مهمترین بلای حکومت ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است/ شاخصه حکومت امام علی(ع) پیوند سیاست و اخلاق است

[ad_1]

مهمترین بلای حکومت ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است شاخصه حکومت امام علی ع پیوند سیاست و اخلاق است

حکومت امام علی ع زیباترین نمونه عملی اخلاق است که شاید جوامع بشری با وجود ادعای پیروی از پیامبر و امام علی ع هنوز نتوانسته اند آنچنان که حضرت در نهج البلاغه خواسته عمل کنند

حجت الاسلام و المسلمین محمد مقدم, معاون بین الملل موسسه تنظیم و نشر آثار امام در این خصوص می گوید امروز من بر این باور هستم بزرگترین بلای حکومت ها و سیاست ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است به میزانی که از هم فاصله می گیرند مشکلات را بیشتر می بینیم بنابراین پیوند سیاست و اخلاق در حکومت حضرت به عنوان شاخص ترین معیارهای حکومت او تلقی می شود


طبیعتا هر نظام و حکومتی ویژگی هایی دارد که آن را از دیگر حکومت ها متفاوت می کند؛ حکومت امام علی(ع) نمونه ای موفق از یک حکومت اسلامی است. در شخصیت امام علی(ع) چه ویژگی هایی وجود دارد که او را از دیگر سیاستمدران متفاوت می کند؟




مقدم: آنچه که وجه شاخص سیاست مداری مولا علی(ع) با دیگر حاکمان و حکومت ها بوده است، پیوند حکومت و اخلاق در نظام سیاسی امیرالمومنین است. یعنی در تمام عرصه های سیاسی و حکومتی امام علی(ع) آنچه که اصل و اساس حکومت بوده مساله اخلاق است. صداقت، امانتداری کرامت انسان، احترام گذاشتن به حقوق انسان و عدالت اجتماعی همه این آموزه های اخلاقی که در حکومت امام علی(ع) موج می زند و در عمل خود را نشان می دهد توانسته است از نظام سیاسی علوی یک نظام ممتاز نسبت به دیگر حکومت ها و سیاست های مرسوم در زندگی انسان بسازد. بنابراین پیوند سیاست و اخلاق در حکومت حضرت به عنوان شاخص ترین معیارهای حکومت او تلقی می شود.




– امام علی(ع) به عنوان یک سیاستمدار چگونه با مردم و کارگزاران خود رفتار می کرد آیا در نحوه گفتار و رفتار ایشان، هنگامی که مخاطب مردم بودند یا کارگزاران تفاوتی دیده می شد؟




مقدم: این مساله هم از همان پیوندی که گفتم نشات می گیرد. آنچه در سیره امام و کلمات او در نهج البلاغه می بینیم این است که خودش را نیز همانند یک شهروند عادی به حساب می آورد و هیچ امتیازی برای خودش قایل نبود و خود این موجب می شد که نسبت به قوانین و حقوقی که در جامعه و عرصه سیاسی اجتماعی است همانند دیگر آحاد جامعه خود را ملزم به رعایت آنها بداند. امام علی(ع) بسیار در عرصه قدرت بود اما هیچگاه در برابر نقد نقادان کمترین اخمی بر چهره اش وارد نمی شد بلکه همواره می گفت این نقادی و پرداختن به عملکرد حاکمان از جمله خود من می تواند وسیله رشد و شکوفایی و بالندگی آنها را موجب شود بنابراین وقتی در تمام عرصه های زندگی سیاسی امام نگاه می کنید می بینید برای خودش هیچگونه امتیاز اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و… قایل نبود. حتی زمانی که به عثمان بن حنیف نامه می نویسد به او اعتراض می کند که چرا در مهمانی شرکت کردی که برای اشراف آن جامعه بود، من به عنوان زمامدار شما تلقی می شوم و شما باید من را به عنوان الگوی خود قرار دهید، در جمله دیگر می فرماید «زندگی یک زمامدار باید همسطح پایین ترین افراد جامعه باشد». من می خواهم بگویم حضرت نه تنها هیچ امتیازی برای خودش در عرصه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قایل نبود بلکه خودش را الگو می دانست و امام مسلمین تلقی می کرد لذا می فرمود «بر امام مسلمین فرض است که خودش را با ضعیف ترین فرد در جامعه تطبیق دهد». این چیزی است که ما در سیره علوی می بینیم.




*امام علی(ع) به عنوان الگویی در حاکمیت، تفاوتی در گفتار و رفتار نداشت. درحالی که در ایران که اکثریت، شیعه امیرالمومنین هستند، اغلب مشاهده می کنیم حتی در رقابت های سیاسی گاهی افراد صرفا برای جلب توجه جامعه وعده های غیرعملیاتی می دهند. چرا شاهد این مساله هستیم؟




مقدم: خب این نیاز به یک بررسی دقیق و عمیق دارد. در واقع ویژگی امام علی(ع) پیوند سیاست و اخلاق است، بنابراین حضرت هیچ شأنی از شئون سیاسی را در تقابل و در تناقض با اخلاق قرار نمی دهد بلکه همیشه اخلاق به عنوان حاکم و اصلی ترین بن مایه زندگی او قرار می گیرد و شاید به خاطر همین مساله است که وقتی به قدرت می رسد اولین صحبتش این است “من نسبت به آنچه که می گویم مرهون هستم تا آنچه را که در مقام سخن گفته ام و می گویم در عمل نشان دهم”. حضرت بارها در نهج البلاغه می فرماید « الاَ لِکُلِّ مَأمُومٍ إِمَاماً یَقْتَدِی بِهِ وَیَسْتَضِیءُ بِنُورِ عِلْمِهِ» چون وقتی خودش را به عنوان یک الگو می بیند طبیعتا الگو و امام باید به گونه ای باشد که برای دیگران سرمشق و الگو قرار بگیرد. این سرمشق بودن به این است که هیچگونه تناقضی میان سخن و عملش نباشد. بنابراین آنچه که علی(ع) را در عرصه تاریخ و زمان به عنوان یک ستاره درخشان در آسمان بشریت قرار داده است به نظر من همین است که توانسته به گونه ای سیاست ورزی کند که هیچکونه تناقضی میان سخن و عملش دیده نشود. آنچه را که می گفته بر اساس باور او بود و در جهت عملکرد آن از همه توانش بهره می گرفت.




– آیا پایبندی امام علی(ع) به آنچه می گفتند و پیوند عملی و نظری ایشان محدودیت هایی را هم از لحاظ سیاسی برای ایشان به دنبال داشت؟




مقدم: بله این امر طبیعی است. به هر حال گروه یا افرادی سیاست علوی را نقد کردند یعنی علی(ع) مصلحت گرا نبوده و در برابر خیلی از مسایل به گونه ای دیگر رفتار کرده است. درحالی که اصل و اساس در سیره علوی این بود که آن باورها و ارزش ها بهم نریزد. برای امام عدالت، کرامت انسان، توحید و خداپرستی فرض بوده و هیچ چیزی نمی توانسته ضربه ای به این اصول بزند. بنابراین طبیعتا این اصول تنگناهایی برای حضرت ایجاد می کرد. مثلا وقتی طلحه و زبیر نزد حضرت می آیند و از او سهم خواهی می کنند و امام علی(ع) پاسخ آنها را به گونه ای دیگر می دهد یا وقتی که برادرش عقیل سهم بیشتری می خواهد و امام علی(ع) پاسخ خود را به گونه ای دیگر می دهد. وقتی در مقابل معاویه قرار می گیرد با وضعیت دیگری مواجه می شود چراکه یک سری معضلاتی را ایجاد کرده است. بالاخره عدالت امام علی(ع) برای او به گونه ای شکل گرفته که خیلی از افراد تحمل پذیرش او را نداشتند و افرادی مثل طلحه و زبیر توان پذیرش عدالت علوی را نداشتند بنابراین چینن وضعیتی برای امام علی(ع) مشکلاتی را ایجاد کرد اما نگاه امام به حکومت فقط قدرت نبود. حضرت در این زمینه می فرماید «اگر مسوولیت الهی بر عالمان و آگاهان نبود، اگر رسالت الهی نبود و در برابر پرخوری ظالم و گرسنگی ظالم نبود من حکومت را قبول نمی کردم». یعنی حکومت برای علی(ع) وسیله ای برای احقاق حق و تحقق بخشیدن به عدالت در عرصه اجتماع و حاکم کردن اخلاق بوده است. گفتن این اصل به عنوان شعار کار آسانی است ولی پیاده کردن و محقق کردن این ارزش مهم است. می بینید که درگذر زمان و تاریخ، امام علی(ع) همیشه تابنده و درخشنده است و در هر زمان و زمینی انسان حس می کند نیاز به چنین زمامداری دارد. برای امام علی تعهد به ارزش های اخلاقی و ارزش های دینی و انسانی طبیعتا محذوراتی را هم ایجاد می کرد ولی مهم نبود. مهم این بود که امام می گوید «من در جهت حاکم کردن ارزش ها می کوشم ولو خودم و بخشی از قدرتم هزینه شود».




*جامعه ما جامعه ای مذهبی و مدعی پیروی از پیامبر(ص) و آموزه های امام علی(ع) است و در حالی که امام علی(ع) نماد و سمبل عدالت است اما ما در عمل شاهد اجرایی شدن این مبانی و آموزه ها نیستیم. شما این مساله را چطور ارزیابی می کنید؟




مقدم: اول اینکه نگاه به حکومت باید تبیین شود، ما حکومت را برای چه می خواهیم؟ آیا حکومت یک هدف است یا از او به عنوان ابزاری در جهت اهداف دیگری می خواهیم استفاده کنیم و دوم اینکه حاکمان در عرصه حکومتداری پایبند به اخلاق باشند یعنی حکومت و اخلاق دو مقوله جدای از هم نباشد. این کار سخت است ولی ما سیاستمداران بسیاری داشتیم که به اخلاق پایبند بودند. مثلا امام خمینی نسبت به خیلی از مبانی اخلاقی پایبند بوده است شخصیت هایی مثل گاندی و نلسون ماندلا، افرادی بودند که واقعا نشان دادند که به یک سری از ارزش های اخلاقی پایبند هستند. در یک حکومت اگر اخلاق از مدار قدرت، سیاست و حکومت جدا شود هر چیزی امکان پذیر است و طبیعی است اگر آن حکومت، دینی باشد چون دین یک شمشیر دو لبه است یه همان میزان که حکومت دینی مبتنی بر اخلاق می تواند رهگشا و نجات بخش باشد اگر مبتنی بر اخلاق نباشد لطمه بسیار زیادی می تواند برجای بگذارد. داعش و افکار داعشی در همین آبشخور تغذیه کرده است و همانطور که دین می تواند جامعه را به رستگاری برساند اگر توأم با آگاهی، نگاه انسانی و اخلاق باشد خوب است اما به همان میزان اگر از این ارزش ها جدا شد و در هاله ای از تعصب و جهالت همراه شود بدتر خواهد بود. امروز من بر این باور هستم بزرگترین بلای حکومت ها و سیاست ها جدا شدن عرصه قدرت و اخلاق از یکدیگر است به میزانی که از هم فاصله می گیرند مشکلات را بیشتر می بینیم. وقتی که برای رسیدن به قدرت، دروغ، غیبت، اتهام زنی و تهدید دیگری مجاز می شود تعدی به حقوق و حرمت دیگری مجاز می شود طبیعتا مشکلات را ایجاد می کند. پس نگاه سیاسی علوی نگاهی است که می گوید باید حق و باطل را به خاطر خود حق و باطل بهاء داد نه به خاطر شخصیت ها. از نگاه علی(ع) حکومت دینی و غیر دینی در نزدیکی آن حکومت به ارزش های اخلاقی است ولو اینکه یک حکومت هزارها شعار دهد و حاکم خودش را دینی و خدایی تلقی کند ولی در مقابل اخلاقی نباشد این حکومت دینی نیست و حال آنکه یک حکومت ممکن است شعار هم ندهد اما با اخلاق و کرامت اخلاقی عجین باشد و به همان میزانی که به اخلاق آغشته تر و مانوس تر است خدایی تر، الهی تر و توحیدی تر است.




*متولیان دینی، روشنفکران و حکومت ها چه باید کنند تا نمونه های این حکومت ها که برشمردید بیشتر شود؟




مقدم: به نظر من اصلی ترین مساله آگاهی است. وقتی می گوییم علی(ع) به عنوان یک الگو و نماد است پس باید او را به جامعه بشناسانیم که چه ویژگی هایی داشته است. من معتقدم امروز فرهنگ دینی و مذهبی ما بیش از هر زمان دیگری نیاز به شناخت و آگاهی دارد که ما باید در سایه شناخت و آگاهی بن مایه های اصلی دین را بشناسیم چون خیلی از مواقع اصل را رها می کنیم و به فرع می چسبیم، متن را رها و به حاشیه می چسبیم. آنقدر که به ظاهر و لباس افراد توجه می کنیم کاری با باطنشان نداریم. به وسیله این آگاهی و شناخت است که می توانیم در حریم های درست بعدی گام برداریم و ببینیم آیا این مسیری که طی می کنیم در سایه شناخت دقیقی است که پیدا کردیم یا نه و چقدر با تعالیم اصلی و اساسی دینی ما سازگار است؟




– جوانان از جمله اقشار مهم در جامعه هستند که شاید کمترین آشنایی را با آموزه های امام علی(ع) دارند. چه توصیه ای به جوانان دارید تا شناخت و درک بیشتر و بهتری از آموزه های نهج البلاغه داشته باشند؟




مقدم: من همیشه این را گفتم که دین و شخصیت های دینی باید به گونه ای مطرح شود که پاسخگوی نیازهای علمی و روزمره هر نسل و جامعه ای باشد یعنی شما وقتی که دین را به عنوان یک مجموعه تاریخی در گذشته مطرح می کنید اما نمی تواند در زمان حال پاسخگوی نیازهای انسانی و بشری باشد طبیعتا آن انگیزه و جاذبه را پیدا نمی کند. پس باید دین و شخصیت های دینی مثل امام علی(ع) یا بزرگان دینی را به گونه ای مطرح کنیم که نیازهای امروز را پاسخ دهد. یعنی واقعا حضرت علی(ع) را شخصیتی مطرح کنیم که در جهت آزادی انسان گام برمی دارد، در جهت عدالت اجتماعی و اخلاقی کردن انسان گام بر می دارد. آنچیزی که باعث می شود یک جوان احساس کند به تنگ آمده را در سایه شناخت عمیق و دقیق از دین و آموزه های دینی می تواند جواب دهد. اما اگر ما دینی را مطرح کردیم که آزادی را از جوان بگیرد، آگاهی و زندگی را از او بگیرد درست نیست و به جایی نمی رسیم. آن امام علی(ع) می تواند جاذبه داشته باشد که پیام زندگی و نشاط باشد، پیام عدالت و پیام حقوق انسان و کرامت انسان باشد. امروز اگر نسل جوان ما از دین و دینداری و شخصیت های بزرگ دینی فاصله گرفته و این ارتباط برقرار نشده است مقصر ما هستیم زیرا ما نتواسته ایم دینی را به او ارایه دهیم که بتواند نیازهای درونی خود را در سایه آن حل کند چون معنویت و اخلاق گمشده بشری است. اگر ما بتوانیم اینگونه به جوان پاسخ دینی و شخصیت دینی را دهیم مطمئن باشید که این جاذبه را پیدا خواهد کرد.












شفقنا

[ad_2]

لینک منبع

وضعیت اعتیاد در میان دانش آموزان حاشیه نشین چگونه است؟

[ad_1]

وضعیت اعتیاد در میان دانش آموزان حاشیه نشین چگونه است

اعتیاد در میان کودکان و دانش آموزان در سال های دهه 90 بسیار گسترده تر شده و شیوع بیشتری در میان دانش آموزان نوجوان یافته است به طوری که طبق آخرین آمار به گفته مسوولان ستاد مبارزه با مواد مخدر یک درصد دانش آموزان کشور گرفتار اعتیاد هستند
در همین زمینه, رییس مرکز توسعه پیشگیری سازمان بهزیستی کشور دیروز عنوان کرده هر جا حاشیه نشینی گسترش پیدا کند به همان اندازه اعتیاد در کودکان و نوجوانان نیز گسترش پیدا می کند زیرا این اقشار جامعه در معرض آسیب های اجتماعی بالایی قرار دارند
این اظهارنظر موید همنشینی فقر و حاشیه نشینی است شاید بتوان گفت از بی عدالتی اجتماعی تا بیکاری, همه ریشه در فقر دارند و کودکان نیز این طور قربانی می شون


در واقع مدیر کل دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی آموزش و پرورش گفت: ۱۳۶ هزار نفر از دانش آموزان در معرض خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر هستند و از این میان سه هزار و ۶۰۰ نفر حداقل یک بار مصرف کننده مواد مخدر بوده اند. این 136 هزار نفر دانش آموزانی هستند که نشانه های خطر را دارند یعنی متغیرهای روانی، اجتماعی و محیطی موید این است که این افراد ریسک خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر را دارند و بر اساس اقدامات تشخیصی متوجه شدیم از میان آنها سه هزار و 600 نفر حداقل یک بار مصرف کننده مواد مخدر بودند بنابراین اختلال مصرف مواد در آنها احراز شد و این افراد به مراکز درمانی ارجاع شدند و با همراهی دانشگاه های علوم پزشکی تحت درمان سرپایی یا بستری قرار گرفتند. اما این خطر کماکان با انواع مختلف مواد صنعتی جان دانش آموزان را تهدید می کند.


در همین زمینه، رییس مرکز توسعه پیشگیری سازمان بهزیستی کشور دیروز عنوان کرده: هر جا حاشیه نشینی گسترش پیدا کند به همان اندازه اعتیاد در کودکان و نوجوانان نیز گسترش پیدا می کند زیرا این اقشار جامعه در معرض آسیب های اجتماعی بالایی قرار دارند.


این اظهارنظر موید همنشینی فقر و حاشیه نشینی است. شاید بتوان گفت از بی عدالتی اجتماعی تا بیکاری، همه ریشه در فقر دارند و کودکان نیز این طور قربانی می شوند.






مجید رضازاده در گفت وگو با ایلنا ضمن بیان این مطلب گفت: کودکان و نوجوانانی که سوءمصرف مواد مخدر دارند را به دلایلی نمی توان در مراکزی که بزرگسالان حضور دارند، نگهداری کرد و آنها نمی توانند در مراکز اقامتی حضور داشته باشند. به همین دلیل مدل اقامتی مراکز درمان و بازتوانی سوء مصرف مواد مخدر کودکان و نوجوانان را برای اولین بار در زاهدان راه اندازی کردیم و اکنون دو سال از آغاز این طرح می گذرد. در این اقامتگاه های ایجاد شده، بعد از درمان، سم زدایی و روانشناسی، بازتوانی را به کودکان و نوجوانان آموزش می دهیم و پس از این مراحل کودکان را به خانواده ها باز می گردانیم و اگر کودکان به هر شکلی سرپرست مشخصی نداشته باشند به مراکز نگهداری فرستاده می شوند.


رییس مرکز توسعه پیشگیری سازمان بهزیستی با اشاره به دیگر مراکز درمان، بهبود و بازتوانی سوء مصرف نوجوانان که در دست تاسیس است، گفت: مراکز بهبود و بازتوانی با توجه به الگوی زاهدان در استان های البرز، خراسان شمالی و تهران تاسیس خواهد شد تا از این طریق بتوانیم به کودکان و نوجوانان معتاد خدمات ارائه دهیم. آمار شهرهایی که در آن کودکان و نوجوانان معتاد هستند، در دست نیست اما باید به این نکته اشاره کنیم که هر جا حاشیه نشینی گسترش پیدا کند به همان اندازه اعتیاد در کودکان و نوجوانان نیز گسترش پیدا می کند زیرا این اقشار جامعه در معرض آسیب های اجتماعی بالایی قرار دارند.






اما مشکل اعتیاد فقط در میان کودکان دانش آموز که صرفا درس می خوانند، نیست بلکه موج خطر در میان کودکان کار بیشتر است. رضازاده در زمینه بازپروری کودکان و نوجوانان کار معتاد عنوان کرده: در زمینه بازپروری کودکان و نوجوانان کار، فعالیت ما باید بیشتر و تخصصی تر شود. در مراکز روزانه خدمات مددکاری و برنامه ریزی شده ای به کودکان می دهیم اما این کودکان پس از گذراندن ساعاتی در این مراکز به آغوش خانواده هایی باز می گردند که یا اعتیاد دارند یا توانایی سرپرستی کودکان و نوجوانان را ندارند. نباید این موضوع را نادیده بگیریم که عامل ۹۰ درصد گرایش نوجوانان به اعتیاد، وضعیت نامناسب خانواده هاست. اکنون دیگر کسی نمی تواند منکر اعتیاد دانش آموزان باشد و این موضوع بسیار آشکار است و دانش آموزان معتاد پذیرفته شده اند. خوشبختانه اکنون دیگر همانند گذشته دانش آموزان معتاد از مدارس اخراج نمی شوند و با تلاش عوامل آموزش و پرورش به سوی درمان و بازپروری باز گردانده می شوند و مشاوران درمان با آنها در ارتباط نزدیک هستند.






رییس مرکز توسعه پیشگیری سازمان بهزیستی با اشاره به مصرف داروهای اعتیادآور گفت: متاسفانه برخی دانش آموزان به دلیل عدم آگاهی و برای اینکه بهتر درس بخوانند یا بیشتر بیدار بمانند، داروهای اعتیادآور مصرف می کنند. آماری از مصرف داروهای اعتیادآور در جوانان و نوجوانان در دست نداریم اما می توانیم اعلام کنیم که اعتیاد دارویی در بین نوجوانان وجود دارد.






مصرف مواد مخدر چطور بین دانش آموزان شیوع پیدا می کند


از سویی دیگر چندی پیش نادر منصور کیایی، مدیرکل دفتر مراقبت از آسیب های اجتماعی آموزش وپرورش در رابطه با تعیین شیوع مصرف موادمخدر میان دانش آموزان عنوان کرده بود: چند راه در این زمینه وجود دارد. نخستین روش استفاده از پیمایش است یعنی از طریق پرسشنامه و مطالعات پیمایشی شیوع اعتیاد را ارزیابی کنیم. روش دوم استفاده از انواع روش های ثبتی است یعنی بررسی کنیم افرادی که برای درمان اعتیاد مراجعه می کنند در گروه سنی کودک و نوجوان قرار دارند یا خیر و با ثبت اطلاعات گروه سنی نوجوان متوجه شویم وضعیت چگونه است.






روش سوم استفاده از انواع روش های میدانی است که این روش ها شامل مصاحبه با خانواده ها و مشاهداتی است که در جامعه یا مدرسه صورت می گیرد اما هر یک از این موارد کاستی هایی داشته و نقدهایی به آن وارد است. به عنوان مثال در رابطه با پیمایش و روایی پاسخ ها نقدهایی وجود دارد.


یکی از روش هایی که به نظر می رسد برای بررسی شیوع اعتیاد میان دانش آموزان دقیق تر است، تدوین برنامه مددکاری مدرسه است که براین اساس چهار نهاد آموزش وپرورش، وزارت بهداشت، ستاد مبارزه با مواد مخدر و بهزیستی با همراهی یکدیگر به جای اینکه از طریق مطالعات پیمایشی یا داده های ثبتی وضعیت مصرف مواد را بررسی کنند از طریق پروژه همکاری برای شناسایی، درمان و بازتوانی دانش آموزان دارای اختلال مصرف مواد، اقدام می کنند.


در این میان این سوال مطرح می شود که پروژه همکاری برای شناسایی، درمان و بازتوانی دانش آموزان دارای اختلال مصرف مواد در آموزش وپرورش چه مسایلی را برای شناسایی دانش آموزان معتاد مطرح می کند؟






کیایی در این خصوص به انتخاب عنوان کرده: از سال 92 که این پروژه تعریف شد چند اتفاق افتاد و آموزش و پرورش شیوه نامه ای را به استان ها ارسال کرد تا مشخص شود غربالگری چگونه انجام خواهد شد. پس از آن مرحله مداخله، ارجاع و پیگیری های بعدی است و کارگاه های آموزشی به این منظور برگزار شد. یک سال بعد یعنی در سال تحصیلی 94-93 ستاد مبارزه با مواد مخدر کارگروه تخصصی با حضور نمایندگان چهار نهاد تشکیل داد و با همراهی یکدیگر شیوه نامه مشترکی را تدوین کردیم که این شیوه نامه بهار سال 94 بین چهار نهاد مبادله شد و میثاق کار قرار گرفت. برای تحکیم موضوع نیز شیوه نامه مدیریت فوریت های اجتماعی یا اورژانس اجتماعی از جمله در حوزه اعتیاد و مصرف مواد مخدر را برای ادارات آموزش وپرورش ارسال کردیم و نتیجه این شد که در سال های تحصیلی 93-92 و 94-93 مراحل آزمایشی در حد مداخله مختصر طی شد و سال تحصیلی 95-94 مرحله مداخله مختصر به مداخلات سطح بالاتر ارتقا یافت و با این هدف در آغاز سال تحصیلی گذشته دستورالعمل جامع تری را با اشاره ویژه به اینکه مداخلات به سطوح بالای تخصصی ارتقا یابد، به ادارات آموزش وپرورش ابلاغ کردیم.


وی تاکید کرده: موادی که این دانش آموزان مصرف می کردند بسته به نوع جغرافیا متفاوت بود یعنی مواد سبک و سنگین مانند شیشه مصرف می شد اما بیشتر آنها مصرف کننده مواد سبک هستند یعنی مواد مخدر صنعتی استفاده نمی کردند. اغلب دانش آموزان مصرف کننده مواد نیز پسرانی در گروه سنی بالای 15 سال هستند.






کیایی اظهار امیدواری کرده که در آینده با استمرار این پروژه و هماهنگی های ایجاد شده در سال تحصیلی جاری موفق خواهیم شد با ابزارهای دقیق تر تعداد افرادی که دارای نشانه های خطر یا اختلال مصرف مواد مخدر هستند، با دقت بیشتری شناسایی شوند. نتیجه عملکرد این برنامه ها و پروژه ها را باید برای سال تحصیلی 96-95 نیز در نظر گرفت و دید آیا آمار اعلامی دانش آموزان معتاد کاهش می یابد یا کنترل می شود یا حتی افزایش می یابد.




روزنامه جهان صنعت

[ad_2]

لینک منبع

مشاوره پیش از ازدواج، ضرورت ناشناخته / برای مشاوره پیش از ازدواج باید به چه نوع متخصصی مراجعه کنیم؟

[ad_1]

مشاوره پیش از ازدواج, ضرورت ناشناخته برای مشاوره پیش از ازدواج باید به چه نوع متخصصی مراجعه کنیم

مشاوره پیش از ازدواج هم توسط کسانی که تحصیلات روان شناسی دارند و هم افرادی که مشاوره خوانده اند, انجام می شود ولی برای انجام مشاوره پیش از ازدواج, روان شناس بالینی اولویت دارد به دلیل اینکه روان شناسان بهتر می توانند مشکلات شخصیتی افراد و اختلال های روانی ای که به آن دچار هستند را بهتر تشخیص بدهند, توصیه می شود که برای انجام این نوع مشاوره ها, نزد یک روان شناس بالینی که تخصص مشاوره پیش از ازدواج را دارد, مراجعه کنیم


خیلی ها هنوز بر این باور هستند که ازدواج هندوانه دربسته ای است که تا باز نشود، خوبی و بدی آن مشخص نمی شود. اکثر افرادی هم که این حرف را می زنند، خودشان تجربه ناخوشایندی از ازدواجشان داشته اند و بیشتر قسمت و تقدیر الهی را مقصر می دانند و نه انتخابی که خودشان کرده اند اما یادمان نرود موقع خرید کردن همان هندوانه دربسته ای که نگران سالم یا خراب بودن آن هستیم، از تجربه آقای میوه فروش استفاده می کنیم و از او می خواهیم که خوبش را برایمان سوا کند (البته اگر میوه فروش قابل اعتمادی باشد.)




مشاوره پیش از ازدواج هم همین نقش را برای ما بازی می کند. شما هرچقدر هم که فکر کنید بهترین مرد یا زن روی کره زمین را پیدا کرده اید، بازهم به دلیل هیجانات ناشی از علاقه زیاد ممکن است دچار خطا شوید و تصمیم اشتباهی بگیرید. مشاوره پیش از ازدواج، همین دوراهی ها و چاله هایی را که ممکن است در آن بیفتید و خود و طرف مقابلتان را بدبخت کنید، برایتان مشخص می کند و یک نقشه راه درست برای تشکیل یک زندگی مناسب را در اختیارتان قرار می دهد. درباره همه این اتفاقات و ریزه کاری های مشاوره پیش از ازدواج که ممکن است برای شما هم سؤال باشد، با ناهید دهقان، روان شناس و مشاور خانواده در امر پیش از ازدواج گفت وگو کرده ایم:






ما برای مشاوره پیش از ازدواج باید به چه نوع متخصص حوزه روان شناسی مراجعه کنیم؟






مشاوره پیش از ازدواج هم توسط کسانی که تحصیلات روان شناسی دارند و هم افرادی که مشاوره خوانده اند، انجام می شود ولی برای انجام مشاوره پیش از ازدواج، روان شناس بالینی اولویت دارد؛ به دلیل اینکه روان شناسان بهتر می توانند مشکلات شخصیتی افراد و اختلال های روانی ای که به آن دچار هستند را بهتر تشخیص بدهند، توصیه می شود که برای انجام این نوع مشاوره ها، نزد یک روان شناس بالینی که تخصص مشاوره پیش از ازدواج را دارد، مراجعه کنیم.






چه ضرورتی دارد قبل از ازدواج با فردی مشاوره انجام بدهیم؟






تصمیم به ازدواج یکی از مهم ترین اتفاق هایی است که در زندگی هر کس اتفاق می افتد. از آنجایی که قصد ما از ازدواج کردن تشکیل یک خانواده بوده و قرار است در زیر سایه این خانواده فرزندی به وجود بیاید و رشد کند، باید در انتخاب فردی که قرار است با او تشکیل زندگی بدهیم، بسیار دقیق و نکته سنجانه عمل کنیم؛ مثلا در یک مورد، خانمی بعد از چندین سال ازدواج به بنده مراجعه کرده بود و خواستار جدایی بود، به این دلیل که صاحب فرزندی شده بود که این فرزند دچار نقص عقلی بود و این مسئله را از پدر خود به ارث برده بود و خود این خانم عنوان می کرد که در زمان آشنایی اش این نقص را می دانسته و صرفا از روی علاقه با این آقا ازدواج کرده است. خیلی از افراد به دلیل غالب شدن هیجان هایی در زمان آشنایی، قادر به تصمیم گیری درست نیستند و بسیاری از خطا و ایرادهایی که وجود دارد و بعدا ممکن است در زندگی زناشویی مشکل ساز شود، نمی بینند و تمایل دارند که از فرد مورد علاقه خود ایده آل سازی کنند. کمک گرفتن از یک مشاور پیش از ازدواج، این خاصیت را دارد مواردی را که ممکن است در زندگی آن دو نفر باعث ایجاد بحران شود، شناسایی کند.






در چه مرحله ای از آشنایی دو طرف، باید مشاوره پیش از ازدواج اتفاق بیفتد؟






مشاوره پیش از ازدواج هم در زمان آشنایی دو نفر با هم و هم بعد از مرحله خواستگاری اتفاق می افتد. به این صورت که ممکن است دو نفر قبل از انجام مراحل رسمی خواستگاری و به واسطه آشنایی ای که با یکدیگر دارند، احساس کنند به هم علاقه مند شده اند و مایل هستند، نزد یک مشاور بروند و میزان تناسب همدیگر برای امر ازدواج را بسنجند یا اینکه بعد از مراسم خواستگاری و تصمیم قطعی برای ازدواج، این مشاوره انجام شود. فرایند مشاوره در هر دو شکل، هیچ تفاوتی ندارد و یک فرایند معمول در همه این مراحل اتفاق می افتد.






فرایند معمولی که در جلسات مشاوره پیش از ازدواج اتفاق می افتد، شامل چه مراحلی است؟ چه محتوایی دارد و چه چرخه ای را پشت سر می گذارد؟






اتفاق معمولی که در این جلسات اتفاق می افتد و یک فرایند پنج تا 10 جلسه ای را شامل می شود، حضور هر دو نفر در یک جلسه مشترک مشاوره پیش از ازدواج است. در این جلسه ابتدایی، میزان و مدت آشنایی دو نفر با یکدیگر و دلایلی که برای ازدواج مطرح می کنند، شنیده می شود؛ سپس در جلسات جداگانه هر فرد به تنهایی مورد ارزیابی قرار می گیرد. این ارزیابی، مشاوره و مصاحبه های فردی را شامل می شود تا میزان نگرش و شخصیت افراد مشخص شود و مشاور ذهنیتی از هر دو نفر پیدا کند و میزان همخوانی آنها را بسنجد. در کنار این ارزیابی ها، از آزمون هایی نیز برای تکمیل شناخت دو طرف استفاده می شود. درنهایت در یک جلسه مشترک همه یافته های مشاور از دو نفر و نظر او نسبت به ازدواج آنها، به بحث گذاشته می شود. خیلی از مواقع خود همین جلسه پایانی مشترک و واکنش افراد نسبت به مواردی که گفته می شود، ملاک بسیار خوبی برای سنجش یک زوج است. به عنوان مثال، فردی که یافته مشاور مبنی بر اینکه او فرد شکاکی است را می پذیرد و سعی در اصلاح خود می کند، با فرد دیگری که این مشکل را قبول نمی کند و با پرخاشگری واکنش نشان می دهد، در تصمیم گیری درباره اینکه او می تواند فرد قابل اتکایی در زندگی باشد یا نه، بسیار تأثیرگذار است.






آیا خانواده ها هم باید در این جلسات حضور داشته باشند؟






مبنای مشاوره پیش از ازدواج بر اساس حضور و گفت وگو با دو نفری است که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند ولی گاهی اوقات حضور خانواده ها برای بررسی های بیشتر یا پیداکردن دلیل مخالفت خانواه ها با ازدواج فرزندشان و یافتن تفاوت های فرهنگی الزام پیدا می کند. در این صورت در یک جلسه جداگانه از آنها خواسته می شود که در این جلسات حضور پیدا کنند.






آیا آزمون هایی نیز در این مشاوره پیش از ازدواج استفاده می شود؟ این تست ها چه کاربردی دارند؟






معمولا آزمون هایی که در این جلسات استفاده می شود، آزمون های ارزیابی شخصیت و احتمال ابتلا به اختلال های روانی است که بیشتر مبنای تکمیلی دارند. بیشترین ارزیابی در جلسات مشاوره پیش از ازدواج براساس مصاحبه و مشاوره های چند جلسه ای است که انجام می گیرد.






فردی که مشاور پیش از ازدواج است، در چه صورتی به دو نفری که برای ازدواج مراجعه کرده اند، می گوید شما مناسب هم نیستید و نباید با هم ازدواج کنید؟ درواقع، چه نشانه های خطری در فرد می بیند که او را از ازدواج با فرد مقابل منع می کند؟






تصمیم گیری نهایی برای انتخاب یک نفر به عنوان همسر خود، برعهده دو نفری است که برای مشاوره پیش از ازدواج مراجعه می کنند. یک مشاور پیش از ازدواج، هرگز «بله» یا «نه» قطعی به دو نفر نمی گوید، بلکه سعی می کند ارزیابی کند دو نفر تا چه حد می توانند با یکدیگر زندگی خوبی داشته باشند ولی در این بین نشانه های خطری وجود دارد که باید جدی تر گرفته شود و حتما در صورت مشاهده به دو طرف تذکر داده شود که در صورت ادامه پیداکردن این موارد، حتما به مشکل برخواهند خورد. مثل اینکه دو نفر اهل گفت وگو با یکدیگر نیستند، در جلسه مشاوره با یکدیگر اختلاف نظر دارند و بحث و جدل می کنند، به فرد مقابل خود بی اعتماد هستند و خاطره خوشی از رفتار و برخورد او در ذهن خود ندارد.






وضعیت امروز مشاوره های پیش از ازدواج را در کشور ما چطور ارزیابی می کنید؟






در جامعه امروز ما، استقبال گسترده ای از مشاوره پیش از ازدواج انجام می گیرد و این استقبال هم از سمت خود خانواده ها و هم زوج هایی است که قصد تشکیل خانواده را دارند. خود من تجربه مشاوره پیش از ازدواج را برای زوج هایی داشتم که از روستاها و شهرهایی به غیر از تهران مراجعه می کردند و با تا چندین جلسه، این مشاوره ها را ادامه می دادند.






آیا در جلسات مشاوره پیش از ازدواج علاوه بر سنجش تناسب دو نفر با یکدیگر مهارت آموزی نیز به افراد انجام می شود؟






هدف اصلی مشاوره پیش از ازدواج، سنجش همخوانی دو طرف در امر ازدواج است ولی در مواقعی پیش می آید که دو طرف با هم از نظر بسیاری از ملاک ها همسانی دارند ولی نیاز است که برای ادامه زندگی خود و داشتن یک خانواده پویا، مهارت های زندگی مثل گفت وگو کردن، حل تعارض و مدیریت خشم را یاد بگیرند. در اینجاست که ادامه پیداکردن جلسات مشاوره بعد از تصمیم گیری برای ازدواج و پیش از رفتن زیر یک سقف ضرورت پیدا می کند.






مشاوره پیش از ازدواج بیشتر به دنبال تفاوت ها و اختلاف ها در دو طرف می گردد تا آنها را از ازدواج با یکدیگر منع کند یا به دنبال وجه اشتراکی است تا بتواند دو نفری که متقاضی ازدواج هستند را به هم نزدیک کند؟






مسلما افرادی که شباهت های بیشتری یا یکدیگر داشته باشند، بهتر می توانند با یکدیگر کنار بیایند اما این به آن معنی نیست افرادی که با یکدیگر در زمینه هایی اختلاف دارند، نباید به هیچ وجه با هم ازدواج کنند. تفاوت هایی در ازدواج مسئله آفرین است و باعث اختلاف می شود که زوج ها را در زندگی دچار تنش کند و باعث درگیری آنها با یکدیگر شود. مهم برخورد خود افراد با تفاوت ها و اختلاف هایی است که دارند.






خود فردی که مشاوره پیش از ازدواج را به مردم ارائه می دهد، چه مهارت ها و صلاحیت هایی باید داشته باشد و چه دوره های تخصصی ای را گذرانده باشد؟






یک مشاور پیش از ازدواج خوب، علاوه بر تحصیلاتی که مرتبط با حوزه روان شناسی و خانواده دارد، باید ویژگی های شخصیتی مناسب را نیز داشته باشد. ویژگی های مثل صبور بودن و عجله نکردن در امر تصمیم گیری، حافظه خوب، گوش دادن مؤثر و فعال، یک مشاور این حوزه را برای تصمیم گیری بهتر یاری می رساند. بهتر است خود این فرد ازدواج کرده باشد و چالش های این انتخاب را گذارنده باشد تا درک بهتری از فضای همسرداری و ازدواج داشته باشد. علاوه بر اینها، گذراندن دوره های مرتبط با خانواده و مشاوره پیش از ازدواج بسیار کمک کننده است.






جلسات مشاوره پیش از ازدواج به صورت فردی هم ممکن است اتفاق می افتد یا حتما باید با حضور هر دو نفر برگزار شود؟






برای هر چه بهتر برگزار شدن مشاوره پیش از ازدواج بهتر است که هر دو نفری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، مراجعه کنند ولی گاهی ممکن است که تنها یکی از طرفین برای مشاوره مراجعه کند. این مسئله ای است که بسیار متداول است و هیچ ایرادی به آن وارد نیست ولی توصیه ما در این موارد آن است که دو نفر حتما یک مشاور پیش از ازدواج را برای تصمیم گیری انتخاب کنند و فرضا یکی از طرفین در محل کار خود به مشاوری مراجعه نکند و طرف دیگر به یک مشاور متفاوت. این کار باعث ناهمخوانی می شود و ممکن است تناقض هایی را در تصمیم گیری برای امر ازدواج ایجاد کند.






معمولا گذراندن چند جلسه مشاوره پیش از ازدواج برای زوج ها ضروری است؟






روند معمول جلسات مشاوره پیش از ازدواج از پنج جلسه تا 10 جلسه متغیر است که بسته به نوع ویژگی های شخصیتی طرفینی که مراجعه می کنند و مسائل و مشکلاتی که در بین آنها وجود دارد، این تعداد جلسات بیشتر یا کمتر می شود.






شما طی این سال ها با چه چالش ها و مشکلاتی در زمینه مشاوره پیش از ازدواج در کشورمان روبه رو بوده اید؟






مسئله و دغددغه اصلی ای که در امر مشاوره پیش از ازدواج به ویژه در کشور ما اتفاق می افتد، درک نکردن مسئله «چرایی ازدواج» از سمت دختر و پسرهایی است که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خیلی اوقات طرفینی که برای ازدواج مراجعه می کنند، دلیل و فلسفه مناسبی برای ازدواج ندارند و واقعا هیچ هدفی را از تشکیل یک زندگی دنبال نمی کنند و براساس تصمیم های هیجانی و ناگهانی و بدون فکر کردن، تصمیم می گیرند که خانواده تشکیل بدهند. در این بین، خیلی از خانواده ها هم فکر می کنند ازدواج کردن مثل تکالیف دیگر زندگی مانند درس خواندن یا کار پیداکردن است که حتما و هر چه زودتر باید انجام شود و همین اصرار و در تنگنا قراردادن دختر یا پسرشان برای ازدواج کردن، باعث تصمیم گیری های نادرست می شود که علت بسیاری از طلاق های امروزه نیز هست.




وقایع اتفاقیه

[ad_2]

لینک منبع

چگونه باید برای روزه نیت کرد؟

[ad_1]

چگونه باید برای روزه نیت کرد

روزه گرفتن یعنی این که انسان برای انجام فرمان خداوند عالم, از اذان صبح تا مغرب از انجام چیزهایی که روزه را باطل می کند خودداری نماید در اینجا با نیت روزه آشنا خواهید شد


لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلا بگوید روزه می گیرم بلکه همین قدر که برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب، کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد، کافی است و برای آن که یقین کند تمام این مدت را روزه بوده، باید مقداری پیش از اذان صبح و مقداری هم بعد از مغرب از انجام کاری که روزه را باطل می کند خودداری نماید.


انسان می تواند در هر شب از ماه رمضان برای روزه ی فردای آن نیت کند اما بهتر است که شب اول ماه نیت روزه ی همه ماه را بنماید.


از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نیت روزه فردا را بکند اشکال ندارد.


وقت نیت روزه مستحبی از اول شب است تا موقعی که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد، یعنی اگر تا آن موقع کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و نیت روزه مستحبی کند، روزه او صحیح است.


کسی که پیش از اذان صبح بدون نیت روزه خوابیده است، اگر پیش از ظهر بیدار شود و نیت کند، روزه او صحیح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بیدار شود، نمی تواند نیت روزه واجب نماید.


اگر بخواهد غیر روزه رمضان، روزه دیگری بگیرد باید آن را معین نماید، مثلا نیت کند که روزه قضا یا روزه نذر می گیرم، ولی در ماه رمضان لازم نیست نیت کند که روزه ماه رمضان می گیرم، بلکه اگر نداند ماه رمضان است، یا فراموش نماید و روزه دیگری را نیت کند، روزه ماه رمضان حساب می شود.


اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نیت روزه غیر رمضان کند، نه روزه رمضان حساب می شود و نه روزه ای که قصد کرده است.


اگر مثلا به نیّت روز اول ماه، روزه بگیرد، بعد بفهمد روز دوم یا سوم بوده، روزه او صحیح است.


اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بی هوش شود و در بین روز به هوش آید، بنابر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام نماید و اگر تمام نکرد،قضای آن را بجا آورد.


اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدار شود، روزه اش صحیح است.


اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر متوجه شود، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، باید نیت کند و روزه او صحیح است و اگر کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد، یا بعدازظهر متوجه شود که ماه رمضان است، روزه او باطل می‏باشد ولی باید تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد و بعد از ماه رمضان هم روزه آن روز را قضا نماید.


اگر بچه پیش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، باید روزه بگیرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نیست.


کسی که روزه قضا یا روزه واجب دیگری برعهده ی خویش دارد، نمی تواند روزه مستحبی بگیرد و چنانچه فراموش کند و روزه مستحب بگیرد، در صورتی که پیش از ظهر یادش بیاید، روزه مستحبی او به هم می خورد و می تواند نیت خود را به روزه واجب برگرداند و اگر بعد از ظهر متوجه شود، روزه او باطل است و اگر بعد از مغرب یادش بیاید روزه‏اش صحیح است، اگر چه بی اشکال نیست.


اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگری بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده باشد که روز معینی را روزه بگیرد، چنانچه عمدا تا اذان صبح نیت نکند روزه‏اش باطل است و اگر نداند که روزه آن روز بر او واجب است یا فراموش کند و پیش از ظهر یادش بیاید، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، روزه او صحیح و گرنه باطل می باشد.


اگر برای روزه واجب غیرمعینی مثل روزه کفاره عمدا تا نزدیک ظهر نیت نکند، اشکال ندارد بلکه اگر پیش از نیت تصمیم داشته باشد که روزه نگیرد یا تردید داشته باشد که بگیرد یا نه، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، و پیش از ظهر نیت کند، روزه او صحیح است.


اگر کافری پیش از ظهر ماه رمضان مسلمان شود و حتی از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد نمی تواند روزه بگیرد و قضا هم ندارد.


اگر مریض پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، باید نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز بر او واجب نیست.


روزی را که انسان شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان، واجب نیست روزه بگیرد و اگر بخواهد روزه بگیرد می تواند نیت روزه رمضان کند ولی اگر نیت روزه قضا و مانند آن بنماید و چنانچه بعد معلوم شود ماه رمضان بوده، روزه ی آن روز جزئی از روزه های ماه رمضان حساب می شود.


اگر روزی را که شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان، به نیت روزه قضا یا روزه مستحبی و مانند آن روزه بگیرد و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است، باید نیت روزه رمضان کند.


اگر در روزه واجب معینی مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد، روزه اش باطل است ولی چنانچه نیت کند که چیزی را که روزه را باطل می کند بجا آورد، در صورتی که آن را انجام ندهد روزه اش باطل نمی شود.


در روزه مستحب و روزه واجبی که وقت آن معین نیست مثل روزه کفاره، اگر قصد کند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، یا مردد شود که به جا آورد یا نه، چنانچه به جا نیاورد و پیش از ظهر دوباره نیت روزه کند، روزه او صحیح است.


http://roshd.ir


شبکه ملی مدارس ایران

[ad_2]

لینک منبع

کیفیت آموزش در دوزه پیش دبستانی چگونه است؟

[ad_1]

کیفیت آموزش در دوزه پیش دبستانی چگونه است

از سال ١٩٩٠ تاکنون در راستای آرمان های توسعه هزاره سوم پوشش پیش دبستانی تقریبا دو برابر شده است ولی هنوز ایران در بین کشورهایی با آموزش پیش دبستانی کم بین ٣٠ تا ٦٩ درصد قرار دار


تعلیم و تربیت کودکان بی شک امری مقدس است و باید عاری از هرگونه تعصب به این مهم نگریست. اتخاذ استراتژی تأمل گرایانه و بازاندیشی در این حوزه اساسی به منزله روشی دور از تعصبات اجتماعی و با تکیه بر معرفت علمی نکات مهمی را پیشِ رو می نهد. از سال ١٩٩٠ تاکنون در راستای آرمان های توسعه هزاره سوم پوشش پیش دبستانی تقریبا دو برابر شده است. ولی هنوز ایران در بین کشورهایی با آموزش پیش دبستانی کم (بین ٣٠ تا ٦٩ درصد) قرار دارد. افزایش پوشش پیش از دبستان به ویژه در مناطق دوزبانه زمانی می تواند تأثیرات قابل توجه داشته باشد که کیفیت در آموزش مغفول نماند. در سال های تحصیلی ٩٣-٩٢ و ٩٤-٩٣ شاهد افزایش دوبرابری تعداد نوآموزانی هستیم که دوره آمادگی یک ماهه قبل از دبستان را گذرانده اند. به طورکلی پوشش پیش دبستانی در سطح آموزش وپرورش کشور در سال های مذکور از رشدی بیش از ١٤ درصد برخوردار است و این در حالی است که علاوه بر آموزش وپرورش نهادها و سازمان های دیگری مانند بهزیستی و شهرداری نیز تعدادی از نوآموزان را تحت پوشش قرار می دهند. توسعه کمی روند خوبی را طی می کند اما آیا کیفیت به همین میزان مورد توجه است؟ دو نکته ای که به نظر باید با تأمل بدان ها نگریسته شود اینکه:


١. آیا بازه زمانی آموزش زبان فارسی به کودکان دوزبانه مناسب است؟


٢. دلایل افزایش نرخ تکرار پایه اول دبستان در سال تحصیلی ٩٤-٩٣ نسبت به سال ٩٣-٩٢ کدامند؟


این احتمال می رود کیفیت آموزش در دوره پیش از دبستان آن گونه که باید مورد توجه ویژه نیست چراکه اهداف این دوره قطعا نمی تواند مسیری مجزا از اهداف دوره دبستان را بپیماید. یافتن چرایی علل افزایش نرخ تکرار در پایه اول دوره دبستان نیازمند پژوهش است تا نتایج آن ما را در جهت ارائه راهکار های مناسب و کارآمد رهنمون کند. البته نمی توان دو متغیر مهم را در بین عوامل مؤثر بر افزایش نرخ تکرار پایه اول نادیده گرفت.


١. کیفیت: کیفیت در دوره پیش دبستانی به عنوان اساسی ترین عنصر در آموزش محسوب می شود. توجه ویژه به این مقوله سبب بهبود شاخص های کارایی درونی در دوره دبستان خواهد بود که از جمله آن می توان به کاهش نرخ تکرار اشاره کرد.


٢. نظارت: قطعا نظارت بر شایستگی حرفه ای مربیان، متد، محتوا و… در تمامی مراکزی که به آموزش نوآموزان مبادرت می ورزند، یکی از موارد مهمی است که نباید از آن غفلت ورزید. اما درواقع آنچه در آموزش وپرورش اهمیت ویژه دارد این است که اگر بخواهیم مانع از ایجاد سازوکار های نهادی برای بازتولید تمایزهای طبقه اجتماعی باشیم باید مانع تمایزات آموزشی شویم. بنابراین مدیریت یکپارچه این دوره و دارابودن کیفیت مناسب، مورد انتظار و یکسان در تمام دوره های آموزشی در مناطق آموزش وپرورش کشور یکی از استلزامات دستیابی به عدالت آموزشی است. برقراری عدالت آموزشی ضامن افزایش سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است و این همان رسالتی است که مدیران و مسئولان نظام تعلیم و تربیت برعهده دارند. امید که فرزندان سرزمین عزیزمان ایران همگی به یک میزان از شرایط، امکانات و کیفیت آموزشی آن گونه که شایسته شان است، بهره مند شوند.






زهره طاها. دکترای بررسی مسائل اجتماعی

[ad_2]

لینک منبع

محیط یادگیری در آموزش پیش دبستان چگونه باید باشد؟

[ad_1]

محیط یادگیری در آموزش پیش دبستان چگونه باید باشد

اگر برنامه درسی پیش از دبستان را متشکل از عناصری بدانیم, یکی از مهم ترین این عناصر که گاه به عنوان معلم سوم کودک شناخته می شود, محیط فیزیکی یادگیری است این نام گذاری به دلیل آن است که محیط فیزیکی, با اجزا و ویژگی های خاص خود می تواند یادگیری کودک را در حوزه های مختلف رشدی تسریع یا از آن ممانعت کند بی شک طراحی محیط های فیزیکی محرک رشد, پیچیدگی های فراوانی دارد و در این امر مهم, مشارکت صاحب نظران و متخصصان آموزشی و حوزه های مختلف رشدی, متخصصان معماری, مربیان و حتی خانواده کودک امری ضروری است باوجوداین بر اساس تجارب به دست آمده از تحقیقات می توان توصیه هایی را در ارتباط با محیط های فیزیکی مطلوب در آموزش پیش از دبستان پیش دبستانی مطرح کرد


محیط فیزیکی باید سلامت و ایمنی کودکان را تضمین کند! یکی از مهم ترین ویژگی های یادگیری کودک، توأمان بودن آن با حرکت زیاد است. لازم است محیط های فیزیکی به گونه ای طراحی شوند که کودکان بدون اینکه اضطراب صدمه دیدن داشته باشند بتوانند آزادانه بدوند، بچرخند، بالا بروند، کشف کنند و بازی های مختلف انجام دهند.


یک محیط فیزیکی ناایمن موجب می شود مربیان نیز همواره مشغول رصد تک تک کودکان باشند تا مبادا خطری متوجه آنان باشد؛ این دغدغه مربیان می تواند در تعاملات حمایتی مربی و کودک تداخل ایجاد کند. فضای بهداشتی و تمیز و عاری از هرگونه بی نظمی، یادگیری کودکان را حمایت می کند. با بهره گیری از خود کودکان در ایمن و تمیز نگه داشتن مرکز می توان حس تعلق و مسئولیت را در آنان نیز ایجاد کرد.


محیط فیزیکی باید برای کودک، راحت باشد و در او حس تعلق ایجاد کند! راحتی فضای فیزیکی یادگیری زمانی ایجاد می شود که تجهیزات و وسایل موجود در آن مناسب استفاده کودکان و در سایز و اندازه های آنان طراحی شده باشد. به ویژه در بخش کتاب خوانی بسیار مهم است که فضایی نرم و توأم با آرامش فراهم شود که کودک از کتاب خوانی احساس لذت کند. علاوه برآن لازم است وسایل بازی و فعالیت در جایی نگهداری شوند که کودکان دسترسی راحت و مناسبی به آنها داشته باشند و بتوانند در پایان فعالیت، خودشان وسایل را به جای اول بازگردانند. همچنین کودکان دارای یک احساس هویتی قوی هستند.


برای اینکه آنان در فضای فیزیکی احساس راحتی کنند باید زندگی داخل مرکز پیش دبستانی بازتابی از محیط زندگی واقعی آنان باشد. لازم است تجهیزات و دکوراسیونی که در فضا وجود دارد تا آنجا که ممکن است با فرهنگ کودکان هماهنگ و هم خوان باشد؛ همه اینها در کنار هم به کودک احساس تعلق به مرکز را می دهد و در سایه این احساس راحتی و تعلق است که فعالیت های محرک رشد آغاز می شوند.


محیط فیزیکی باید به کودک، قدرت انتخاب بدهد! محیط فیزیکی ای که برای کودکان پیش از دبستان طراحی می شود، به تک تک کودکان اجازه می دهد با توجه به توانایی، مهارت ها و شایستگی هایشان به طور مستقل تصمیم گیری و عمل کنند؛ مثلا فضاهای بزرگ، کودکان را ترغیب به بازی در گروه های بزرگ و فضاهای کوچک، آنان را ترغیب به بازی در گروه های کوچک می کنند؛ بنابراین وجود هر دو نوع فضا در یک محیط فیزیکی پیش دبستان ضروری است، چراکه اصولا، هم کارهای گروهی کوچک و هم کارهای گروهی بزرگ مزایای خاص خود را برای یادگیری کودکان دارند. بازی و فعالیت در گروه های بزرگ بیشتر در مواقع ورود و خروج کودکان و وقت های استراحت مورد استفاده قرار می گیرد و بازی در گروه های کوچک موجب می شود کودک بتواند هم فعالیت خود را راحت انتخاب کند و هم به دلیل تعداد کم کودکان، بر فعالیت انتخابی تمرکز کافی داشته باشد. همچنین یک محیط فیزیکی مطلوب، هم دارای بخش داخلی و هم دارای بخش بیرونی است. بخش داخلی بیشتر محرک رشد حرکات ریز و بخش بیرونی بیشتر محرک رشد حرکات درشت است. علاوه براین، در محیط بیرونی، لازم است کودکان به فضای سبز و محلی برای کار با خاک دسترسی داشته باشند. دسترسی به هوای تازه یکی از الزامات آموزشی کودکان است که اهمیت آن به ویژه در تحقیقات مربوط به رشد مغز به اثبات رسیده است.


محیط فیزیکی باید کودک را ترغیب به تعامل با دیگران کند! افزایش تعامل مناسب و مؤثر کودکان با هم سالان و بزرگ سالان حاضر در مرکز پیش دبستانی، یکی از اهداف مهم هر برنامه درسی مطلوب در این حوزه است. محیط فیزیکی می تواند تا اندازه زیادی بر این امر تأثیرگذار باشد.


یک محیط فیزیکی مطلوب، دارای مکانی برای نمایش کارهای کودکان و گفت وگوی آنان درباره کارهایی است که انجام داده اند. چنین محیط هایی دارای تجهیزاتی هستند که کودکان را به کار با هم سالان ترغیب می کنند. یک فضای فیزیکی مناسب، دارای تصاویر و اشیای جذابی است که محرک گفت وگوی کودکان با یکدیگر و مربی هستند. همچنین وجود یک فضای مناسب برای غذاخوردن گروهی که در آن مسئولیت تقسیم غذا و جمع آوری برعهده خود کودکان است بسیار توصیه می شود.


کودکی، مرحله رشدی بسیار حساسی است؛ چراکه در این سنین بسیاری از قابلیت ها و مهارت های ادامه زندگی در فرد ایجاد می شود. بنابراین لازم است دست اندرکاران حوزه آموزش پیش از دبستان به همه عوامل مؤثر بر یادگیری کودکان از جمله فضای فیزیکی توجه ویژه داشته باشند و از نتایج آخرین پژوهش ها و دستاوردهای این حوزه بسیار مهم آگاه باشند و به بهترین نحو از آن بهره گیرند.




رمضان عبدالحسینی. معاون مدیرکل دفتر آموزش وپرورش پیش دبستانی

[ad_2]

لینک منبع

متن کامل دعاهای روزانه ماه رمضان +ترجمه

[ad_1]

متن کامل دعاهای روزانه ماه رمضان ترجمه

هر روز از روزهای ماه مبارک رمضان, دعایی خاص خود دارد که مستحب است روزدار آن دعا را قرائت کند در ادامه, متن دعاهای روزانه ماه رمضان به همراه ترجمه می آید


از ابن عباس روایت کرده اند: که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله برای روزه هر روز ماه مبارک رمضان فضیلت بسیار بیان فرمود و برای هر روز دعای مخصوصی با فضیلت و ثواب بسیار برای آن ذکر کرد که ما به بیان اصل دعا اکتفا میکنیم: روز اول:


اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَهِٔ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی فِیهِ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّی یَا عَافِیاً عَنِ الْمُجْرِمِینَ


خدایا روزه ام را در این ماه روزه روزه داران قرار ده، و شب زنده داری ام را شب زنده داری شب زنده داران، و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران، و ببخش گناهم را در آن ای معبود جهانیان، و از من درگذر، ای درگذرنده از گنهکاران.


روز دوم :


اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِلَی مَرْضَاتِکَ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِرَاءَهِٔ آیَاتِکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ


خدایا مرا در این ماه به خشنودی ات نزدیک کن، و از خشم و انتقامت برکنار دار، و به قرائت آیاتت موفق کن، ای مهربان ترین مهربانان.


روز سوم :


اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَهِٔ وَ التَّمْوِیهِ وَ اجْعَلْ لِی نَصِیبا مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِینَ


خدایا در این ماه به من تیزهوشی و بیداری عنایت فرما، و از بی خردی و اشتباه دورم ساز، و از هر خیری که در این ماه نازل می کنی، برایم بهره ای قرار ده، و به حق جودت ای جودمندترین جودمندان


روز چهارم :


اللَّهُمَّ قَوِّنِی فِیهِ عَلَی إِقَامَهِٔ أَمْرِکَ وَ أَذِقْنِی فِیهِ حَلاوَهَٔ ذِکْرِکَ وَ أَوْزِعْنِی فِیهِ لِأَدَاءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ وَ احْفَظْنِی فِیهِ بِحِفْظِکَ وَ سِتْرِکَ یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ


خدایا در این ماه برای برپاداشتن امرت نیرومند ساز مرا، و شیرینی ذکرت را به من بچشان، و ادای شکرت را به من الهام فرما، و به نگهداری و پوششت نگاهم بدار، ای بیناترین بینندگان


روز پنجم :


اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیَائِکَ الْمُقَرَّبِینَ بِرَأْفَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ


خدایا قرار ده مرا در این ماه از آمرزش جویان، و از بندگان شایسته فرمانبردار، و از اولیای مقرّبت، به رأفتت ای مهربان ترین مهربانان


روز ششم :


اللَّهُمَّ لا تَخْذُلْنِی فِیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ وَ لا تَضْرِبْنِی بِسِیَاطِ نَقِمَتِکَ وَ زَحْزِحْنِی فِیهِ مِنْ مُوجِبَاتِ سَخَطِکَ بِمَنِّکَ وَ أَیَادِیکَ یَا مُنْتَهَی رَغْبَهِٔ الرَّاغِبِینَ


خدایا مرا در این ماه به خاطر نزدیک شدن به نافرمانی ات وامگذار، و با تازیانه های انتقامت عذاب مکن، و از موجبات خشمت دورم بدار، به فضل و عطاهایت، ای نهایت دلبستگی دل شدگان.


روز هفتم :


اللَّهُمَّ أَعِنِّی فِیهِ عَلَی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ هَفَوَاتِهِ وَ آثَامِهِ وَ ارْزُقْنِی فِیهِ ذِکْرَکَ بِدَوَامِهِ بِتَوْفِیقِکَ یَا هَادِیَ الْمُضِلِّینَ


خدایا مرا در این ماه بر روزه و شب زنداری اش یاری ده، و از لغزش ها و گناهانش دورم بدار، و ذکرت را همواره روزی ام کن، به توفیقت ای راهنمای گمراهان.


روز هشتم :


اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ رَحْمَهَٔ الْأَیْتَامِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ إِفْشَاءَ السَّلامِ وَ صُحْبَهَٔ الْکِرَامِ بِطَوْلِکَ یَا مَلْجَأَ الْآمِلِینَ


خدای در این ماه مهرورزی به ایتام، و خواندن طعام، و آشکار کردن سلام، و همنشینی با اهل کرامت را نصبم فرما، به عطایت ای پناهگاه آرزومندان.


روز نهم :


اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ نَصِیبا مِنْ رَحْمَتِکَ الْوَاسِعَهِٔ وَ اهْدِنِی فِیهِ لِبَرَاهِینِکَ السَّاطِعَهِٔ وَ خُذْ بِنَاصِیَتِی إِلَی مَرْضَاتِکَ الْجَامِعَهِٔ بِمَحَبَّتِکَ یَا أَمَلَ الْمُشْتَاقِینَ


خدایا برای من در این ماه بهره ای از رحمت گسترده ات قرار ده، و به جانب دلایل درخشانت راهنمایی کن، و به سوی خشنودی فراگیرت متوجه کن، به مهرت ای آرزوی مشتاقان.


روز دهم :


اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَهَٔ الطَّالِبِینَ


خدایا مرا در این ماه از توکل کنندگان، و از رستگاران نزد خود، و از مقرّبان درگاهت قرار بده، به احسانت ای هدف جویندگان.


روز یازدهم :


اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَیَّ فِیهِ الْإِحْسَانَ وَ کَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ وَ حَرِّمْ عَلَیَّ فِیهِ السَّخَطَ وَ النِّیرَانَ بِعَوْنِکَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ


خدای در این ماه نیکی را پسندیده من گردان، و نادرستی ها و نافرمانی ها را مورد کراهت من قرار ده، و خشم و آتش برافروخته را بر من حرام گردان به یاری ات ای فریادرس دادخواهان.


روز دوازدهم :


اللَّهُمَّ زَیِّنِّی فِیهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ وَ اسْتُرْنِی فِیهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْکَفَافِ وَ احْمِلْنِی فِیهِ عَلَی الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ وَ آمِنِّی فِیهِ مِنْ کُلِّ مَا أَخَافُ بِعِصْمَتِکَ یَا عِصْمَهَٔ الْخَائِفِینَ


خدایا مرا در این ماه به پوشش و پاکدامنی بیارای، و به لباس قناعت و اکتفا به اندازه حاجت بپوشان و بر عدالت و انصاف وادارم نما، و مرا در این ماه از هرچه می ترسم ایمنی ده، به نگهداری ات ای نگهدارنده هراسندگان.


روز سیزدهم :


اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَ الْأَقْذَارِ وَ صَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْذَارِ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَی وَ صُحْبَهِٔ الْأَبْرَارِ بِعَوْنِکَ یَا قُرَّهَٔ عَیْنِ الْمَسَاکِینِ


خدایا مرا در این ماه از آلودگیها و ناپاکی ها پاک کن، و بر شدنی های مورد تقدیرت شکیبایم گردان، و به پرهیزگاری و هم نشینی با نیکان توفیقم ده، به یاریات ای نور چشم درماندگان


روز چهاردهم :


اللَّهُمَّ لا تُؤَاخِذْنِی فِیهِ بِالْعَثَرَاتِ وَ أَقِلْنِی فِیهِ مِنَ الْخَطَایَا وَ الْهَفَوَاتِ وَ لا تَجْعَلْنِی فِیهِ غَرَضاً لِلْبَلایَا وَ الْآفَاتِ بِعِزَّتِکَ یَا عِزَّ الْمُسْلِمِینَ


خدایا مرا در این ماه بر لغزش ها سرزنش مکن، و از خطاها و افتادن در گناهان دور بدار، و هدف بلاها و آفات قرار مده، به عزّتت ای عزّت مسلمانان.


روز پانزدهم :


اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ طَاعَهَٔ الْخَاشِعِینَ وَ اشْرَحْ فِیهِ صَدْرِی بِإِنَابَهِٔ الْمُخْبِتِینَ بِأَمَانِکَ یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ


خدایا در در این ماه طاعت فروتنان را نصیبم کن، و سینه ام را برای انابه همانند بازگشت خاضعان باز کن به امان دادنت ای امان ده هراسندگان.


روز شانزدهم :


اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوَافَقَهِٔ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مُرَافَقَهَٔ الْأَشْرَارِ وَ آوِنِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ إِلَی [فِی ] دَارِ الْقَرَارِ بِإِلَهِیَّتِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ


خدایا مرا در این ماه به همراهی و همسویی با نیکان توفیق ده، و از همنشینی با بدان دور بدار و به حق رحمتت به خانه آرامش جایم ده، و به پرستیدگی ات ای پرستیده جهانیان.


روز هفدهم :


اللَّهُمَّ اهْدِنِی فِیهِ لِصَالِحِ الْأَعْمَالِ وَ اقْضِ لِی فِیهِ الْحَوَائِجَ وَ الْآمَالَ یَا مَنْ لا یَحْتَاجُ إِلَی التَّفْسِیرِ وَ السُّؤَالِ یَا عَالِماً بِمَا فِی صُدُورِ الْعَالَمِینَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ


خدایا مرا در این ماه به سوی کارهای شایسته هدایت فرما، و حاجتها و آرزوهایم را برآور، ای آن که نیاز به روشنگری و پرسش ندارد، ای آگاه به آنچه در سینه جهانیان است بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست


روز هیجدهم :


اللَّهُمَّ نَبِّهْنِی فِیهِ لِبَرَکَاتِ أَسْحَارِهِ وَ نَوِّرْ فِیهِ قَلْبِی بِضِیَاءِ أَنْوَارِهِ وَ خُذْ بِکُلِّ أَعْضَائِی إِلَی اتِّبَاعِ آثَارِهِ بِنُورِکَ یَا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعَارِفِینَ


خدایا مرا در این ماه به برکت های سحرهایش آگاه کن، و دلم را با روشنایی انوارش روشنی بخش، و تمام اعضایم را به پیروی آثارش بگمار، به نروت ای نوربخش دلهای عارفان.


روز نوزدهم :


اللَّهُمَّ وَفِّرْ فِیهِ حَظِّی مِنْ بَرَکَاتِهِ وَ سَهِّلْ سَبِیلِی إِلَی خَیْرَاتِهِ وَ لا تَحْرِمْنِی قَبُولَ حَسَنَاتِهِ یَا هَادِیا إِلَی الْحَقِّ الْمُبِینِ


خدایا در این ماه بهره ام را از برکت هایش کامل گردان، و راهم را به سوی نیکی هایش هموار نما، و از پذیرفته خوبی هایش محرومم مساز، ای هدایت کننده به سوی حق آشکار


روز بیستم :


اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ الْجِنَانِ وَ أَغْلِقْ عَنِّی فِیهِ أَبْوَابَ النِّیرَانِ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِتِلاوَهِٔ الْقُرْآنِ یَا مُنْزِلَ السَّکِینَهِٔ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ


خدایا در این ماه درهای بهشت هایت را به رویم باز کن، و درهای آتش دوزخ را به روزیم بربند، و به تلاوت قرآن موفقم بدار، ای فرو فرستنده آرامش در دل مؤمنان.


روز بیست و یکم :


اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ إِلَی مَرْضَاتِکَ دَلِیلاً وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ عَلَیَّ سَبِیلاً وَ اجْعَلِ الْجَنَّهَٔ لِی مَنْزِلاً وَ مَقِیلاً یَا قَاضِیَ حَوَائِجِ الطَّالِبِینَ


خدایا در این ماه برای من به سوی خشنودی ات دلیلی قرار مده، و برای شیطان راهی به سوی من قرار مده، و بهشت را منزل و آسایشگاهم قرار ده، ای برآورنده حاجات خواهندگان.


روز بیست و دوم :


اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ فَضْلِکَ وَ أَنْزِلْ عَلَیَّ فِیهِ بَرَکَاتِکَ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِکَ وَ أَسْکِنِّی فِیهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِکَ یَا مُجِیبَ دَعْوَهِٔ الْمُضْطَرِّینَ


خدایا در این ماه درهای فضلت را به روی من بگشا، و برکاتت را بر من نازل فرما، و به موجبات خشنودی ات موفقم بدار، و در میان بهشت هایت جایم ده، ای برآورنده خواهش درماندگان


روز بیست و سوم :


اللَّهُمَّ اغْسِلْنِی فِیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الْعُیُوبِ وَ امْتَحِنْ قَلْبِی فِیهِ بِتَقْوَی الْقُلُوبِ یَا مُقِیلَ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِینَ


خدایا در این ماه از گناهانم شست وشویم ده، و از عیب ها پاکم کن، و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازمای، ای نادیده گیرنده لغزشهای اهل گناه.


روز بیست و چهارم :


اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ فِیهِ مَا یُرْضِیکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِمَّا یُؤْذِیکَ وَ أَسْأَلُکَ التَّوْفِیقَ فِیهِ لِأَنْ أُطِیعَکَ وَ لا أَعْصِیَکَ یَا جَوَادَ السَّائِلِینَ


خدایا در این ماه آنچه تو را خشنود می کند از تو درخواست می کنم، و از آنچه تو را ناخشنود می کند به تو پناه می آورم، و از تو در این ماه توفیق اطاعت و ترک نافرمانی ات را خواستارم، ای بخشنده به نیازمندان.


روز بیست و پنجم :


اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مُحِبّاً لِأَوْلِیَائِکَ وَ مُعَادِیا لِأَعْدَائِکَ مُسْتَنّاً بِسُنَّهِٔ خَاتَمِ أَنْبِیَائِکَ یَا عَاصِمَ قُلُوبِ النَّبِیِّینَ


خدایا مرا در این ماه دلبسته اولیا، و دشمن دشمنانت قرار ده، و آراسته به راه و روش خاتم پیامبرانت گردان، ای نگهدارنده دلهای پیامبران


روز بیست و ششم :


اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَعْیِی فِیهِ مَشْکُوراً وَ ذَنْبِی فِیهِ مَغْفُوراً وَ عَمَلِی فِیهِ مَقْبُولاً وَ عَیْبِی فِیهِ مَسْتُوراً یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ


خدایا کوششم را در این ماه مورد سپاس، و گناهم را آمرزیده، و عملم را پذیرفته، و عیبم را پوشیده قرار ده، ای شنواترین شنوایان.


روز بیست و هفتم :


اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ فَضْلَ لَیْلَهِٔ الْقَدْرِ وَ صَیِّرْ أُمُورِی فِیهِ مِنَ الْعُسْرِ إِلَی الْیُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعَاذِیرِی وَ حُطَّ عَنِّیَ الذَّنْبَ وَ الْوِزْرَ یَا رَءُوفاً بِعِبَادِهِ الصَّالِحِینَ


خدایا در این ماه فضیلت شب قدر را روزی ام ساز، و کارهایم را از سختی به آیانی برگردان، و پوزش هایم را بپذیر، و گناه و بار گران را از گردنم بریز، ای مهربان به بندگان شایسته.


روز بیست و هشتم :


اللَّهُمَّ وَفِّرْ حَظِّی فِیهِ مِنَ النَّوَافِلِ وَ أَکْرِمْنِی فِیهِ بِإِحْضَارِ الْمَسَائِلِ وَ قَرِّبْ فِیهِ وَسِیلَتِی إِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسَائِلِ یَا مَنْ لا یَشْغَلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ


خدایا بهره ام را در این ماه از مستحبات فراوان کن، و مرا با تحقق درخواست ها اکرام فرما، و از میان وسایل وسیله ام را به سویت نزدیک کن، ای که پافشاری اصرارورزان مشغولش نسازد.


روز بیست و نهم


اللَّهُمَّ غَشِّنِی فِیهِ بِالرَّحْمَهِٔ وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَهَٔ وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیَاهِبِ التُّهَمَهِٔ یَا رَحِیما بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ


خدایا در این ماه با رحمتت فروگیر و توفیق و خود نگهداری نصیبم کن، و از تیرگی های تهمت دلم را پاک گردان، ای مهربان به بندگان با ایمان.


روز سی ام :


اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ بِالشُّکْرِ وَ الْقَبُولِ عَلَی مَا تَرْضَاهُ وَ یَرْضَاهُ الرَّسُولُ مُحْکَمَهًٔ فُرُوعُهُ بِالْأُصُولِ بِحَقِّ سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.


خدایا روزه ام را در این ماه، بر پایه آنچه تو و پیامبر آن را می پسندد مورد سپاس و پذیرش قرار ده، درحالیکه فروعش بر اصولش استوار باشد، به حق سرورمان محمّد و اهل بیت پاکش، و سپاس خدای را پروردگار جهانیان.


مؤلف گوید: تقدیم و تأخیر دعاها و عبارات هر یک را در کتاب های متعدّد دعا مختلف ذکر کرده اند، چون روایت مربوط به این دعاها را معتبر نمی دانم، متعرض تقدیم و تأخیر اصل دعاها و عبارات آنها نشدم.


کفعمی دعای روز بیست وهفتم را در روز بیست ونهم ذکر نموده و موافق مذهب شیعه خواندن دعای روز بیست وهفتم در روز بیست وسم دور نیست که مناسب تر باشد.

[ad_2]

لینک منبع

مبطلات روزه/برخی چیزهایی که روزه را باطل می کند

[ad_1]

مبطلات روزه برخی چیزهایی که روزه را باطل می کند

نه چیز روزه را باطل می کند که برخی از آن ها عبارتند از

۱ خوردن و آشامیدن
۲ دروغ بستن به خدا و پیغمبر ص و جانشینان پیغمبر ع
۳ رساندن غبار غلیظ به حلق
۴ فرو بردن تمام سر در آب
۵ باقی ماندن بر جنابت و حیض تا اذان صبح
۶ اماله کردن با چیزهای روان
۷ قی کردن


خوردن و آشامیدن:


اگر روزه دار عمدا چیزی بخورد یا بیاشامد، روزه او باطل می شود، چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاک و شیره درخت، چه کم باشد یا زیاد. حتی اگر مسواک را از دهان بیرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه او باطل می شود مگر آنکه رطوبت مسواک در آب دهان طوری از بین برود که رطوبت خارج به آن گفته نشود.


اگر موقعی که مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده باید لقمه را از دهان بیرون آورد و چنانچه عمدا فرو برد روزه اش باطل است و به دستوری که بعدا گفته خواهد شد کفاره هم بر او واجب می شود.


اگر روزه دار سهوا (غیرعمدی) چیزی بخورد یا بیاشامد، روزه اش باطل نمی شود.


احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از استعمال آمپولی که به جای غذا به کار می رود خودداری کند ولی تزریق آمپولی که عضو را بی حس می کند یا به جای دوا استعمال می شود اشکال ندارد.


اگر روزه‏ دار چیزی را که لای دندان مانده است عمدا فرو ببرد، روزه اش باطل می شود.


کسی که می خواهد روزه بگیرد، لازم نیست پیش از اذان دندانهایش را خلال کند، ولی اگر بداند غذایی که لای دندان مانده در روز فرو می رود، چنانچه خلال نکند و چیزی از آن فرو رود روزه اش باطل می شود، بلکه اگر فرو هم نرود، بنابر احتیاط واجب باید قضای آن روز را بگیرد.


فرو بردن آب دهان، اگر چه به واسطه ی خیال کردن ترشی و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمی کند.


فرو بردن اخلاط سر و سینه، تا به فضای دهان نرسیده اشکال ندارد ولی اگر داخل فضای دهان شود، احتیاط واجب آن است که آن را فرو نبرد.


اگر روزه دار به قدری تشنه شود که بترسد از تشنگی بمیرد، می تواند به اندازه ای که از مردن نجات پیدا کند آب بیاشامد، ولی روزه او باطل می شود و اگر ماه رمضان باشد باید در بقیه روز از انجام دادن کاری که روزه را باطل می کند خودداری نماید.


جویدن غذا برای بچه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند اینها که معمولا به حلق نمی رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد روزه را باطل نمی کند ولی اگر انسان از اول بداند که به حلق می رسد چنانچه فرو رود روزه اش باطل می شود و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب است.


انسان نمی تواند برای ضعف روزه را بخورد، ولی اگر ضعف او به قدری است که معمولا نمی شود آن را تحمل کرد خوردن روزه اشکال ندارد.


دروغ بستن به خدا و پیغمبر(ص):


اگر روز‏ه دار به گفتن یا به نوشتن یا به اشاره و مانند اینها، به خدا و پیغمبر(ص) و جانشینان آن حضرت(ع) عمدا نسبت دروغ بدهد اگر چه فورا بگوید دروغ گفتم یا توبه کند روزه او باطل است و احتیاط واجب آن است که حضرت زهرا(سلام الله علیها) و سایر پیغمبران و جانشینان آنان هم در این حکم فرقی ندارند.


اگر بخواهد خبری را که نمی داند راست است یا دروغ، نقل کند، بنابر احتیاط واجب باید از کسی که آن خبر را گفته یا از کتابی که آن خبر در آن نوشته شده، نقل نماید لیکن اگر خودش هم خبر بدهد روزه‏اش باطل نمی شود.


اگر چیزی را به اعتقاد این که راست است از قول خدا یا پیغمبر(ص) نقل کند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه اش باطل نمی شود.


اگر بداند دروغ بستن به خدا و پیغمبر(ص) روزه را باطل می کند و چیزی را که می داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعدا بفهمد آن چه را که گفته راست ‏بوده، روزه اش صحیح است.


اگر دروغی را که دیگری ساخته عمدا به خدا و پیغمبر(ص) و جانشینان پیغمبر(ع) نسبت دهد، روزه اش باطل می شود، ولی اگر از قول کسی که آن دروغ را ساخته نقل کند، اشکال ندارد.


اگر از روزه ‏دار بپرسند که آیا پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین مطلبی فرموده اند و او جایی که در جواب باید بگوید نه، عمدا بگوید بلی، یا جایی که باید بگوید بلی، عمدا بگوید نه، روزه اش باطل می شود.


اگر از قول خدا یا پیغمبر(ص) حرف راستی را بگوید، بعد بگوید دروغ گفتم یا در شب دروغی را به آنان نسبت دهد و فردای آن روز که روزه می باشد بگوید آنچه دیشب گفتم راست است، روزه اش باطل می شود.


رساندن غبار غلیظ به حلق:


رساندن غبار غلیظ به حلق روزه را باطل می کند، چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است، مثل آرد، یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است.


اگر به واسطه باد، غبار غلیظی پیدا شود و انسان با این که متوجه است مواظبت نکند و به حلق برسد، روزه اش باطل می شود.


اگر روزه دار مواظبت نکند و غبار یا بخار یا دود و مانند اینها داخل حلق شود، چنانچه یقین داشته که به حلق نمی رسیده روزه‏اش صحیح است.


اگر به واسطه باد، غبار غلیظی پیدا شود و انسان با این که متوجه است مواظبت نکند و به حلق برسد، روزه اش باطل می شود.


اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند یا بی اختیار غبار و مانند آن به حلق او برسد روزه‏اش باطل نمی شود و چنانچه ممکن است باید آن را بیرون آورد.


فرو بردن سر در آب:


اگر روزه دار عمدا تمام سر را در آب فرو ببرد، اگرچه باقی بدن او از آب بیرون باشد، بنا بر احتیاط واجب باید قضای آن روزه را بگیرد ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقداری از سر بیرون باشد روزه او باطل نمی شود.


اگر نصف سر را یک دفعه و نصف دیگر آن را دفعه دیگر در آب فرو برد روزه‏اش باطل نمی شود.


اگر شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه، روزه‏اش صحیح است.


اگر سر زیر آب برود ولی مقداری از موها بیرون بماند روزه باطل می شود.


احتیاط واجب آن است که سر را در گلاب هم فرو نبرد ولی در آبهای مضاف دیگر یا چیزهای دیگر که روان است، اشکال ندارد.


اگر روزه دار بی اختیار در آب بیفتد و تمام سر او را آب بگیرد یا فراموش کند که روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمی شود.


اگر برحسب عادت، با افتادن در آب، سرش زیر آب می رود؛ چنانچه با توجه به این مطلب خود را در آب بیندازد و سرش زیر آب برود روزه‏اش باطل می شود.


اگر فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد یا دیگری به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زیر آب یادش بیاید که روزه است یا آن کس دست خود را بردارد، باید فورا سر را بیرون آورد و چنانچه بیرون نیاورد، روزه‏اش باطل می شود.


اگر فراموش کند که روزه است و به نیت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحیح است.


اگر بداند که روزه است و عمدا برای غسل سر را در آب فرو برد، چنانچه روزه او روزه واجبی باشد مثل روزه کفاره که وقت معینی ندارد، غسل صحیح و روزه باطل می باشد ولی اگر مثل روزه ی نذری در روز معین واجب در زمان معین باشد، اگر با فرو بردن سر در آب قصد غسل کند روزه او باطل است و بنابر احتیاط واجب غسل او هم باطل است، مگر آن که در زیر آب یا در حال خارج شدن از آب نیت غسل کند که در این صورت غسل او صحیح است و اما اگر روزه ماه رمضان باشد، هم غسل و هم روزه باطل است مگر آن که در همان زیر آب توبه نماید و در حال خارج شدن از آب نیت غسل کند که در این صورت غسل او صحیح است.


اگر برای آنکه کسی را از غرق شدن نجات دهد، سر را در آب فرو برد، اگرچه نجات دادن او واجب باشد، روزه‏اش باطل است.


باقی ماندن بر جنابت و حیض تا اذان صبح: بازگشت به بالا


اگر جنب عمداً، تا اذان صبح غسل نکند یا اگر وظیفه او تیمم است عمدا تیمم ننماید، روزه‏اش باطل است.


اگر کسی در غیر از روزه های ماه رمضان و قضای آن (از اقسام روزه های واجب و مستحب) عمداً تا اذان صبح غسل نکند و تیمّم هم ننماید، روزه اش صحیح است.


کسی که جنب است و می خواهد روزه واجبی بگیرد که مثل روزه ی رمضان وقت آن معین است، چنانچه عمدا غسل نکند تا وقت تنگ شود، می تواند با تیمم روزه بگیرد و صحیح است.


اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از یک روز یادش بیاید، باید روزه آن روز را قضا نماید و اگر بعد از چند روز یادش بیاید، باید روزه هر چند روزی را که یقین دارد جنب بوده قضا نماید. مثلا اگر نمی داند سه روز جنب بوده یا چهار روز، باید روزه سه روز را قضا کند.


کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند که اگر بخوابد تا صبح بیدار نمی شود، نباید بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بیدار نشود روزه‏اش باطل است و قضا و کفاره بر او واجب می شود.


هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود، اگر احتمال بدهد که اگر دوباره بخوابد برای غسل بیدار می شود، می تواند بخوابد.


کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند یا احتمال می دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند و با این تصمیم بخوابد و تا اذان خواب بماند، روزه‏اش صحیح است.


کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند یا احتمال می دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود، چنانچه غفلت داشته باشد که بعد از بیدار شدن باید غسل کند، در صورتی که بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، روزه‏اش صحیح است.


کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند یا احتمال می دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود، چنانچه نخواهد بعد از بیدار شدن غسل کند، یا تردید داشته باشد که غسل کند یا نه، در صورتی که بخوابد و بیدار نشود، روزه‏اش باطل است.


اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود و بداند یا احتمال دهد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود و تصمیم هم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود باید روزه ی آن روز را قضا کند و همچنین است اگر از خواب دوم بیدار شود و برای مرتبه سوم بخوابد، کفاره بر او واجب نمی شود.


خوابی را که در آن محتلم شده نباید خواب اول حساب کرد، بلکه اگراز آن خواب بیدار شود و دوباره بخوابد، خواب اول حساب می شود.


اگر روزه‏دار در روز محتلم شود، واجب نیست فورا غسل کند.


هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده، اگرچه بداند پیش از اذان محتلم شده، روزه او صحیح است.


کسی که می خواهد قضای روزه رمضان را بگیرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگر چه از روی عمد نباشد، روزه او باطل است.


کسی که می خواهد قضای روزه رمضان را بگیرد اگر بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده و بداند پیش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت قضای روزه تنگ است ـ مثلا پنج روز روزه قضای رمضان دارد و پنج روز هم به رمضان مانده است ـ باید بنا بر احتیاط واجب، هم آن روز را روزه بگیرد و هم بعد از رمضان آن را قضا کند و اگر وقت قضای روزه تنگ نیست، باید روز دیگر روزه بگیرد و روزه آن روز صحیح نیست.


اگر در روزه واجبی غیر روزه رمضان و قضای آن، تا اذان صبح جنب بماند، روزه اش صحیح است، چه وقت آن معین باشد و چه نباشد.


اگر زن پیش از اذان صبح از حیض پاک شود و عمدا غسل نکند یا اگر وظیفه او تیمم است تیمم نکند، روزه اش باطل است.


اگر زن پیش از اذان صبح از حیض پاک شود و برای غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان یا قضای آن را بگیرد، باید تیمم نماید و روزه‏اش صحیح است، و اگر بخواهد روزه مستحب یا روزه واجب مثل روزه کفاره و روزه نذری بگیرد، اگرچه بدون تیمم هم روزه‏اش صحیح است، ولی احتیاط مستحب آن است که تیمم کند.


اگر زن نزدیک اذان صبح از حیض پاک شود و برای هیچ کدام از غسل و تیمم وقت نداشته باشد، یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده، روزه او صحیح است.


اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض پاک شود یا در بین روز خون حیض ببیند، اگر چه نزدیک مغرب باشد، روزه او باطل است.


اگر زن غسل حیض را فراموش کند و بعد از یک روز یا چند روز یادش بیاید، روزه‏هایی که گرفته صحیح است.


اگر زن پیش از اذان صبح در ماه رمضان از حیض پاک شود ودر غسل کردن کوتاهی کند و تا اذان غسل نکند و در تنگی وقت تیمم هم نکند، روزه‏اش باطل است. ولی چنانچه کوتاهی نکند، مثلا منتظر باشد که حمام زنانه شود، اگرچه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نکند، در صورتی که تیمم کند روزه او صحیح است.


اگر زنی که در حال استحاضه است، غسلهای خود را به تفصیلی که در احکام استحاضه گفته شده به جا آورد، روزه او صحیح است.


کسی که مس میت کرده، یعنی جایی از بدن خود را به بدن میت رسانده می تواند بدون غسل مس میت روزه بگیرد و اگر در حال روزه هم میت را مس نماید، روزه او باطل نمی شود.


اماله کردن:


اماله کردن با چیز روان اگرچه از روی ناچاری و برای معالجه باشد، روزه را باطل می کند، ولی استعمال شیافهایی که برای معالجه است اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که از استعمال شیافهایی که برای کیف کردن است، مثل شیاف مورد استفاده برای تغذیه، خودداری نمایند.


قی کردن: بازگشت به بالا


هرگاه روزه‏دار عمدا قی کند – اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد – روزه‏اش باطل می شود، ولی اگر سهوا یا بی اختیار قی کند، اشکال ندارد.


اگر در شب چیزی بخورد که می داند به واسطه خوردن آن در روز بی اختیار قی می کند، احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را قضا نماید.


اگر روزه‏دار بتواند از قی کردن خودداری کند، چنانچه برای او ضرر و مشقت نداشته باشد، باید خودداری نماید.


اگر سهوا چیزی را فرو ببرد و پیش از رسیدن به شکم یادش بیاید که روزه است، چنانچه به قدری پایین رفته باشد که اگر آن را داخل شکم کند خوردن نمی گویند، لازم نیست آن را بیرون آورد و روزه او صحیح است.


اگر یقین داشته باشد که به واسطه آروغ زدن چیزی از گلو بیرون می آید، نباید عمدا آروغ بزند، ولی اگر یقین نداشته باشد اشکال ندارد.


اگر آروغ بزند و بدون اختیار چیزی در گلو یا دهانش بیاید، باید آن را بیرون بریزد و اگر بی اختیار فرو رود، روزه‏اش صحیح است.


احکام چیزهایی که روزه را باطل می کند: بازگشت به بالا


اگر انسان عمدا و از روی اختیار کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، روزه او باطل می شود و چنانچه از روی عمد نباشد اشکال ندارد، ولی جنب اگر بخوابد و به تفصیلی که در مساله گفته شد تا اذان صبح غسل نکند، روزه او باطل است.


اگر روزه‏دار سهوا یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند انجام دهد و به خیال این که روزه‏اش باطل شده، عمدا دوباره یکی از آنها را بجا آورد، روزه او باطل می شود.


اگر چیزی به زور در گلوی روزه دار بریزند یا سر او را به زور در آب فرو ببرند، روزه او باطل نمی شود، ولی اگر مجبورش کنند که روزه خود را باطل کند مثلا به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی به تو می زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر، چیزی بخورد، روزه او باطل می شود.


روزه دار نباید جایی برود که می داند چیزی در گلویش می ریزند یا مجبورش می کنند که خودش روزه خود را باطل کند، اما اگر قصد رفتن کند و نرود یا بعد از رفتن چیزی به خوردش ندهند، روزه او صحیح است و چنانچه از روی ناچاری کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، روزه او باطل می شود ولی اگرچیزی در گلویش بریزند، باطل شدن روزه او محل اشکال است.




http://roshd.ir

[ad_2]

لینک منبع

چگونه باید قضای روزه و کفاره آن را به جا آورد؟

[ad_1]

چگونه باید قضای روزه و کفاره آن را به جا آورد

اگر به واسطه ی ندانستن مساله و احکام, کاری انجام دهد که روزه را باطل می کند, چنانچه می توانسته مساله را یاد بگیرد, بنابر احتیاط واجب کفاره بر او ثابت می شود, و اگر نمی توانسته مساله را یاد بگیرد یا اصلا ملتفت مساله نبوده یا یقین داشته که فلان چیز روزه را باطل نمی کند, کفاره بر او واجب نیست


کسی که کفاره روزه رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند یا به دستوری که در پایین گفته می شود، دو ماه روزه بگیرد یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام، یک مد که تقریبا ده سیر است، طعام یعنی گندم یا جو و مانند اینها بدهد، و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد، هر چند مد که می تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد باید استغفار کند، اگر چه مثلا یک مرتبه بگوید: “استغفرالله”، و احتیاط واجب در فرض اخیر آن است که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد.


کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد، باید سی و یک روز آن را پی در پی بگیرد، و اگر بقیه آن پی در پی نباشد، اشکال ندارد.


کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد، نباید موقعی شروع کند که در بین سی و یک روز، روزی باشد که مانند عید قربان روزه آن حرام است.


کسی که باید پی در پی روزه بگیرد، اگر در بین آن بدون عذر یک روز روزه نگیرد، یا وقتی شروع کند که در بین آن به روزی برسد که روزه آن واجب است، مثلا به روزی برسد که نذر کرده آن روز را روزه بگیرد، باید روزه‏ها را از سر بگیرد.


اگر در بین روزهایی که باید پی در پی روزه بگیرد، عذری مثل حیض یا سفری که در رفتن آن مجبور است، برای او پیش آید، بعد از برطرف شدن عذر واجب نیست روزه ها را از سر بگیرد، بلکه بقیه را بعد از برطرف شدن عذر به جا می آورد.


اگر به چیز حرامی روزه خود را باطل کند، چه آن چیز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا یا به جهتی حرام شده باشد، بنا بر احتیاط کفاره جمع بر او واجب می شود، یعنی باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام آنها یک مد که تقریبا ده سیر است گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد، و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هر کدام آنها را که ممکن است باید انجام دهد.


اگر روزه دار دروغی را به خدا و پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت دهد، کفاره جمع که تفصیل آن در بالا گفته شد، بنابر احتیاط بر او واجب می شود.


اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه کار دیگری غیر از جماع که روزه را باطل می کند انجام دهد، برای همه آنها یک کفاره کافی است.


اگر روزه دار کاری که حلال است و روزه را باطل می کند، انجام دهد، مثلا آب بیاشامد و بعد کار دیگری که حرام است و روزه را باطل می کند انجام دهد، مثلا غذای حرامی بخورد یک کفاره کافی است.


اگر روزه دار آروغ بزند و چیزی در دهانش بیاید، چنانچه عمدا آن را فرو ببرد، روزه‏اش باطل است و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب می شود، و اگر خوردن آن چیز حرام باشد، مثلا موقع آروغ زدن خون یا غذایی که از صورت غذا بودن خارج شده به دهان او بیاید و عمدا آن را فرو برد، باید قضای آن روزه را بگیرد و بنابراحتیاط کفاره جمع هم بر او واجب می شود.


اگر نذر کند که روز معینی را روزه بگیرد، چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را باطل کند، باید یک بنده آزاد نماید، یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد.


اگر به گفته کسی که می گوید مغرب شده افطار کند، و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و کفاره بر او واجب می شود. ولی اگر خبر دهنده عادل بوده، فقط قضای آن روزه واجب است.


کسی که عمدا روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، یا پیش از ظهر برای فرار از کفاره سفر نماید، کفاره از او ساقط نمی شود، بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتی برای او پیش آمد کند، بنابر احتیاط کفاره بر او واجب است.


اگر کسی عمدا روزه خود را باطل کند و بعد عذری مانند حیض یا مرض برای او پیدا شود، کفاره بر او واجب نیست.


اگر یقین کند که روز اول ماه رمضان است و عمدا روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفاره بر او واجب نیست.


اگر انسان شک کند که آخر رمضان است یا اول شوال و عمدا روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اول شوال بوده، کفاره بر او واجب نیست.


انسان نباید در بجا آوردن کفاره کوتاهی کند، ولی لازم نیست فورا آن را انجام دهد.


اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نیاورد، چیزی بر آن اضافه نمی شود.


کسی که باید برای کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، اگر به شصت فقیر دسترسی دارد، نباید به هر کدام از آنها بیشتر از یک مد که تقریبا ده سیر است طعام بدهد، یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید، ولی چنانچه انسان اطمینان داشته باشد که فقیر طعام را به عیالات خود می دهد یا به آنها می خوراند، می تواند برای هر یک از عیالات فقیر اگرچه صغیر باشند یک مد به آن فقیر بدهد.


کسی که قضای روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمدا کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، باید به ده فقیر هر کدام یک مد که تقریبا ده سیر است طعام بدهد، و اگر نمی تواند بنابر احتیاط واجب باید سه روز پی در پی روزه بگیرد.


جاهایی که فقط قضای روزه واجب است: بازگشت به بالا


در چند صورت فقط قضای روزه بر انسان واجب است و کفاره واجب نیست:


اول: آنکه روزه دار در روز ماه رمضان عمدا قی کند.


دوم: آنکه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصیلی که در بالا گفته شد تا اذان صبح از خواب سوم بیدار نشود.


سوم: عملی که روزه را باطل می کند بجا نیاورد، ولی نیت روزه نکند یا ریا کند یا قصد کند که روزه نباشد.


چهارم: آنکه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک روز یا چند روز روزه بگیرد.


پنجم: آنکه در ماه رمضان بدون این که تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده و نیز اگر بعد از تحقیق با این که گمان دارد صبح شده، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضای آن روزه بر او واجب است. ولی اگر بعد از تحقیق گمان یا یقین کند که صبح شده و چیزی بخورد، و بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست، بلکه اگر بعد از تحقیق شک کند که صبح شده یا نه و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست.


ششم: آنکه کسی بگوید صبح نشده و انسان به گفته او کاری که روزه را باطل می کند انجام هد، بعد معلوم شود صبح بوده است.


هفتم: آنکه کسی بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نکند، یا خیال کند شوخی می کند و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.


هشتم: آنکه به گفته کس دیگر که عادل باشد افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.


نهم: آنکه در هوای صاف به واسطه تاریکی یقین کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است ولی اگر در هوای ابر به گمان این که مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست.


دهم: آنکه برای خنک شدن یا بی جهت مضمضه کند، یعنی آب در دهان بگرداند و بی اختیار فرو رود، ولی اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، یا برای وضو مضمضه کند و بی اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.


اگر غیر آب چیز دیگری را در دهان ببرد و بی اختیار فرو رود، یا آب داخل بینی کند و بی اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.


مضمضه زیاد برای روزه‏دار مکروه است، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است‏سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد.


اگر انسان بداند که به واسطه مضمضه، بی اختیار یا از روی فراموشی آب وارد گلویش می شود، نباید مضمضه کند.


اگر در ماه رمضان بعد از تحقیق یقین کند که صبح نشده و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نیست.


اگر انسان شک کند که مغرب شده یا نه، نمی تواند افطار کند، ولی اگر شک کند که صبح شده یا نه، پیش از تحقیق هم می تواند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد.


احکام روزه قضا: بازگشت به بالا


اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه‏های وقتی را که کافر بوده قضا نماید، ولی اگر مسلمانی کافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه‏های وقتی را که کافر بوده باید قضا نماید.


روزه‏ای که از انسان به واسطه مستی فوت شده باید قضا نماید، اگرچه چیزی را که به واسطه آن مست‏شده برای معالجه خورده باشد، بلکه اگر نیت روزه کرده و مست‏شده و در حال مستی روزه را ادامه داده تا از مستی خارج شده باشد، بنا بر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام کند و بعدا قضا نماید.


اگر برای عذری چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه وقت عذر او برطرف شده، می تواند مقدار کمتر را که احتمال می دهد روزه نگرفته قضا نماید، مثلا کسی که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی داند پنجم رمضان از سفر برگشته یا ششم، می تواند پنج روز روزه بگیرد. و نیز کسی هم که نمی داند چه وقت عذر برایش پیدا شده، می تواند مقدار کمتر را قضا نماید، مثلا اگر در آخرهای ماه رمضان مسافرت کند و بعد از رمضان برگردد و نداند که بیست و پنجم رمضان مسافرت کرده یا بیست‏و ششم، می تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را قضا کند.


اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضای هر کدام را که اول بگیرد مانعی ندارد، ولی اگر وقت قضای رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، باید اول، قضای رمضان آخر را بگیرد.


اگر قضای روزه چند رمضان بر او واجب باشد، و در نیت معین نکند روزه‏ای را که می گیرد قضای کدام رمضان است، قضای سال اول حساب می شود.


کسی که قضای روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضای روزه او تنگ نباشد، می تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل نماید.


اگر قضای روزه ماه رمضان شخص دیگری را گرفته باشد، می تواند بعد از ظهر روزه را باطل کند، اگرچه احتیاط آن است که باطل نکند.


اگر به واسطه مرض یا حیض، روزه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه‏هایی را که نگرفته، برای او قضا کنند، اگر چه مستحب است.


اگر به واسطه مرضی روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضای روزه‏هایی را که نگرفته بر او واجب نیست، و باید برای هر روز یک مدکه تقریبا ده سیر است طعام، یعنی گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. ولی اگر به واسطه عذر دیگری، مثلا برای مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقی بماند، روزه هایی را که نگرفته باید قضا کند و احتیاط مستحب آن است که برای هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد.


اگر به واسطه مرضی روزه رمضان را نگیرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولی عذر دیگری پیدا کند که نتواند تا رمضان بعد قضای روزه را بگیرد، باید روزه‏هایی را که نگرفته، قضا نماید. و نیز اگر در ماه رمضان غیر مرض، عذر دیگری داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد، روزه‏هایی را که نگرفته، باید قضا کند.


اگر در ماه رمضان به واسطه عذری روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آینده عمدا قضای روزه را نگیرد، باید روزه را قضا کند و برای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها هم به فقیر بدهد.


اگر در قضای روزه کوتاهی کند تا وقت تنگ شود و در تنگی وقت عذری پیدا کند، باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد، بلکه اگر موقعی که عذر دارد، تصمیم داشته باشد که بعد از برطرف شدن عذر روزه های خود را قضا کند، و پیش از آن که قضا نماید در تنگی وقت عذر پیدا کند، باید قضای آن را بگیرد، و احتیاط واجب آن است که برای هر روز هم یک مد غذا به فقیر بدهد.


اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد از آن که خوب شد اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت داشته باشد، باید قضای رمضان آخر را بگیرد و برای هر روز از سالهای پیش یک مد که تقریبا ده سیر است، طعام یعنی گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.


کسی که باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، می تواند کفاره چند روز را به یک فقیر بدهد.


اگر قضای روزه رمضان را چند سال تاخیر بیندازد، باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.


اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد، باید قضای آن را به جا آورد و برای هر روز دو ماه روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا رمضان آینده قضای آن روزه را به جا نیاورد، برای هر روز نیز دادن یک مد طعام لازم است.


اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد و در روز کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، یک کفاره کافی است.


بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر باید قضای نماز و روزه او را به تفصیلی که در رساله گفته شده بجا آورد، ولی قضای روزه مادر بر پسر واجب نیست.


اگر پدر غیر از روزه رمضان، روزه واجب دیگری را مانند روزه نذر نگرفته باشد، باید پسر بزرگتر قضا نماید.






http://roshd.ir

[ad_2]

لینک منبع

آیا همه روزه ها واجب هستند؟ روزه های مستحب و حرام را میشناسید؟

[ad_1]

آیا همه روزه ها واجب هستند روزه های مستحب و حرام را میشناسید

روزه عید فطر و قربان حرام است و نیز روزی را که انسان نمی داند آخر شعبان است یا اول رمضان, اگر به نیت اول رمضان روزه بگیرد, حرام می باشد


روزه مستحبی اولاد اگر اسباب اذیت پدر و مادر یا جد شود، جایز نیست، بلکه اگر اسباب اذیت آنان نشود، ولی او را از گرفتن روزه مستحبی جلوگیری کنند، احتیاط واجب آن است که روزه نگیرد.


اگر پسر بدون اجازه پدر روزه مستحبی بگیرد و در بین روز پدر او را نهی کند، باید افطار کند.


کسی که می داند روزه برای او ضرر ندارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر دارد باید روزه بگیرد و کسی که یقین یا گمان دارد که روزه برایش ضرر دارد اگرچه دکتر بگوید ضرر ندارد باید روزه نگیرد و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست، مگر آن که به قصد قربت بگیرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.


اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال ترس برای او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، مگر آن که به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.


کسی که عقیده‏اش این است که روزه برای او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه برای او ضرر داشته، باید قضای آن را بجا آورد.


غیر از روزه‏هایی که گفته شد، روزه‏های حرام دیگری هم هست که در کتابهای مفصل گفته شده است.


روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان مکروه است.


روزه های مستحب


روزه تمام روزهای سال غیر از روزه های حرام و مکروه که گفته شد مستحب است و برای بعضی از روزها بیشتر سفارش شده است که از آن جمله است:


1- پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه، و چهارشنبه اولی که بعد از روز دهم ماه است و اگر کسی اینها را بجا نیاورد مستحب است قضا نماید و چنانچه اصلا نتواند روزه بگیرد مستحب است برای هر روز یک مد طعام یا 6/12 نخود نقره به فقیر بدهد.


2- سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.


3- تمام ماه رجب و شعبان و بعضی از این دو ماه اگر چه یک روز باشد.


4- روز عید نوروز، روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذی قعده، روز اول تا روز نهم ذی حجه، روز عرفه ولی اگر بواسطه ضعف روزه، نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند، روزه آن روز مکروه است، عید سعید غدیر،18 ذی حجه، روز اول و سوم محرم، میلاد مسعود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، 17 ربیع الاول روز مبعث ‏حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، 27 رجب و اگر کسی روزه مستحبی بگیرد واجب نیست آن را به آخر برساند بلکه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت کند، مستحب است دعوت او را قبول کند و در بین روز افطار نماید.




http://roshd.ir

[ad_2]

لینک منبع