انگیزه متجاوز از تجاوز چیست؟ آیا تجاوز عملی مجرمانه است؟

[ad_1]

انگیزه متجاوز از تجاوز چیست آیا تجاوز عملی مجرمانه است

متجاوز در هر صورت مجرم قطعی است و به هیچ بهانه ای نمی توان حکم به تجاوز به کسی را داد بیمار روانی حادی که کنترلی بر جسم و روان خویش ندارد, موردی استثناست که از این بررسی خارج بوده و به این بهانه نباید این گزاره را مخدوش کرد


در ابتدا برخی گزاره های درست را درباره تجاوز بیان می کنم:


١. بیشتر قربانیان تجاوز زنان هستند؛ اما در میان کودکان هم پسران و هم دختران تقریبا به یک اندازه قربانیان تجاوز هستند.


٢. کسی که مورد تجاوز قرار گرفته، در هر صورت بی گناه است؛ یعنی حتی اگر قتل عمد صورت داده باشد، مستوجب تجاوز نیست.


٣. متجاوز در هر صورت مجرم قطعی است و به هیچ بهانه ای نمی توان حکم به تجاوز به کسی را داد (بیمار روانی حادی که کنترلی بر جسم و روان خویش ندارد، موردی استثناست که از این بررسی خارج بوده و به این بهانه نباید این گزاره را مخدوش کرد).


٤. احساس شرم قربانی تجاوز بیجاست؛ یعنی فشار و نگاه اجتماعی و برچسب زدن به او باعث این امر می شود. در واقع جایی نباید برای احساس شرم وجود داشته باشد.


٥. رفتار دیگران با قربانی تجاوز باید به صورت حمایتی باشد و به این صورت نباشد که او را لکه ننگ و دامان عفت او را آلوده شده بپندارند. قربانی می تواند شخصی نجیب و پاک دامن باشد.


٦. هنگامی که احساس شرم و گناه را از قربانی بزداییم؛ سپس او را ترغیب به بیان شکایت و اظهار آن می کنیم تا در برابر متجاوزان سکوت اختیار نکرده و به ظالمان راه ندهیم.


از دیدگاه مرتون هنگامی که وسایل مشروع برای رسیدن به هدف در اختیار فرد نباشد، یکی از مکانیسم هایی که برمی گزیند نوآوری است؛ یعنی راه رسیدن به هدفش را تغییر می دهد. نوآوری مفهومی با بار معنایی مثبت نیست؛ بلکه خنثی است. از دیدگاه همین جامعه شناس ممکن است شخص عصیان کند؛ یعنی حتی اهداف را نیز قبول نداشته باشد. از دیدگاه بوردیو، جامعه شناس فرانسوی، عادت واره افراد است که متشکل از گرایش ها و تمایلاتشان است و آنها را به سوی افکار و کنش های خاصی سوق می دهد. عادت واره محصول تاریخ و تجارب زیسته فرد است و به صورت تجمعی در زندگی فرد و حتی قبل از زندگی فرد (چون ما میراث دار وقایع و رفتار های گذشتگان مان نیز هستیم) تکوین می یابد؛ یعنی به صورت اجتماعی شده و محصول شرایط اجتماعی و تاریخی (خانواده، آموزش و …) وجود دارد و ساختمان ذهنی افراد این گونه شکل می گیرد و تحت ویژگی ها و محدودیت های ساختاری عمل می کند.


درباره متجاوزان نیز عادت واره آنها به شکلی تکوین یافته است که با توجه به ویژگی های میدان و شرایط عینی قبل از وقوع تجاوز، آنها را مرتکب این عمل کرده است (این امر به هیچ عنوان به معنای بی اختیار دانستن متجاوز و سلب مسئولیت از او نیست). وقتی که میدان زندگی اجتماعی ویژگی های محدود کننده و حتی مسدود کننده برقراری راه های ارتباط دو جنس را تشویق می کند و سرمایه های مورد نیاز برای کامیابی در عرصه جذب جنس مخالف (خصوصا جذب زنان) در دسترس نیست (خصوصا سرمایه مادی و اقتصادی) و مخاطب نیز داوطلب این گونه سرمایه خود را نشان می دهد، جا برای راهبردها و استفاده از سرمایه های جایگزین به صورت غیرمشروع باز می شود. به طور خلاصه نیز می توان موارد زیر را در راستای این موضوع برشمرد: بیش تحریکی (شرایط میدانی) عصبیت و خوی برتری جویی (عادت واره ناشی از ساختمان ذهنی و تجارب گذشته). محدودیت های مصنوعی و محرومیت های غیرطبیعی و نبود مجاری و کانال ها. مکانیسم تلافی جویانه (یعنی برای جبران کمبود در دیگر بخش های زندگی خود)، نوآوری یا عصیان، تنوع طلبی و آرزوهای دور و دراز (می تواند ناشی از تصویر پروپاگاندای رسانه ای و مقایسه وضعیت دیگران با وضعیت خویش باشد).




امیر محمدیان خراسانی

[ad_2]

لینک منبع

چرا فساد آکادمیک در دانشگاه در کارهای اساتید و دانشجویان غوغا میکند؟

[ad_1]

چرا فساد آکادمیک در دانشگاه در کارهای اساتید و دانشجویان غوغا میکند

درباره فساد آکادمیک که گریبان برخی استادان دانشگاه را مانند برخی دانشجویان آن گرفته, چه می توان گفت که سخن تکراری مانند همه آنچه از استادانی که خود از این آسیب ها برکنار نبوده و نیستند شنیده ایم, نباشد
بیایید از این زاویه به مسئله نگاه کنیم فساد آکادمیک در دانشگاه چنان ریشه دار و ساختاری است که نه به شکل فساد به چشم می آید و نه می توان چشم بر آن بست عمده مناسبات دانشگاهی یا خود مفسدانه اند یا حداقل فسادخیز هستند به این معنا که هر کس بخواهد در این سیستم وارد شود و رشد کند, چاره ای جز تن دادن به این مناسبات ندارد


درباره فساد آکادمیک که گریبان برخی استادان دانشگاه را مانند برخی دانشجویان آن گرفته، چه می توان گفت که سخن تکراری مانند همه آنچه از استادانی که خود از این آسیب ها برکنار نبوده و نیستند شنیده ایم، نباشد؟


به عنوان مثال، زمانی که تنها استادتمام فلسفه دانشگاه تهران که چندین نسل دانشجویان او که امروز بسیاری در کسوت استادی هستند، به دلیل دانش و تدریس ستایشش می کنند، به خاطر انتشار کتاب های انگلیسی که چیزی جز رونویسی از کتاب های خارجی نبوده اند، در یک بنگاه نشر اینترنتی بی اعتبار رسوا می شود و روی بازگشت به کشور را ندارد، آیا می توان مانند برخی استادان بیرون مانده از نهاد دانشگاه – که البته از منابع سیاسی و علمی دیگر بهره کافی دارند – نه تنها او که تمام نهاد دانشگاه ایرانی را به باد ناسزا – و در واقع انتقام شخصی و سیاسی – گرفت؟


بیایید از این زاویه به مسئله نگاه کنیم: فساد آکادمیک در دانشگاه چنان ریشه دار و ساختاری است که نه به شکل فساد به چشم می آید و نه می توان چشم بر آن بست. عمده مناسبات دانشگاهی یا خود مفسدانه اند یا حداقل فسادخیز هستند؛ به این معنا که هر کس بخواهد در این سیستم وارد شود و رشد کند، چاره ای جز تن دادن به این مناسبات ندارد.


بنابراین، دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترا از ابتدا تلاش می کند به خواست استادش برای تولید انبوه مقالات بی ارزش تن دهد (و گرنه نمره پایان نامه اش کسر خواهد شد)، نام استاد را در صدر مقالات خود بگنجاند (اعم از اینکه آن مقاله سخن تازه و درستی داشته باشد یا نه)، با عددسازی، رونویسی و انبوه سازی محتوا پایان نامه ای را دفاع کند که استاد راهنما و مشاور آن را نخوانده اند، استاد داور هم بنا بر مناسبات خود با استادان راهنما و داور درباره آن سخت گیری یا سهل گیری می کند (هرچند این پایان نامه ارزش چاپ به صورت کتاب ندارد و مخاطب عام و خاص در بازار آزاد و رقابتی خارج از دانشگاه به این محتوا کمترین وقعی نخواهند نهاد) و… .


به همین طریق، در مقام استاد هم باید این فرایند مقاله سازی (که در ادبیات سیاست مداران ما، از آن با عنوان «تولید علم» یاد می شود و ملاک مناسبی برای ارزیابی رشد علمی در کشور است، عطف به تعداد مقالات منتشرشده در مجلات داخلی و خارجی، به خصوص مجلات ISI) را پی گرفته و نیز دانشجویان بیشتری را در دوره ارشد و دکترا برای راهنمایی یا حداقل مشاوره پایان نامه فریب دهد تا بتواند به عنوان مربی، استادیار، دانشیار و استادتمام، ارتقای علمی (که در واقع فقط یک نوع ارتقای شغلی و دریافت حقوق و مزایای بیشتر است) کسب کند.


از انتشار کتاب تألیف و ترجمه هم نباید غفلت کرد؛ چه بهتر تألیف کتاب به زبان خارجی در یک نشر خارجی باشد که هیچ کس در داخل از کیفیت محتوای آن سردر نمی آورد، اما اعتبار علمی و ارتقای شغلی بیشتری را در پی خواهد داشت.


در چنین ساختاری، حتی بهترین استادان هم ناچارند خود را با همین روش ها تطبیق دهند، وگرنه در تنازع بقای داروینی جنگل آکادمیک ایران، محکوم به نابودی خواهند بود.


بنابراین، نمی توان یک استاد را به خاطر افشای چنین مسائلی محکوم و با طرد او، خیال خود را از بابت فسادستیزی بدون ملاحظه کیفیت علمی استاد و اهمال در شدت برخورد، راحت کرد. چراکه او نه علت این فساد که معلول و در واقع قربانی ساختار فاسد است.




رضا نساجی

[ad_2]

لینک منبع

چرا سالمندان مورد آزار و سو استفاده جوانان قرار میگیرند؟ آیا پای انگیزه های مالی در میان است؟

[ad_1]

چرا سالمندان مورد آزار و سو استفاده جوانان قرار میگیرند آیا پای انگیزه های مالی در میان است

سازمان جهانی بهداشت با انتشار گزارشی اعلام کرد که از هر شش سالمند یک نفر برخی از اشکال سوءاستفاده را تجربه می کند و پیش بینی می شود با بالا رفتن سن جمعیت جهان, این آمار افزایش یابد


در این گزارش آمده است تقریبا ۱۶ درصد افراد ۶۰سال به بالا در معرض سوءاستفاده روانی قرار گرفته و موارد دیگری نظیر سوءاستفاده مالی، مورد بی توجهی قرار گرفتن، سوءاستفاده جسمی و جنسی از آنان نیز به ترتیب ۸/۶، ۲/۴، ۶/۲ و ۹/۰ درصد است. نتایج این تحقیق براساس اطلاعات موجود از ۵۲مطالعه انجام شده در ۲۸کشور از مناطق مختلف و به ویژه ۱۲کشور با میزان درآمد پایین یا متوسط به دست آمده است. به گفته کارشناسان این سازمان، سوءاستفاده از سالمندان رو به افزایش است و این موضوع برای ۱۴۱ میلیون فرد سالمند در سراسر جهان هزینه های اجتماعی و انفرادی جدی به دنبال دارد.




در ایران نیز به رغم وجود احادیث دینی فراوان که در آنها به تکریم سالمندان سفارش شده است در برخی موارد نیازهای گوناگون عاطفی، اقتصادی و… آنها کاملا پاسخ داده نمی شود. فهرست بلندبالای خانه های سالمندان در کشور نشان می دهد که برخی خانواده ها ترجیح می دهند سالمندان را دور از فضای خانه نگه دارند و در دنیای تاریکی رهایشان کنند. دوره سالمندی با کاهش قوای روانی و جسمی در فرد همراه است. ویژگی های جسمی و روحی ویژه سالمندان آنها را آماج جرایم مختلف قرار می دهد. فرد بزهکار مانند هر انسان عاقلی قبل از ارتکاب جرم به مزایا و خطرات آن می اندیشد، آنها را بررسی کرده و سپس مرتکب جرم می شود. این افراد معمولا سالخوردگان را هدف ارتکاب جرم قرار داده و علیه آنها مرتکب بزه می شوند. سالخوردگان نیز به دلیل ترس از انتقام جویی آنها، عدم توانایی در دفاع از خود، عدم آگاهی از اینکه مورد بزه قرار گرفته اند و… اقدام قانونی مناسب و سریعی علیه فرد بزهکار انجام نمی دهند. متاسفانه حمایت های قانونی مناسب نیز در قبال جبران بزه های صورت گرفته علیه سالمندان وجود ندارد و قانون باید توجه بیشتری به جبران خسارت های مالی و معنوی سالخوردگان پس از وقوع جرم داشته باشد. گاهی فرد سالمند از طرف یکی از اقوام و آشنایان نزدیک خود مورد سوءاستفاده مالی قرار می گیرد. در این صورت در اغلب موارد حتی ارتکاب جرم به مراجع قضائی گزارش نمی شود و مشکل در محیط خانه حل و فصل می شود. این تصمیم در اکثر موارد به نفع سالمند نیست و فرد خاطی خسارت های مالی و روحی او را جبران نمی کند. سالمندان مریض، ناتوان و دارای آسیب های روانی یا مبتلا به افسردگی، بیشتر مورد سوءاستفاده های گوناگون قرار می گیرند، اما حتی افرادی که این ویژگی ها را نداشته باشند نیز می توانند مورد سوءاستفاده واقع شوند.




سوءاستفاده از سالمندان چیست؟




سوء استفاده از سالمندان شامل همه مواردی است که در آنها سالخوردگان مورد تنبیه جسمی، عاطفی یا آسیب روانشناختی قرار می گیرند. همچنین هرگونه استثمار و بهره کشی اقتصادی و غفلت و بی توجهی ارادی یا غیرارادی مراقبان نسبت به سالمندان نیز در زمره سوءاستفاده از آنها قرار می گیرد. اعمالی مانند سیلی زدن، هل دادن، حبس کردن، لگد زدن، نیشگون گرفتن، سوزاندن، محروم کردن از غذا، گاز گرفتن و… جزو سوءاستفاده های جسمی محسوب می شوند. دامنه سوءاستفاده عاطفی یا روانشناختی متغیر است و می تواند شامل دادن القاب، بی اعتنایی به آنها، ترساندن و تهدید کردن یا هر عملی که باعث ترس، فشار، غصه های روانی و دردهای عاطفی سالمند باشد. سوءاستفاده های جنسی، از نمایش جنسی، اجبار شخص به هرزه نگاری و… تا تجاوز به عنف متغیر است. سوء استفاده های اقتصادی نیز یکی از شایع ترین انواع سوءاستفاده از سالمندان است. استثمار اقتصادی مانند استفاده نادرست از اموال سالمندان و اختلاس اموال آنها به صورت کلاهبرداری، گرفتن پول به بهانه های واهی، جعل، انتقال و تغییر مالکیت و دارایی به زور، خریداری کالاهای گرانبها با پول افراد سالمند بدون مطلع کردن آنها و ممانعت از دسترسی افراد سالمند به خانه یا سرمایه هایشان است.




دلایل سوءاستفاده از سالمندان




سوءاستفاده از سالمندان دلایل متعددی مانند مسائل خانوادگی، جنبه های فرهنگی و… دارد. اگر پرستار یا مسئول فرد سالخورده، خود از نظر فیزیکی یا ذهنی بیمار باشد احتمال سوءاستفاده های گوناگون از سالمندان بیشتر می شود. افرادی که از سالمندان مراقبت می کنند باید آموزش های لازم را برای برخورد با آنها دیده باشند تا برای مدیریت رفتارهای دشوار و پیش بینی نشده فرد بناچار از نیرو و جبر فیزیکی خود استفاده نکنند. وابستگی مالی فردی که مراقب سالمند است امکان سوءاستفاده مالی از او را افزایش می دهد. عکس این شرایط نیز خطرآفرین است و اگر فرد سالخورده کاملا از نظر مالی به مراقب خود وابسته باشد احتمال بدرفتاری با او بیشتر می شود. در برخی موارد به دلیل نبود آرامش در خانه، فرد سالمند ترجیح می دهد به یک مکان امن تر برود و حتی گاهی آسایشگاه سالمندان را ترجیح می دهد. فردی که مراقبت از سالمند را به عهده می گیرد نباید دچار مشکلات حاد روحی و جسمی باشد. برای مثال، مراقب معتاد بیشتر احتمال دارد که فرد سالخورده را مورد سوءاستفاده قرار دهد. فرد مراقب باید به بهبود شرایط روحی و جسمی خود توجه کند، زیرا گاهی مراقبت از سالمند سبب خسارت های روحی و جسمی فراوانی در او می شود. بنابراین به ویژه افرادی که از سالخوردگان مبتلا به آلزایمر نگهداری می کنند باید زمانی از روز را به استراحت ذهنی و تمدد اعصاب اختصاص دهند.




راهکارهای مقابله با سوءاستفاده از سالمندان




واقعیت آن است که آگاهی بخشی به سالمندان در مورد سوءاستفاده های احتمالی گوناگون از آنها تا حدودی موثر است و فرهنگسازی در این زمینه باید بیشتر متمرکز بر افرادی باشد که با سالمندان در ارتباطند. افراد سالخورده به سبب ویژگی های جسمی و روحی ویژه خود به سادگی آماج آزار و اذیت های مختلف قرار می گیرند و در اغلب موارد نمی توانند از اموال خود به درستی مراقبت کنند یا اجازه تعرض به روح و جسم خود را به افراد گوناگون ندهند. به همین سبب نیاز است که وجدان عمومی جامعه بیدار باشد تا هیچ فردی به خود اجازه تعرض به افراد سالمند را ندهد. اغلب، قانونگذاران قوانینی را برای جلوگیری از بروز انواع خشونت های خانگی علیه زنان و کودکان وضع می کنند، اما کمتر می شنویم که قوانینی به منظور حمایت و جلوگیری از خشونت های خانگی علیه سالمندان تصویب شده باشد. این خلأ قانونی سبب می شود افرادی که به هر دلیل در محیط خانه سالمندان را مورد آزار و اذیت قرار می دهند، قانون بازدارنده محکم و مستدلی را در مقابل خود نبینند.




سوءاستفاده از سالمندان توسط نزدیکان




یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با «آرمان» با اشاره به لزوم فرهنگسازی به منظور تکریم سالمندان در محیط جامعه و خانواده می گوید: احترام به سالمندان و بزرگسالان نه تنها در عرف جامعه بلکه در دین اسلام نیز جایگاه ویژه ای دارد. در قانون نیز علاوه بر قانونگذاری برای جوانان، قوانینی به منظور حمایت از سالخوردگان تصویب می شود. سمیه محمودی می افزاید: در اکثر موارد سوءاستفاده های گوناگون از سالمندان توسط افراد نزدیک و خانواده آنها صورت می گیرد. این مشکل از تغییر فرهنگ در سطح جامعه ناشی می شود، زیرا سفارشات دینی و عرفی درباره تکریم سالخوردگان در حال فراموشی است. با توجه به فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی کشور باید این مفاهیم و ارزش ها به فرهنگ ایرانیان بازگردانده شود و افراد جامعه اجازه ورود و رخنه فرهنگی خارج از عرف و دین به فرهنگ خود ندهند.




او خاطرنشان می کند: با توجه به برگزاری جلساتی در فرمانداری ها با حضور مسئولان سازمان بهزیستی به منظور حمایت از سالمندان، انتظار آن است که این جلسات به معنای واقعی به احقاق و استیفای حقوق آنها کمک کند. محمودی می گوید: برای مثال، وقتی از یک سالمند کلاهبرداری می شود چندین عامل در وقوع این جرم تاثیرگذارند. فرد مجرم از نظر اقتصادی وضعیت نامناسبی دارد یا از پایگاه اعتقادی و اجتماعی مناسبی برخوردار نیست. او می افزاید: واضح است فردی که از جنبه های اقتصادی، روانی و اجتماعی موقعیت و شرایط مناسبی دارد، هرگز یک سالمند، کودک یا زن را مورد تعرض یا آزار قرار نمی دهد و اغلب این افراد از کمبودهای عاطفی، مسائل شدید اقتصادی یا موقعیت تضعیف شده اجتماعی رنج می برند که آنها را به ارتکاب جرم، تعرض و آزار رساندن به این قشر آسیب پذیر جامعه تشویق می کند. این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس می افزاید: در محیط خانواده همواره به بحث تکریم سالخوردگان تاکید شده، اما مشغله کاری افراد یا دلایل متعدد دیگر، سبب انتقال افراد سالمند به آسایشگاه می شود.




اما به شخصه معتقدم تمام علل عنوان شده در مورد هرگونه سوءاستفاده از سالمندان، ناشی از فاصله گرفتن جامعه از مباحث عمیق دینی و عرفی درباره تکریم والدین و سالخوردگان است. این فاصله سبب سردرگمی افراد جامعه و سوء استفاده از سالمندان می شود. محمودی می افزاید: والدین می توانند روحیه احترام به سالمندان و توجه به حقوق آنها را در شخصیت کودک تقویت کنند. بی توجهی به آنها سبب وخامت شرایط موجود می شود و مشکلات اجتماعی جامعه را افزایش می دهد. او با اشاره به نقش سازنده سازمان های مردم نهاد در حمایت از سالمندان، تاکید می کند: باید بخش های مختلف مردم را درگیر حل مسائل اجتماعی کرد و حل همه مشکلات را نباید به دولت سپرد. متاسفانه آگاهی بخشی کافی نسبت به عملکرد سمن های مختلف در بین افراد جامعه انجام نشده است. موسوی می افزاید: با حمایت های معنوی دولت از این سمن ها و نظارت وزارت کشور، می توان امیدوار بود زمانی ارائه خدمات آسایشگاه های سالمندان را به سمن ها بسپاریم و سالخوردگان بتوانند در محیط خانواده از این حمایت ها بهره مند شوند. این سازمان ها می توانند در زمینه تکریم و احترام به سالمندان نیز فرهنگسازی کنند.

[ad_2]

لینک منبع

چرا دهه شصتی ها ازدواج نمی کنند؟آیا ممکن است نرخ باروری ایرانیان به صفر برسد؟آیا جمعیت ایران کاهش می یابد؟

[ad_1]

چرا دهه شصتی ها ازدواج نمی کنند آیا ممکن است نرخ باروری ایرانیان به صفر برسد آیا جمعیت ایران کاهش می یابد

پیش بینی می شود در نسلی که در حدود سال شصت به دنیا آمده اند, آمار کسانی که ازدواج نمی کنند به حدود ۱۵ درصد افزایش یابد
۲ نوع نگرش نسبت به وضعیت باروری داریم یکی نگرش مقطعی و دیگری نگرش نسلی در شرایط فعلی و با توجه به ساختار سنی جمعیت کشور, باروری مقطعی تحت تأثیر وضعیت اقتصادی اجتماعی حال حاضر کشور قرار دارد محاسبات انجام شده با روش های مختلف نشان داده که میزان باروری کشور در سال ۱۳۹۰ بین ۱ ۸ تا ۲ ۱ در نوسان بوده است اما باید توجه داشت که ملاک برنامه ریزی ها باید باروری نسلی باشد چرا که باروری مقطعی می تواند متأثر از شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی حاضر باشد


رییس انجمن جمعیت شناسی ایران گفت: پیش بینی می شود در نسلی که در حدود سال ۱۳۶۰ به دنیا آمده اند، آمار کسانی که ازدواج نمی کنند به حدود ۱۵ درصد افزایش یابد.




محمدجلال عباسی شوازی، استاد جمعیت شناسی دانشگاه تهران و رئیس انجمن جمعیت شناسی ایران افزود: ۲ نوع نگرش نسبت به وضعیت باروری داریم: یکی “نگرش مقطعی” و دیگری “نگرش نسلی”. در شرایط فعلی و با توجه به ساختار سنی جمعیت کشور، باروری مقطعی تحت تأثیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی حال حاضر کشور قرار دارد. محاسبات انجام شده با روش های مختلف نشان داده که میزان باروری کشور در سال ۱۳۹۰ بین ۱.۸ تا ۲.۱ در نوسان بوده است. اما باید توجه داشت که ملاک برنامه ریزی ها باید باروری نسلی باشد؛ چرا که باروری مقطعی می تواند متأثر از شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی حاضر باشد.




باروری نسلی باید ملاک برنامه های جمعیتی قرار گیرد نه باروری مقطعی




وی در این زمینه با ذکر مثالی گفت: ممکن است در جامعه به محلی مانند کوی دانشگاه تهران مراجعه کنیم و از دختران دانشجو سئوال کنیم که آیا ازدواج کرده اند؟ یا اینکه آیا بچه دارند یا خیر؟، طبیعی است که این افراد ازدواج نکرده باشند و یا اینکه ازدواج کرده و به خاطر تحصیل و اشتغال یا شرایط دیگر، فرزندآوری شان را به تأخیر انداخته باشند؛ اما اگر ۱۵ یا ۲۰ سال بعد به دنبال همین افراد برویم و از آنها سئوال کنیم، پاسخ شان متفاوت خواهد بود و اکثریت این افراد ازدواج کرده و با توجه به روند کنونی باروری، ممکن است اکثر آنها حداقل ۱.۸ فرزند را داشته باشند. پس آن چیزی که در برنامه ریزی ها باید ملاک قرار گیرد، باروری نسلی است.




وی کشور ایتالیا را نمونه ای از کشورهای با سطح باروری بسیار پایین دانست که میزان باروری مقطعی آن در حدود ۱.۳ است، اما میزان باروری نسلی آن بالاتر از ۱.۵ محاسبه شده است. عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و رئیس موسسه مطالعات جمعیتی گفت: ما اخیرا میزان باروری نسلی در ایران را برای نسل های ۱۳۰۵ تا ۱۳۵۰ (نسل هایی که باروری آنها کامل شده است) محاسبه کردیم، این محاسبه نشان داد که رقم میزان باروری نسلی بالاتر از رقم باروری مقطعی آن است. نتایج این تحقیق نشان داد که در زمان انقلاب اسلامی که میزان باروری مقطعی در حدود ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده بود، اما باروری نسلی روند خیلی آرام داشته و حتی پایین تر از باروری مقطعی بوده است. بنابراین پیام این است که ما در برنامه ریزی های جمعیتی می بایست باروری نسلی را که یک باروری کامل شده است مدنظر قرار دهیم و نباید نگران نوسانات مقطعی باروری باشیم. در کشورهایی که باروری پایین و بسیار پایین را تجربه کرده اند، ملاک برنامه ریزی شان باروری نسلی بوده است. در کشور ما نیز میزان باروری نسلی بالاتر از میزان مقطعی آن است و ممکن است افراد باروری شان را به تأخیر بیاندازند ولی وقتی به سن بالاتری برسند، بخش زیادی از این باروری تاخیری تکمیل خواهد شد.




عباسی شوازی گفت: وقتی باروری در سطح بالایی قرار دارد، تأثیر ازدواج و سن آن بر سطح باروری خیلی کم است؛ اما وقتی میزان باروری به سمت جانشینی سوق پیدا می کند، اثر ازدواج روی پایین باروری خیلی تأثیرگذار است. هم اکنون در کشورهایی مثل ژاپن و هنگ کنگ در آسیای جنوب شرقی، در تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر باروری، حدود دو سوم علل باروری پایین را افزایش سن ازدواج و تأخیر در ازدواج شکل می دهد. علت آن هم این است که بر خلاف کشورهای اروپایی که در آنها هم خانگی (cohabitation) به عنوان یک عرف به شمار می رود و قانونی شده است و بخشی از فرزندآوری در این قالب شکل می گیرد، در کشورهای آسیای جنوب شرقی و کشورهای اسلامی این شیوه زندگی جایز نیست و در این کشورها چنانچه موضوع ازدواج جدی گرفته نشود، سطح باروری کاهش پیدا خواهد کرد.




وی افزود: بر اساس مطالعه ای که اخیراً انجام داده ایم، افراد بدون فرزند، در گذشته در حدود ۴ درصد بوده اند که از این رقم، ۳ درصد به نازایی طبیعی و یک درصد نیز به افراد ازدواج نکرده مربوط بوده است؛ اما در سال های اخیر، سهم مربوط به افراد هرگز ازدواج نکرده به حدود ۶ درصد و سهم مربوط به نازایی طبیعی نیز به ۴ درصد رسیده است. از این رو، در حال حاضر حدود ۱۰ درصد زنان نسل ۱۳۵۰ که فرزندآوری آنها تکمیل شده است بدون فرزند هستند که در بین آنها، روند افزایشی سهم ازدواج نکرده ها مهم است. همچنین پیش بینی می شود در نسلی که در حدود سال ۱۳۶۰ به دنیا آمده اند، آمار کسانی که ازدواج نمی کنند به حدود ۱۵ درصد افزایش یابد. البته در ارتباط با شیوع ناباروری در کشور کمی اغراق گویی می شود که نادرست و غیرکارشناسی است، اما باید روند افزایشی افراد ازدواج نکرده را جدی گرفت که لازم است در سیاست های جمعیتی و خصوصاً به لحاظ اشتغال پایدار مورد توجه قرار گیرند.




نرخ باروری هرگز صفر نخواهد شد




علیرضا زاهدیان، معاون مرکز آمار ایران نیز با اشاره کرد به این که اخیراً در تیتر برخی از رسانه ها این موضوع عنوان می شود که “نرخ باروری” در سال های آتی صفر خواهد شد. اما لازم است توجه داشت که نرخ باروری هیچ گاه صفر نخواهد شد مگر اینکه همه مادران یک کشور عقیم شوند، و این اتفاقی است که هیچگاه نخواهد افتاد. اما احتمال صفر شدن “نرخ رشد جمعیت” وجود دارد و این اتفاق در برخی کشورها رخ داده است. از این رو، این دو از یکدیگر متفاوتند و لازم است رسانه ها به آن توجه داشته باشند تا اشتباه صورت نگیرد.




وی سپس به تشریح وضع نرخ باروری در کشور پرداخت و گفت: مرکز آمار ایران طی چند سناریو، پیش بینی هایی را در این زمینه انجام داده است. بر اساس سناریوی اول، نرخ باروری در سال ۱۳۹۰ در حدود ۱.۸ بوده و در صورت ادامه یافتن همین نرخ، به احتمال بسیار زیاد، نرخ رشد جمعیت کشور بین سال های ۱۴۲۵ تا ۱۴۳۰ صفر می شود. بر اساس سناریوی دوم، اگر نرخ باروری به ۵/۲ فرزند برسد، تا افق سال های مذکور، نرخ رشد جمعیت در حدود ۰.۶ خواهد بود. اما نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ نشان داد که به طور متوسط، سالیانه در حدود ۹۵۵۰۰۰ نفر به جمعیت کشور اضافه شده و این تعداد، تا حدودی از نگرانی ها کاست. بر این اساس می توانیم بگوییم که پیش بینی سطح پایین نرخ باروری اتفاق نیافتاده است.




معاون مرکز آمار ایران به نگرانی های مطرح شده در حوزه جمعیت کشور اشاره کرد و اظهار داشت: در حال حاضر و به طور کلی، جمعیت کشور از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده از نظر کمیت، نگرانی خاصی وجود ندارد و اگر نگرانی هایی هم احساس شود مربوط به آینده است. ایشان به افزایش تعداد موالید در کشور طی سال های اخیر اشاره کردند و گفتند. ما توانستیم در سال ۱۳۹۴ به یک میلیون و پانصد و هفتاد هزار تولد برسیم که این رقم بالایی است. البته در سال ۱۳۹۵ شاهد اندکی کاهش بودیم و این رقم به یک میلیون و پانصد و سی هزار نفر رسید. بخشی از این تعداد موالید بالا به متولدین دهه سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ مربوط می شود که در حال عبور از سن باروری هستند. دلیل دیگر نیز برای تعداد بالای موالید در این سال ها، تغییر سیاست های جمعیتی کشور است که در این زمینه تأثیرگذار بوده است. ایشان تعیین سهم تأثیرگذاری هر یک موارد برشمرده را نیازمند تحقیقات تخصصی دانستند و نتایج سرشماری جدید را نیز در این زمینه کمک کننده برشمردند.




زاهدیان افزود: متولدین سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ که از تعداد زیادی برخوردار بودند، وقتی به سنین ۲۴-۲۰ سال رسیدند، باروری کشور تغییر چندانی نکرد؛ پنج سال بعد نیز وقتی این نسل به سنین ۲۹-۲۵ سال رسیدند، باز هم تغییر قابل توجهی در باروری کشور رخ نداد. اما وقتی به سنین ۳۴-۳۰ سال رسیدند، میزان باروری بیشتر شد و این روند ادامه دارد بنابراین باید توجه داشت که در این مقطع زمانی، ما به سیاست های شتابزده جمعیتی نیاز نداریم و ابتدا لازم است از پتانسیل عظیم جوانان که به حد کافی هستند استفاده کنیم و توجه داشته باشیم که میل به فرزندآوری در بین جوانان وجود دارد..




نکته ای که باید توجه داشته باشیم این است که وقتی میزان موالید یک جمعیت به یک باره زیاد می شود (مثل سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵که افزایش شدید موالید را تجربه کردیم و حدود دو میلیون و دویست هزار الی دو میلیون و چهارصد هزار نوزاد در سال متولد شدند)، آن نسل پرشمار در هر دوره سنی ، از ابتدایی تا مرحله سالمندی، با مسایل و چالش های متعددی روبرو خواهند شد. از طرفی، این نسل وقتی به سنین سالمندی می رسند، فرزند کافی ندارند تا از طرف آنها مورد حمایت قرار گیرند. در کشور ما، اعداد و ارقام موجود نشان می دهند که بحران سالمندی شروع نشده اما از هم اکنون لازم است این موضوع مورد توجه قرار گیرد. بنابراین در کنار کمیت جمعیت، می بایست برای کیفیت آن هم برنامه ریزی شود.




معاون مرکز آمار ایران در پاسخ به سئوال دیگری در ارتباط با علت کاهش نرخ رشد جمعیت کشور گفت: متغیرهای مختلفی در کاهش نرخ رشد جمعیت مؤثر بوده اند. شرایط اقتصادی موجب شد تا جوانان دیرتر ازدواج کنند؛ و اگر ازدواج می کنند، فرزند اول را با تأخیر بیاورند و بین فرزندان نیز فاصله بیشتری بگذارند. آموزش عالی و اشتغال پایدار جزء اولویت های اول قرار گرفت؛ همچنین تحولات فرهنگ و سیاست های جمعیتی گذشته مواردی هستند که باعث شدند میزان باروری در کشور کاهش پیدا کند. اما در این برهه که به دنبال افزایش باروری هستیم، فقط تغییر سیاست ها را داریم و فرهنگمان همان فرهنگ تغییر نیافته سال های اخیر است. وی گفت: با توجه به تحقیقاتی که انجام داده ایم، جوانان به طور میانگین، حداکثر به ۲.۳ فرزند فکر می کنند؛ ولی در عمل در حدود ۱.۹ فرزند تحقق یافته و این نشان می دهد که آن تعدادی هم که جوانان مطلوب می دانند، تحقق پیدا نمی کند.




وی در پاسخ به این سئوال که چه نگرانی‎هایی در مورد کیفیت جمعیت وجود دارد، اظهار داشت: زمانی که ما میزان باروری در سال ۱۳۹۰ را ۱.۸ اعلام کردیم، این میزان در گیلان و مازندران ۱.۳، در استان های تهران و البرز ۱.۴ و در استان اصفهان ۱.۵ بود و در مقابل، در استان های سیستان و بلوچستان و هرمزگان بالاتر از ۳ بود و این نشان می دهد که در استان هایی که امکانات بیشتری وجود دارد، میزان باروری کمتر است. از طرف دیگر، میزان باروری مادران باسواد، کمتر از ۱.۵ و در مادران بی سواد در حدود ۳ است. همچنین میزان باروری خانوارهایی که از توانایی مالی بالاتری برخوردارند در حدود ۱.۴ است. این ارقام حاکی از آن است که مسأله اقتصادی، تنها مسأله موجود نیست و لازم است در زمینه فرهنگ سازی اقدامات بیشتری صورت پذیرد.

[ad_2]

لینک منبع

چه کسی مقدار آیات یک سوره و نام سوره ها را معین کرده است؟ و به چه دلیلی این اسامی را معین کرده است؟

[ad_1]

چه کسی مقدار آیات یک سوره و نام سوره ها را معین کرده است و به چه دلیلی این اسامی را معین کرده است

تعیین مقدار آیات یک سوره توسط شخص نبی اکرم ـ صلی الله علیه و اله ـ صورت گرفته است یا به عبارتی امری توقیفی بوده و رأی و نظر صحابه در آن دخالت نداشته است


الف: تعیین مقدار آیات


تعیین مقدار آیات یک سوره توسط شخص نبی اکرم ـ صلی الله علیه و اله ـ صورت گرفته است یا به عبارتی امری توقیفی بوده و رأی و نظر صحابه در آن دخالت نداشته است.[1]




طبق روایات وارده جبرئیل هرگاه فرود می آمد و آیاتی به همراه داشت موضع و جایگاه هر آیه ای را در سوره تعیین می کرد و آن گاه رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ آن را بر یارانش قرائت می کرد و به نویسندگان وحی فرمان می داد که آن را در جای خود بنگارند.[2]




عثمان بن ابی العاص گوید: ما نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ بودیم و دیدیم که دیدگان خود را بالا برده و سپس آن را در نقطه ای متمرکز کرد و پس از آن فرمود: جبرائیل هم اکنون بر من فرود آمد و گفت آیهٔ:« إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی وَیَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ[3]؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می‏دهد؛ و از فحشا و منکر و ستم‏، نهی می‏کند؛ خداوند به شما اندرز می‏دهد، شاید متذکّر شوید!» را در این جایگاه از سوره قرار دهم.[4] و مواردی دیگر از این احادیث و روایات وجود دارد که گویای مطالب فوق است.




در مورد سوره ها نیز تمام سوره ها جز سورهٔ توبه با « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» شروع و با « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» سورهٔ بعدی تمام می شد.




ب: تعیین نام سوره ها


هر سوره ای در قرآن کریم، همزمان با حیات رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دارای نام و عنوان یا نام ها و عناوینی بوده است که از طریق وحی معین و مشخص گردید و به اصطلاح اسامی سوره ها نیز امری توقیفی و با صلاح دید شخص پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و به فرمان خدا نام گذاری شده است.[5] و پس از وفات پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در طی مرور زمان هر سوره و حتی بسیاری از آیات به خاطر خصوصیات و مزایا و یا اشتمال آن ها بر مسائل و موضوعات خاصی دارای عناوین و اسامی دیگر نیز گردید؛ که از جانب علماء به آن سور و آیات داده شد. مثلاً در فقه و اصول اسلامی بسیاری از آیات دارای اسامی وعنوان های خاصی شدند که به عنوان نمونه می توان به چند مورد اشاره کرد:




آیهٔ تطهیر، آیهٔ نفی سبیل ، آیهٔ نبأ و رکون و … .[6]




ج: علل «نام» و تعیین محدوده سوره ها


1ـ اعجاز قرآن: خداوند متعال با مشخص کردن جایگاه آیات و سور آن و هم چنین بخش بخش کردن آن ها توسط رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در مقابل معاندین قرآن ، از آن ها تقاضای آوردن سوره و یا سوره هایی مثل قرآن می نماید.




2 ـ آسان کردن کار بر مردم و تشویق آنان بر یاد گرفتن و آموختن و حفظ کردن قرآن: زیرا اگر قرآن کریم یک متن به هم پیوسته بود حفظ و فهمش دشوار می گشت و کار مشکل بود اما با مشخص شدن آیات و سوره ها و بخش بخش شدن،راحت تر می توان آن را حفظ کرد.




3 ـ دلالت هر آیه و سوره ای بر موضوعات خاص : هر آیه و سوره ای بر موضوع سخن و محور کلام دلالت می کند، چون در هر آیه و سوره ای موضوع روشن است.




4 ـ شادمانی قاری قرآن با پایان دادن سوره ای : چون قاری و خواننده سوره ای ، سوره یا بابی از کتاب را به پایان برده و دیگری را آغاز کند شادمان تر و خرسندتر می گردد و بر تحصیل بقیهٔ آن بیش تر برانگیخته می شود[7] و دوست دارد که بیش تر بخواند و استفاده کند. بدین جهت قرآن به اجزایی تقسیم شده است.




پی نوشت ها:


[1]. معرفت، محمد هادی، علوم قرآن، قم، انتشارات مؤسسهٔ فرهنگی انتشاراتی التمهید، 1378 ش، ص 111 ؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1379 ش، ص 581.


[2]. ر.ک: رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص 574.


[3]. نحل/ 90.


[4]. حجّتی، محمد باقر، تاریخ قرآن، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376 ش، ص 68.


[5]. ر.ک: معرفت، محمد هادی، علوم قرآن، ص 112.


[6]. ر.ک: حجتی، سید محمد باقر، علوم قرآن، ص 98.


[7]. ر.ک: رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص 580.




منبع: andisheqom.com

[ad_2]

لینک منبع

آموزش و پرورش معلم میخواهد استخدام کند یا مانکن؟

[ad_1]

آموزش و پرورش معلم میخواهد استخدام کند یا مانکن

چند روز قبل خبری منتشر شد در مورد توصیه نامه ای که شورای عالی آموزش وپرورش در قالب یک مصوبه ابلاغ کرده بود, چراکه تأکید دارد جذب معلمان جدید در آموزش وپرورش باید مطابق فاکتورهای فیزیکی و ظاهری و هیچ گونه نقص ظاهری و عملکردی انجام پذیرد, به طوری که قد و وزنشان طبیعی باشد و چهره و صورت خوبی داشته باشند هرچند متن خبر حتی روی کیفیت گفتار و کلام هم تأکید کرده و گفته معلم نباید لکنت زبان داشته باشد همگان آگاه هستند که تصور انتشار چنین مصوبه ای می تواند چقدر برای فعالان سلامت به خصوص سلامت روان جامعه نگران کننده باشد همه ما خاطراتی از معلمانی که جانباز بودند یا در ناحیه یا از بدن خود کم توان بودند, داشته ایم چرا باید چنین افراد ارزشمندی از آموزش به فرزندان این مملکت محروم شوند


چند روز قبل خبری منتشر شد در مورد توصیه نامه ای که شورای عالی آموزش وپرورش در قالب یک مصوبه ابلاغ کرده بود، چراکه تأکید دارد جذب معلمان جدید در آموزش وپرورش باید مطابق فاکتورهای فیزیکی و ظاهری و هیچ گونه نقص ظاهری و عملکردی انجام پذیرد، به طوری که قد و وزنشان طبیعی باشد و چهره و صورت خوبی داشته باشند . هرچند متن خبر حتی روی کیفیت گفتار و کلام هم تأکید کرده و گفته معلم نباید لکنت زبان داشته باشد! همگان آگاه هستند که تصور انتشار چنین مصوبه ای می تواند چقدر برای فعالان سلامت به خصوص سلامت روان جامعه نگران کننده باشد. همه ما خاطراتی از معلمانی که جانباز بودند یا در ناحیه یا از بدن خود کم توان بودند، داشته ایم. چرا باید چنین افراد ارزشمندی از آموزش به فرزندان این مملکت محروم شوند؟


جامعه تلویزیونی


ارائه و ترویج تعریف کمال انسانی در خصوصیات صرفا ظاهری و فیزیکی از ابتدای قرن بیستم شیوع پیدا کرد و صنعت مد و تبلیغات و سینما در غرب هم در پیشبرد این ساختار ارزشی سهم عمده ای داشتند. به تدریج این نگرش به انسان سبب ایجاد مشکلاتی شد که شبیه نوعی وسواس و اجبار زیبایی در میان جوانان و مخصوصا زنان غربی بود. توقف و تثبیت توجه روی ظاهر انسان سبب می شود فردیت آدم ها اسیر مسابقه زیبایی و جذابیت بدنی شود و این رقابت بی پایان در خارج از حوزه مهم و حیاتی توانایی و ظرفیت های درونی، معنوی و روحانی انسان ادامه یابد. مسابقه بالا هیچ پایانی ندارد و وقتی زیبایی اغراق شده و تصنعی تبدیل به کالای بازار فرهنگ عموم شد، هیچ موقفی برای عطش و حرص ناشی از آن نیست و این بازی پیش می رود و وقت و انرژی و هزینه مادی و انسانی می تراشد. جامعه شناسی مثل پی یر بوردیو چنین جامعه ای را «تلویزیونی» می نامد که همه منابعش در خدمت نمایش ظاهر و پوسته بیرونی اش روی صحنه فرهنگ عمومی است. آدم ها در این جامعه بردگان بی جیره ومواجب صنعت پنهان زیبایی و ظاهرپنداری هستند و هیچ عمق و معنایی ندارند. گذشته از خطرات عمومی نظام ارزشی زیبایی محور، می شود گرفتاری های فردی در حوزه سلامت روان افراد جامعه این چنینی را هم مشاهده کرد. رواج بی قاعده جراحی های زیبایی، مصرف بی رویه مواد آرایشی و بیماری های خاص در زمینه تصویر بدن یا همان «اختلال بدریخت پنداری» را می توان از عوارض فردی این گفتمان دانست.


زنگ خطر


چندسالی می شود که اولیای جامعه و فرهنگ غربی متوجه آشفته بازار زیبایی شده اند. آنها به درستی دریافته اند که شهروند غربی جنبه ها و شئون مهم دیگری هم در حیاتش دارد که توجه بیش از حد و اغراق شده به ظواهر بدن سبب غفلت از آنها می شود و جلوی شکوفایی کامل او را می گیرد. آنها به دامان واقعیت طبیعت بشری بازگشته اند و دریافته اند انسان طبیعی و نرمال لزوما چنین عروسکی و مصنوعی نیست و نباید باشد. حتی مدل های معلول و چاق را به شوهای لباس آورده اند تا بیننده دریابد که واقعیت زندگی منحصر به تناسب اندام های خارجی آدمیزاد نیست. در صنعت اسباب بازی هم تغییراتی ایجاد شده که کودکان آرام آرام عروسک ها و شخصیت هایی را ببینند که شبیه خودشان و والدین شان در دنیای واقعی هستند نه موجوداتی باربی گونه و کمرباریک با زیبایی اغراق شده. در این میان آموزش وپرورش به عنوان پایه ای ترین مکان شکل گیری نظام و نگرش ارزشی انسان جایگاه ویژه ای دارد.


مشکلات و گرفتاری های ما


می دانیم در کشور ما سالانه مبالغ هنگفتی از تولید سرانه پای خرید اجبارگونه لوازم و مواد آرایشی صرف می شود. همچنین اطلاع داریم که ایران از نظر شیوع جراحی های زیبایی و پروسیجر های کاسماتیک در صدر فهرست جهانی قرار دارد. عطش لاغری و تناسب اندام و خوشگلی و خوش تراشی هم در فرهنگ عمومی ما بالاست و کسی نیست که تحت تأثیر آن نباشد. در این فضا ناگهان می شنویم که در نظام آموزش وپرورش ما هم قرار است صرفا معلمان بی عیب و نقص را پذیرش و استخدام کنند!! این رویه اگر آغاز شود و پیش برود، چه پیامی برای کودکان این جامعه و چه پیامدهایی برای فرهنگ عمومی ما خواهد داشت؟ درحالی که تمام دنیا و حتی شروع کنندگان ماراتن فرساینده زیبایی در غرب اکنون دریافته اند که ابعاد دیگر وجودی انسان با این نگرش نادیده گرفته می شود، چگونه است که ما به صورت پایه ای قصد داریم فرزندانمان را وارد بازی بی برنده و بی سرانجام زیبایی و تناسب اندام تصنعی و دست ساز کنیم؟ امیدوارم این مصوبه واقعیت نداشته باشد یا در ادامه تصحیح شود چراکه اثراتی جبران ناپذیر در کوتاه مدت و درازمدت روی سلامت روان و جسم آحاد این جامعه خواهد داشت.




مجتبی ارحام صدر

[ad_2]

لینک منبع

چرا جوانان تحصیل کرده در کردستان کولبر میشوند؟

[ad_1]

چرا جوانان تحصیل کرده در کردستان کولبر میشوند

باقر احمدی همراه با ده ها کولبر که در میان آنها از نوجوان 14, 15 ساله تا پیرمرد 70 ساله دیده می شوند اجناس قاچاق را به گرده می گیرد و صخره های سخت و بلند را پشت سر می گذارد تا نانی به کف آورد هر چند وقتی فهمید قرار نیست تحصیلات و تخصص گره گشای گره کور معیشت و زندگی اش باشد, برای تأمین هزینه های زندگی به جمع کولبران پیوست


دلمان می گیرد وقتی می بینیم همه این افتخارات برای جوان 27ساله مریوانی هیچ گشایشی به همراه نداشته و او همچنان مجبور است برای گذران زندگی در کوه های صعب العبور کولبری کند. ورود اجناس قاچاق از مرز حکایت تلخی است که هرچند وقت یک بار نیز با سقوط مرگبار از کوه های سخت و مرگ چند نفر از این کولبران تلخ تر هم می شود. تصویر جوان کولبر 27 ساله که با وجود تحصیلات عالی و کسب رتبه 12 آزمون دکتری برای تأمین هزینه های زندگی اش کولبری می کند، بسرعت برق در فضای مجازی منتشر شد.




«باقر احمدی» همراه با ده ها کولبر(که در میان آنها از نوجوان 14، 15 ساله تا پیرمرد 70 ساله دیده می شوند) اجناس قاچاق را به گرده می گیرد و صخره های سخت و بلند را پشت سر می گذارد تا نانی به کف آورد. هر چند وقتی فهمید قرار نیست تحصیلات و تخصص گره گشای گره کور معیشت و زندگی اش باشد، برای تأمین هزینه های زندگی به جمع کولبران پیوست.




آرزویی که برآورده نشد




باقر احمدی فرزند دوم و تنها پسر خانواده است. در یکی از روستاهای اطراف مریوان به دنیا آمده اما چند سالی است همراه خانواده در محله فرمانداری مریوان زندگی می کند. باهوش بود و از کودکی استعداد بسیاری در تحصیل داشت. بسرعت می آموخت و در کنار کمک به پدر در کشاورزی، درس را نیز با جدیت و نمره های خوب ادامه می داد. او از کودکی و موفقیت های تحصیلی اش این گونه می گوید: تنها پسرخانواده بودم و به پدرم در کشاورزی کمک می کردم. از دوران ابتدایی علاقه زیادی به ریاضی داشتم و همیشه بهترین نمره های کارنامه ام نمره ریاضی ام بود. با علاقه زیادی که به درس داشتم و توصیه پدرم که می گفت باید درس بخوانی تا بتوانی آینده روشنی داشته باشی، تحصیلاتم را تا دیپلم در مریوان ادامه دادم و با توصیه معلم ها برای ادامه تحصیل در دانشگاه سنندج رشته ریاضی محض را انتخاب کردم.




علاقه زیادی به دنیای بیکران ریاضی داشتم و هرچه از تحصیلم می گذشت بیشتر می فهمیدم که رشته مورد علاقه ام را پیدا کرده ام. در ادامه رشته برنامه ریزی شهری همان چیزی بود که می خواستم. همیشه دوست داشتم برای شهرم کاری بتوانم انجام بدهم و مهم ترین نکته برای ساماندهی شهر برنامه ریزی مناسب است. دغدغه همیشگی من ساماندهی شهرم بود. اینکه می توانستیم با ایجاد فضای سبز مبلمان شهری را تغییر بدهیم و روح تازه ای به کالبد شهر بدهیم. همین علاقه باعث شد تا پس از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی برای ادامه تحصیل رشته برنامه ریزی شهری را انتخاب کنم و در دانشگاه باهنر کرمان پذیرفته شدم. با شوق زیاد درس می خواندم و تنها آرزویم این بود در جایی مشغول به کار شوم که بتوانم به شهرم خدمت کنم. در این مدت تأمین هزینه های تحصیل برای من سخت بود و این هزینه ها را گاهی با کمک های پدر یا گاهی با کارگری تأمین می کردم. در کنار تحصیل چندین مقاله در زمینه مبلمان شهری و فضای سبز نوشتم و آنها را به شهرداری و شورای شهر دادم.




سال 95 فارغ التحصیل شدم و بازهم تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم. در کنکور دکتری شرکت کردم و با کسب رتبه 12 در رشته برنامه ریزی شهری قبول شدم. اما این ابتدای راه بود و باید مرحله مصاحبه را پشت سر می گذاشتم. متأسفانه وقتی برای مصاحبه به چند دانشگاه از جمله دو دانشگاه در تهران آمدم اعلام کردند نمی توانند مرا بپذیرند. اولویت اول آنها دانشجویان خودشان بود و با اعمال سلیقه اجازه ندادند تا تحصیلاتم را ادامه بدهم.




وی از روزهای سخت پس از فارغ التحصیلی گفت و ادامه داد: مرحله سخت زندگی من آغاز شد. دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم، اما با وجود کسب رتبه خوب هیچ دانشگاهی مرا نپذیرفت. از طرف دیگر برای تأمین هزینه های زندگی دنبال کار بودم اما هرجا که رفتم با در بسته مواجه شدم.




به شهرداری و فرمانداری مراجعه کردم اما با وجود تحصیلات مرتبط آنها اعلام کردند نیروی کار نیاز ندارند. به استانداری مراجعه کردم ولی آنها گفتند نمی توانند نیرو جذب کنند. این وضعیت تنها برای من نبود و بسیاری از جوانان کردستان به همین دلیل بیکار هستند. متأسفانه درحالی که برخی در دستگاه های دولتی چند شغله هستند بسیاری از جوانان از بیکاری رنج می برند.




بیکاری با روحیه یک جوان کرد سازگاری ندارد و به همین دلیل برخی از آنها به ناچار مسافرکشی یا کارهای متفرقه می کنند و برخی دیگر نیز با کولبری هزینه های زندگی شان را تأمین می کنند. من هم مدتی بیکار بودم اما دیگر نمی توانستم به این وضعیت ادامه بدهم، همین بود که از 9 ماه قبل به جمع کولبرها اضافه شدم. آن روزها به دلیل علاقه ای که به کشتی داشتم وارد این ورزش شدم و کشتی می گرفتم و به دلیل فیزیک بدنی خوبی که داشتم مربی ام آینده خوبی را به من وعده می داد اما مجبور شدم ورزش را هم رها کنم.




لقمه نانی به قیمت جان




نیمه های شب سکوت کوهستان با صدای نفس های کولبرانی که مسیر سنگلاخی را بالا می آیند شکسته می شود. فریاد افتادن یکی از آنها از بالای صخره ای بلند صدایی است که گوش ها به آن عادت کرده است. ترس از کمین نیروهای مرزبانی و نرسیدن محموله به مقصد همراه همیشگی آنها است. باقر از این ترس ها و لحظات تلخی که هر بار با افتادن یکی از کولبرها تجربه می کند این گونه می گوید: در منطقه اورامانات بسیاری از جوانان که مثل من بیکار هستند کولبری می کنند. در میان آنها نوجوان 14، 15ساله تا پیرمرد 90ساله به چشم می خورند و هر یک به توانایی جسم شان بار را بر دوش گرفته و مسیر کوهستان را طی می کنند. بیشتر اجناسی که حمل می کنیم کفش، کنترل تلویزیون و پوشاک و منسوجات است و بعد از گذشتن از مرز کوهستانی آنها را به صاحبان بار تحویل می دهیم.




برای هر کیلو بار 5 هزار تومان می گیریم با عبور از مرز وارد خاک عراق شده و بار را به پشت می بندیم و مسیر کوهستانی و صخره های بلند را در پیش می گیریم تا وارد خاک ایران شویم. در این میان گاهی اوقات در کمین نیروهای مرزبانی گرفتار می شویم و باید محموله را تا پاسگاه که در ارتفاع قرار دارد حمل کنیم و به مأموران تحویل بدهیم. هیچ ضمانتی برای محموله های قاچاق وجود ندارد و اگر در کمین مأموران گرفتار شویم باید بار قاچاق را به آنها تحویل بدهیم تا آنها ما را رها کنند. معمولاً محموله هایی که تا 30 کیلوگرم وزن دارند را حمل می کنم تا بتوانم از مسیر باریک کوهستانی عبور کنم. کار ما از نیمه های شب آغاز می شود و پس از عبور از کوهستان ظهر محموله ها را به صاحبان آنها در خاک ایران تحویل می دهیم. بارها شاهد سقوط کولبران و مرگ دلخراش آنها بودم. امسال 5نفر از کولبرها از کوه پرت شدند و کشته شدند و یک نفر از آنها نیز با تیری که خورد، مجروح شد.




وی ادامه داد: دراینجا کولبرها به قیمت جان خودشان نان بر سر سفره می برند و این واقعیت تلخی است که وجود دارد. خانواده ام بارها با کار من مخالفت کرده اند اما چاره ای ندارم. یکی از روزها وقتی همه کولبرها از کوه بالا می رفتیم از خودم و آنها عکسی به یادگار گرفتم و آن را برای پسردایی ام فرستادم. چند روز بعد در کنال تلگرام مریوان عکس خودم را دیدم و متوجه شدم پسردایی ام این عکس را در این کانال قرار داده است.




پس از انتشار این عکس بود که بسیاری متوجه شدند من فارغ التحصیل کارشناسی ارشد هستم و در کنکور دکتری نیز پذیرفته شده بودم. برخی می گفتند ممکن است انتشار این عکس برای من دردسرساز شود اما این موضوع برای من اهمیتی ندارد زیرا کولبری واقعیت تلخی است که نمی توان آن را نادیده گرفت. نمی خواهم به این فکر کنم که با وجود تحصیلات عالی نمی توانم برای شهرم و مردمم مفید باشم.

[ad_2]

لینک منبع

عید فطر 96/عید فطر ، پیام صلح برای همه مسلمانان جهان دارد

[ad_1]

عید فطر 96 عید فطر , پیام صلح برای همه مسلمانان جهان دارد

فطر از نگاه واژه شناسی با فطرت انسان, پیوند دارد و شب و روز این عید, تعالی روح, معنا, معنویت و فطرت را مدنظر قرار می دهد فطرت الله التی فطر الناس علیها در مناسک این روز, نکاتی وجود دارد که انسان حس می کند به صورت بسیار جدی نه به شکل ظاهری و صوری, تحول رفتاری برخاسته از ماه میهمانی خدا را مدنظر دارد


در آستانه عیدی بزرگ و روزی بسیار بااحترام قرار داریم که هم پیامبر گرامی اسلام و هم رهبران اسلامی، خواستار توجه جدی جامعه به آن شده و اهمیت آن را بیان کرده اند. فطر از نگاه واژه شناسی با فطرت انسان، پیوند دارد و شب و روز این عید، تعالی روح، معنا، معنویت و فطرت را مدنظر قرار می دهد؛ «فطرت الله التی فطر الناس علیها». در مناسک این روز، نکاتی وجود دارد که انسان حس می کند به صورت بسیار جدی نه به شکل ظاهری و صوری، تحول رفتاری برخاسته از ماه میهمانی خدا را مدنظر دارد. اردوی یک ماهه ای که اگر به تحول رفتاری نینجامد، یعنی شیوه رفتار روزه بگیران و برگزار کنندگان عید فطر تغییر نکرده باشد، اردوی مؤثری نبوده است. در آداب روز آخر ماه مبارک آمده است که با این ماه خداحافظی کنید. یعنی افرادی که یک ماه در میهمان سرای باری تعالی با دعوت پیامبر خاتم حضور داشته اند، با این وداع نشان دهند مسیر و مشی رفتاری را تغییر داده و درس هایی فراگرفته اند که در ١١ ماه دیگر سال به آن وفادار خواهند ماند. اگر زیست اجتماعی و رفتار فردی تغییر نکرده باشد، چگونه به شادمانی عید بپردازیم؟ اگر در رمضان هم به روی انسان ها در مسجد آتش گشودند و مرد و زن بی گناه و در حال نیایش در خیابان ها و مجامع را به خاک و خون کشیدند یا در کلیسا، کنیسه و معبد دست به جنایت زدند، می توانند در قنوت نماز خود بگویند: «الذی جعلته للمسلمین عیدا»؟ اگر اسلام دین رحمانی است این همه خشونت چرا؟




اگر در لیبی، عراق، سوریه، یمن، بحرین و پاکستان حتی در کشورهای غیراسلامی و در اروپا می بینیم به دست مسلمان نمایان، بدترین نوع خشونت با انسان ها صورت می گیرد، معلوم می شود رمضان دعوت کننده به فکر، تعقل و تدبر پشت سر گذاشته نشده است. در داخل ایران در روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان، مردم عزیز ما در کنار مسئولان با دهان روزه، برای دفاع از حق مظلومانی که در گوشه ای از این جهان تحت حبس، غل و زنجیر صهیونیست ها قرار دارند، به شکل میلیونی در شهرها و روستا به تظاهرات پرداختند. اگر کسانی در این عرصه به رئیس جمهور یک کشور بزرگ اسلامی که اقتدار، عزت و سربلندی در بین کشورها و خاورمیانه دارد، حمله و توهین می کنند، معلوم می شود نه تنها تحول رفتاری در رمضان به دست نیاورده اند بلکه عقبگرد هم داشته اند. کارهای به دور از آداب و اخلاق و پافشاری بر خشونت و سنگدلی آن هم درباره هم وطنانی که مثل خشونت طلبان نمی اندیشند، یعنی فرامین دین و مبانی روشن انقلاب اسلامی و قانون اساسی از سوی این افراد درک نشده است. در قنوت زیبای نماز عید می گوییم به دنبال کرامت و شرف روزافزون هستیم پس چه جریان مخوفی پشت این صحنه ها قرار دارد که رئیس جمهور، معاون اول ایشان، نایب رئیس مجلس و چهره های مورد احترام مردم باید با اهانت و برخوردهای خشن مواجه شوند؟ باید هر انسانی در رفتارهای ناپسند خود تجدید نظر کند و به فطرت الهی برگردد. متأسفانه با رفتار برخی افراد، پیام رمضان ایران برای جهان نه تنها مخدوش می شود بلکه ما را سرافکنده می کند. در عید فطر نزدیک به سه میلیارد مسلمان روی کره زمین در جنوب شرق آسیا، در مغرب عربی، در آفریقا، آسیا، خاورمیانه و اروپا و آمریکا از هر نژاد و زبان به پیشوای خودشان پیامبر اسلام درود می فرستند و با شعار وحدت، لحظه های عید فطر و دیدن هلال ماه را آغاز می کنند و ندای توحید سر می دهند. نگارنده در این شب در بلاد مختلف اسلامی حضور داشته است. مسلمان ها به این شب و روز اهتمام بسیار دارند و از پنج روز مانده به آن، فرزندان خود را شبیه عید نوروز ما به خرید لباس نو می برند. می خواهند به آنها بیاموزند که قرار است بعد از این ماه، وارد مرحله جدیدی شویم که یک ماه حضور در یک کلاس بزرگ، عامل آن است. باید رفتار ما انسانی تر، رفتارهای ما با همسر، فرزندان و پدر و مادر شایسته تر و انسانی تر باشد. فروشندگان و خریداران، کارمندان ادارات با مردم، کارکنان شهرداری ها با ارباب رجوع، بزرگان دینی و سیاسی در سنجیدگی، وقار و مهربانی با مردم بلاد خود، رفتار انسانی تری در پیش بگیرند. مسائل اصولی مانند نجات جامعه انسانی از بحران طبیعت، آب، اشتغال و فقر جدی گرفته شود. میلیارد ها نفر در سراسر جهان زکات فطره می پردازند تا نگاهی نمادین به لزوم ریشه کنی فقر و نابرابری در جامعه داشته باشند. در آستانه تنفیذ حکم رئیس جمهور باعزت ایران، دکتر روحانی هستیم. حال که ساعات آخر میهمانی خدا را می گذرانیم، همه با هم عهد کنیم کشور را در کمال امنیت، آرامش با اخلاق متعالی اسلامی به سمت اقتدار و عزت پیش ببریم و با آغاز دولت جدید بعد از ماه رمضان، مسیر تازه ای را برای همدلی، توسعه و رفاه آغاز کنیم.




محمدرضا نورالهیان

[ad_2]

لینک منبع

بررسی آماری/میزان اختلاف سنی زوجین چقدر در طلاق مؤثر است؟/آیا ازدواج ها با رعایت فاصله سنی صورت میگیرند؟

[ad_1]

بررسی آماری میزان اختلاف سنی زوجین چقدر در طلاق مؤثر است آیا ازدواج ها با رعایت فاصله سنی صورت میگیرند

در مقایسه ازدواج و طلاق در گروه های سنی مختلف می بینیم, با وجود این که آمار طلاق در زوجین هم سن بالاتر است اما آمار ازدواج شان بالاتر از آمار طلاق آن هاست به طوری که عموماً حدود 10 درصد طلاق ها در زوجین هم سن اتفاق می افتد اما حدود 12 درصد ازدواج ها در این گروه انجام می شود


هرساله شاهد ارایه آماری کلی از وضعیت طلاق در کشور هستیم. این آمارها در نگاه اولیه بیان گر افزایش طلاق در کشور است. اما این که دلایل طلاق چیست و در چه سال هایی از ازدواج بیشتر رخ می دهد، در کنار نگاهی به آمار گروه های سنی که دارای بیش ترین میزان ازدواج و طلاق هستند، می تواند جهت پیشگیری از ادامه یافتن روند افزایشی طلاق مؤثر باشد.




هرساله شاهد ارایه آماری کلی از وضعیت طلاق در کشور هستیم. آمارهای طلاق طی سه سال گذشته نشان می دهد، در سال 1393، 163هزار و 569 مورد طلاق، 163 هزار و 765 مورد طلاق در سال 94 و 165 هزار و 981 مورد طلاق در 11 ماه ابتدایی سال 95 رخ داده است که در نگاه اولیه بیان گر افزایش طلاق در کشور است.




همچنین آمارها می گویند که در سال 1393 نسبت ازدواج به طلاق 4.4 است؛ به عبارتی در مقابل هر 4.4 ازدواج ثبت شده، یک طلاق به ثبت رسیده است. این رقم در سال 1394 به 4.2 و در 9 ماهه سال 1395 به 3.9 رسیده است.




تحلیل آماری وضعیت ازدواج و طلاق در کشور کمک بسیاری در ارایه خدمات برای تشکیل یک زندگی خوب و جلوگیری از افزایش طلاق و حتی در ادامه کاهش طلاق می کند. در این گزارش تصمیم به بررسی آماری تأثیر اختلاف سنی روی میزان طلاق داریم. به عبارتی این گزارش به دنبال آن است که ببیند میزان بالا یا پایین بودن و منفی یا ثبت بودن اختلاف سنی، چه تأثیری روی آمار طلاق دارد.




بر همین اساس در ابتدا به بررسی آمارهای ارایه شده از سوی ثبت احوال در رابطه با فراوانی طلاق برحسب فاصله سنی زوجین طی سال های 1393، 1394 و 9 ماهه اول 1395 (آمار کامل سال 1395 ارایه نشده است) می پردازیم.






لزوم بررسی نسبت اختلاف سن زوج به زوجه در زمان ازدواج و طلاق


اعداد جداول طی این سه سال گویای این است که تفاوت چندانی در بروز طلاق براساس اختلاف سن زوج به زوجه رخ نداده است؛ به طوری که همواره بیشترین طلاق ها در زوجین هم سن با بیش از 10 درصد موارد بوده و پس از آن، اختلاف سنی محدوده 2، 3، 4 و 5 سال با بیش از 8 درصد، آمار طلاق ها را در بر می گیرد. در مجموع اطلاعات آماری بالا نشان می دهند که طلاق در بین گروه های سنی که زوج بزرگ تر از زوجه است بیشتر است اما در این بین نکته قابل توجه، اختلاف سن زوج به زوجه در زمان ازدواج است؛ چراکه آمارها نشان می دهد بیشترین ازدواج ها هم در اختلاف سنی صفر سال و بالاتر انجام می شود.




بیشترین ازدواج ها در زوجین هم سن رخ می دهد


با بررسی نسبت اختلاف سنی زوج به زوجه در شروع ازدواج می بینیم بیشترین ازدواج ها در زوجین هم سن اتفاق افتاده است و پس از آن نیز ازدواج در فاصله سنی گروه های تا 9 سال بیشتر رخ می دهد.




ازدواج هم سن ها بیش از طلاق آن هاست


در مقایسه ازدواج و طلاق در گروه های سنی مختلف می بینیم، با وجود این که آمار طلاق در زوجین هم سن بالاتر است اما آمار ازدواج شان بالاتر از آمار طلاق آن هاست؛ به طوری که عموماً حدود 10 درصد طلاق ها در زوجین هم سن اتفاق می افتد اما حدود 12 درصد ازدواج ها در این گروه انجام می شود.




بیشتر طلاق ها در اختلاف سنی نامتعارف رخ می دهد


به طور کلی با مقایسه درصدهای ازدواج و طلاق در فاصله سنی های مشابه و تکرار آن ها در سال های مختلف، مشاهده می شود که میزان طلاق نسبت به میزان ازدواج، در زوجین با اختلاف سنی کم نسبت به دیگر گروه ها کمتر است. حتی در اختلاف سنی منفی نیز عموماً تا 2- یا 3- سال (یعنی زن 2 یا 3 سال از مرد بزرگ تر باشد) میزان ازدواج بیش از میزان طلاق است. در این بررسی ها مشاهده می شود که بیشترین میزان طلاق ها در زوج هایی اتفاق افتاده است که مرد از زن به صورت غیرمتعارفی بزرگ تر یا کوچک تر بوده است. در گروه های فاصله سنی بیش از 10 سال تا بیش از 20 سال و همچنین حالت معکوس، این فاصله که زوج 10 تا 20 سال کوچک تر از زوجه باشد، میزان طلاق به صورت محسوسی بیش از ازدواج است.




رواج بیشتر در ازدواج با اختلاف سنی کمتر


بررسی ها نشان می دهد در مجموع با نسبت گرفتن میان ازدواج و طلاق، اختلاف سنی کمتر زوجین به طور ویژه بین صفر تا سه سال چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی (چه زوج بزرگ تر باشد چه کوچک تر)، منجر به دوام بیشتر ازدواج می شود و در این گروه سنی طلاق بسیار کمتر از ازدواج اتفاق می افتد.




در نهایت نتایج نشان می دهد که می توان عامل سن را به عنوان یک متغیر مؤثر در کاهش میزان طلاق در نظر گرفت.




مهرخانه

[ad_2]

لینک منبع

اگر میخواهید با بچه ها در تعطیلات سفر لذت بخشی داشته باشید، این مقاله را از دست ندهید!

[ad_1]

اگر میخواهید با بچه ها در تعطیلات سفر لذت بخشی داشته باشید, این مقاله را از دست ندهید

به تعطیلات نزدیک می شویم و فصل جذاب سفر وقتی قرار است با بچه ها به سفر بروید, نکات زیادی را باید رعایت کنید
برایتان لیستی را آماده کرده ایم که با توجه به آن, سفر خوشایندتر و لذت بخش تری را تجربه خواهید کرد


1. لیستی از وسایل مورد نیاز فرزندتان را یادداشت کنید: لباس ها، داروها، وسایل بهداشتی، …… تا هنگام بستن وسیله ها، چیزی جا نماند.




2. در نوشتن لیست از فرزندتان کمک بگیرید. در اولین مرحله، اجازه بدهید هر آن چه به فکرش می رسد را در لیست بیاورد، بعد، برایش توضیح بدهید که محدودیتی برای بردن وسیله دارید و مثلا به اندازه یک چمدان کوچک بیشتر نمی تواند وسیله با خودش بیاورد، این فرصت خوبی برای آموزش اولویت بندی است.




3. از وسایل مورد علاقه فرزندتان که به آن ها دلبستگی خاصی دارد، غافل نشوید، اگر لیوان خاص، پتوی قدیمی مخصوص یا عروسکی دارد که به او آرامش می دهد، آن را جا نگذارید، وگرنه ممکن است بعدا واقعا پشیمان شوید.




4. یک موقعیت عالی آموزشی دیگر در بستن وسایل، نحوه قرار دادن وسایل در چمدان است. این که چه چیزهایی را می توان زیر وسایل دیگر قرار داد، چه طور باید لباس ها را تا کرد، چه طور باید کفش ها و مانند آن ها را از سایر وسایل جدا کرد، از شکستنی ها چه طور باید مراقبت کرد و چه طور در مجموع وسایل را چید که بعد، بتوان راحت تر آن ها را پیدا کرد، همه و همه نکاتی عالی برای آموزش هستند.




5. در هر مرحله، سن و توانمندی های فرزندتان را در نظر بگیرید. اجازه بدهید خودش تا جایی که می تواند کارها را انجام بدهد. فراموش نکنید اعتماد به نفس و لذت او، از این که کارها بی عیب و نقص انجام شوند، بسیار مهم تر است.




6. وقتی قرار است وسیله جمع کنید، فقط و فقط به مقصد فکر نکنید. فراموش نکنید که قرار است زمانی را هم در مسیر بگذرانید و اتفاقا این زمان، ممکن است از هر زمان دیگری برای فرزندتان سخت تر و خسته کننده تر باشد.




7. می توانید وسایل بازی ساده و سبکی را همراه با خود ببرید که فرزندتان بتواند در راه از آن ها استفاده کند.




8. زمانی که در مسیر هستید، فرصت خوبی برای گوش کردن به کتاب های صوتی است. می توانید کتاب های صوتی متناسب با سن فرزندتان تهیه کنید و در راه به او فرصت بدهید که به آن ها گوش دهد. بدین ترتیب، هم زمان او را پر کرده اید، هم برای مدتی سرگرم است و هم، در واقع مثل این است که یک کتاب خوانده و مطالعه کرده باشد!




9. وسایل بازی که برای مسیر با خود می برید، باید امن باشند و خطری را متوجه فرزندتان نکنند. از همراه بردن وسایل بازی برنده یا نوک تیز خودداری کنید.




10. در مسیر، بهانه گیری های فرزندتان را فقط با خوراندن انواع خوراکی آرام نکنید. بدین ترتیب، هم او را با مشکلات گوارشی احتمالی در سفر مواجه نمی کنید و هم، به او نمی آموزید که وقتی حوصله اش سر می رود، با خوردن خودش را سرگرم کند. یکی از مشکلات افرادی که اضافه وزن دارند و نمی توانند وزن خود را کم کنند، این است که عادت کرده اند همه احساس های بد خود از جمله بی حوصلگی را با خوردن جبران کنند.




11. شاید برنامه ریزی کرده اید که هر لحظه از سفر را به بهترین نحو بگذرانید، اما همیشه این احتمال وجود دارد که اتفاقات ناخوشایند غیرمنتظره ای بیافتند. ممکن است هوا توفانی شود، به دلیل باران نتوانید بیرون بروید یا یکی از همراهان بیمار شود و مجبور شوید مدتی را در خانه یا هتل بمانید. بهتر است برای این زمان ها هم آماده باشید.




12. همیشه یک برنامه شماره 2 داشته باشید. می توانید حتی قبل از این که به سفر بروید، با فرزندتان صحبت کنید و با مشارکت خودش، برنامه شماره 2 را طرح ریزی کنید. از علاقه هایش بپرسید، او را درگیر موضوع کنید و بگذارید خودش را در این موضوع شریک ببیند. بدین ترتیب، هم یاد می گیرد که چه طور برای موقعیت های زندگی اش بهتر راه حل پیدا کند و هم این که بدون این که غر بزند و گریه کند، از زمانش بهره ببرد.




13. برای این که در موقعیت بحرانی، با فرزندتان درگیر نشوید یا بحث و جدالی پیش نیاید و نیز، بتوانید فرزندتان را بهتر با خودتان همراه کنید، بهتر است برنامه های شماره 2 را یادداشت کنید و با خود ببرید تا در شرایط ویژه، راه حل آماده داشته باشید.




14. وقتی برنامه ای به خوبی پیش نمی رود، از فرزندتان انتظار نداشته باشید که دلخور و ناراحت نشود و با آغوش باز، قبول کند که برنامه ها کنسل شده اند. بنابراین به خاطر ناراحتی اش با او بحث نکنید، در عوض، حرف هایش را بشنوید، نشان بدهید که شما هم ناراحت هستید و احساس او را درک می کنید. بدین ترتیب، او هم یاد می گیرد به جای ایستادن مقابل شما، در کنارتان بایستد و با شما همراهی کند.




15. از بهترین فرصت های سفر، بیرون رفتن از فضای شهری و نزدیک شدن به طبیعت است. طبیعت، پر از فرصت های عالی برای آموزش و بازی است.




16. در محیط های طبیعی، تا جایی که امنیت فرزندتان به خطر نمی افتد، او را آزاد بگذارید. تجربه دویدن در فضای آزاد، لمس گیاهان و قدم گذاشتن روی خاک و در آب، تجربه هایی است که به راحتی در شهر به دست نمی آید.




17. مطالعات زیادی نشان داده اند که خاک و طبیعت، دارای باکتری هایی هستند که باعث شادی در انسان می شوند. محققین حتی مدعی شده اند که زندگی پاکیزه و دور از خاک و گیاه شهری، خود باعث کاهش شادی در افراد شده است. بنابراین اجازه بدهید فرزندتان طعم این شادی را بچشد.




18. از گل ها، گیاهان، برگ ها، حیوانات ریز و درشت و …. برای آموزش به فرزندتان بهره ببرید. وقتی می بینید نسبت به چیزی کنجکاو شده، همان را بهانه ای برای توضیح و آموزش ببینید و برای آن زمان صرف کنید.




19. فکر نکنید ارتباط فرزندتان با فضاهای طبیعی، سلامتی او را به خطر می اندازد. برعکس، مطالعات نشان می دهند که فرزندانی که زیاد از محیط های طبیعی دور می شوند، بیشتر احتمال دارد به بیماری هایی چون آلرژی مبتلا شوند. در واقع اگر بچه ها در سنین کم با طبیعت و محیط های دارای خاک و گرده و … روبرو نشوند، در آینده با احتمال بالاتری، سیستم ایمنی شان واکنش نامناسبی نسبت به این فضاها نشان خواهد داد.




20. برخی اصولی که بعدها در فیزیک و ریاضیات و سایر درس های دوران تحصیل آموخته می شوند، در واقع پایه در اصولی دارند که در طبیعت به چشم می آیند، مانند تغییر حالت مواد، ثابت بودن حجم، ترکیب شدن، …. حتی توضیحاتی ابتدایی در مورد تفاوت ساعت ها، تفاوت های آب وهوایی و تغییرات زمین شناختی را می توانید در زمان مناسب در سفر، یعنی وقتی با آن ها مواجه می شود، به فرزندتان ارائه کنید.




21. بچه ها قبل از این که واقعا خسته شوند و طاقتشان تمام شود، نشانه هایی را در رفتار و گفتار خود نشان می دهند. سعی کنید نسبت به این نشانه ها حساس باشید و به موقع عکس العمل نشان دهید، تا به دردسر نیافتید.




22. امکان برگشتن به هتل یا محل اقامت خود در صورت خستگی فرزندتان را در نظر داشته باشید، مثلا با خودروی خودتان بروید یا حتما شماره تماس تاکسی تلفنی آن محل را همراه داشته باشید.


23. اگر فرزندتان نمی تواند پابه پای بقیه راه برود، امکاناتی برای استراحت او در نظر بگیرید، زمانی را در یک رستوران یا مانند آن به نشستن بگذرانید، یا اگر سنش کم است، کالسکه او را همراه با خود ببرید، مکان مناسبی برای استراحت پیدا کنید و خوراکی های مفید و مغذی همراه داشته باشید.




24. بسیار مهم است که قبل از این که طاقت فرزندتان تمام شود، به داد او برسید، در غیر این صورت به او یاد می دهید که فقط وقتی حسابی داد و بیداد به راه بیاندازد یا روی زمین بنشیند، او را جدی می گیرید و به خواسته اش توجه می کنید. در این صورت، تعجب نکنید اگر کم کم به جای این که بگوید خسته ام، روی زمین بنشیند و دیگر با شما نیاید یا قشقرق به راه بیاندازد و تا او را از آن محل دور نکرده اید، آرام نشود، چون می داند اگر آرام باشد، دیگر به خواسته اش توجهی نمی شود و جوابی هم نمی گیرد. البته این کار را از روی عمد یا برای آزار شما انجام نمی دهد، بلکه این تنها راهی است که شما با رفتار خود به او آموخته اید.




25. بچه ها در سفر سوال های زیادی می پرسند. با هر پدیده جدیدی که روبرو می شوند، دوست دارند در مورد آن سوال بپرسند و اطلاعاتی به دست بیاورند. برخی والدین، فکر می کنند اگر قرار باشد در تعطیلات و سفر هم جواب انبوه سوال ها را بدهند، تعطیلاتشان خراب شده و در واقع انتظار دارند که فرزندپروری هم در سفر تعطیل باشد، تا بتوانند ذهن آزادتری داشته باشند. این درحالی است که همین سوال ها، بهترین فرصت برای آموزش مواردی است که بعدها، کودکان به راحتی حوصله خرج یادگیری شان نمی کنند.




26. فرزندتان را تشویق کنید به محیط اطراف دقت کند. او می تواند انواع گیاهان، حیوانات، وسایل نقلیه و …. را در مسیر و در مقصد ببیند. مواجه شدن با محرک های متنوع به خودی خود، به رشد هوش و خلاقیت فرزندتان کمک می کند.




27. از تنوع انسانی غافل نشوید، به فرزندتان اجازه بدهید غذاهای محلی هر منطقه را امتحان کند، آداب و رسوم آن محل را ببیند، مردم را با لباس های محلی خود تماشا کند و به رفتارهای آن ها دقت کند. به او کمک کنید شباهت ها و تفاوت ها را پیدا کند و با مردم هر منطقه وارد ارتباط و گفتگو شود. این کار به او کمک می کند درک بهتری از تفاوت ها و ارزش های انسانی در آینده داشته باشد و راحت تر با مردم متفاوت ارتباط برقرار کند، بدون قضاوت یا کناره گیری به دلیل تفاوت ها.




28. وسایل و لباس هایی را با خودتان ببرید که اگر هر اتفاقی برایشان افتاد، دلتان نسوزد، نگران هزینه هایشان نباشید و دائم استرس خراب شدنشان را هم نداشته باشید.




29. وقت هایی را تنها باشید. می توایند در تنهایی فکر کنید، ریلکس کنید، ذهنتان را خالی کنید، خلاصه، زمانی را به خودتان اختصاص بدهید تا در فضایی که دوست دارید آسوده باشید.




30. خودتان را به دست جریان اتفاق ها بسپارید. در سفر زیاد امکاندارد که کاری آن طور که برنامه ریزی کرده بودید پیش نرود. مهم نیست، قرار نیست یک پروژه را مدیریت کنید که مو به مو همه چیز اجرا شود. رفته اید سفر که خوش بگذرد، پس اوقات تلخی را کنار بگذارید، دست از سرزنش خودتان و بقیه بردارید، غر زدن را تعطیل کنید و کاری را انجام بدهید که باعث شود به همه از جمله خودتان بیشتر خوش بگذرد.




31. سعی کنید حسابی استراحت کنید، از تجربه های تازه لذت ببرید و خلاصه، بار تنش هایی که روی دوشتان سنگینی می کند را زمین بگذارید.




32. از اول سفر در نقش خدمتگزار ویژه بچه ها همراه سفر نشوید. یادتان باشد که خودتان هم قررا است از این سفر بهره ببرید و محور فرزندتان به تنهایی نیست.




33. کارهایی که دوست دارید انجام بدهید. حداقل در سفر خودتان را از رعایت هزار و یک باید و نبایدی که خودتان هم دلیلش را نمی دانید رها کنید. مثلا فکر می کنید آدم نباید از مسیر گلی رد شود؟ خب چرا نه؟ رد شوید! بعدش از اینکه کاری که فکر می کردید نباید انجام بدهید را انجام داده اید، لذت خواهید برد.


www.ninsite.com

[ad_2]

لینک منبع