه کش» در مناطقی ویژه چون شمیران مسافران را جابه جا می کردند. بهره گیری از این رهاورد تازه فرنگ با توجه به هزینه های بالا، در آغاز به ثروتمندان منحصر بود. تاکسی رانی در پایتخت پس از پایان حکم رانی دودمان قاجار و روی کارآمدن حکومت پهلوی اول گسترش یافت اما با توجه به مشکلات زیرساختی، مساله کمبود تاکسی همواره در تهران وجود داشت. شبکه تاکسی رانی در تهران آرام آرام با گذر زمان گسترش یافت چنانچه امروزه ناوگان تاکسی رانی شهر تهران با بیش از ١٠٠ هزار تاکسی ران و حدود ٨٠ هزار تاکسی، روزانه ٤ میلیون و ٥٠٠ هزار مسافر را جابه جا می کند و سهمی ۲۲ درصدی در سفرها و جابه جایی های درون شهری دارد.








اتومبیل های کرایه در جاده قدیم تهران به شمیران




درشکه ها در اواخر دوره قاجار مهم ترین وسیله حمل ونقل درون شهری بودند و با بهایی ارزان مسافران را جابه جا می کردند. اتومبیل های کرایه شخصی نیز با نام «کرایه کش» از اوایل دوره پهلوی آرام آرام در سطح شهر به گونه محدود به این چرخه وارد شدند و بخشی از کار جابه جایی مسافران را در شهر برعهده گرفتند. فعالیت این اتومبیل ها را آغازگر فعالیت تاکسی ها در پایتخت ایران به سال های نخست سده چهاردهم خورشیدی به شمار می توان آورد.




بهره گیری از اتومبیل های کرایه در آغاز به ثروتمندان ساکن تهران منحصر می شد. فعالیت ماشین های کرایه اما آرام آرام اهمیتی بسیار در جابه جایی مسافر در برخی از مناطق تهران یافت. شمیران یکی از منطقه های پیرامونیِ چسبیده به تهران به شمار می آمد که اتومبیل های کرایه در شهر و آنجا فعالیت می کردند. آن منطقه، ییلاق تهران برشمرده می شد و بسیاری از اشراف و ثروتمندان در آنجا باغ ها و املاکی داشتند. امکان رفت وآمد به شمیران در زمستان وجود نداشت اما با فعالیت ماشین های کرایه ای آرام آرام پاره ای از تهرانی ها در شمیران ساکن شدند. جاده قدیم شمیران (خیابان کنونی شریعتی) از جاده های قدیم خاکی به شمار می آمد که در دوره قاجار گسترشی اندک یافته بود.




سرویس درشکه و بعدها تاکسی در همان مسیر برپا شده بود. بهره گیری از اتومبیل های کرایه در اواخر دوره پهلوی اول رواجی فراوان یافت. آگهی ها و اعلان هایی در این زمینه برای جذب مسافر در روزنامه ها و دیگر نشریات آن روزگار انتشار می یافت که در آن ها هم زمان با تعیین زمان حرکت، میزان آبونمان مسافران نیز اعلام می شد. برای نمونه یک اعلان با نام «اتومبیل از تهران به شمیران» در کتاب «٢٣٠ سال تبلیغات بازرگانی در مطبوعات فارسی زبان» تالیف محسن میرزایی برمی خوریم که یک راننده اتومبیل کرایه با نام «ماشاءالله پدر ثانی» در روزنامه اطلاعات به تاریخ ١٠ شهریور ١٣١٧ منتشر کرده است و به روشنی این پدیده را بیان می دارد «برای رفاه حال اشخاصی که در زمستان در شمیران اقامت دارند اینجانب از اول مهر ماه ١٣١٧ تا ١٥ خرداد ١٣١٨ اتومبیلی را که همه روزه ساعت هفت و نیم صبح از میدان تجریش بتهران حرکت و ساعت هفت بعد از ظهر از خیابان باب همایون بشمیران حرکت میکند قبول مسافر نموده اشخاصیکه مایل به اشتراک باشند میتوانند تا ٢٠ شهریور ١٣١٧ به دفتر الکتریکی امپراژ واقع در خیابان ناصر خسرو و گاراژ مرکزی رشت نمره تلفن ٧٢٢٧ از ساعت ١٠ تا ١٢ صبح باینجانب مراجعه نموده و ترتیب بهاء آبونمان را که برای ایاب و ذهاب ١٢٠ ریال است بگذارند[.] شرایط در برگ های مخصوص ذکر شده است».




شاهزاده پرآوازه قاجاری و گسترش تاکسیرانی در پایتخت




با گسترش شهرها و شهرنشینی در ایران، ضرورت توسعه حمل و نقل همگانی در شهرهایی چون تهران پدیدار شد. وسیله ای تازه رفته رفته از دهه بیست خورشیدی در حمل ونقل شهری در پایتخت پدید آمد. این وسیله جدید تاکسی نام گرفت. تاکسی واژه ای فرانسوی بود و به اتومبیلی گفته می شد که با بهایی معین مسافران را جابه جا می کرد. بنابر آنچه برخی منابع تاریخی روایت کرده اند شکل گیری و گسترش تاکسی رانی در تهران به کارهای اشرف الملوک نام بُردار به فخرالدوله، دختر مظفرالدین شاه قاجار بازمی گردد. او احتمالا نخستین کسی بود که با وارد کردن چندین دستگاه اتومبیل برآن شد فعالیت های اتومبیل های کرایه را در قالب تاکسی ها درآورده، گسترش دهد. فخرالدوله در سال های ١٣٢٤ و ١٣٢٥ خورشیدی ۱۰ دستگاه اتومبیل فورد از یک شرکت خارجی خرید و به کسانی واگذارد که رانندگی بلد بودند. این راننده ها با دریافت ٥ قران مسافران را در سطح شهر تهران جابه جا می کردند. تعداد تاکسی ها باتوجه به استقبال فراوان مردم از آن ها در چند ماه به ۵۰ دستگاه رسید. ۱۰۰ دستگاه تاکسی دیگر نیز در سال ۱۳۲۶ به شبکه تاکسی رانی پایتخت پیوستند و فعالیت خود را در تهران آغاز کردند.




٥ قران برای سواری بر ارابه های مدرن




فعالیت نخستین تاکسی ها در تهران با استقبال خوبی همراه و روبه رو شد. تاکسی از جمله وسایل مدرن به شمار می آمد که ساکنان پایتخت را با شیوه ای تازه از زندگی آشنا می ساخت که غربی و وارداتی بود. این شیوه زندگی با توجه به جلوه و شکوه ظاهری که داشت هوادارانی بسیار به ویژه در میان قشرها و طبقه های متوسط و جوان جامعه یافته بود. تاکسی نیز از مظاهر این زندگی غربی برشمرده می شد. مردمی که نمی توانستند اتومبیل بخرند و مهم تر از آن رانندگی هم فرانگرفته بودند، با سوار شدن به این تاکسی ها به شگفتی می آمدند و ذوق می کردند. این افراد می توانستند با هر سطح از توان مالی با پرداخت ٥ قران بر این ارابه های مدرن سوار شوند. همچنین از آنجا که زیرساخت های مناسب برای فعالیت تاکسی ها در همه مناطق شهر وجود نداشت، مراکز گردآمدن و ایستگاه های تاکسی ها نیز چندان متنوع نبود و به نقاطی چون هتل ها، سینماها و تئاترها محدود می شد و این مساله بر جذابیت تاکسی سواری در تهران می افزود.




پول نزول برای خرید تاکسی و وام بانک اصناف




شغل رانندگی تاکسی در ابتدای فعالیت تاکسی ها در تهران بسیار مورد توجه قرار گرفت و خیلی ها شیفته آن شده بودند. بسیاری از رانندگان تاکسی در سال های نخست رواج تاکسی، خود مالک تاکسی نبودند و به استخدام تاکسی داران درمی آمدند. فخرالدوله، شاه زاده پرآوازه و نیکوکار قاجاری در سال ۱۳۲۶ خورشیدی پس از خرید ١٠٠ اتومبیل تاکسی، کسانی را از میان اقشار کم درآمد به عنوان راننده در استخدام آورد. رانندگان تاکسی در آغاز لباس فرم داشتند و کت و شلوار می پوشیدند. آن ها همچنین آرمی فلزی به شکل مدال روی یقه و سینه خود نصب می کردند که تصویری از اتومبیل روی آن حک شده بود. تماشای اتومبیل و ملزومات آن در کنار رانندگانی یونیفرم پوش تا مدت ها از تفریح های مردم و نقل محافل گوناگون در تهران به شمار می آمد. بهره گیری از تاکسی ها به همین دلیل مردم را هیجان زده می کرد.




تاکسی هایی از مدل های گوناگون، با ورود ماشین های مختلف به ایران که بیشتر آمریکایی و انگلیسی بودند، در سطح شهر به فعالیت پرداختند. رانندگی تاکسی با گذشت زمان دیگر شغلی هیجان انگیز پنداشته نمی شد و بدین ترتیب بسیاری از افراد برای گذران زندگی به این شغل روی می آوردند. این افراد که توانایی اندک مالی داشتند با وام ها و قرض های بسیار، حتی نزول دادن می توانستند تاکسی بخرند. رشد شتابان پایتخت در دهه های بیست و سی خورشیدی و افزایش ناگهانی تعداد تاکسی ها، کنترل آن ها را با مشکل روبه رو کرد. اتحادیه تاکسی داران به همین منظور شکل گرفت.






این اتحادیه مسئولیت هایی همچون دادن پروانه کار با تاکسی، پیشنهاد نرخ کرایه، پرداخت تسهیلات و رسیدگی به امور رانندگان را برعهده داشت. پرداخت وام به رانندگان تاکسی یکی از مهم ترین کارهای تامینی و پشتیبانی اتحادیه تاکسی داران به شمار می آمد. روزنامه اطلاعات به تاریخ ١٠ آذر ١٣٤١ خورشیدی در نوشتاری با نام «پرداخت وام به رانندگان تاکسی» در این باره روایت کرد «امروز آقای اسماعیل حبیبی، نایب رییس اتحادیه تاکسی داران اعلام کرد که وام رانندگان تاکسی تصویب شد و از روز پانزدهم آذرماه شعبه بهارستان بانک اصناف پرداخت وام تاکسی داران را آغاز خواهد کرد. چندی پیش نوشتیم که بانک اصناف موافقت کرده تا به هر یک از رانندگان و دارندگان تاکسی و کرایه های تهران تا حدود بیست هزار ریال وام پرداخت کند این وام صرفا برای کمک به رانندگان در خرید لاستیک و انجام تعمیرات موتور اتومبیل و خرید ابزار یدکی پرداخت می گردد.




اکنون بنگاه هایی در تهران وجود دارد که به رانندگان تاکسی پول نزولی با ربح بسیار سنگین و کمرشکن می پردازند و چه بسا اتفاق می افتد که رانندگان با این ترتیب حتی اتومبیل خود را نیز از دست بدهند. اتحادیه اعلام داشت که از روز ١٥ آذر ماه تقاضای وام رانندگان تاکسی در شعبه بانک اصناف در بهارستان قبول می شود و رانندگان از ساعت ٥ و نیم بعدازظهر آن روز می توانند به بانک مراجعه نمایند. تعداد رانندگان تاکسی و کرایه تهران که از این وام استفاده می کنند در حدود بیست هزار نفر است و بانک اقساط وام را با شرایط بسیار سهلی از آنان وصول خواهد کرد».




تاکسی هایی که مجاز بودند تنها یک نفر سوار کنند


همچنین با توجه به آنچه در جامعه ایران در آن زمان عرف بود، سوار کردن مسافران زن در کنار مسافران مرد، کاری پسندیده به شمار نمی آمد اما برخی رانندگان تاکسی به این مساله توجه نداشتند. پلیس از این رو برای کنترل شرایط به موجب اطلاعیه هایی برآن می شد این حوزه را سامان دهد اما چون تراکم مسافر و کمبود وسیله نقلیه همواره در سطح شهر وجود داشت برخی اعلامیه ها مشکل پدید می آورد. این وضعیت همچنین در برخی زمان ها در پی به کارگیری پاره ای مقررات و اعلامیه های حکومتی تشدید می شد.




برای نمونه به اعلامیه پلیس تهران درباره نرخ تاکسی ها در سال ١٣٤٢ خورشیدی می توان اشاره کرد که نه تنها کمبود تاکسی را در سطح شهر به همراه آورد، که، به برخوردهایی میان مسافران و رانندگان انجامید. روزنامه اطلاعات به تاریخ ١١ آذر ١٣٤٢ خورشیدی در نوشتاری با نام «اختلاف مردم و رانندگان تاکسی در خیابان ها» اینگونه به مساله اشاره کرده است «روز پنج شنبه پلیس تهران طی اعلامیه ای از اهالی تهران خواست که چنانچه رانندگان تاکسی با داشتن مسافر بیایند مسافر دیگری سوار کنند مسافران حق دارند به جای ١٥ ریال ٥ ریال بپردازند. این اطلاعیه پلیس در جراید انتشار یافت به دنبال آن عکس العمل هایی در چند روز اخیر از طرف رانندگان تاکسی و مسافر نشان داده شده که ما چند نمونه از نظرات مسافران و رانندگان تاکسی را منعکس می کنیم.




یک مسافر تاکسی می گوید من آمدم دستور پلیس را اجرا کنم وقتی راننده با بودن من مسافر دیگری گرفت و مرا بعد از او به مقصد رساند ٥ ریال سکه رایج را دودستی تقدیمش کردم ناگهان راننده تاکسی از پشت رل پایین آمد وسط خیابان چنان بنای قشقرق و جنجال گذاشت که مخلص بلافاصله یک تومان دیگر به او دادم و خود را خلاص کردم. آقای ا.ن می گفت من از مسافران دائمی تاکسی هستم دیروز مطابق معمول قصد داشتم به عنوان مسافر دوم سوار تاکسی شوم ولی درست نیم ساعت معطل شدم و تاکسی ها که اغلب یک مسافر داشتند مرا سوار نمی کردند خوشبختانه دوستی با ماشین شخصی سر رسید و مرا سوار کرد اگر قرار باشد دستور پلیس اجرا شود و مردم هم رعایت کنند همین بساط را هر روز خواهیم داشت چون به عقیده من در یک ساعت اول صبح تعداد تاکسی ها کفاف احتیاجات شهروندان را نمی کند و باید فکر اساسی کرد.




یک راننده تاکسی به نام مجید می گفت اصلا چرا میان مردم و راننده دعوا می اندازند بیایند نرخ تاکسی را یک تومان کنند و به ما عملا حق بدهند مسافر دوم و سوم سوار کنیم فقط در این صورت که راننده ها قول شرف بدهند که اگر مسافر زن داشتند مسافر مرد نگیرند». این روزنامه در ادامه گزارش خود «تنها راه علاج» را از زبان پلیس بیان می دارد «مقامات پلیس اظهار میدارند در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی و ایجاد نظم و ترتیب در شهر همکاری مردم فوق العاده ضروری است و جز از این راه نمی توان در امر راهنمایی و رانندگی موفقیت به دست آورد پلیس تهران بارها به رانندگان تذکر داده است با داشتن مسافر حق ندارند مسافر دیگری بگیرند و از مردم نیز به کرات تقاضا شده است که با پلیس همکاری کنند و رانندگان متخلف را معرفی نمایند ولی نه رانندگان توجه کردند و نه مردم همکاری نمودند ولی در مورد اخیر چون صرفه و صلاح با مردم است در چند روز اخیر مشاهده شده است که مردم همکاری می کنند».




کمبود تاکسی در نوروز و فشار خانواده ها برای مسافرکشی شخصی




مسائلی اینچنین با وجود کوشش های صورت گرفته برای توسعه تاکسی رانی، در عمل همچنان تداوم یافتند. کمبود تاکسی در شهر تهران در اواخر دهه ٤٠ خورشیدی هنوز از مسائل اساسی در حوزه مدیریت شهری و اداره حمل ونقل همگانی به شمار می آمد. کمبود تاکسی و مشکل های برآمده از آن به همین علت در روزنامه ها بازتابانده می شد. روزنامه اطلاعات به تاریخ ٢٠ اسفند ١٣٤٧ خورشیدی در گزارشی با نام «سه مشکل اساسی مردم تهران در ایام عید نوروز» اعلام کرد کمبود تاکسی و خیابان های نامناسب از مهم ترین معضل های روزهای تعطیل عید نوروز به شمار می آید «خبرنگار ما برای آن که دیگر از کمبود تاکسی حرفی نشنود با چند نفر اتومبیل دار صحبت کرد ولی آن ها نیز موضوع کمبود تاکسی را مطرح کردند و گفتند از این که مردم را در خیابان ها ساعت ها در انتظار تاکسی می بینند ناراحت می شوند و افزودند کمبود تاکسی سبب خواهد شد که اعضای فامیل در ایام عید آن ها را وادار کنند که کار تاکسی را انجام دهند.




این رانندگان بزرگ ترین مشکل خود را که هر عیدی را برایشان عزا می کند چاله های خیابان ها خواندند و گفتند هر وقت چرخ اتومبیلمان به یکی از این چاله می افتد آه از نهادمان خارج میشود». ماشین های شخصی نیز به دلیل همین کمبودها، نیز گاه به دلیل نیازهای اقتصادی، مسافران را جابه جایی می کردند اما به موجب قوانین راهنمایی و رانندگی چون جابه جایی مسافر در شهر برعهده وسایل همگانی نقلیه چون تاکسی و اتوبوس بود، پلیس مسافرکشان شخصی را جریمه می کرد.




روزنامه اطلاعات به تاریخ ١٧ مرداد ١٣٤٠ خورشیدی اطلاعیه شهربانی کل کشور را درباره برخورد قاطعانه پلیس با رانندگان اتومبیل شخصی چنین آورده است «چون طبق اطلاع گزارشهای واصله بعضی از رانندگان وسائط نقلیه شخصی با اتومبیل های خود بر خلاف مقررات اداره راهنمایی و رانندگی مسافربری می نمودند در هفته گذشته با مراقبت کامل مامورین تعداد ١٢ دستگاه اتومبیل به همین علت در نقاط مختلف شهر و خارج از شهر متوقف و رانندگان آن تحت تعقیب قرار گرفتند و همچنین در چند روز گذشته تعدادی اتومبیل شخصی در حالیکه سرنشین آن مسافرین متفرقه بودند و هیچ گونه نسبتی هم با رانندگان آن ها نداشتند تعقیب و وسائط نقلیه آن ها تا تعیین تکلیف قطعی در پارک شهر متوقف گردید.




علیهذا چون اتومبیل های پلاک سفید فقط به منظور استفاده های شخصی بایستی به کار برود و رانندگان آن حق مسافربری با اتومبیل های شخصی را ندارند، بدین وسیله به اطلاع عموم می رساند: در صورتی که مشاهده شود راننده ای با اتومبیل شخصی مسافربری می نماید سرنشینان آن را بلافاصله پیاده نموده و علاوه بر این که با رانندگان آن ها با شدت رفتار خواهد شد وسائط نقلیه آنان نیز در پارک شهر متوقف و از ادامه کار آن ها برای همیشه جلوگیری خواهد شد».






اعتصاب تاکسی رانان در اعتراض به گرانی سوخت




دولت در روز ٣ آذر ١٣٤٣ خورشیدی برآن شد بهای هر لیتر بنزین را از ٥ به ١٠ ریال و نفت سیاه را از ٢,٥ به ٣.٥ ریال افزایش دهد. افزایش قیمت سوخت نارضایتی همگانی را در پی آورد. مردمی که نمی توانستند نفت سیاه را با بهای تازه بخرند، برای گرمایش خانه ها و ساختمان های خود به بهره گیری از زغال و هیزم روی آوردند.




افزایش قیمت بنزین نیز بر فعالیت وسایل موتوری نقلیه تاثیر فراوان گذاشت. رانندگان تاکسی در اعتراض به افزایش قیمت بنزین اعتصاب کردند، بدین ترتیب بار حمل ونقل همگانی بر دوش اتوبوس رانی جای گرفت. این رخداد طولانی شدن صف اتوبوس ها و سرگردانی مردم تهران را در پی داشت. دولت برای کنترل اوضاع اعلام کرد چنانچه تاکسی ها فعالیت های روزانه خود را انجام ندهند پروانه کارشان را لغو خواهد کرد. این تهدید اما دستاوردی نداشت. پهلوی دوم سرانجام در ٢٠ دی ١٣٤٣ خورشیدی دستور داد مبلغ افزوده شده بر قیمت سوخت، با بازنگری به کمترین میزان ممکن برسد. علی نقی عالیخانی، وزیر وقت اقتصاد در کتاب خاطرات خود درباره افزایش بهای سوخت چنین روایت کرده است: «در شورای اقتصاد تصمیم گرفته شد افزایش بهای نفت و بنزین، محل مناسبی برای تأمین منابع مالی مورد نیاز شاه و ارتش است. من از طرفداران این فکر بودم و این مسئله ابتدا در شورای اقتصاد تأیید و سپس در هیأت وزیران تصویب شد. خیلی هم شاد بودیم که به این ترتیب، برنامه های عمرانی را نجات داده ایم.




دکتر اقبال که در آن دوران مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود، اما در یک نشست، خیلی صریح و دلسوزانه به ما گفت در عالم دولت خواهی به شما توصیه می کنم این کار را نکنید. این کار خطاست. این تحمیلِ خیلی بزرگی است برای مردم معمولی که نفت، هم وسیله گرمای آنهاست و هم وسیله پخت و پز. از این گذشته، بهای بنزین از طریق تأثیر بر نرخ کامیون و اتوبوس در رفت و آمد مردم نقش بزرگی بازی می کند.روز بعد مردم رفتند جلو


پمپ بنزین ها و دیدند نرخ بنزین دو برابر و اعتصاب تاکسیرانان شروع شده است. چند هفته بعد ناچار شدیم قیمت ها را به نرخ قبلی باز گردانیم».

[ad_2]

لینک منبع

۶ نکته مهم درباره نفقه که زوج های جوان باید بدانند

[ad_1]

۶ نکته مهم درباره نفقه که زوج های جوان باید بدانند

اگر شوهر از پرداخت نفقه خودداری کند و امکان اجبار او از طریق حکم دادگاه هم نباشد, قانون این امر را دلیلی برای تقاضای طلاق زن دانسته است حتی اگر شوهر راضی به طلاق نباشد دادگاه او را مجبور به طلاق می کند نکته ای که اهمیت دارد این است که مرد وظیفه ٔ تأمین همسر را دارد بنابراین توان مالی مرد ملاک نیست


تشکیل بنیان مستحکمی مثل خانواده اثرات مخصوص به خود را دارد. از گذشته همواره مرد در زندگی زناشویی نقش حمایتی و وظیفه ی تأمین مالی خانواده را بر عهده دارد. می خواهیم در مورد قواعد و مبانی یکی از حقوق مهم مالی در زندگی زناشویی صحبت کنیم.




۱. وظیفه تامین مالی خانواده با مرد است




بر اساس ماده ٔ ۱۱۰۵ قانون مدنی ریاست بر خانواده از خصایص شوهر است. ادارهٔ خانواده با مرد است و در اصطلاح حقوق، این یک قاعده ٔ امری است که با توافق افراد قابل تغییر نیست. ریاست بر خانواده اثراتی دارد که یکی از آن ها تأمین مالی اعضای خانواده اعم از زن و فرزندان است.




۲. نفقه چیست؟




نفقه موارد روشن و مشخصی در نظام حقوقی دارد. نفقه عبارت است از همه ٔ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت به احتیاج به واسطه ٔ نقصان یا مرض. بنابراین بر اساس قانون نفقه به موارد مشخصی تعلق می گیرد و فردِ مستحقِ نفقه در این موارد امکان مطالبه دارد. هر گاه قانونگذار در مواد قانونی از عباراتی مانند «از قبیل» استفاده می کند باید بدانیم که تمام موارد مشابه مذکور در ماده را در بر می گیرد و قانونگذار قصد منحصر کردن به موارد مذکور را ندارد.






۳. در این شرایط زن مستحق دریافت نفقه است




وقوع عقد نکاح باعث جاری شدن آثار مختلفی می شود. بر اساس ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی به محض وقوع ازدواج به نحو صحیح رابطه ٔ زوجیت و حقوق و تکالیف زوجین در برابر هم برقرار می شود. صرف وقوع عقد برای استحقاق نفقه کافیست. لزومی ندارد که زوجین زندگی مشترک خود را آغاز کرده باشند. حتی اگر مانند حالت مرسوم، زوجه در منزل پدر سکونت داشته باشد و به اصطلاح در دوران عقد باشد، استحقاق دریافت نفقه دارد. نفقه در نکاح دائم بر عهده ٔ شوهر مستقر می شود. نکاح موقت نفقه ندارد مگر اینکه شرط کرده باشند یا در هنگام عقد هر دو طرف نزد خود، بنا را بر پرداخت نفقه گذاشته باشند ولو شرط نشود.




همانطور که در قانون ذکر شده، زن و شوهر مکلفند با یکدیگر حسن معاشرت داشته باشند. فضای زندگی زناشویی باید به نحوی باشد که طرفین با رضایت در کنار هم زندگی کنند. قانون زن را در مواردی که از ادای وظایف خود امتناع کند، مستحق نفقه نمی داند. همانطور که مرد در فضای خانواده وظایفی دارد، زن هم وظایفی از قبیل تمکین از شوهر را بر عهده دارد که اگر از این وظایف تخطی کند در مقابل از حق نفقه محروم خواهد شد. یکی از تکالیف زن زندگی در مسکن شوهر است. اما گاهی این امر برای زن خوف ضرر بدنی، مالی یا شرافتی دارد. در این موارد زن می تواند مسکن جداگانه اختیار کند و تا زمانی که امکان برگشت زن به مسکن شوهر وجود نداشته باشد شوهر موظف به پرداخت نفقه است.




یکی از مصادیق تمکین زن، اطاعت از همسر در تمتع جنسی است، اطاعت نکردن از شوهر در این مورد مصداق عدم تمکین (نشوز) است. و باعث می شود که حق زن بر مطالبه ٔ نفقه از بین برود. اما قانونگذار در ماده ۱۱۲۷ قانون مدنی به زن این اجازه را داده که اگر بعد از نکاح، شوهر به یکی از امراض مقاربتی مبتلا شود، از نزدیکی با او امتناع کند و همچنان مستحق دریافت نفقه باشد.




۴. اگر شوهر از پرداخت نفقه خودداری کند، چه اتفاقی می افتد؟




در مواردی که مرد بدون دلیل موجهی از تأمین نفقه ٔ زن خودداری کند، قانون به زن حق مطالبه از مراجع صالح را داده است. در این موارد با مراجعه ٔ زن به دادگاه، میزان نفقه توسط دادگاه تعیین و شوهر به پرداخت آن محکوم می شود.




اگر شوهر از پرداخت نفقه خودداری کند و امکان اجبار او از طریق حکم دادگاه هم نباشد، قانون این امر را دلیلی برای تقاضای طلاق زن دانسته است. حتی اگر شوهر راضی به طلاق نباشد دادگاه او را مجبور به طلاق می کند. نکته ای که اهمیت دارد این است که مرد وظیفه ٔ تأمین همسر را دارد. بنابراین توان مالی مرد ملاک نیست. اگر چه مرد توان پرداخت مهریه را نداشته باشد باز هم از نظر قانون عذر محسوب نمی شود و در هر حال موظف به پرداخت مهریه است و اگر آن را نپردازد حق طلاق برای زن مستقر می شود. شاغل بود زن و عدم نیاز او به نفقه این حق قانونی را از او سلب نمی کند. جز در خصوص مهریه و نفقه، زوجین در امور مالی خود مستقل هستند.




در قانون مجازات اسلامی ترک پرداخت نفقه از سوی مردی که با وجود توان مالی از پرداخت آن امتناع می کند، جرم انگاری شده. بر اساس ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی، «هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد، یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می نماید» بنابراین امکان پیگیری کیفریِ عدم پرداخت نفقه هم وجود دارد.




۵. طبق قانون تهیه جهیزیه جزئی از نفقه است




برخلاف آنچه در عرف می بینیم، بر اساس ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی تهیه ٔ اثاث منزل بر عهده ٔ همسر و جزئی از نفقه است. اما امروزه در عمل تأمین این مورد بر عهده ٔ زن و خانواده اش قرار دارد. اما با توجه به قانون چنین الزامی برای زن وجود ندارد و مرد در این خصوص موظف است. لوازمی که مرد به عنوان نفقه تهیه می کند اگر از اموالی باشد که با استفاده از آن عین مال باقی می ماند (اموال غیرمصرفی)، مثل مسکن و لوازم منزل، مالکیت آن ها به زن منتقل نمی شود و در ملکیت شوهر است. اما اگر از اموالی باشد که با استفاده از آن عین مال از بین می رود (اموال مصرفی)، به ملکیت زن در می آید.






۶. پرداخت نفقه در حالت انحلال زوجیت به چه صورتی است؟




ازدواج به سبب های مختلفی مثل طلاق و فسخ و وفات منحل می شود. طلاق انواع مختلفی دارد که یکی از آن ها رجعی است. یعنی حالتی که در مدت عده، امکان رجوع به رابطه ٔ زوجیت وجود دارد. در چنین طلاقی نفقه ٔ زن در مدت عده همچنان بر عهده ٔ شوهر است. البته اگر طلاق به دلیل عدم تمکین زن که در اصطلاح نشوز نام دارد واقع شده باشد، نفقه بر عهده ٔ مرد مستقر نیست. نوع دیگر، طلاقِ بائن است. در طلاق بائن امکان رجوع در مدت عده وجود ندارد. در این حالت و در حالتی که نکاح به سبب های مقرر در قانون فسخ شده باشد، نفقه به زن تعلق نمی گیرد. مگر اینکه زن باردار باشد که تا زمان وضع حمل مستحق نفقه خواهد بود.




اگر رابطه ٔ زوجیت به دلیل وفات مرد منحل شده باشد، در مدت عده ٔ وفات هرگاه زن مخارج زندگی اش را مطالبه کند نزدیکان شوهر که باید نفقه را بپردازند، پرداخت مخارج زندگی زن را بر عهده دارند و در صورت عدم پرداخت، از اموال آنان تأمین خواهد شد.




در بسیاری از موارد با یک مطالعه ٔ ساده می توان از وقوع درگیری ها و بحث های خانوادگی در خصوص مسائل مالی جلوگیری کرد. آگاهی زنان و مردان به مسائل حقوقی زندگی زناشویی، یک نیاز است که اگر به موقع و با بهره گیری از منابع موثق تأمین شود، باعث هر چه بهتر شدن روابط زوجین می شود.

[ad_2]

لینک منبع

با «آرتور شوپنهاور» آشنا شوید

[ad_1]

با آرتور شوپنهاور آشنا شوید

شوپنهاور به ندرت به کسی اعتماد می کرد روایت می کنند که همواره در اتاق خوابش سلاحی پنهان کرده بود هرگز به آرایشگاه نمی رفت, زیرا بیم آن داشت که آرایشگر گلوی او را با تیغ ریش تراشی ببرد


فیلسوفان معمولا افراد خوشبینی بوده اند. ولی در میان آنان نادر کسانی هم یافت می شوند که جهان را با نگاهی بدبینانه می نگریسته اند. آرتور شوپنهاور یکی از آنان است. ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۰ برابر است با صد و پنجاه و پنجمین سالگرد مرگ او.




مادر آرتور شوپنهاور که خود نویسنده بود یک بار گفته بود: «نمی دانم دنیا و مردمش با پسر من چه کرده اند که او چنین آن ها را تقبیح می کند؟». شوپنهاور به دلیل نگاه به غایت بدبینانه ای که به عالم و آدم داشت، در تاریخ اندیشه در زمره نادر متفکرانی است که به آنان «فیلسوفان سیاه» می گویند. جهان در نظر او ابلهانه و انسان موجودی نکبت زده بود.




فیلسوفی که سلاح داشت




شوپنهاور به ندرت به کسی اعتماد می کرد. روایت می کنند که همواره در اتاق خوابش سلاحی پنهان کرده بود. هرگز به آرایشگاه نمی رفت، زیرا بیم آن داشت که آرایشگر گلوی او را با تیغ ریش تراشی ببرد. هرگز اجازه نمی داد کسی بیش از اندازه به او نزدیک شود. یک بار زن خیاطی را که در راهرو خانه اش با سروصدای زیاد آرامش او را برهم زده بود چنان هل داده بود که زن نگونبخت با سقوط از پله ها دچار آسیب دیدگی مادام العمر شده بود. با شکایت زن به دادگاه، شوپنهاور ناچار شده بود تا پایان عمر آن زن، ماهانه مبلغی بابت غرامت به او بپردازد.




شوپنهاور همواره با ناشران آثار خود دعوا داشت. آنان را متهم می کرد که به اندازه کافی در نشر آثار او نمی کوشند. دوستان کمی داشت و در سال های پایانی عمر، زندگی تنها با سگش را به معاشرت با اطرافیان ترجیح می داد. شوپنهاور از بیشتر فیلسوفان هم عصر خود متنفر بود. هگل را شیادی می دانست که کارش «لفاظی جنون آمیز» و «مهمل بافی» و «یاوه گویی» است. درباره فیشته نیز گفته بود که کار او «صوفیگری» و «جمبل و جادوست» و به فلسفه ارتباطی ندارد. او معتقد بود که آنها فلسفه را به وسیله معاش و به خدمتکار دین و دولت تبدیل کرده اند و سخنان آنهارا تنها می توان در تیمارستان ها از دیوانگان شنید.




گفتنی است که شوپنهاور با وکیلی مشورت کرده بود تا ببیند در توهین به دیگران تا کجا می تواند پیش رود و چه توهین هایی از مرزهایی که قانون تعیین کرده فراتر و قابل مجازات است. ولی از سوی دیگر، شوپنهاور برای کانت احترام ویژه ای قائل بود و خود را وارث حقیقی او می شمرد.




نگاهی به زندگینامه شوپنهاور




آرتور شوپنهاور در تاریخ ۲۲ فوریه ۱۷۸۸ در شهر دانتسیگ (گدانسک) چشم به جهان گشود. پدرش بازرگانی آزاده و فرهیخته و تحت تاثیر اندیشه های ولتر بود که از حکومت نظامی گر پروس نفرت داشت. مادرش نویسنده ای شناخته شده بود. پس از اشغال نظامی آزادشهر دانتسیگ و انضمام آن به خاک پروس، خانواده شوپنهاور به شهر هامبورگ کوچ کرد. از همان آغاز برای آرتور جوان شغل بازرگانی درنظر گرفته شده بود و او مدتی منشی پدرش در هامبورگ بود. ولی از چنین شغلی بیزار بود و از خود عطش زیادی برای کسب دانش نشان می داد.




پس از مرگ پدر که بر اثر خودکشی روی داد، شوپنهاور به نزد مادرش در شهر وایمار رفت. این زمان مصادف بود با مصاف تاریخی «ینا» که در جریان آن یک سردار جوان فرانسوی به نام ناپلئون بناپارت، ارتش های متفق پروس ـ زاکسن را با شکستی سنگین روبرو ساخت و در تاریخ اروپا فصلی تازه گشود.




مناسبات میان شوپنهاور و مادرش پرتنش بود. مادر شوپنهاور که زنی بافرهنگ بود، همواره او را از گرایش های تند ملی گرایانه و خطابه نویسی های پرشور و احساساتی منع می کرد. شوپنهاور از زمان اقامت در هامبورگ تحت تاثیر رومانتیست هایی چون نوالیس، شلگل و هوفمان قرار گرفته بود. از طریق شلگل با «فلسفه هندی» آشنا شد و بسیار تحت تاثیر آن قرار گرفت. او با مسیحیت میانه ای نداشت و به ویژه رگه های خشونت بار یهودی آن را طرد می کرد. در محفل روشنفکری دوستان مادرش در شهر وایمار، از جمله با گوته، شاعر نامدار آلمانی آشنا شد. بعدها در دفاع از آموزه رنگ های گوته رساله ای منتشر ساخت.




شوپنهاور در سال ۱۸۰۹ برای تحصیلات عالی رهسپار گوتینگن شد، جایی که برای نخستین بار با اندیشه های کانت آشنا شد و به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. دو سال بعد برای تحصیل فلسفه و علوم طبیعی به دانشگاه برلین رفت و در کلاس های درس فیشته نیز شرکت کرد، ولی به سرعت از آن روی گرداند.




در سال ۱۸۱۳ شروع به نوشتن رساله دکترای خود کرد. موضوع این رساله «ریشه های چهارگانه اصل سبب کافی» بود. در فاصله میان سال های ۱۸۱۴ تا ۱۸۱۸ مهم ترین اثر خود «جهان چونان اراده و تصور» را به رشته تحریر درآورد، ولی این اثر در آن زمان میان محافل فکری آلمان بازتاب چندانی نیافت. در سال ۱۸۱۹ به عنوان استاد فلسفه در دانشگاه برلین استخدام شد. شوپنهاور که از هگل بیزار بود، ساعات تدریس خود را درست با ساعات کلاس درس هگل همزمان ساخت. ولی دانشجویان از کلاس های درس او استقبال چندانی نکردند. همین امر باعث شد که تنها پس از دو ترم کار تدریس در دانشگاه را رها کند.




شوپنهاور در سال ۱۸۳۱ از ترس بیماری وبا از برلین به فرانکفورت گریخت. در فرانکفورت تلاشی دوباره برای از سرگیری فعالیت آکادمیک انجام نداد. با پولی که به او به ارث رسیده بود، زندگی نسبتا راحتی را می­گذراند. سال­ها به نظر می­رسید که شوپنهاور به عنوان فیلسوف ناکام مانده است. انتشار کتاب فلسفه­ طبیعی او تحت عنوان «درباره­ اراده در طبیعت» در سال ۱۸۳۶ نیز تغییری در این وضع ایجاد نکرد.




هنگامی که پنجاه ساله بود، رساله­ای منتشر ساخت تحت عنوان «درباره­ آزادی اراده­ آدمی». این رساله، جایزه­ «کانون شاهنشاهی دانش­های نروژ» را به خود اختصاص داد. با رساله­ دیگری تحت عنوان «دو مساله بنیادین فلسفه اخلاق» جایزه­ آکادمی کپنهاگ را ربود. این رویدادها به وجهه­ او در آلمان نیز افزود و نام او را بر سر زبان­ها انداخت. در سال ۱۸۴۴ کار نگارش جلد دوم «جهان چونان اراده و تصور» را به پایان رساند. شوپنهاور دیگر در محافل فکری و در میان دانشوران آلمان شخصیتی شناخته شده بود. وی خود را سزاوار این آوازه می­دانست و معتقد بود که بی­نام ماندن او در آلمان، صرفا ناشی از دشمنی محافل فلسفی آکادمیک کشور با او بوده است.




اگر چه آوازه­ شوپنهاور دیر به دست آمد، ولی پایدار بود. تاثیر او از آن جهت گسترده بود که افزون بر حوزه­های معرفت­شناسی و اخلاق، آموزه­هایی نیز در قلمرو رهایی و فلسفه­ زندگی داشت، بدون این که در این عرصه­ها به سنت های دینی و جزمیات متوسل گردد. آرتور شوپنهاور در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۱۸۶۰ در فرانکفورت چشم از جهان فروبست. در اتاق کارش دو مجسمه برنزی وجود داشت، یکی از کانت و دیگری از بودا.






نگاهی گذرا به اندیشه های شوپنهاور




سیستم فلسفی شوپنهاور در تداوم سیستم کانتی است، ولی گرانیگاه نقد آن در جای دیگری قرار دارد. کانت در سنجش نیروی شناخت آدمی، به این نتیجه رسیده بود که ذهن شناسنده، هرگز اشیا را آن گونه که واقعا در خود یا به طور فی نفسه و مستقل از شرایط شناخت ما وجود دارند درک نمی­ کند. در همین راستاست که کانت از ناممکنی شناخت از کنه و سرشت «چیز در خود» (شی فی نفسه) سخن گفته بود.




شوپنهاور در تلاش است تا درونمایه این «شی فی نفسه» را معین کند. برای شوپنهاور نیز مانند کانت جهان حسی چیزی جز پدیدار نیست؛ به سخن دیگر: «جهان تصور من است». شوپنهاور مهم ترین اثر فلسفی خود را با همین جمله آغاز می کند.




آنچه در این تصور پدیدار می شود، چیزی است که من نخست به عنوان هسته ای متافیزیکی در ذات خویشتن کشف می کنم و آن همانا اراده است؛ اراده ای کور و فاقد خرد. هر شی دیگری در طبیعت نیز چیزی نیست جز بخشی از عینیت یافتگی اراده ا ی جهانی، کور، بی نظم و فاقد خرد. طبیعت در کل خود عینیت یافتگی اراده جهانی واحدی است و به باور شوپنهاور این همان چیزی است که کانت آن را «شی فی نفسه» می نامد. بر این پایه شاید بتوان گفت آنچه در فلسفه افلاطون «ایده»، در فلسفه لایبنیتس «موناد» و در فلسفه کانت «شی فی نفسه» نام دارد، برای شوپنهاور در قالب مفهومی «اراده» جای می گیرد.




از دیدگاه شوپنهاور، اراده جهانی به گونه سلسله مراتب در «ایده هایی» مافوق حسی عینیت می یابد. این اراده در اشیای طبیعی غیرارگانیک کاملا کور باقی می ماند، ولی در طبیعت ارگانیک به سطح آگاهی اعتلا می یابد. این اراده سرانجام در شعور انسانی فانوسی برمی افروزد تا در پرتو آن بتواند جهان را روشنی بخشد و امور خود را در این جهان بهتر پیش برد.




به باور شوپنهاور، در جهان پدیدارها، تغییرات بر پایه «اصل علیت» صورت می پذیرند. «اصل علیت» تنها اصلی است که شوپنهاور آن را از مفاهیم بنیادین (کته گوری ها) دوازده گانه کانت درباره قوه فاهمه برمی گیرد. رفتارها و کنش های انسان نیز که از اراده تجربی او سرچشمه می گیرند، به گونه ای فرسخت تابع اصل علیت هستند. بر این پایه می توان گفت که شوپنهاور در این زمینه کاملا جبرگرایانه می اندیشد.






ریشه های بدبینی شوپنهاور




به باور شوپنهاور از آنجا که اراده ای بی نظم و فاقد خرد در کانون برجاهستی آدمی قرار دارد، زندگی یکسره رنج است. زیرا این اراده همواره ناخشنود باقی می ماند. برای شوپنهاور لذت های زندگی فی نفسه مثبت نیستند، زیرا اموری گذرا و در واقع لحظاتی هستند که ناخرسندی در آن ها حاکم نیست. ولی این لحظات به زودی سپری می شوند و جای خود را به درد و رنجی می دهند که بر زندگی انسان مسلط است، درد و رنجی که ما را تا دم مرگ همراهی می کنند.




شوپنهاور زندگینامه هر انسانی را یک «رنجنامه» می دانست و معتقد بود که این امر برای هر انسانی در پایان زندگی آشکار می شود که آرزوهایش در زندگی او را فریفته اند تا سرانجام به آغوش مرگ رهنمون شوند. «هر انسانی سرانجام چونان کشتی شکسته ای به بندر مرگ می رسد». از این منظر است که شوپنهاور زندگی آدمی را «نمایشی خنده دار و سوگ نمایشی توامان» می دید.




افزون بر آن، خود آدمیان نیز متقابلا زندگی خود را به رنجی بیشتر تبدیل می کنند، رنجی که از گذرگاه بی عدالتی، سنگدلی و ستم متقابل بر آنان تحمیل می شود. «وحشیان یکدیگر را می درند و متمدنان یکدیگر را می فریبند؛ این است چرخه جهان».




شوپنهاور جهان انسانی را به جهنمی تشبیه می کند که «هم ارواح شکنجه دیده و هم شیاطین شکنجه گر آن خود انسان ها هستند». بدین سان زندگی برای او سراسر رنج است، نه چیزی خواستنی. او خوشبینی را پوچ می داند و رویکردی ابلهانه که رنج بشریت را با تلخی به تمسخر می گیرد.




برای شوپنهاور باور به آزادی اراده، مبتنی بر توهم است. آزاد بودن به معنای آن است که آدمی آنچه را که می­خواهد انجام دهد، نه آنچه را که می­خواهد، بتواند بخواهد. اگر آدمی تلاش کند به معنای درک رایج، اراده­ای آزاد تصور کند، فهمش بازمی ایستد، زیرا تلاش می­کند چیزی نیندیشیدنی را به اندیشه درآورد. هر چه را که ما می­فهمیم، به یاری اصل سبب کافی به اندیشه در می­آوریم، ولی خواستنی بی سبب و مستقل از انگیزه، قابل درک نیست. بر این پایه، آزادی­ای که در حوزه­ خواستن یافتنی نیست، باید در هستی یعنی در شخصیت جستجو شود. راهی را که به آنجا منتهی می­گردد، احساس مسئولیت نشان می­دهد.






برای شوپنهاور، کسی به شناخت واقعی رسیده که فهمیده باشد زندگی سراسر رنج است. برای رهایی از این رنج تنها یک راه وجود دارد و آن خاموش کردن اراده از درون است. ولی این امر برای شوپنهاور به معنای خودکشی نیست. به باور او، اراده را می­توان از گذرگاه هنر، زیبایی­شناسی و نگرش ایده­ها موقتا خاموش ساخت. فراتر از آن، اراده را می­توان از گذر خاموش­ساختن نیازها و رانش­های زندگی از کار انداخت، تا به آرامش و صلح درونی رسید.




اگر لایبنیتس، فیلسوف آلمانی سده­ هفدهم بر این باور بود که جهانی که ما در آن زندگی می­کنیم، بهترین جهان ممکن است؛ شوپنهاور آن را بدترین جهان ممکن می­دانست. وی می­گفت اگر این جهان حتی کمی بد بود، اصلا نمی­توانست وجود داشته باشد.




تاثیر و آثار شوپنهاور




آرتور شوپنهاور بر اندیشه های شماری از متفکران پس از خود تاثیر داشته است. در میان آنان می توان به هارتمن، بورکهارت، نیچه، فروید، هایدگر و نیز هورکهایمر اشاره کرد. همچنین تاثیر اندیشه های شوپنهاور بر هنر و ادبیات انکارناپذیر است. فریدریش هبل، ریچار واگنر و ویلهلم بوش تحت تاثیر او بودند.




از مهم ترین آثار شوپنهاور می توان به «درباره ریشه های چهارگانه اصل سبب کافی» (۱۸۱۳)، «درباره دیدن و رنگ ها» (۱۸۱۶)، «جهان چونان اراده و تصور» (جلد نخست ۱۸۱۹) و (جلد دوم ۱۸۴۷)، «درباره اراده در طبیعت» (۱۸۳۶) و «دو مسئله اساسی فلسفه اخلاق» (۱۸۴۱) اشاره کرد. دویچه وله

[ad_2]

لینک منبع

آشنایی با جانشین ناشناخته «پلاسکوی فقید»

[ad_1]

آشنایی با جانشین ناشناخته پلاسکوی فقید

درختان بلند و کهن, سال هاست که شناسنامه ای بی رقیب برای بلندترین خیابان پایتخت هستند خیابانی که در هر گوشه ای از آن از نمای لوکس شمال شهر گرفته تا جنوب تهران, ساختمان و برجی سر بر آورده و با چهره ای عجیبی و بی تناسب از هر طبقه مردمی و حکومتی, نشانی در دل خود جای داده است


درختان بلند و کهن، سال هاست که شناسنامه ای بی رقیب برای بلندترین خیابان پایتخت هستند؛ خیابانی که در هر گوشه ای از آن از نمای لوکس شمال شهر گرفته تا جنوب تهران، ساختمان و برجی سر بر آورده و با چهره ای عجیبی و بی تناسب از هر طبقه مردمی و حکومتی، نشانی در دل خود جای داده است.




خانه های مجلل در حوالی میدان تجریش و سقف هایی شبیه به حلبی آبادها در جنوب راه آهن، هر کدام حکایت خود را دارد و چند ساعت پرسه زنی از شمال تا جنوب خیابان ولیعصر، چهره عریان شهر را در سوز گزنده زمستان عیان می کند اما پر حکایت تر از این خانه ها، ساختمان ها و مراکز تجاری هستند که در این خیابان طی سال های پس از انقلاب سر بر آورده اند و هر کدام نامی از نهادی را یدک می کشند.




حکایت خیابان طالقانی نیز از خیابان ولیعصر دور نیست. در دل این خیابان هم مهم ترین نهادهای دولتی مانند وزارت نفت قرار گرفته و هم در تناقضی آشکار، پارلمان بخش خصوصی، اتاق ایران، درست در کنار سفارت سابق آمریکا، قد علم کرده است. اما جایی که این دو خیابان یکدیگر را قطع می کنند، این روزها بعد از 10 سال سوت و کوری به مرکز توجه اصناف تبدیل شده است. مجتمع تجاری نور با راهروهای تاریکش، 10 سال است که در این گوشه دنج از خیابان ولیعصر جا خوش کرده و به جز چند فروشگاه خلوت لوازم موبایل و کامپیوتر و پوشاک، چراغ روشن دیگری در آن وجود ندارد.






آتش پلاسکو اگرچه بر جان بازاری های قدیم پوشاک و آتش نشان ها افتاد اما مجتمع تاریک نور را بالاخره روشن کرده است. سعیدی کیا، رییس بنیاد مستضعفان، بعد از آن که در برنامه تهران 20 اعلام کرد بنیاد بیش از سهم ناچیز 15 درصدی از کل اقتصاد ایران، چیز دیگری ندارد، در برنامه شرایط خاص شبکه سه نیز حاضر شد.




او مقابل مجری این شبکه نیز دوباره به اندک بودن رقم 15 درصدی کل اقتصاد برای یک نهاد تاکید کرد و البته نکته جالب دیگری نیز به زبان آورد: «مجتمع نور که برای کسبه پلاسکو در نظر گرفته شده برای بنیاد نیست. مالک این ساختمان دانشگاه امام صادق است که سرقفلی واحدهای آن نیز به چند بانک تعلق دارد.»




بنگاه داری بانک ها، مدت زیادی است که صدای اعتراض بسیاری را بلند کرده اما تا به حال درباره ساختمان سازی دانشگاه ها صحبت نشده است. در این میان، البته حساب دانشگاه امام صادق که اساس آن را بازاریان مسلمان بنا نهادند، از بقیه نهادهای علمی کشور جداست.




میان تمام اظهارنظرهای این بحث، شاید صریح ترین آن مربوط به پیری مالباخته باشد که از واحدی 30 متری در طبقه همکف پلاسکوی دود شده به واحدی 15 متری در طبقه سوم مجتمع نور رسیده است: «اینجا اصلا برای این که بازار شود مناسب نبود. 10 سال است هیچ کس اینجا را نمی خرد. اگر خوب بود که خالی نمی ماند. مانده بود روی دست شان، حالا انداختند به ما.»




چرا دانشگاه پاساژ می سازد؟




ساختمان 7 طبقه نور 10 سال است که در نبض تهران جا خوش کرده و البته سه طبقه آن همکف است. در دو طبقه همکف، به صورت یکی در میان چراغ های بعضی واحدها روشن است و طبقه سوم و چهارم آن طی تمام این سال ها خالی مانده بود اما حالا اجاره هر متر 45 هزار تومان همراه با حق شارژی که به حدود 60 هزار تومان می رسد، برای 560 واحد تا 4 ماه آینده توسط بنیاد مستضعفان به دانشگاه امام صادق پرداخت شده است و چراغ های آن با بی میلی مطلق کاسبان مالباخته پلاسکو، یکی یکی روشن می شود.




برای رسیدن به پی و پایه این ساختمان، راهی به جز کنکاش در خاطرات بازاری سرشناس، علاءالدین میرمحمد صادقی وجود ندارد.




علاءالدین میرمحمد صادقی، چند سال پیش، پس از فوت آیت الله مهدوی کنی درباره راه اندازی دانشگاه امام صادق گفته بود: «آیت الله به موازات حضور در کمیته های انقلاب اسلامی تصمیم گرفتند به همراهی جمعی از دوستان، دانشگاه امام صادق (ع) را نیز راه اندازی کنند. برادران خانیان، آقای مهدیان، آقای نوید، آقای معینی به همراه چند نفر از فرهیختگان حوزه علمیه قم به سفارش آیت الله مهدوی کنی موسسه «جامعه الصادق» را تاسیس کردند.




دانشگاه امام صادق پس از موسسه «جامعه الصادق» راه اندازی شد. هدف این دانشگاه نیز مانند بسیاری دیگر از کارهای فرهنگی که پیش از انقلاب صورت داده بودیم، ترویج مفاهیم اسلامی بود. فارغ التحصیلان این دانشگاه در سال های میانه دهه 70 به عنوان مدیران برجسته کشوری مطرح شدند. آنها به دلیل نوع خاص تربیتی که داشتند در دسته شاخص ترین مدیران کشور قرار گرفتند.»




اما تامین هزینه های دانشگاهی که مدیران سرشناس کشوری را تربیت می کند، کار ساده ای نیست. علاءالدین میرمحمد صادقی درباره سلوک بازاری های مسلمان برای تامین هزینه این دانشگاه می گوید: «در ابتدا گروهی از بازرگانان و بازاریان هزینه های دانشگاه را تامین می کردند. آقای سعید امانی، علی حاج طرخانی، یوسف زمردیان، رضا اصفهانی ها، عزیزالله علاءالدینی، حسن تهرانی، خلیل طباطبایی، علینقی خاموشی، محمود لولاچیان، احمد کاشانی و من به عنوان گروه اقتصادی موسسه «جامعه الصادق» انتخاب شدیم و قرار شد پس از برگزاری یکسری جلسات، برنامه های اقتصادی را برای دانشگاه و تامین هزینه های آن ارائه کنیم. قرار بود دانشگاه از دانشجویان شهریه اخذ نکند بنابراین برای تامین منابع مالی روی دانشجویان حساب نمی شد.




دانشگاه در پایان هر ماه به دانشجویان کمک هزینه تحصیلی نیز پرداخت می کند. باید به سرعت برای تامین منابع مالی چاره اندیشی صورت می گرفت. در یکی از جلسات آقای مهندس علینقی خاموشی پیشنهاد کردند یک واحد نساجی تاسیس کنیم. این کارخانه باید هزینه های دانشگاه را تامین می کرد ولی برای راه اندازی همین کارخانه نیز به بودجه ای نیاز بود، بنابراین جلسه ای با حضور آیت الله مهدوی کنی در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران تشکیل دادیم.




در این جلسه گروهی از بازاریان سرشناس و متدین دعوت شده بودند. آنها تحت تاثیر بیانات آیت الله مهدوی کنی بخشی از هزینه های تاسیس کارخانه را پرداخت کردند.»




بعضی منابع می گویند به جز سرمایه گذاری در جامعه الصادق و کارخانجات نساجی جامعه، کارخانه داروسازی حیان نیز به دانشگاه امام صادق تعلق دارد. میرمحمد صادقی درباره کارخانه نساجی جامعه می گوید: «هیئت مدیرهای برای کارخانه تعیین شد. آقای خاموشی، نوید، تهرانی و بنده به عنوان هیئت مدیره انتخاب شدیم و بعدها آقای زمردیان هم به عنوان بازرس دعوت شدند. 18 ماه پس از جلسه اولی که در اتاق بازرگانی برگزار شده بود، به همت آقای خاموشی کارخانه راه اندازی شد. هدف این کارخانه فعالیت های اقتصادی برای تامین هزینه های دانشگاه امام صادق بود و همچنان هم در همین راه گام بر می دارد.»




مجتمع نور چطور به دانشگاه امام صادق رسید؟




دانشگاهی که حالا با نام امام صادق شناخته می شود، زمانی از شعبه های دانشگاه هاروارد بوده است. این دانشگاه وقتی شروع به کار کرد، فقط ساختمان های متعلق به مرکز مطالعات مدیریت ایران وابسته به دانشگاه هاروارد را در اختیار داشت. این مرکز از درآمدهای شرکت نفت در سال 51 تاسیس شده بود و با وجود رفتن استادان آمریکایی آن پس از انقلاب، تا یک سال به وسیله استادان ایرانی اداره می شد اما عاقبت تعطیل شد.




شهید محمد جواد تندگویان، وزیر نفت کابینه شهید رجایی، یکی از فارغ التحصیلان مرکز مطالعات مدیریت هاروارد بود. مالکان ساختمان های این مرکز پس از انقلاب هم، با سختگیری و وسواس در تدریس به دانشجویان، وظیفه تربیت مدیران را بر عهده گرفتند اما مدیرانی که با نظام تازه مستقر شده هماهنگ باشند.




این دانشگاه در زمان تاسیس و سال های فعالیتش از حمایت جریان موسوم به «بازاریان مسلمان» بهره مند بوده است. جریان بازار پیش از انقلاب با تاسیس مدرسه رفاه و نیکان و حمایت از مدرسه علوی اولین قدم ها را برای حضور در عرصه های غیر اقتصادی برداشته بود. در سال های پس از انقلاب هم همین گروه پیرامون آیت الله مهدوی کنی، به حمایت جدی از دانشگاه امام صادق پرداختند.




آن طور که میرمحمد صادقی، از تبار بازاریان مسلمان روایت می کند، زمین مجتمع نور به محمد حسین مهدویان و حاج رضا علاءالدینی تعلق داشته است. مهدویان حالا رییس مرکز نشر فرهنگ اسلامی است و علاءالدینی هم نامش با پاساژ علاءالدین گره خورده است. آنها این زمین را وقف دانشگاه امام صادق کردند.




این نقطه طلایی از مرکز شهر تهران اول قرار بود به پارکینگ تبدیل شود. بعد از آن بنا گذاشته شد تا با توجه به نزدیکی به مسجد امام صادق، به مرکزی فرهنگی تبدیل شود و البته که این مسجد نیز به دانشگاه امام صادق تعلق دارد اما با لابی هایی که با دولت احمدی نژاد و شهرداری قالیباف انجام شد، این زمین هم تغییر کاربری گرفت و مجتمع تجاری نور از آن سر بر آورد.




کمی پایین تر از این مجتمع، یکی از فروشگاه های پوشاک جامعه قرار گرفته است که آن هم به دانشگاه امام صادق تعلق دارد. پوشاک جامعه که با اداره های دولتی مختلف برای تامین بن های کارمندان قرارداد می بندد، تقریبا شناخته شده و رونقی نسبی در آن حاکم است اما مجتمع نور در تمام این سال ها تاریک بوده است.




حالا دود پلاسکو، هنوز چشمان کاسبان آن را می سوزاند اما چراغ های مجتمع نور، یکی یکی روشن می شود. البته هیچ کدام از کاسبان حاضر در آن از این وضعیت رضایت ندارند. مردی موسپید که کلاهی روی سرش گذاشته و با پالتویی بلند، قامتی شبیه به تنهاترین و شکست خورده ترین مردان قصه ها را دارد با لحنی اندوهگین برای «صدا» توضیح می دهد: «من فرهنگی بودم. خواستم بیایم در بازار فعالیت کنم. کارهایم هم گرفت. در بازار پوشاک جایگاهی برای خودم دست و پا کردم. بعد از مدتی دیدم که موقعیت پاساژ پلاسکو بسیار مناسب است.»




او به اینجای خاطراتش که می رسد، مکثی می کند و با نفسی عمیق ادامه می دهد: «7 واحد جای دیگری داشتم، آنها را فروختم، 23 سال پیش یک واحد 40-30 متری در طبقه همکف پلاسکو خریدم. حالا خودتان ببینید کجا را به من داده اند.»




او در وسط واحدی 16 متری ایستاده است که بدون ویترین و پوشاک، باز هم تنگ و کوچک به چشم می آید.




پیرمرد 75 ساله امیدش را به تمام روزهای پیش رویش از دست داده است: «باز من اینجا آمده ام و دارم مغازه را رنگ می کنم تا راه بیندازم. برادرم دو واحد در پلاسکو داشت که دود شد. او هنوز حتی دلش نیامده بیاید اینجا را تحویل بگیرد. موقعیت اینجا هرگز برای بازار پوشاک مناسب نیست. اگر بود، در این همه سال چندتا از این واحدها پر می شدند. واقعا نمی دانم در دو سه سالی که پلاسکوی خودمان دوباره ساخته شود، باید از کجا بیاورم بخورم.»




اما میان نهادهایی که حیثیت شان زیر آوار پلاسکو لکه دار شده و هنوز سر سهم شان از پذیرش مسئولیت دعوا دارند و میان آنهایی که بالاخره چراغ های تاریک مغازه های شان روشن شده است، قصه کارگران بیکار شده، هنوز هم در گرد غفلت قرار گرفته است. پیرمرد موسپید پلاسکویی می گوید: «من 40 کارگر برای تولیدی ام داشتم. 3 کارگر در مغازه ام بودند. بعضی های شان به نان شب هم محتاج بودند. حالا همه آنها بیکار شده اند. در این مجتمع، جای خودم هم نمی شود، آنها را چه کنم؟»


ریحانه یاسینی

[ad_2]

لینک منبع

خوشا شیراز و این سوغات نابش!

[ad_1]

خوشا شیراز و این سوغات نابش

خودمان را به خواب زده ایم و مثل میراث داری که ثروت پدر را به باد می دهد و بعد کاسه گردان این و آن می شود, دوره افتاده ایم و جنس بی کیفیت و بی هویت چینی می خریم, فقط به صرف این که ارزان است, زرق و برق دارد و خصوصا برای وقتی که می خواهیم سوغاتی یا هدیه بدهیم, چشم پر کن است


خودمان را به خواب زده ایم و مثل میراث داری که ثروت پدر را به باد می دهد و بعد کاسه گردان این و آن می شود، دوره افتاده ایم و جنس بی کیفیت و بی هویت چینی می خریم، فقط به صرف این که ارزان است، زرق و برق دارد و خصوصا برای وقتی که می خواهیم سوغاتی یا هدیه بدهیم، چشم پر کن است.




اما واقعا این دلایل و بیش از این، برای رونق بخشیدن به اجناس بی هویت و بی جان خارجی کافی است؟ مگر نه این که انتخاب های کوچک و بزرگ مان همان چیزهایی است که ذره ذره هویت جدیدمان را شکل می دهند؟ آیا این همان هویتی است که برای خودمان می پسندیم؟! کمی بلندتر که نگاه کنیم، آیا وقت آن نرسیده که در انتخاب هایمان به تعهدات فرهنگی و تاریخی مان برگردیم و از کالاهای زنده ای که پشتوانه تاریخ و زمان و فرهنگ اقوام ایرانی را دارد، حمایت کنیم؛ کالاهایی که چون گوهری ناب حاوی روح زندگی سازندگانش است. بله، غرض مان خرید و حمایت از صنایع دستی کشور پهناورمان ایران است، خصوصا حالا که نوروز کم کم فرامی رسد و سفر تبدیل به سنتی از سنت های نوروزی شده و امکان ارتباط با صنایع دستی اصیل هر شهر و دیاری از جنوب و شمال و شرق و غرب کشورمان را فراهم می کند.




بهتر است سوغات سفر امسالمان را از میان کالاهایی انتخاب کنیم که ارتباطی فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی با شهری که به آن سفر کرده ایم، دارد.




خاتم 1400 ساله شیرازی سوغات ناب شهر راز


نوروز شیراز حال وهوایی دارد که گویی بوی خوش و مست کننده اش در سراسر ایران می پیچد و مسافران را به این شهر رازآمیز می کشاند. اگر بخواهیم سوغاتی ناب از این شهر قدیمی با خود ببریم، چه چیزی بهتر از خاتم با اصالت شیرازی؟ کیفیت و اصالت خاتم شیراز زبانزد خاص و عام بوده و خاتم های اصیل ساخته شده در این شهر، دارای عمر بیشتری نسبت به مشابه آن در دیگر شهرها است. این ویژگی ها که خاتم شیراز را به نسبت دیگر شهرها امتیاز داده، تفاوت در انجام مراحل کار و موادی است که استفاده می شود.




افزودن ورقه ای نازک از چوبی نرم و انعطاف پذیر آستر مانند چوب تبریزی به پشت برگه های خاتم به اصطلاح خاتم آستردار، استفاده از چسب مرغوب (چسب سریشم) در تمام مراحل خاتم سازی و خاتم چسبانی، صاف بودن سطح کار و خالی نبودن هیچ جای خاتم، یکنواخت بودن رنگ و مصالح به کار رفته در ساخت خاتم، عدم تغییر در رنگ و شکل، مشخص نبودن ترمیم کاری ها و بتونه کاری ها در سطح کار، قرینه بودن تمام گل ها و اشکال در سطح کار و زوایا و اضلاع، دقیق و مهندسی بودن اساس و ساختمان طرح، استفاده از لایه و ورقه مسی بین گل های خاتم برای استحکام و پایداری بیشتر به ویژه به دور شش ضلعی ها ازجمله ویژگی های خاتم شیراز است.




هم اکنون هنر خاتم سازی در شهرهای اصفهان و تهران نیز رواج دارد. در این هنر از مواد گوناگونی از قبیل عاج، استخوان، برنج و گاهی طلا و نقره استفاده می شود. گل های به کار رفته در خاتم نیز تنوع بسیاری دارد، به طوری که خاتم ها از نظر تنوع نقوش به پره وارو، پره ای، نه گلی لایه دار، بته جقه ای، خیابانی، طاقی، قمی و جناقی دوررنگ و از نظر حاشیه به شش گلی، جویی، بازو بندی، طوره دار، شمسه دار و تخمه دار تقسیم بندی می شوند.






چه نوع خاتمی می توانیم انتخاب کنیم؟


شاید ناگزیر به خرید چند سوغات به تعداد عزیزانمان باشیم. می توان خاتم های کوچک و مقرون به صرفه تری چون جعبه های جواهر، جعبه های بزرگ تر برای روی میز آرایش و جعبه زیبای دستمال کاغذی، شکلات خوری خاتم، مجسمه های تزیینی کوچک و بزرگ خاتم یا جاقلمی کوچک و بزرگ برای هدیه دادن به پسرهای جوان تر، جعبه جاقرآنی برای تازه عروس ها و ده ها گزینه دیگر خریداری کرد که دیدن آنها انتخاب را برایتان آسان تر می کند.




کجا خاتم شیراز بخریم؟


خاتم را می توانید از مرکز فروش صنایع دستی دائمی شیراز یعنی بازار تاریخ سرای مشیر و یا از فروشگاه های صنایع دستی که در سطح شهر شیراز خصوصا حوالی بازار وکیل قرار دارند، خریداری کنید. البته در نوروز بازارچه های موقتی صنایع دستی نیز در سطح شهر دایر می شود که می توان با دقت و توجه بیشتر در مرغوبیت خاتم از این مراکز هم خرید کرد.

[ad_2]

لینک منبع