«من، فامیلِ مدیر هستم»!!

[ad_1]

من, فامیلِ مدیر هستم

سه چیز است که اگر آنها را پاس داری و به آنها عمل کنی, از چیزهای دیگر تو را بی نیاز خواهند کرد, و اگر آنها را ترک کنی, سه چیز دیگر برای تو سودی ندارد بر خویشاوند و بیگانه حدود قانون را اقامه کردن, و در خرسندی و خشمناکی به کتاب خدا حکم کردن, و میان سرخ و سیاه به عدالت تقسیم کردن


مدیران عالم و عادل سرمایه حکومت ها هستند و تا چنین افرادی در مصادر امور و اداره کارها قرار نگیرند، انتظار درست عمل کردن به تکالیف و مناسبات مدیریتی و بهبود اوضاع معرفتی و معیشتی مردم، انتظاری نابجا و ناشدنی است.




در روایات به برپایی عدالت توسط مدیران تأکید شده است، چنانچه پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «عدالت نیکوست ولی از زمامداران نیکوتر است». امام علی می فرمایند: «عدالت موجب پایداری ملک و ملت و سبب جمال و زیبایی دولت ها و حکومت هاست.»




برپایی عدالت توسط مدیران یک جامعه، به پایداری و پیشرفت و بهبود حکومت و جامعه کمک می کند، و مسئولین را به هدف خدمتگزاری نزدیک می سازد.


بهترین انسان ها، رهبر عادل است




امیرالمؤمنین علیه السلام، عدالت را از شروط اصلی حاکم می دانستند و زمانی که مردم از بی کفایتی خلیفه سوم، به امیرالمؤمنین علیه السلام شکایت بردند، ایشان خطاب به او، چنین فرمودند:




«همانا زمام داران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاول گرند، و در معاملات انصاف ندارند. ریشهٔ ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان، و به هیچ کدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را واگذار مکن، و به گونه ای با آنان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند.»




«پس بدان بهترین انسانها نزد پروردگار رهبری عادل است که هم خود هدایت شده باشد و هم مردم را به راه راست هدایت کند و سنتی را که برایش معلوم شده برپا دارد و بدعتی را که مجهول است نابود سازد…به تحقیق بدترین مردم نزد پروردگار رهبری ظالم است که هم خود گمراه است و هم مردم را به گمراهی می کشاند…»


الگوی یک مدیر اسلامی




یک مدیر تا حد امکان باید تبعیضات و ظلم را از نظام اداری از بین ببرد، و عدالت اداری را جایگزین تبعیض اداری کند. در روش اداری، باید رفق و عدم قساوت، مشورت و عدم خودرأیی، جلب رضایت کارکنان، مساوات و عدم اجحاف به کارکنان، الگوی یک مدیر اسلامی شود. در غیر این صورت، سلامت نظام اداری به خطر خواهد افتاد. از مصادیق برقراری عدالت می توان به اجرای قوانین برای همگان، نظارت و ارزشیابی عادلانه، تشویق و تنبیه متناسب با عملکرد و عدم امتیازدهی اشاره کرد:


اجرای قانون برای خویشان و بیگانگان




امیرالمؤمنین علی علیه السلام، در برابر تخلفات، برخوردی عادلانه و بدون تبعیض نشان می داد و هیچ چیز وی را از این کار باز نمی داشت. حضرت با مسئولان متخلف هم این گونه برخورد می کرد و هیچ مسئولی حتی به اتکای سوابق یا خویشاوندی خود با حضرت، خود را آزاد نمی دید.




چنان که حضرت خطاب به عمر می فرمایند: «سه چیز است که اگر آنها را پاس داری و به آنها عمل کنی، از چیزهای دیگر تو را بی نیاز خواهند کرد، و اگر آنها را ترک کنی، سه چیز دیگر برای تو سودی ندارد. پرسید: ای ابوالحسن، آنها چیست؟ فرمود: بر خویشاوند و بیگانه حدود (قانون) را اقامه کردن، و در خرسندی و خشمناکی به کتاب خدا حکم کردن، و میان سرخ و سیاه به عدالت تقسیم کردن.»


نظارت عادلانه و تشویق و تنبیه




امام علی علیه السلام، خطاب به مالک اشتر، به نظارت دقیق در امور حکومتی و مدیریتی اشاره می کند و می فرماید: «در یک ارزشیابی دقیق، رنج و زحمت هریک از آنان را شناسایی کن، و هرگز تلاش و رنج کسی را به حساب دیگری نگذاشته، و ارزش خدمت او را ناچیز مشمار، تا شرافت و بزرگی کسی موجب نگردد که کار کوچکش را بزرگ بشماری، یا گمنامی کسی موجب شود که کار بزرگ او را ناچیز بدانی. هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشد؛ زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بی رغبت، و بدکاران در بدکاری تشویق می گردند، پس هر کدام از آنان را براساس کردارشان پاداش ده.»




«به تحقیق بدترین مردم نزد پروردگار رهبری ظالم است که هم خود گمراه است و هم مردم را به گمراهی می کشاند…»




این سخن به این معناست که کار مدیریت بس خطیر است، مدیر باید زیر دستان خود را بشناسد تا تلاش کسی به حساب دیگری گذاشته نشود.


مراقبت از اطرافیان




امیرالمؤمنین نه تنها به کارگزاران ارشد خود سفارش اکید به مراقبت اطرافیان خود می کردند که مانع زیاده خواهی و امتیازطلبی آنها شوند، خود نیز به اطرافیان خویش بسیار سخت می گرفتند. از این موارد می توان به برخورد آن حضرت با برادرش عقیل اشاره کرد که در خطبهٔ 224 نهج البلاغه به آن اشاره شده است. ایشان همچنین خطاب به مالک اشتر، می فرمایند:


«همانا زمام داران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاول گرند، و در معاملات انصاف ندارند. ریشهٔ ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان، و به هیچ کدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را واگذار مکن، و به گونه ای با آنان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند.»


منابع:




– نهج البلاغه، خطبه ١٦٤، خطبه 224، نامه53




– طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج7، ص 714.




– مجلسی، آداب معاشرت، ترجمه محمدباقر کمره ای، ج 2، ص 218.




– خالقی مقدم،معصومه، نظام مدیریت بدون تبعیض چگونه نظامی است؟

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *